تخمين زده ميشود كه همه ساله در سراسر دنيا، 4 ميليون كودك و زن براي سوءاستفادههاي جنسي، بردگي، فاحشهگري و يا ازدواج اجباري، خريد و فروش ميشوند. همچنين حدود 1 ميليون كودك نيز در هر سال وارد تجارت شيطاني سوءاستفادههاي جنسي ميشوند كه بخش اعظم آنان را دختران تشكيل ميدهند. به علاوه، در هر سال بيش از 50000 زن و كودك از قارههاي آسيا، آمريكاي لاتين و اروپاي شرقي به كشور آمريكا انتقال مييابند تا براي استفاده در فاحشهگري و يا خدمتكاري به كار گرفته شوند. در دو سال اخير نيز، دولت آمريكا تنها براي 300 مورد از اين اعمال غيرقانوني، پيگيري قضايي انجام داده است. البته، در ساير كشورهاي مرفه، نرخ پيگيريهاي قضايي از اين عدد هم كمتر است. براساس آمار سازمان يونيسف، همه ساله 10000 دختر از كشورهاي همسايه وارد تايلند ميگردند تا به عنوان فاحشه مورد استفاده قرار گيرند. همچنين همه ساله 5000 تا 7000 دختر نپالي به كشور هندوستان انتقال مييابند تا براي بردگي جنسي در شهرهاي بمبئي و دهلي نو به كار گرفته شوند.
اگرچه بيشترين تعداد كودكان مورد سوءاستفاده جنسي در قاره آسيا قرار دارند، اما كودكان اروپاي شرقي نيز از كشورهاي روسيه، لهستان، روماني، مجارستان و جمهوري چك، با نرخي فزاينده در حال ورود به اين تجارت شيطاني در خاك اروپا هستند. متأسفانه نشانهاي از كاهش فاحشهگري كودكان به عنوان يك پديده آسيبزاي اجتماعي به چشم نميخورد. در بسياري از موارد نيز، گروههاي تبهكار سازمانيافته، ربودن كودكان و فروختن آنان جهت فاحشهگري را با همكاري مسئولان مرزي و نيروهاي پليس آن كشور انجام ميدهند.
كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در گزارش اخير سالانه خود و در بخش ويژه خشونت عليه زنان، به نقش مسئولان در قاچاق زنان و كودكان به كشورهاي ديگر اشاره كرده است. هر چند به دليل وجود عواملي نظير فقدان اسناد و مدارك رسمي، اختلاف زبان و عدم وجود حمايتهاي قانوني، اين كودكان ربوده شده قرباني همدستي و همكاري مشترك قاچاقچيان انسان و مديران بيرحم دولتي ميشوند.
تجارت مربوط به سوءاستفادههاي جنسي از كودكان، در سراسر دنيا در حال گسترش است. ك كارشناسان معتقدند كه مهمترين دلايل شكلگيري اين وضعيت، گسترش مبادلات بينالمللي ميان كشورها، فقر، بيكاري، جايگاه نامناسب اجتماعي دختران، فقدان آموزشهاي مناسب (شامل آموزشهاي جنسي مورد نياز) جهت كودكان و والدينشان، وجود قوانين ناعادلانه، عدم وجود حمايتهاي قانوني و در نهايت، تحريك زودهنگام جنسي كودكان از طريق برنامههاي رسانههاي جمعي (روندي كه در كشورهاي صنعتي به وفور در حال گسترش است) ميباشد.
همچنين دلايل فرهنگي و اجتماعي ويژهاي نيز در مورد كودكاني كه در نقاط مختلف دنيا به اين تجارت وارد ميشوند، وجود دارد. در بسياري از موارد كودكان ساكن كشورهاي صنعتي، بدين دليل وارد اين فعاليتها ميشوند كه تمايل دارند، از خانههاي سرشار از بينزاكتي و فعاليتهاي غير اخلاقي بگريزند. در كشورهاي شرقي و جنوب آفريقا نيز كودكاني كه به دليل ابتلاي والدينشان به بيماري ايدز، يتيم و بيسرپرست گرديدهاند، به علت عدم وجود حمايتهاي مورد نياز، به سادگي قرباني سوءاستفادهها و بدرفتاريهاي جنسي ميشوند. در جنوب آسيا هم به دليل جايگاه نامناسب اجتماعي زنان و دختران، اين مسئله به مشكلات موجود افزوده است. البته بايد دانست كه اين كودكان و زنان قرباني سوءاستفادههاي جنسي، به انواع بيماريهاي آميزشي نظير ايدز و اچايوي و يا بيماريهاي مقاربتي مختلف مبتلا ميگردند. به علاوه، به دليل شرايط زندگي آنان، اين كودكان در معرض سوء تغذيه نيز قرار دارند كه ميتواند به نارساييهاي جسمي، افسردگي و يا بيماريهاي عصبي آنان منجر گردد.
بدينترتيب، حتي با صرفنظر از جنبههاي مخرب ضداخلاقي اين سوءاستفادهها، تأثيرات جسمي ناگوار اين رفتارها بر سلامت كودكان قرباني و آينده آنان، بايد مورد توجه جدي قرار گيرد. در سراسر دنيا، بسياري از افراد و سازمانهاي غير دولتي به شدت تلاش ميكنند تا از حقوق كودكان دفاع نمايند. در بسياري از موارد نيز، اين فعاليتها زمينه ايجاد كشمكش و تعارض را ميان آنان و دولتها و گروههاي ذينفع قدرتمند به وجود ميآورد.
امروزه و در ميان سازمانهاي وابسته به سازمان ملل، يونيسف به تنهايي در صدد جلب توجه عموم مردم دنيا به اين پديده است. اين سازمان تلاش ميكند تا ريشههاي بنيادين اين سوءاستفادههاي جنسي را با استفاده از روشهايي نظير حمايت اقتصادي از خانوادههاي نيازمند و ارائه آموزشهاي لازم به آنان، از بين ببرد. در اين فعاليتها كه با سازماندهي دختران در معرض خطر انجام ميگيرد، تلاش ميشود كه از حقوق قانوني اين دختران دفاع گردد.
البته فعاليتهاي اين سازمانهاي غيردولتي و مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد، بايد به عنوان يك عمل تكميلكننده اقدامات دولتهاي مختلف دنيا در جهت حل اين مسئله به شمار آيد. اقداماتي كه ميتواند شامل گسترش آگاهيهاي اجتماعي در ميان خانوادهها، ارائه خدمات حمايتي و اجتماعي به كودكان آسيبديده و خانوادههايشان و ايجاد يك الگوي حقوقي مناسب و در نهايت، فراهم نمودن مشاورههاي روانشناسي به قربانيان اين سوءاستفادهها، باشد.
بايد دانست، تنها هنگامي كه اين پديده با محدوديت روبرو شود، ما قادر خواهيم بود ادعا كنيم كه بچهها و كودكان دنياي امروز ما ميتوانند به يك زندگي همراه با صلح و سلامتي و رفاه دست يابند.
منبع: www.Stgate. com
* سزار چيلالا Cesar Chelala: پزشك سرشناس آمريكايي و مشاور بينالمللي پزشكي.