باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 17 مهر 1387 كاربران برخط 262 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تلاش براي بازيابي توازن از دست رفته
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گزارش تحليلي در مورد خريدهاي تسليحاتي كشورهاي حوزه خليج فارس از ايالات متحده


 
   ● نويسنده: عطا - بهرامي

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

در راستاي سفر رابرت گيتس به خاورميانه قراردادهاي تسليحاتي كلاني بين كشورهاي عرب منطقه و رژيم اسرائيل با ايالات متحده به امضا رسيد. اسرائيل به تنهايي 30 ميليارد دلار و 3 كشور مصر، امارات و عربستان نيز بيست ميليارد دلار باقي مانده را به خود اختصاص دادند.

رقم هزينه هاي تسليحاتي اسرائيل در مقايسه با اعراب از جهاتي چند قابل توجه است. شكي وجود ندارد كه خريدهاي تسليحاتي اسرائيل از آمريكا از جيب اسرائيل نمي شود و اين كمك هاي اقتصادي ايالات متحده به اسرائيل است كه دوباره به اين كشور بر مي گردد ولي كشورهاي ثروتمند عرب بايد از سرمايه هاي نفتي خود هزينه آنرا بپردازند. بدون شك تضعيف ايران در خاورميانه اصلي ترين هدف آمريكا است و هدف بعدي درگير كردن كشورهاي متمول خاورميانه در يك رقابت تسليحاتي است تا بتوان دلارهاي نفتي را كه هر وقت روبه فزوني نهاده است جمع شده بتوان دوباره جمع كرد.

كشورهاي عرب منطقه در ماجراي اخير باز هم دچارخطاي استراتژيك شده اند و به غلط فكر مي كنند كه مي توانند امنيت خود را با خريدهاي تسليحاتي تامين كنند كه در اين ميان خريدهاي نظامي امارات از همه عجيب تر است.

ايالات متحده به طرز هوشيارانه اي هم اعراب و هم اسرائيل را درحالي وارد يك رقابت تسليحاتي كرده است كه خود كشورهاي عرب و اسرائيل از قبل گرفتار يك رقابت تسليحاتي هستند. مطمئنا مهم ترين متحد منطقه اي آمريكا اسرائيل است و اعراب كه بعضا حكومت هاي لرزان و بي ثباتي دارند در مرتبه بعدي قرار دارند، كشورهايي كه آمريكا به شدت از به خطر افتادن نظام هاي حاكم آنها در هراس است و براي حفط حكومت هاي عرب هزينه هاي اطلاعاتي زيادي را به صورت سالانه تقبل مي كند. براي تحليل استراتژيك ابتكار آمريكا در رقابتي كردن خاورميانه مي توان موارد زير را بر شمرد:

 

دلارهاي نفتي

هر وقت كه قيمت نفت افزايش يافته است ايالات متحده به انحا مختلف سعي كرده است كه دلارها را از چنگ كشورهاي نفتي خارج سازد. رقابت تسليحاتي هميشه به عنوان اولين و مهم ترين مساله مطرح بوده است كه پيش از اين نيز چه در دوران شك اول نفتي(1971) و چه در ادوار بعد به عنوان مثال در زمان حمله عراق به كويت در سال 1991. در همه اين زمانها با ايجاد يك ترس واهي در ميان كشورهاي كوچك عربي آنها را به يك رقابت بي حاصل تسليحاتي كشانده اند. سلاحهايي كه بايد از رده خارج شوند و متعلق به يك نسل قبل مي باشند به كشورهاي عرب فروخته مي شود و بعد براي به روز كردن اين سيستمها دور ديگري از خريدها اتفاق مي افتد. با بازگرداندن دلارهاي نفتي با فروش اسلحه به اعراب قمستي از فشارهاي ناشي از افزايش قيمت نفت بر اقتصاد آمريكا خنثي مي شود چيزي كه ژاپن و اروپا از آن بي بهره اند.

 

مهار ايران با هزينه اعراب

در راستاي تحديد قدرت ايران در منطقه كه پس از سقوط صدام و برهم خوردن موازنه قوا در منطقه به قدرتي بلامنازع تبديل شده است، ايالات متحده به تسليح اعراب و اسرائيل مبادرت مي كند. با اين هدف ضمني كه در ايران نيز در يك رقابت تسليحاتي منطقه اي گرفتار شده و كمتر بتواند از پول نفت در تحكيم اقتصاد خود و يا نفوذ در كشورهاي ديگر منطقه استفاده كند. چنانچه اعراب به اين رقابت وارد نشوند كل هزينه هاي مهار ايران بر دوش خود ايالات متحده خواهد افتاد در حاليكه با درگير كردن كشورهاي عربي قسمتي ازاين هزينه به اعراب منتقل مي شود.

به نظر مي رسد كشورهاي كوچكي مثل امارات از ابتدايي ترين اصول عقلاني حاكم بر روابط بين الملل نيز بي اطلاع اند. كاملا واضح است كه امارات اگر به زرادخانه نظامي هم تبديل شود به خاطر عمق امنيتي ناچيز و جمعيت بسيار اندك كه خارجيان اين كشور از خود اماراتي هاي بيشتر هستند قادر به تامين ايمني خود نخواهد بود. با اين اوصاف صرف هزينه هاي ميلياردي توسط امارات صرفا هدر دادن پول اين كشور است. كويت كه داراي مشابهت هاي زيادي با امارات است در زمان حمله عراق با وجود داشتن چند هزار فروند هواپيما و سلاحهاي مدرن از هر گونه واكنشي عاجز بود. كشورها كوچك با اتخاذ استراتژي پيوند زدن امنيت خود با ديگر كشورها از صرف هزينه هاي بي حاصل نظامي پرهيز مي كنند درسي كه اعراب هيچ وقت نياوختند و به شكل عجيبي هر دو كاررا با هم انجام مي دهند، يعني هم دنباله روي محض قدرتهاي بزرگ فرامنطقه اي را انجام مي دهند و هم ميلياردها پول را خريد جنگنده هايي مي كنند كه براي پرواز دادن آنها خلبان كافي در اختيار ندارند. نزديك به چهار دهه است كه اين سياست غلط اعراب ادامه يافته است.

البته بايد در اين تحليل مصر را از ديگران جدا كرد مصر هم به لحاظ عمق امنيتي و هم به لحاظ جمعيت تواناييهاي بسيار بهتر و متنوع تري را در اختيار دارد اما مشكل مصر متفاوت از اعراب حاشيه خليج فارس است. مصر دركنار كشوري ايستاده است كه يك كشور تجديد نظر طلب در منطق خاورميانه است كه شعار نيل تا فرات را استراتژي خود مي داند، شعاري كه هرگز آنرا فراموش نكرده است، و با اين كشور عليه كشوري كه تهديدي براي آن محسوب نمي شود متحد مي شود. ايران در هيچ حالتي نمي تواند براي مصر يك خطر محسوب شود، آگر بتوان با برشمردن خطر ايران كشورهاي حاشيه خليج فارس را ترساند به هيچ وجه نمي توان اين تهديد را به مصر نيز تعميم داد. در اين ماجرا مصر هزينه تامين امنيت اسرائيل را از جيب خودش مي پردازد.

وزير خارجه آلمان فروش تسليحات آمريكايي به كشورهاي خاورميانه را تقبيح كرده و آنرا در راستاي برهم زدن صلح در خاورميانه ارزيابي كرد. بدون شك آلمان و ساير كشورهاي اروپايي نگران صلح خاورميانه نيستند بلكه از اين نگرانند كه آمريكا با اين كار از زير فشارهاي نفت گران شانه خالي مي كن در حاليكه اروپاييها بايد آنرا تحمل كنند. اقتصاد اروپا در افزايش قيمت نفت بسيار بيشتر از آمريكا زيان خواهد ديد و با كاهش قدرت رقابت دربرابر آمريكا مواجه خواهد شد.

بدون شك در فروش تسليحات آمريكايي به كشورهاي عربي و اسرائيل در ميان قدرت هاي اقتصادي جهان اروپا و ژاپن بازنده و ايالات متحده برنده است و در منطقه خاورميانه اسرائيل و آمريكا برنده و بقيه كشورهاي خاورميانه بازنده اند.

 

    155 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:20/05/1386

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب