باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 15 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آسيب شناسي تحجر
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيد محسن - حسيني طاها

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

پيشرفت بشر در دنياي امروز حاصل علم يا به معنايي دقيق تر حاصل كاركرد تكاملي ذهن اوست. ذهن انسان با پردازش داده هايي گوناگون به توليد انديشه نويني دست مي يازد كه اين انديشه ارمغان آور تحول و دگرگوني در زندگي فردي و اجتماعي اوست.

در توجيه اينكه تكامل و دگرگوني انسان همواره مرهون پذيرش افكار جديد توسط ذهن اوست بايد گفت از آنجايي كه انسان موجودي اجتماعي است و يكي از ابعاد تعريف كننده جامعه نيز زمان مي باشد، لذا نمي توان براي انسان ذهني ايستا در مسير زمان قائل شد. به عبارتي انديشه توليد شده ذهن وابسته زمان است. ذهن وقتي مي تواند كاركردي درست ارائه دهد كه جايگاه خود را در زمان به خوبي دريابد و بنابر مقتضيات هر زمان به اخذ داده بپردازد و با پردازش متناسب با زمان آنها انديشه اي زمان مند داشته باشد.

ذهني كه مي خواهد پا به پاي زمان پيش رود همواره بايد در مقابل افكار و آراي نوين كه معلول گذشت زمان است حالت انعطافي از خود نشان دهد و پذيراي دخالت زمان و تحول آرا و انديشه ها باشد.

به طور كلي مي توان نوانديشي را مرهون دو امر اصلي دانست.

1-اخذ داده هاي نو

2- تحليل نوگرايانه

در مقام تمثيل كارخانه اي را در نظر بگيريد كه هدف آن توليد كالاهاي مدرن و امروزي است. اين كارخانه در درجه اول بايد از مواد اوليه اي استفاده كند كه دستاورد تكنولوژي روز باشد و در درجه دوم دستگاه هايي را به كار گيرد كه آنها هم نتيجه تكنولوژي روز جهان باشند. فقدان هر يك از اين دو مهم مانعي است براي رسيدن كارخانه به اهداف خود.

سازوكار نوانديشي نيز دقيقا به همين شكل است، يعني نوانديشي حاصل نمي شود مگر با اخذ انديشه هاي نو و تحليل نوگرايانه آنها در سيستم ذهن انسان.

با تعريف اين چارچوب و هنجار براي نوانديشي، به تحليل حالتي مخالف و ناهنجار مي پردازيم كه در آن ذهن از پذيرش افكار نو خودداري مي كند و يا داده هاي نوين را به گونه اي واپس گرايانه تحليل مي نمايد. در اين حالت مي گوييم ذهن حيات و تكاپوي خود را از دست داده و مانند سنگي شده كه نه چيزي در آن نفوذ مي كند و نه رشدي براي او قابل تصور است. اين حالت را در روانشناسي «تحجر» مي نامند.

اگر بخواهيم تحجر را به عنوان يك بيماري بررسي نماييم در توضيح گونه هاي آن به دو سر فصل اساسي برمي خوريم:

1-اختلال در گيرايي ذهني

2-اختلال در تحليل

 

1_ اختلال در گيرايي ذهني

گفتيم شرط اول نوانديشي انعطاف پذيري ذهن در مقابل افكار و آراي نوين است. بايد توجه كرد كه منظور از انعطاف پذيري ذهني در مقابل افكار و آراي نوين به هيچ وجه تقليد كوركورانه از هر مسلك، مرام و آئيني نيست و ما در اين قسمت درباره ورود داده ها به سيستم ذهن بحث مي كنيم نه تحليل آنها.

تقليد و پيروي از يك انديشه بحثي است كه در قسمت تحليل پيش مي آيد و ما در اين بخش صرفا به ورود داده ها به ذهن مي پردازيم كه در بيماري تحجر عمده مشكلات در همين بخش آغاز مي شود.

انسان متحجر در دريافت داده هاي ذهني كه همان انديشه هاي نوين است، گزينشي برخورد مي نمايد و به اصطلاح در ورودي ذهني خود غربالي نصب مي كند و تنها انديشه هاي همسان با انديشه خود مي پذيرد. بديهي است عدم ورود انديشه نو و مخالف با انديشه هاي قبلي عملا هيچ تحولي در ذهن انسان به وجود نمي آورد.

مثال كارخانه را به ياد بياوريد، وقتي كارخانه اي از استفاده مواد اوليه جديد كه حاصل فناوري روز است، خودداري كند نياز به تغيير و تحول در نظام سيستماتيك و ماشين آلات خود ندارد.

اين غربال ذهني باعث محروم ماندن فرد از بسياري افكار نو كه حاصل گذشت زمان است   مي گردد در نتيجه فرد متحجر دچار توقف در زمان مي شود.

 

2-اختلال در تحليل

افكار نو وقتي مي توانند موجب تحول و دگرگوني فرد شوند كه ذهن آنها را به صورت نوگرايانه تحليل كند.

اين سئوال مطرح مي شود كه آيا يك كارخانه مي تواند با دستگاههاي كهنه و سنتي خود از مواد اوليه مدرن و امروز استفاده نمايد؟ قطعا پاسخ منفي است.

شرط بهره بردن مطلوب ذهن از افكار نو نيز تحليل نوگرايانه است. اگر بخواهيم تعريفي جامع از تحليل نوگرايانه ارائه دهيم بايد بگوييم اين امر حضور لوازمي را ايجاب مي كند كه در علم و شناخت نوين وجود دارند. برخلاف تصور بسياري كه نوانديشي و نوگرايي را سنت مي دانند، نوانديشي نگاه علمي و امروزي به سنت است كه حاصل آن نوگرايي در زندگي بشر مي باشد.

مهمترين چيزي كه در انسان باعث تحليل نوگرايانه مي شود، علم و شناخت است. علم و شناخت باعث مي گردد انسان در تحليل افكار ديگران عميق تر و بي تعصب باشد. البته در اين نوشتار مجال بررسي راههاي دستيابي انسان به شناخت نوين نيست.

 

آسيب شناسي تحجر

يكي از گرايشهاي مهم علوم اجتماعي آسيب شناسي است كه در آن به بررسي معضلات مي پردازد كه از يك ناهنجاري اجتماعي سرچشمه مي گيرد. به عبارتي ديگر از آنجايي كه اجتماع به صورت يك سيستم تعريف مي شود كه در آن نقش ها با يكديگر كنش و واكنش متقابل دارند لذا ناهنجاري در عملكرد يك نقش باعث اخلال در عملكرد ساير نقش ها مي شود.

مثلا اعتياد را به عنوان يك ناهنجاري اجتماعي در نظر بگيريد. يك فرد معتاد كه در سيستم خانواده نقش همسر و پدر را ايفا  مي كند با ناهنجاري در عملكرد خود باعث اختلال و ناهنجاري در عملكرد همسر و فرزند مي شود.

اگر تحجر را به عنوان يك ناهنجاري اجتماعي در نظر بگيريم، فرد متحجر علاوه بر آسيب هاي فردي كه به خود وارد مي آورد به مقتضاي نقش هاي اجتماعي خود يك سري اختلال را براي نقش هاي متقابل و وابسته اش فراهم مي كند.

گفتيم تحجر در يك كلام، ماندن و درجا زدن در مسير زمان است. حال با توجه به وابستگي متقابل نقش هاي اجتماعي، فرد متحجر باعث توقف و درجا زدن نقش هاي متقابل خود نيز مي گردد و هر چه نقش او در جامعه كليدي تر و بنيادين تر باشد آسيب زايي آن بيشتر است. همانطور كه آسيب زايي يك فرد معتاد متاهل چند برابر آسيب زايي يك فرد معتاد مجرد مي باشد. چون فرد متاهل بنياد يك خانواده را تشكيل مي دهد و اعتياد او بنيان و شيرازه يك خانواده را تحديد مي كند؛ چون نقش هاي وابسته او از نقش هاي وابسته به يك فرد معتاد مجرد بيشتر است.

اگر بخواهيم براي اين گفته شاهد تاريخي بياوريم مي توانيم به جوامع اروپايي قرون وسطي بنگريم. دليل عقب افتادگي اين جوامع در قرون ياد شده گرفتار بودن بنيادين ترين نقش اجتماعي يعني حكومت به تحجر و دگماتيسم بود.

 

 ريشه يابي تحجر

تحجر از كجا ناشي مي شود و علل متحجر شدن يك فرد چيست؟ گفتيم تحجر مقاومت ذهني فرد در مقابل افكار مخالف بدون بررسي و تحليل دقيق آنهاست. حال مي خواهيم بدانيم كه يك فرد به چه دليل مايل به پذيرش افكار نو نيست و بر انديشه خود پافشار مي ورزد.

باز هم يادآور مي شويم كه دفاع از عقيده شخصي با عدم انعطاف در مقابل فكر ديگران كاملا متفاوت است. در حالت اول انسان با افكار مخالف روبه رو مي شود و پس از تحليل آنها از راه منطق و بدون تعصب درمي يابد كه عقيده خودش كاملتر و بهتر است؛ اما در تحجر افكار مخالف حتي مجال ورود به ذهن انسان را پيدا نمي كنند و اين در حالي است كه انسان براي راي و انديشه خود تقدسي ويژه قائل شود و هر فكر مخالف و ناهمسان با آن را پليدي مي داند.

متاسفانه در بسياري از موارد انسانها براي انديشه خود تقدس قائلند. اينان انديشه هاي خود را آئينه تمام نماي ديني مي دانند كه پيرو آنند و چون دين دستورات الهي است، لذا اينگونه مي پندارند كه بهترين انديشه را دارا هستند و از تحليل ديگر انديشه ها بي نيازند. در اينكه دين دستور الهي و برنامه سعادت بشر است بحثي نيست، اما آنچه كه سبب تحجر مي گردد بي نياز دانستن خود از تحولات زمان است. اينجاست كه ذهن متحجر حتي در مقابل انديشه هاي نوين ديني مقاومت مي كند و صاحبان آن انديشه ها را ملحد قلمداد مي كند. ذهن متحجر مسايل دين را قوانين ثابت و غير قابل دگرگوني مي داند و ذهن نو انديش مسايل نوپديد را محتاج رشد و دگرگوني در بستر زمان مي پندارد.

 

تحجر از ديدگاه روانشناسي سياسي

روانشناسي سياسي شاخه اي نوين در علم روانشناسي است كه مراحل رشد انسان را شبيه به مراحل رشد جوامعي مي داند كه استعمار را تجربه كرده و پس از انقلاب به حكومتي پايدار دست مي يابند. جدا از اين چارچوب كلي، روانشناسي سياسي بعضي اوقات به مسائل مشترك ميان انسان و جامعه دست مي يابد.

در روانشناسي سياسي ديالكتيك دروني انسان را عاملي براي رشد و تعالي او به خصوص در دوران بلوغ مي دانيم و بر اين باوريم كه هر چند دستاورد ديالكتيك دروني تكوين يك شخصيت پايدار در انسان است، اما پس از رسيدن انسان به اين حالت نيز ديالكتيك دروني ادامه مي يابد.

چون در حقيقت پايان ديالكتيك دروني مرگ رواني انسان است، همانطور كه اگر در يك كشور همواره آنتي تزي براي تز حاكم بر جامعه پيدا نشود سنتز تحول و دگرگوني پديد نمي آيد و جامعه دچار ركود و فساد مي شود. حال بياييد فرد متحجر را دقيقا با همين اوصاف متصور شويد. او مانند ديكتاتوري است كه در وجود خويش اجازه ظهور هيچ تز مخالف و جديدي را نمي دهد در نتيجه عدم تحول و دگرگوني موجب عقب ماندگي، ركود و فساد او مي گردد.

 

    106 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تحجر (23)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:09/01/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب