مذهب شك كه در اينجا به ازاي لفظ يوناني الاصل Scepticisme و از جمله هم ريشه با اسم مصدر Skepsis به يوناني كه با كلمه «حسبه» و «احتساب» و «حسبان» به عربي و «سختيدن» و «سختش» به بيان فارسي قريبالمعني است- بكار رفته، از طرف متفكران و مخصوصاّ متكلمان اسلامي (در ضمن بيان كيفيت ثبوت حقايق و ماهيت اشياء و امور در «خارج» و در «ذهن» و در «نفسالامر») از آراء سوفسطائيان تلقي و با تقسيم طرفداران اينگونه آراء به سه فرقه بشرح هر يك از آنها پرداخته شده است كه ماحصل آن اينست:
1-«لاادريه» (مذهب شك مطلق) كه در هر چيز شك كرده سعي در ابا و امتناع از هرگونه اذعان و اعتقاد و از آنجا سعي در توقيف (Epoche به يوناني) هر گونه تصديق و تكذيب را در مورد ثبوت و عدم ثبوت حقايق مقتضاي حكمت و دانايي حقيقي يعني «جهل بسيط» ميگرفتند.
2- «عناديه» كه مطلقاّ ثبوت و وجود حقايق، چه در «ذهن» و چه در «خارج» و چه در «نفسالامر» را انكار كرده به عدم ضرورت كلية اصول و احكام و بجواز و تجويز عقلي «اجتماع» و «ارتفاع» متناقضان قائل بودند و «هستي» و «بود» و «نمود» آن را بصرف وهم و خيال و «كسر اب بقيعه يحسبه الظلمآن ماءً» ميگرفتند.
3- «عنديه» كه ثبوت حقايق را فرع بر اعتبار معتبر و فرض فارض و تابع اعتقاد هر شخص و هر طايفه ميانگاشتند و بدينوجه، بيآنكه مطلقاّ منكر ثبوت و وجود حقايق باشند، آنها را از امور اعتباري نسبي بشمار ميآوردند و بطور كلي انسان را مناط اعتبار «حقيقت» قرار ميدادند.
ضمناّ بايد يادآور شويم كه در «فصوص الحكم» «محييالدين ابن العربي» (فص شعيبي) و از آنجا از طرف بعضي از شارحان و هواداران مشرب عرفاني «ابيالعربي» و از آن جمله «جامي» در «لوايح» و غيره تعبير «حسمانيه» است كه به معني «سوفسطائيه» بكار رفته. از طرف ديگر در «معارف» «يهاء ولد» (به تصحيح استاد فروزانفر ج 1 ص 398 ) كلمة «حسبانيان» به معني معني «سوفسطائيان» آمده و در اين ابيات مثنوي معنوي در دفتر ششم نيز تعبيرهاي «تسفسط» و «انكار حقايق» و «حسبان خيال» (يا شايد حسبان و خيال) متلازما در پي يكديگر آورده شده است:
چون بقلب حق بود ابصار را
او بگرداند دل و افكار را
چاه را تو خانهاي بيني نظيف
دام را تو دانهاي بيني ظريف
اين تسفسط نيست تقليب خداست
مينمايد كه حقيقتها كجاست
آنكه انكار حقايق ميكند
جملگي او بر خيالي ميتند
او نميگويد كه حسبان خيال
هم خيالي با شدت چشمي بمال