باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 15 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نسبت جهاني شدن و حكومت جهاني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نجف - لك زايى

منبع: سایت - iriw

 
 

حكومت اسلامي داراي دو ركن: كسب رضايت الهي و كسب رضايت مردمي است. از منظر آموزه هاي شيعي, حتي در عصر غيبت امام دوازدهم (عج), حكومتي از مشروعيت برخوردار است كه علاوه بر مقبوليت و ضايت مردمي, مورد تأييد خداوند بر اساس آموزه هاي ديني باشد. در حالي كه منظر ليبرال دموكراسي, براي مشروعيت حكومت ها, تنها رضايت مردمي كافي است. نتيجه اين مي شود كه حكومت اسلامي دمكراتيك هست, ولي هر حكومت دموكراتيك, اسلامي نيست. نياز به ذكر نيست كه حكومت هاي استبدادي و ديكتاتوري حكومت هايي هستند كه نه از رضايت مردمي برخوردارند و نه از تأييد الهي.

همچنين قانون مورد عمل و مبناي نظم فردي, اجتماعي و بين المللي, در دو مكتب, مشترك نيست. قانون در جامعه اسلامي مبتني بر وحي, اصالتا ((قرآن)) و ((سنت)) است. و قراردادهاي اجتماعي در چارچوب ((حدود الهي)) معنا مي يابد, در حالي كه در نظام هاي ليبرال دمكراسي, قرارداد اجتماعي, مبناي قانونگذاري است.

با توجه به آنچه آمد, فريضه و ادعاي اساسي نگارنده در پژوهش حاضر اين است كه ((جهاني شدن)), اعم از اين كه به يك فرآيند اشاره داشته باشد يا پروژه اي برنامه ريزي شده باشد, در نسبت سنجي با ((حكومت جهاني امام مهدي (عج) )) داراي تعارضات بنيادي و روبنايي خواهد بود. حكومت جهاني امام مهدي (عج) نظامي است مبتني بر آموزه هاي حياتي و ديني, در حالي كه ((جهاني شدن)) پيامد و حاصل آگاهانه و نا آگاهانه پيشرفت هاي سياسي, اقتصادي, تكنولوژي و در ارتباط با نظام سرمايه داري و سلطه طلبي است.

 

1- جهاني شدن, مفهوم و ويژگيها

جهاني شدن (globalization) چيست؟ مؤلفه ها و شاخص هاي آن كدام است؟ آيا اتفاق افتاده يا در حل اتفاق افتادن است؟ ادامه مدرنيته است يا مربوط به عصري ماوراي آن است؟ به معناي يكسان سازي است يا براي تكژگرايي و پلوراليسم هم ارج و قربي قائل است؟ ابعاد آن چيست؟ آيا جهاني شدن در تمامي حوزه هاي فرهنگي, سياسي و اقتصادي در حال انجام است يا در حوزه فرهنگي, سياسي و اقتصادي در حال انجام است يا در حوزه خاص به وقوع مي پيوندد و قلمرو آن كجاست؟ آيا جهاني شدن در تمام نقاط دنيا و در تمام كشورها و مناطق بطور مساوي در حال انجام است و يا اينكه برخي از مناطق خارج از قلمرو آن قرار دارند؟ براي چه كشورهايي مضر؟ سود و زيان هاي متصور براي جهاني شدن چيست؟

واقعيت آن است كه پرسش هاي مذكور هنوز جواب هاي روشني ندارند و شايد هم هنوز از آن پاسخ هاي روشن نيست. در عين حال براي اين كه امكان بحث را بيابيم, ناگزيريم به برخي رويكردها به مسأله جهاني شدن بپردازيم و آنگاه به مقايسه آن با حكومت جهاني حضرت وليعصر (عج) بپردازيم.

دكتر جرج نحاس به سه رويكرد اشاره كرده است:

1. فن آوري جديد ارتباطات, به انتقال داده ها و تخصصها كمك مي كند و اين امر جهان را به سمت ائتلاف بيشتر سوق مي دهد و در نتيجه به نوعي جهاني شدن مي انجامد, 

2. پيشرفت ابزار گوناگون فن آوري با انتقال تازه ترين دستاوردهاي فرهنگي در همه كشورهاي جهان, فضاي جديد و مشابهي به وجود مي آورد.

3. تكنواوژي داده ها به جايي رسيده كه ديگر سخن گفتن درباره مرزهاي ملي و قومي به مفهوم رايج آن دشوار است. اين ارم در عرصه سياست جهاني زمينه را براي ايجاد نوعي جهاني شدن متفاوت با دو نوع ديگر فراهم مي كند.

جيمز روزنا براي توضيح مفهوم جهاني شدن, آن را در مقابل محلي گرايي (localism) قرار داده اس. به نظر وي جهاني شدن چيزي است متفاوت از آنچه با واژه هاي ديگري از قبيل جامعه جهاني, وابستگي متقابل, گرايش هاي تمركزگرا, نظام جهاني, يكپارچگي جهاني, عموميت يا جامعيت , بين المللي شدن و جهان گرايي به أنها اشاره مي شود ...

روزنا از وضعيت حاضر توصيف جديدي مي دهد. به نظر وي نه هنوز فرآيند جهاني شدن تمام شده است تا بگوييم همه چيز دز حال جهاني شدن است و نه محلي كردن بر آن فائق آمده است تا بگوييم فرآيند جهاني شدن متوقف شده است, بلكه اين دو با يكديگر رابطه ديالتيكي دارند.

بنابر اين روزنا اصطلاح جديدي با عنوان ((واهمگرايي)) را براي توصيف وضعيت جاري جهاني بكار مي برد. واهمگرايي مركب از دو كلمه واگرايي و همگرايي است. واگرايي مترادف محلي كردن است, در حالي كه همگرايي به جاي واژه جهاني شدن بكار رفته است. (fraymegration كه واهمگرايي ترجمه شده مركب از دو كلمه fragmentution به معني واگرايي و integaration به معني همگرايي است.)

به نظر روزنا در آينده نيز اين دو در كنار هم خواهند بود. جهاني شدن و محلي كردن با يكديگر هم زيستي خواهند داشت, در حالي كه اولي فضاي عمل دومي را تعيين خواهد نمود.

سود و زيان هاي جهاني شدن چيست؟

به نظر برخي از صاحب نظران جهاني شدن تنها به سود كشورهاي اداري اقتصاد قدرتمند تمام مي شود. و عملا موجب به انزوا كشيده شدن و حاشيه نشيني كشورهاي اداري اقتصاد ضعيف خواهد گرديد.

گروه اول موارد زير را به عنوان جلوه هاي منفي جهاني شدن براي كشورهاي ضعيف  از نظر اقتصادي  بر شمرده اند:

1. جهاني شدن سبب كاهش اهميت كالاهاي اوليه (مواد اوليه) مي شود ...,

2. جهاني شدن سبب كاهش نقش نيروي انساني غير متخصص خواهد شد, اين امر نيز تا حد زيادي به ضرر كشورهاي در حال توسعه است, زيرا اين كشورها عمدتا صادر كننده اين نيروها به بازار كار جهاني هستند,

3. جهاني شدن سبب عمل كشورهاي در حال توسعه بر اساس مقررات بازار جهاني خواهد شد. اين امر سياست هاي توسعه ملي كشورهاي جهان سوم را تا حد زيادي از اثر بخشي مي اندازد,

4. جهاني شدن به افزايش فاصله و نابرابري ميان ملتها,؟؟ و مناطق گرايش دارد. از اين رو به عنوان يك ساختار در دست قدرتمندان اقتصادي آنان را قدرتمند تر و فقرا را فقير تر مي كند,

5. جهاني شدن سبب به مخاطره افتادن محيط زيست مي شود,

6. با برتر قرار دادن دستيابي به ثروت مادي, توازن بين نيازهاي گوناگون انسان از جمله به اخلاق و معنويت را بر هم مي زند و سبب دامن زدن به خشونت و از خود بيگانگي مي گردد.

در نگرش مثبت به جهاني شدن موارد زير عنوان مي شود:

1. باز شدن اقتصادها و فرهنگ هاي ملي در ابعاد داخلي و خارجي,

2. رشد منطقه گرايي در پي تهديد بازارهاي ملي كشورها,

3. ايجاد محيطي كاملا رقابتي,

4. تحريك احساسات ملي و محلي,

5. رونق پيدا كردن برخي شهر ها و واحدهاي منطقه اي به عنوان مراكز اقتصادي جهان,

6. افزايش بهره وري,

7. بهبود شرايط زندگي براي عموم بطور كلي و براي عده اي بيش از ديگران,

8. انتقال تكنولوژي به كشورهاي در حال توسعه.

گروه ديگري از متفكران با توجه به ابعاد زير با جهاني شدن برخورد منفي داشته اند.

1. حاكميت خط مشي واحدي كه متاثر از فرهند غربي  بويژه امريكاي شمالي  است اين نگراني را پديد آورده كه فن آوري جديد, ابزاري است براي استعمار نوين,

2. نابودي شاخصهايي كه به فرهنگ رنگ بوي مي دهد, اين نگراني را پديد آورده به جاي آن كه فرهنگ جهاني قالب مشترك آينده انسان قرار گيرد, فرهنگ يك بعدي و يك جهتي به عنوان فرهنگ جهاني تلقي گردد,

3. سيطره يافتن بر بستر تاريخي امور كه نتيجه اش آن است كه زرادخانه هاي جهان به حمايت از اولويت هايي برخاسته اند كه سلطه جويان, آنها را جايگزين پديده جهاني شدن كرده اند.

برخي از سياستمداران جهان سومي و رويه براي جهاني شدن قائل شده اند: رويه علمي و تكنولوژيك و رويه استعماري. از نظر گروهي, جهاني شدن تا آنجايي كه مربوط به پيشرفتهاي فني, علمي, اجتماعي و متناسب با وضعيت تاريخي و اجتماعي بشر امروز است امري قابل فهم و طبيعي است, اما آنچه كه از جهاني شدن اراده مي شود, تنها اين امر طبيعي نيست, بلكه وراي اين اصطلاح و فرآيند و حركت, يك اراده وجود دارد و آن اينكه نوعي روش, منش و سياست و منافع به عنوان روش و منش و منابع جهاني بر بشريت تحميل شود و اين البته امري خطرناك و مضر است, زيرا مي خواهد يك نوع بينش را به عنوان الگو معرفي نمايد و همه جان و زندگي و جهان را با يك معيار خاص اندازه گيري كند. عدم تساوي دولتها و ملت ها سبب مي شود تا آنكه صاحب علم و تكنولوژي هستند, يك امر غير طبيعي را بر كشورهاي داراي اقتصاد و قدرت ضعيف تر تحميل نمايند و سعي كنند جهان بر مدار مناقع آنها بچرخد.

 

2- حكومت جهاني امام مهدي (عج)

جكومت جهاني امام مهدي (عج) پاسخي است به نگراني بشر از آينده خود. شيعيان آينده روشني را براي زندگي انسان پيش بيني مي كنند. اميد به زندگي, در قالب ((انتظار فرج)) به زندگي شيعيان معنا و گرمي مي بخشد. يك شيعه از آينده خود نگران نيست, چنانچه اكثر متديننان به اديان نيز نگران نيستند, اما آموزه هاي شيعي اين امتياز را دارد كه از روشني و وضوح فراوان برخوردار است.

اگر انقلاب ارتباطات, تكثر و افزايش تعداد بازيگران بين المللي, انقلاب انفورماتيك , بين المللي شدن اقتصاد هاي ملي با تأمين سازمان تجارت جهاني W.T.O افزايش وابستگي متقابل با پديده هايي از قبيل تجارت مواد مخدر, آلودگي محيط زيست, تروريزم, پناهندگان, ايدز, و بحران بدهي ها, گسترش گرسنگي و فقر و تضعيف حاكميت هاي ملي زمينه هاي جهاني شدن كنوني را فراهم كرده است, شكوفايي علم و در واقع انقلاب علمي زمينه ساز حكومت جهاني حضرت وليعصر (عج) خواهد بود.

با اين تفاوت كه شكوفايي دانش امروز انسانها, عمدتا متوجه مسائل دنيوي است, در حالي كه شكوفايي دانش در عصر مهدي, جامع مسائل دنيا و آخرت خواهد بود. به اختصار به برخي از ويژگيهاي حكومت جهاني حضرت وليعصر (عج) اشاره مي كنيم:

الف) توسعه فرهنگي, علمي و دنيوي, از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه به هنگام ظهور امام زمان (عج) عقل انسانها به كمال رسانده مي شود و همه افراد, اعم از مرد و زن, تحت پوشش تعليم و تربيت قرار مي گيرند:

((قائم ما, به هنگام رستاخيز خويش, نيروهاي عقلاني توده ها را تمركز دهد و خردها و دريافتهاي خلق را به كمال رساند)).

((در زمان مهدي, به همه شما حكمت و علم بياموزند تا آنجا كه زنان در خانه ها, با كتاب خدا و سنت پيامبر, قضاوت كنند.))

ب) توسعه اقتصادي و معيشتي, امام باقر عليه السلام فرموده است:

((در روزگار مهدي, در زمين, هيچ جا, نا آباد نخواهد ماند)).

توسعه اقتصادي صورت گرفته در عصر مهدي (عج), توسعه اي است مبتني بر تسخير طبيعت و توليد كالا و نيز توزيع و مصرف درست و مطابق عدالت:

((همه مال و خواسته دنيا, آنچه در درون زمين و آنچه بر روي آن است, نزد مهدي گرد آيد, آنگاه مهدي به مردم بگويد: بياييد! اينها, همان چيزهايي است كه براي به دست آوردن آنها, از خويشان خود بريديد (قطع رحم كرديد) و خونها ريختيد و محرمات الهي را مرتكب شديد ... آنگاه, چنان كه كسي پيش از او نبخشيده است, به مردم ببخشد.))

3. مقايسه و نتيجه گيري

مقايسه بر محور چهار ويژگي اي خواهد بود كه در بحث حكومت جهاني حضرت وليعصر(عج) ذكر شد.

1. محور توسعه فرهنگي, علمي و ديني: همانگونه كه گذشت در حكومت جهاني امام مهدي (عج) علم و دانش فراگير خواهد شد. در حالي كه هم اينك دانش پيشرفته در انحصار كشورهاي خاصي است و اين كشورها از انتقال آنها به كشورهاي ديگر جلوگيري مي كنند. همچنين در حكومت جهاني امام مهدي (عج) دين اسلام تنها دين حاكم بر جهان خواهد بود, چنانكه دين و سياست نيز از يكديگر تفكيك ناپذيرند و بلكه سياست و حكومت در خدمت دين و اهداف متعالي آن است. در صورتي كه در وضعيت جهاني شدن, دين جايگاه روشني ندارد ...

2. محور توسعه اقتصادي و معيشتي: همانگونه كه گذشت در حكومت جهاني امام مهدي, با توسعه در دانش و عقل و خرد آدميان, تمامي ظرفيتهاي اقتصادي طبيعت كشف خواهد شد. سيستم توزيع نيز «درست درست » عمل خواهد كرد ، بنابراين از شكافهاي اقتصادي و معيشتي اثري نمي ماند. در حالي كه نظام حاكم بر جهان ما داراي شكافهاي اقتصادي وحشتناكي است. شكاف شمال  جنوب ، شكافي است كه به اجماع تمامي صاحب نظران توسعه ميان كشورهاي توسعه يافته و عقب مانده وجود دارد. سازمان تجارت جهاني و به عنوان سازماني كه متولي جهاني سازي عرصه هاي اقتصادي، تجاري و مالي دنيا است، قائل به هيچ نظامي ترجيحاتي نيست...  

3. محور توسعه اخلاقي, اجتماعي و امنيتي: حكومت جهاني امام مهدي مبتني بر اخلاق است در حالي كه, جهان كنوني ما از بحران معنويت در رنج است و همينطور امنيت نيز چه در سطوح فردي چه در سطوح عمومي و ملي و جهاني، به خطر افتاده است. و از طرفي آنچه به عنوان اهرم قدرت است براي كشورهاي قدرتمند به رسميت شناخته شده است. سيستم «حق وتو» به پنج كشور آمريكا ،روسيه،فرانسه،چين و انگلستان اين حق را داده است تا هر تصميمي را كه مغاير با منافع خود مي دانند «وتو» كنند. در حالي كه حكومت جهاني امام مهدي امنيت براي همه انسانها يكسان وجود دارد.

4. محور توسعه سياسي: در حالي كه «جهاني شدن» كنوني از ابهام مفهومي و مصداقي برخوردار است و نيز در حالي كه در جهان كنوني كشورهاي قدرتمند، به بهانه حذف تروريزم و دفاع از حقوق بشر و امنيت جهاني، ديكتاتوري بين المللي را به راه انداخته اند و همانطور كه آمد،«حق وتو» خود علامت و دليل پذيرش ديكتاتوري بين المللي از سوي يك كشور است، و نيز در حالي كه در بسياري از نقاط دنيا جنگ و ناامني و عثب ماندگي سياسي وجود دارد، در عصر مهدي(عج)، واقعاً حكومت جهاني تشكيل مي شود. حكومتي كه انسانها را فقط بنده خدا مي خواهد و هيچكس حق اربابي بر سايرين را نخواهد داشت. فرصت براي تقرب به خدا و توسعه  مادي و معنوي فراهم خواهد شد. 

 

    276 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جهانی شدن (374)
●   حكومت جهاني (7)

افراد مرتبط
●  امام زمان   (131)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:01/12/1381

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب