باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 20 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رسانه¬ها و امپریالیسم فرهنگی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تقویت نفوذ و تأثیرگذاری رسانه­ها و نیز شکل­گیری فضای مجازی حاصل از گسترش اینترنت، از سویی نابودی خرده فرهنگ­ها را به همراه داشته و از سوی دیگر، نوعی فرهنگ جدید را تحمیل کرده است. هر روز بیش از پیش، بر دامنه فعالیت مجتمع­های رسانه­ای سودجو افزوده می­شود و بی­شک، چنین گسترشی صرفاً به حوزه­های رسانه­ای محدود نشده است. گواه بر این مدعا، فعالیت چنین مجتمع­هایی در حوزه­های اقتصادی و فرهنگی است.

آقای شیلر، کمی برایمان از دوران پیش از شکل­گیری فضای مجازی بگویید و اساساً برای نخستین بار چه زمانی با این مفهوم آشنا شدید؟

 
   ● نام گفت و گو شونده: هربرت - شيلر

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1383 - سال دوم، شماره 18، دي

 
 

از نخستین پیشگامان این بحث می­توان به دانیل بیل اشاره کرد که با نوشتن دو اثر با عناوین «پایان ایدئولوژی» و «جامعه پساصنعتی» به چنین مفهومی پرداخت. از دیدگاه وی، در چنین دورانی، مفهومی جدید با عنوان «خدمات» در حوزه­های مختلف مطرح خواهد شد؛ حوزه­ای که زمینه­های مرتبط با مقوله اطلاعات شکل خواهد گرفت. اما وی در این بحث، از مفهومی با عنوان فضای مجازی صحبتی به میان نیاورده و دیگرانی بودند که بعد از وی، بحث «جامعه اطلاعاتی» و یا «جامعه پس از عصر صنعتی» را مورد بحث و بررسی­های جدی خود قرار دادند. از جمله نویسندگان برجسته و مشهوری که در آغاز دهه هفتاد به این مسئله پرداخت، آلوین تافلر بود. بل و تافلر در این حوزه، به سنگ بناهایی مسلم و انکارناپذیر تبدیل شدند که آرا و اندیشه­هایشان هم با هیچ انتقادی روبرو نشد و معدود کسانی هم که به تافلر انتقاد می­نمودند، چیز جدی­ای برای طرح نداشتند و از همین رو اندیشه­های این دو به اندیشه­های اساسی این حوزه تبدیل شد و ظهور پدیده­هایی جدیدتر در عالم ارتباطات، جایی در اندیشه­ها و آرای آن­ها نداشت. مثلاً پدیده­هایی چون اینترنت، از جمله مواردی هستند که تنها در ده سال اخیر، جنبه­ای همگانی و عمومی یافته­اند و طبیعتاً در نظرات آن­ها نامی هم از آن­ها وجود ندارد.

اما من شخصاً بر آنم که ظهور و گسترش چنین پدیده­های جدیدی مبتنی بر خواست و اراده عوامل و نیروهايي تأثیرگذار همچون سازمان­های دولتی حاکم است که نمونه بارز آن را می­توان «بنیاد ملی علوم» آمریکا که در سال­های اخیر، تلاش­هایی بسیار گسترده در راستای گسترش نرم­افزارها نموده، دانست. در اجرای چنین طرح­هایی، تشویق­ها و کمک­هایی سنجیده صورت پذیرفته و ابداً به شکلی اتفاقی و برنامه­ریزی نشده نبوده است.

جایگاه اندیشه­های مارشال مک لوهان در چنین طرحی چیست؟

مک لوهان از جمله افرادی بود که رسانه­ها حمایت­هایی جدی از او نمودند و وی را سخت مورد توجه خود قرار دادند. توجه رسانه­ها به مک لوهان از آن رو بود که وی به مقوله رسانه­ها در نظریه­های خود توجهی ویژه داشت و این توجه البته فارغ از خود شیفتگی­اش به این پدیده بود. در نظر رسانه­ها، مک لوهان فردی بود که توانسته بود رسانه­ها را واقعاً در جامعه مطرح کند و البته به نظر من، ابداً وی پیشگام طرح پدیده فضای مجازی نبوده است. در آثار نخستین وی از جمله «عروس مکانیکی» وی در قالب منتقدی اجتماعی و تا حدی یک ماتریالیست عرضه شد که بعدها خود را وارد حوزه­هایی پیچیده و جدی­تر نمود.

جورج گیلدر از جمله کسانی است که معتقد است، شرکت­های بزرگ انحصارطلب رسانه­ای سنتی به زودی به واسطه قدرت یابی افراد که محصول ظهور رسانه­های فعال و متعدد است، از پای درخواهند آمد. آیا این ایده با نگاه انتقادی شما به این بنگاه­های عظیم خبری شباهتی دارد و اساساً دیدگاه شما درباره نظرات وی در این باره چیست؟

کافیست تنها نگاهی به اطراف خود بیندازیم. آیا نشانه­ای از این تحول را شاهدید؟ شرکت­ها و بنگاه­های خبری روز به روز قوی­تر می­شوند و بر حجم و گستره فعالیت­هایشان افزوده می­شود و البته فعالیت­هایشان هم دیگر صرفاً در حوزه «رسانه­ای» خلاصه نمی­شود. در این مجتمع­های منسجم، همه اشکال ارتباطاتی با یکدیگر همراه شده­اند. نمونه­اش تایم وارنر است که دارایی­اش به بیست میلیارد دلار می­رسد و مالک ایستگاه­های رادیویی، استودیوهای ضبط، استودیوهای فیلم سازی و برنامه­های مختلف تلویزیونی است و اخیراً هم به نحوی فزاینده رو به تأسیس فروشگاه­هایی آورده که بتواند محصولات خود را در آن­ها عرضه کند. از این گونه مجتمع­های تجاری، می­توان به شرکت «دیزنی» اشاره کرد. ویاکام نیز از جمله دیگر نمونه­هایی است که مالک شرکت تلویزیونی MTV است و در حوزه تولیدات پاپ سخت فعال است. ماحصل فعالیت­های وی در بخش کودکان، چیزی جز کاهش قدرت تفکر آن­ها را به همراه نداشته است. همچنین این شرکت دربرگیرنده شرکت­های کامپیوتری و مخابراتی متعددی می­باشد. امروزه شبکه­های تلویزیونی، همه و همه در تملک مجتمع­های تجاری بزرگ هستند. مالک شبکه تلویزیونی CBC، شرکت «وستینگ هاوس» است و مالک NBC، شرکت «جنرال الکتریک». همین اواخر بود که شرکت «دیزنی» شبکه تلویزیونی ABC را خریداری نمود و شبکه «فاکس» هم که وضعیت­اش مشخص است؛ مالکش کسی نیست جز مردوخ. اگر بخواهیم چنین مواردی را از پای درآمدن این شرکت­های سنتی بنامیم، انگار که در سرزمین­های رویایی زندگی می­کنیم و بس.

چنین تحولاتی با مقوله جهانی سازی سخت مرتبطند و باید در استفاده از این واژه در چنین بافتی، دقت کنیم. جهانی سازی چیزی جز حرکت در مسیر خواست و اراده شرکت­های قدرتمند و مطرح دنیای امروز نیست. آن­ها می­خواهند جهان را به بازار محصولات و تولیدات خود مبدل ساخته و در هر گوشه و کناری از جهان نفوذ کنند که البته در این مسیر، خواست آن­ها با نگاه مردم جهان متفاوت است.

آقای شیلر، ظاهراً در پرداختن به این مقولات، صرفاً انتقادهای ایدئولوژیکی کفایت نمی­کند و درک آن نیازمند برخورداری از تحلیلی اقتصادی است؟

بله، ما مجبوریم که در تحلیل­های خود به نحوه شکل­گیری چنین مسائلی که شاهد آن بوده و هستیم، توجه کنیم. باید مقوله «کالاسازی» اطلاعات را مورد توجه قرار دهیم. آنچه تا همین پیشتر، به رایگان در دسترس همگان بود، هم اینک به مالکیت درآمده است و این کالاهای جدید هم چیزی جز اطلاعات اختصاصی و انحصاری نیستند. اما درمورد شبکه جهانی اینترنت؛ آنچه را باید در پرداختن بدان مورد توجه قرار داد، بررسی دامنه تبدیل آن به قلمرویی خصوصی است.

رابطه رسانه­ها با رشد گسترده و البته آرام رسانه­های مجازی چون اینترنت چیست؟ ظاهراً چامسکی از جمله کسانی است که علاقه­ای به مبحث اینترنت در طرح اندیشه­های خود ندارد. شاید هم وی از اهمیت مهم و راهبردی چنین حوزه­ای غافل مانده است؟

با گسترش چنین پیديده‌هايي، مجبوریم که در تحلیل­های خود بدان­ها بپردازیم. دیگر در آینده، خواه ناخواه الگوی پدیده­هایی چون تلویزیون، خواه ناخواه با پدیده­ای چون اینترنت همراه و همگام می­شود و اجتماع این­ها است که می­تواند جامعه اطلاعاتی را محقق سازد. چنین جامعه­ای می­تواند ارزش­ها را مکتوم نماید و هم اینک نیز ما در حال تجربه زندگی در دوران انزوا و ورشکستگی ارزش­ها هستیم. مردم مستأصل و درمانده، در پی یافتن معنا، هویت، ریشه­های قومی و تاریخی و... هستند و همه این­ها هم ارزش­های مشروعی هستند که چهره­ای وسواس گونه به خود گرفته­اند.

به نظر شما، ریشه­های چنین اقتصاد سیاسی­ای که در حوزه رسانه­ها گسترش یافته، کجاست؟

ماجرای چنین ریشه­هایی، خیلی به دوردست باز نمی­گردد، بلکه باید آن را در همین دهه­های اخیر جستجو نمود. من بر این باورم که باید بنیان فلسفه ماتریالیستی را که در درک چنین موضوعی، ضروری و اجتناب ناپذیر است، به تصویر کشید. دانشجویان باید در تحلیل چنین موضوعی، با مفهوم الگوهای اجتماعی از آغاز شکل گیری کاپیتالیسم تا دوره کنونی آشنا باشند. چنین الگوهایی هم اینک در مورد اینترنت هم در حال شکل­گیری است و شرکت­های بزرگ می­خواهند خود را وارد این حوزه گسترده و متنوع نمایند.

آیا شما به مقوله­ای به نام «انباشتگی» در مورد اینترنت قائل هستید؟

بله، چنین پدیده­ای در حال شکل­گیری است. این مفهوم یک بار پیشتر در اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل، درباره صنعت رسانه­ها نیز شکل گرفت که با حساسیت­هایی همراه شد. این اندیشه، ابتدائاً اندیشه­ای نخبه­گرایانه بود که با گذشت زمان، این موضوع به موضوع تأثیر ارتباطات تغیر جهت داد که البته ماهیتی بس متفاوت با موضوع نخستین دارد. به هرحال، آنچه مسلم است آنکه انباشتگی اطلاعاتی درباره اینترنت، یک واقعیت در حال شکل گیری است.

سوال آخر این که، آیا اینترنت را می­توان تقویت کننده امپریالیسم آمریکایی دانست؟

من سالیان سال است که به پدیده امپریالیسم فرهنگی توجه داشته­ام و این موضوع صرفاً به سال­های دهه نود هم مربوط نمی­شود، بلکه پیش از ظهور و قدرت یابی آمریکا، شاهد امپریالیسم‌هاي فرهنگی فرانسه، بریتانیا و هلند بوده­ایم؛ اما با پیدایی اینترنت، باید این سوال را مطرح کرد که آیا اینترنت روابط سنتی را تقویت می­کند و یا به تحلیل می­برد؟ این موضوعی بس مهم است. به عقیده من، در ایالات متحده در شرایط جدید، افرادی مهم در سطوحی مهم، درپی استفاده عملی از اهداف تبیین شده امپریالیسم هستند و این باید به مثابه زنگ خطری برای همگان محسوب شود. اگر به اینترنت صرفاً به عنوان ابزار اصلی شرکت­های تجاری چندملیتی نگریسته شود، موضوع گسترش امپریالیسم فرهنگی با اتکای به اینترنت و محدود نمودن چنین امپریالیستی (در قالب و درخور اینترنت) توجیه شدنی است، اما این پدیده، یعنی امپریالیسم فرهنگی، پدیده­ای بس پیچیده­تر و نیازمند تحلیلی به مراتب عمیق­تر است.

منبع:

 www.Ijudmila.org

Herbert Schiller* استاد فقید علوم ارتباطات در دانشگاه کالیفرنیا و از جمله منتقدین امپریالیسم فرهنگی غرب، «بنگاه فرهنگ» از جمله آثاری است که از وی به فارسی ترجمه شده است.

 

    561 بازديد     4 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   امپرياليسم (37)
●   جنگ فرهنگي (26)
●   رسانه (365)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:09/01/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب