باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 16 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
پيامدهاي 11 سپتامبر بر نظام بين المللي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: احمد - فراهاني

منبع: خبرگزاری - ایرنا

 
 

وقايع 11 سپتامبر 2001 آمريكابه عنوان يك روز فراموش نشدني در تاريخ اين كشور و به دليل تبعاتش در سطح جهان ثبت شده است. در اين روز، عظيم ترين عمليات تروريستي تاريخ تا به امروز و بزرگترين حمله به خاك آمريكا پس از تهاجم هوايي امپراطوري ژاپن در بندر پرل هاربر در هفتم دسامبر 1941، با تلفاتي در حدود سه برابر آن به وقوع پيوست. اما آنچه در وراي تمام حوادث ريز و درشت انفجار مهيب در ساختمانهاي مركز تجارت جهاني و وزارت دفاع آمريكا ديده شد معطوف به پيامدهاي اين حادثه بود كه با واكنش هاي تحليلي و نظري بسياري روبرو گرديد. 

اكثر تجزيه و تحليلها معطوف به ماهيت عاملان و آمران اين عمليات انتحاري بوده و كمتر تحليلي به پيامدها و بازتاب هاي اين حوادث در نظام بين الملل و سياست جهاني پرداخته است، در حالي كه عواقب اين وقايع براي بازيگران روابط بين الملل بسيار حائز اهميت است، خاصه از آن جهت كه منجر به بروز تحولات ماهوي و شكلي شگرفي در ساختار، فرآيند و ماهيت نظام بين المللي شده است. به طور كلي آثار حوادث يازده سپتامبربر عرصه روابط بين الملل را مي توان در سه سطح مورد بررسي قرارداد: بازيگران، قواعد بازي، محيط بازي 

 

1) ورود بازيگران جديد در عرصه نظام بين المللي 

بعد از فروپاشي شوروي در اوايل دهه 90 ميلادي - كه فوكوياما آن را پيروزي ليبرال دموكراسي ناميد - جورج بوش (پدر) نظم نوين جهاني را طرح و به مردم جهان اين نويد را داد كه اين نظم مي تواند براي آنها صلح، عدالت و آزادي را به ارمغان بياورد. نظام ليبرال دموكراسي به تدريج از جهاني سازي و ايجاد يك دهكده جهاني سخن گفت كه هدايت گر اين فرآيند آمريكا بود.اما نكته قابل تامل اين بود كه به رغم جهاني سازي، فضاي حاكم بر سياست خارجي دولتها عمدتاً ملي گرايانه و به ندرت جهانگرايانه بود و كماكان تمايلات امپرياليستي و ملي گرايانه سلبي بود كه اين امر مانع تحقق نظم نوين مي شد. 

يكي از ابعا د جهاني سازي منسوخ شدن مرزها و كاهش حاكميت دولتها بود، به عبارتي ديگر در دهه 90 ميلادي در ادبيات بين المللي رسوخ پذيري، كاهش و زوال دولتها در عرصه نظام بين المللي و پر رنگ شدن نقش بازيگران فراملي سازمانهاي غيردولتي مدنظر بود، اما حوادث يازده سپتامبر نقش دولتها را درنظام بين المللي در تامين امنيت مجدداً برجسته تر كرد، به عبارتي بار ديگر مفهوم امنيت ملي از سوي دولتها با هدف احياء آن مورد بازنگري مجدد قرار گرفت. دراين ميان ظهور بازيگران شبكه اي (به دنبال شكل گيري جامعه شبكه اي قرن حاضر) مانند القاعده كه نه دولت هستند و نه ملت واحد، نقش بسيار اساسي را درتوجه دولتها به امنيت ملي داشته است. 

 

2) تغيير محسوس قواعد بازي 

قواعد بازي در نظام بين المللي قبل ازاين حوادث به سوي حاصل جمع جبري مضاعف (ميزاني از برد وميزاني از باخت) و به نوعي وابستگي متقابل حركت مي كرد. اين وابستگي متقابل به صورت شبكه اي و يك رژيم بين المللي با ويژگيهاي خاص خود وهمگام با فرآيند جهاني شدن درقالب همكاريهاي صلح آميز چند جانبه خاصه در شكل اقتصادي و فني در ميان بازيگران رسمي اعم از دولتها، سازمانهاي بين المللي و بين الدولي در جريان بود.

البته اين امر به اين معني نبود كه نوع بازي به طور كلي تغيير پيدا كرده است بلكه جامعه جهاني، بعد از فروپاشي شوروي قاعده بازي نظامي ـ امنيتي را به فاز اقتصادي ـ فني هدايت كرده بود و به تبع آن نوع گفتمان آن نيز دچار تغييراتي شده بود، اما حوادث آمريكا باعث شده است كه تا حدودي عنصر امنيت (خاصه از بعد نظامي آن) در تعاملات ميان دولتها پر رنگ تر شود، بعبارتي نظام بين المللي بعد از اين حوادث به سوي يك فاز نظامي ـ امنيتي گرايش پيدا كرده است. 

در جهاني سازي عنصر زمان تقريباً بي اهميت است و فضاي مجازي از فضاي حقيقي مهمتر تلقي مي شود، اماحوادث يازده سپتامبر نشان داد كه فضاهاي حقيقي و مرزها هنوز هم داراي اهميت ويژه مي باشد و لذا بايد گفت حادثه نيويورك عنصر ژئوپليتيك را به عرصه نظام بين الملل باز گرداند. 

بر همين اساس مناطقي كه بعداز جنگ سرد به حال خود رهاشده بود مجدداً مورد توجه قرار گرفت، در اين راستا توجه به افغانستان، اوراسيا و آسياي غربي و همچنين اهميت يافتن پايگاههاي نظامي (با توجه به نظامي شدن فضاي بين المللي) قابل ارزيابي است. 

 

3) محيط بين المللي 

بعد از اين حادثه، عنصر آمريكايي در محيط بين المللي پر رنگ ترشده است و خيزش اين كشور براي اعمال هژموني و حضور برجسته تر در مناطق مورد نظر شدت يافته است. در اين محيط فرهنگ و قدرت نظامي وجه غالب رواني نظام بين الملل شده، بدين صورت كه مباحث فرهنگي و ارزشي نظير نقش اسلام و مسلمانان و ارزشهاي آمريكايي، تفاوت غرب و شرق به همراه تاكيد بر آمادگي استفاده از تجهيزات نظامي و دفاعي در مقابل پديده تروريسم، اصلي ترين عامل شكل دهنده محيط رواني بين المللي شد.

بنابراين مي توان با توجه به مطالب ذكر شده، برآيند حادثه يازده سپتامبر را در چهار مورد خلاصه كرد: 

1) اهميت پيدا كردن مجدد ژئوپليتيك 

2) ورود هويت فرهنگي به گفتمانهاي امنيتي بين المللي 

3) ايجاد چالش همزمان ميان مديريت روابط بين الملل توسط آمريكا و مديريت عنصرآمريكايي توسط ديگر بازيگران دولتي و غير دولتي (رسمي و غير رسمي) نظام بين الملل 

4) نظامي شدن فضاي نظام بين المللي 

چالش به وجود آمده باعث شده است تاتلاش آمريكايي ها براي تثبيت هژموني خود در محيط بين الملل از طريق نظامي كردن اين محيط با مقاومت ديگر بازيگران روبرو شود. 

آنچه قابل تعمق است، اين است كه شوك امنيتي به آمريكا، مديريت و هژموني اين كشور را به چالش كشيده است و برهمين اساس جرج دبليو بوش و همكارانش سعي دارند از طريق جنگ و مداخله در مناطق و مسائل عمده و كلان نظام بين المللي ازفرصت پيش آمده نهايت بهره را در جهت پيشبرد سياست راهبردي آمريكا ببرند، هر چند نظام بين الملل در حال زايش و گذر به دوره اي جديد است كه با شرايط قبل از اين حادثه قطعاً متفاوت خواهد بود. 

گفته فوكوياما در اين زمينه و بعد از حادثه تروريستي يازده سپتامبر قابل توجه است: حادثه تروريستي يازده سپتامبر بايد آمريكا را از لاك خود بزرگ بيني خارج سازد. درعين حال كه به گفته امبرتواكو (رمان نويس مشهور ايتاليا): جهان پس از يازده سپتامبر 2001، ديگر دنياي گذشته نخواهد بود. 

 

    337 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تروریسم (260)
●   نظام بين الملل (27)
●   يازده سپتامبر (100)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/06/1381

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب