باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 19 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بررسي‌ وضع‌ حضور زن‌ در سينماي‌ ايران‌ از ابتدا تا امروز
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتماد

 
 

وقتي‌ عبدالحسين‌ سپنتا تصميم‌ گرفت‌ «دختر لر» نخستين‌ فيلم‌ ناطق‌ سينماي‌ ايران‌ را در هند بسازد، مشكل‌ بزرگش‌ انتخاب‌ بازيگران‌ فيلم‌ بودكه‌ مي‌بايست‌ با زبان‌ فارسي‌ آشنايي‌ مي‌داشتند.

بازيگران‌ انتخاب‌ شدند، همسر يكي‌ از كارمندان‌ استوديو به‌ نام‌ روح‌انگيز هم‌ براي‌ ايفاي‌ نقش‌ گلنار انتخاب‌ شد. به‌ او گفته‌ بودند: «نامش‌ به‌ عنوان‌ نخستين‌ بازيگر زن‌ سينماي‌ ايران‌ براي‌ هميشه‌ بر جاي‌ خواهد ماند.» تولد نخستين‌ بازيگر زن‌ و نخستين‌ فيلم‌ ناطق‌ در سينماي‌ ايران‌ همزمان‌ در سال‌ 1312 اتفاق‌ افتاد. روح‌انگيز كه‌ قبول‌ كرده‌ بود گلنار «دختر لر» شود،شايد نمي‌دانست‌ با پذيرفتن‌ اين‌ عنوان‌ ناگزير از پذيرفتن‌ بي‌مهري‌هاي‌ مردم‌ كشورش‌ كه‌ تا به‌ حال‌ بازيگر زن‌ ايراني‌ نديده‌ بودند نيز هست‌.

 

1335، سال‌ باد

شهلا رياحي‌ بعد از دوازده‌سال‌ تجربه‌ بازي‌ در تئاتر و سينما، در شرايطي‌ كه‌ حضور زنان‌ در عرصه‌هاي‌ هنري‌ بخصوص‌ سينما با سختي‌هاي‌ زيادي‌ همراه‌ بود، تصميم‌ مي‌گيرد نخستين‌ فيلم‌ سينمايي‌ خود را كارگرداني‌ كند و به‌ عنوان‌ نخستين‌ زن‌ كارگردان‌ سينما در ايران‌، پيشاهنگ‌ ورود زنان‌ به‌ اين‌ عرصه‌ شود.

شهلا رياحي‌ اين‌ تجربه‌ را ديگر تكرار نكرد و «مرجان‌» نخستين‌ و آخرين‌ ساخته‌اش‌ بود. او به‌ بازيگري‌ علاقه‌ بيشتري‌ دارد و آن‌ را به‌ كارگرداني‌ ترجيح‌ مي‌دهد و مي‌گويد:« وقتي‌ قرار شد به‌ همراه‌ همسرم‌ كار بازي‌ در تئاتر را شروع‌ كنم‌، بخاطر شرايط‌ آن‌ زمان‌ از سوي‌ خانواده‌ و فاميل‌ طرد شدم‌. آنها معتقد بودند هنرپيشگي‌ من‌ را از بچه‌ و همسرم‌ غافل‌ كرده‌ و باعث‌ مي‌شود زندگي‌ خانوادگي‌ من‌ از هم‌ بپاشد.»

- اما با اين‌ وجود او در برابر همه‌ اين‌ فشارها ايستادگي‌ كرد تا اينكه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ «آنهايي‌ كه‌ ديروز او را منصرف‌ مي‌كردند، امروز به‌ او اظهار لطف‌ مي‌كنند.» شهلارياحي‌ پيشنهاد ساخت‌ اين‌ فيلم‌ را در حالي‌ پذيرفت‌ كه‌ هيچكس‌ حاضر به‌ ساخت‌ آن‌ نبوده‌ است‌:« آن‌ موقع‌ شرايط‌ سينماي‌ ايران‌ به‌ گونه‌يي‌ بود كه‌ فيلمها بيشتر تجاري‌ و گيشه‌يي‌ بود و هيچكدام‌ ارزش‌ سينمايي‌ نداشت‌. سناريوي‌ «مرجان‌» تجاري‌ نبود و شايد به‌ همين‌ دليل‌ محمد عاصمي‌ و دكتر كيمرام‌ زير بار ساخت‌ اين‌ فيلم‌ نرفتند. من‌ هم‌ تصميم‌ گرفتم‌، خودم‌ اين‌ فيلم‌ را بسازم‌. سرمايه‌گذار اين‌ فيلم‌ هم‌ يكي‌ از بستگان‌ نزديكم‌ بود كه‌ چون‌ نمي‌خواست‌ نامي‌ از او برده‌ شود، اسم‌ خودم‌ به‌ عنوان‌ تهيه‌كننده‌ در تيتراژ آورده‌ شد.» به‌ هرحال‌ شهلا رياحي‌ با يك‌ فيلم‌ نام‌ خود را به‌ عنوان‌ نخستين‌ كارگردان‌ زن‌ در تاريخ‌ سينماي‌ ايران‌ ؤبت‌ كرده‌. «مرجان‌» در مقايسه‌ با ديگر فيلم‌هايي‌ كه‌ در همان‌ سال‌ ساخته‌ شده‌ بود جنجال‌ زيادي‌ بپا كردأ نظرات‌ متفاوتي‌ در مورد اين‌ فيلم‌ وجود داشت‌. هنرمندان‌ و مطبوعات‌ با هم‌ اختلاف‌ نظر داشتند و دو نوع‌ واكنش‌ كاملاص متفاوت‌ نسبت‌ به‌ اين‌ فيلم‌ از خود نشان‌ مي‌دادند تا آنجا كه‌ اين‌ فيلم‌ بعد از يك‌ شروع‌ خوب‌ و استقبال‌ خوبتر، به‌ دليل‌ انتقاداتي‌ كه‌ از آن‌ مي‌شد، در هفته‌ سوم‌ فروش‌ مورد بي‌مهري‌ تماشاگران‌ قرار گرفت‌ و ورشكسته‌ شد.

با همه‌ آن‌ انتقادهايي‌ كه‌ به‌ «مرجان‌» شد اين‌ فيلم‌ سرآغاز حركتي‌ بود كه‌ اگر مورد بي‌مهري‌ قرار نمي‌گرفت‌، مي‌توانست‌ در آينده‌ راه‌ را براي‌ زناني‌ كه‌ قصد داشتند فيلمساز شوند،هموارتر كند.

اما آنچه‌ تاريخ‌ نشان‌ مي‌دهد تا سالها بعد از اين‌ تاريخ‌ به‌ هر دليل‌ شاهد هيچ‌ نقطه‌ عطفي‌ در تاريخ‌ سينماي‌ زنان‌ نيستيم‌. اگر هم‌ حركتي‌ شده‌ آنقدر كم‌رنگ‌ بوده‌ كه‌ به‌ چشم‌ نيايد و تنها بماند. «خانه‌ سياه‌ است‌»، يكي‌ از همان‌ حركت‌هايي‌ است‌ كه‌ تنها ماند،تابستان‌ سال‌ 1341 بود كه‌ فروغ‌ فرخزاد به‌ همراه‌ دكتر راجي‌ براي‌ بازديد از جذام‌خانه‌ به‌ تبريز رفت‌. او قصد داشت‌ درباره‌ زندگي‌ جذامي‌ها فيلم‌ بسازد. مخالفت‌هاي‌ بسياري‌ با او شدأاما بالاخره‌ فروغ‌ بعد از تلاش‌هاي‌ بسيار براي‌ شكستن‌ مقاومت‌ مسوولان‌ جذام‌خانه‌ به‌ همراه‌ گروهش‌ از مهرماه‌ همان‌ سال‌ اين‌ فيلم‌ را ساخت‌. يك‌ فيلم‌ مستند كه‌ براي‌ هميشه‌ در تاريخ‌ سينماي‌ ايران‌ ؤبت‌ شد. فروغ‌ به‌ همراه‌ پنج‌ نفر ديگر دوازده‌ روز بدون‌ داشتن‌ هيچگونه‌ تماسي‌ با تهران‌ و تبريز درجذام‌خانه‌ ماند، با جذامي‌ها زندگي‌ كرد تا بتواند اين‌ فيلم‌ را بسازد. يك‌ فيلم‌ تلخ‌ يا بهتر است‌ بگوييم‌ يك‌ شعر تلخ‌. چرا كه‌ فروغ‌ قبل‌ از هر چيز يك‌ شاعر بود و قصد فيلمساز شدن‌ هم‌ نداشت‌. فقط‌ مي‌خواست‌ خودش‌ را در اين‌ عرصه‌ محك‌ بزند. وجود ابراهيم‌ گلستان‌ و همكاري‌ نزديك‌ فروغ‌ با او را هم‌ نبايد ناديده‌ گرفت‌ شايد اگر فروغ‌ با كسي‌ مثل‌ ابراهيم‌ گلستان‌ آشنا نمي‌شد شايد هيچ‌ وقت‌ به‌ فكر ساختن‌ فيلم‌ هم‌ نمي‌افتاد.

با اين‌ وجود، جسارت‌ فروغ‌ در نزديك‌ شدن‌ به‌ افرادي‌ كه‌ همه‌ از آنها دوري‌ مي‌كردند و نوع‌ نگاه‌ شاعرانه‌اش‌ به‌ اين‌ فيلم‌ را هرگز نبايد ناديده‌ گرفت‌.

 

- سال‌هاي‌ بي ثمر

- سال‌هاي‌ دهه‌ پنجاه‌ و شصت‌ هم‌ آنطور كه‌ بايد چيزي‌ براي‌ زنان‌ سينماگر نداشت‌. باز هم‌ همان‌ حركت‌هاي‌ جسته‌ و گريخته‌. البته‌ مرضيه‌ برومند را كه‌ حالا سه‌ دهه‌ از عمر فيلمسازي‌اش‌ مي‌گذرد را نبايد ناديده‌ گرفت‌ چرا كه‌ او توانسته‌ درحوزه‌ كار عروسكي‌ و كودك‌ آغازگر يك‌ جريان‌ باشد و به‌ عنوان‌ يكي‌ از شاخا هنرمندان‌ اين‌ عرصه‌ خاص‌ شناخته‌ شود.

پوران‌ درخشنده‌ هم‌ سينماگر ديگري‌ است‌ كه‌ كار خود را با ساخت‌ فيلم‌ رابطه‌ در سال‌ 59 آغاز كرد. پرنده‌ كوچك‌ خوشبختي‌، عبور از غبار و زمان‌ از دست‌ رفته‌ همگي‌ فيلم‌هايي‌ با مضامين‌ اجتماعي‌ بودند كه‌ در زمان‌ خود با استقبال‌ عمومي‌ هم‌ روبرو شده‌ بودند. دهه‌ شصت‌ براي‌ او دهه‌ پرباري‌ بود. فيلم‌ مي‌ساخت‌ و جايزه‌ مي‌گرفت‌ اما دهه‌ هفتاد براي‌ او كه‌ خوب‌ شروع‌ كرده‌ بود چندان‌ رضايت‌بخش‌ نبود. عشق‌ بدون‌ مرز تنها ساخته‌ سينمايي‌ درخشنده‌ در آن‌ سال‌ها بود. خودش‌ دليل‌ اين‌ كم‌ كاري‌ را بروز مشكلاتي‌ مي‌داند كه‌ طي‌ اين‌ سال‌ها برايش‌ پيش‌ آمده‌. علاقه‌يي‌ هم‌ به‌ حرف‌ زدن‌ در مورد اين‌ مشكلات‌ ندارد و ترجيح‌ مي‌دهد بيشتر وقتش‌ را به‌ مونتاژ فيلم‌ جديدش‌ اختصاص‌ دهد.

 

- سال‌هاي‌ اعتراض‌

- مروري‌ بر جريان‌ زنان‌ فيلمساز از آغاز حركت‌ فيلمسازي‌شان‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ دهه‌ هفتاد در نوع‌ خود منحصر بفرد بوده‌ چرا كه‌ اين‌ جريان‌ در آن‌ شكل‌ عمومي‌ گرفته‌ و تا به‌ امروز هم‌ ادامه‌ دارد. فيلم‌هاي‌ ساخته‌ شده‌ در اين‌ دهه‌ علاوه‌ به‌ داشتن‌ نگاه‌ زنانه‌، بيشتر به‌ مشكلات‌ و دغدغه‌هاي‌ زنان‌ مي‌پردازند. اگر دهه‌ هفتاد را به‌ دو نيم‌ تقسيم‌ كنيم‌ نيمه‌ اول‌ را به‌ دليل‌ فضاي‌ حاكم‌ بر جامعه‌ و شايد هم‌ عدم‌ تجربه‌ كافي‌ زنان‌ در حوزه‌ سينما كمرنگ‌تر خواهيم‌ ديد. بعد از تغييرات‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ كه‌ آؤارش‌ در حوزه‌ فرهنگ‌ به‌ بازتر شدن‌ فضا منجر شد فيلمسازهاي‌ زن‌ هم‌ جسارت‌ پيدا كردند تا به‌ دنبال‌ آموختن‌ تجربه‌هاي‌ تازه‌ بروند.

از سال‌هاي‌ بعد از جنگ‌ زن‌ها در ايران‌ موقعيت‌ جديدي‌ پيدا كردند. از خانه‌ بيرون‌ آمدند، براي‌ بالا بردن‌ توانايي‌هاي‌ خودشان‌ تحصيل‌ كردند و بعد سعي‌ كردند از نظر اقتصادي‌ مستقل‌ شوند. شايد در جريان‌ اين‌ تحولات‌ زنان‌ كه‌ حالا به‌ دليل‌ خواست‌هاي‌ جديدشان‌ با مردها روبرو شده‌ بودند سعي‌ در كم‌رنگ‌ كردن‌ تفاوت‌ها و فضاهاي‌ بيروني‌ كردند و زنان‌ فيلمساز هم‌ اين‌ تغيير خواست‌ ها را بخوبي‌ در آؤارشان‌ نشان‌ دادند.

- رخشان‌ بني‌اعتماد كار خود را از دهه‌ شصت‌ شروع‌ كرده‌ بود و بعد از سه‌ فيلم‌ خارج‌ از محدوده‌ (1367)، زرد قناري‌ (1367)، پول‌ خارجي‌ (1369) با ساخت‌ فيلم‌ نرگس‌ بخوبي‌ توانايي‌هايش‌ را در خلق‌ فضا و شخصيت‌هاي‌ رئال‌ نشان‌ داده‌ بود.

- در دهه‌ هفتاد در رديف‌ بهترين‌ كارگردان‌ ها قرار گرفت‌. آن‌ سال‌ها براي‌ او جوايز بسياري‌ را به‌ همراه‌ داشت‌. از داوري‌ و دريافت‌ سيمرغ‌ بلورين‌ جشنواره‌ فيلم‌ فجر گرفته‌ تا جوايز جشنواره‌هاي‌ خارجي‌. «روسري‌ آبي‌» او عنوان‌ بهترين‌ فيلم‌ سال‌ 74 را كسب‌ كرد. «بانوي‌ ارديبهشت‌» نيز به‌ عنوان‌ چهارمين‌ فيلم‌ سال‌ 76 نشانه‌هاي‌ آشكاري‌ از توانمندي‌هاي‌ اين‌ بانوي‌ كارگردان‌ را در شناخت‌ ارزش‌هاي‌ كاربردي‌ تصوير در انتقال‌ مفاهيم‌ انساني‌ به‌ نمايش‌ مي‌گذارد. زير پوست‌ شهر نيز به‌ عنوان‌ بهترين‌ فيلم‌ سال‌ 79 شناخته‌ شد.

تهمينه‌ ميلاني‌ ديگر سينماگر ايراني‌ كه‌ سال‌ 68 با ساخت‌ فيلم‌ بچه‌هاي‌ طلاق‌ كار فيلمسازي‌ خود را آغاز كرده‌ بود بعد از ساخت‌ فيلم‌ «افسانه‌ آه‌» در سال‌ 69 و با ساخت‌ دو فيلم‌ طنز «ديگه‌چه‌ خبر» و «كاكادو» در نيمه‌ اول‌ دهه‌ هفتاد سالهاي‌ بعد را به‌ ساخت‌ فيلم‌هايي‌ اختصاص‌ داد كه‌ موضوع‌ اصلي‌ همه‌ آنها زن‌ بود. حتي‌ تهمينه‌ميلاني‌ در اين‌ سالها تلاش‌ كرده‌ است‌ داعيه‌ فمينيست‌ بودنش‌ را بخصوص‌ در سه‌ اؤر اخيرش‌ دو زن‌،نيمه‌ پنهان‌ و واكنش‌ پنجم‌ بگنجاند.

- رخشان‌ بني‌اعتماد هم‌ اگرچه‌ اين‌ ادعا را ندارد اما نگاه‌ ويژه‌ به‌ مشكلات‌ زنان‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌ به‌ وضوح‌ در آؤارش‌ ديده‌ مي‌شود. سميرا مخملباف‌ و مرضيه‌ مشكيني‌ دو فيلمساز زن‌ خانواده‌ مخملباف‌ هم‌ طي‌ اين‌ سالها سعي‌ كرده‌اند به‌ رغم‌ پيروي‌ از سياست‌هاي‌ خانوادگي‌ خود در عرصه‌ فيلمسازي‌ به‌ نوبه‌ خودشان‌ به‌ مشكلات‌ زنان‌ بپردازند. نگاهي‌ به‌ فيلم‌ «روزي‌ كه‌ زن‌ شدم‌»مرضيه‌ مشكيني‌ خود گواه‌ اين‌ ادعاست‌.

- اما علاوه‌ بر نگاه‌ فيلمسازان‌ زن‌ عوامل‌ ديگري‌ هم‌ در نوع‌ سينماگري‌ آنها دخالت‌ داشته‌ است‌. مهوش‌ شيخ‌الاسلامي‌ مستندسازي‌ است‌ كه‌ باوجود داشتن‌ باور به‌ همه‌ توانايي‌هاي‌ يك‌ زن‌ در حوزه‌ سينما مي‌گويد: «بخاطر زن‌ بودن‌ هيچ‌ مشكل‌ بازدارنده‌يي‌ را احساس‌ نمي‌كنم‌ و مشكلات‌ اين‌ عرصه‌ براي‌ زنان‌ و مردان‌ يكسان‌ است‌. اگر براي‌ زنان‌ بودجه‌ ندارند براي‌ مردان‌ هم‌ ندارند. آنچه‌ زنان‌ با آن‌ روبرو هستند قانون‌ برتري‌ است‌ كه‌ در اجتماع‌ حاكم‌ است‌.»

شيخ‌الاسلامي‌ مي‌گويد، وقتي‌ با گروه‌ خودش‌ كار مي‌كند،به‌ هيچ‌ عنوان‌ برتري‌ جنس‌ مرد را حس‌ نمي‌كند. اما وقتي‌ وارد اجتماع‌ بزرگتر مي‌شود آن‌ را احساس‌ مي‌كند چون‌ اين‌ تفكر وجود دارد. او دليل‌ برجسته‌ شدن‌ حضور زنان‌ در اين‌ سالها را نامساعد بودن‌ شرايط‌ زنان‌ مي‌داند و مي‌گويد: «در نگاه‌ زن‌ و مرد تفاوت‌ وجود دارد. زنان‌ نگاه‌ حساس‌تري‌ دارند و از نظر اجتماعي‌ هم‌ عميق‌تر هستند. طي‌ اين‌ سالها كه‌ فضا براي‌ حضور زنان‌ در جامعه‌ بازتر شده‌ ،ما شاهد حضور فيلمسازان‌ زن‌ توانمندي‌ بوده‌ايم‌. البته‌ زنان‌ اين‌ شرايط‌ را براحتي‌ به‌ دست‌ نياورده‌اند، برايش‌ جنگيده‌ اند. اين‌ آسان‌ نبوده‌ است‌.»

 

- سال‌ گذار

- آخرين‌ سال‌ دهه‌ هفتاد ،سينماگر ديگري‌ را به‌ جمع‌ سينماگران‌ زن‌ اضافه‌ كرد كه‌ علاوه‌ بر داشتن‌ نگاه‌ خاص‌ به‌ مسائل‌ زنان‌،با پرداختن‌ به‌ وضعيت‌ زندان‌ زنان‌ وجه‌ ديگري‌ از مشكلات‌ زنان‌ را به‌ تصوير كشيد.

منيژه‌ حكمت‌ مشكلات‌ پيش‌ روي‌ يك‌ فيلمساز را جداي‌ از مشكلات‌ تعريف‌شده‌ اقتصادي‌،سياسي‌ ،اجتماعي‌ و ... نداشتن‌ تعريف‌ روشن‌ و برنامه‌ريزي‌ مدوني‌ در حوزه‌ سينما مي‌داند كه‌ روي‌ كار فيلمسازان‌ و بخصوص‌ زنان‌ تاؤير مي‌گذارد. او با تاييد جريان‌ فمينيستي‌ كه‌ در دهه‌ هفتاد در سينماي‌ ايران‌ به‌وجود آمده‌،مي‌گويد:«در مرحله‌يي‌ قرار داريم‌ كه‌ مشكلات‌ زنان‌ بيشتر شده‌ است‌. زنان‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست‌ آوردن‌ خواسته‌ هايشان‌ در حال‌ تحول‌ و انقلاب‌ هستند . همين‌ پيگيري‌ خواسته‌ها باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ درام‌ به‌ وجود بيايد. بخاطر درام‌ ماجرا نمي‌توان‌ زن‌ را از سينما حذف‌ كرد. درام‌ با زن‌ آفريده‌ مي‌شود.»

به‌ نظر او زنان‌ ما در حال‌ حركت‌ هستند. وقتي‌ كه‌ مردان‌ آن‌ را نمي‌بينند و يك‌ فيلمساز زن‌ به‌ سهم‌ خود بايد اين‌ حركت‌ را نشان‌ دهد.

منيژه‌ حكمت‌ در مورد زندان‌ مردان‌ فيلم‌ نمي‌سازد چون‌ حس‌ مردان‌ را نمي‌شناسد، اما جنس‌ خودش‌ را خوب‌ مي‌شناسد. حركت‌شان‌ را حس‌ مي‌كند. گذار از جامعه‌ سنتي‌ به‌ مدرن‌ را هم‌ حس‌ مي‌كند. مي‌گويد:« در مرحله‌ گذار هستيم‌. و زنان‌ با هوشمندي‌ كامل‌ جلو مي‌روند و جايگاهشان‌ را پيدا مي‌كنند آمار طلاق‌ بالا رفته‌ ،زنان‌ ديگر اجبار را نمي‌پذيرند و اين‌ زير بار نرفتن‌ها طبعات‌ دارد و گاهي‌ هم‌ به‌ ضرر آنها تمام‌ مي‌شود.»

منيژه‌ حكمت‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ احساس‌ تعهد مي‌كند . براي‌ اينكه‌ زني‌ است‌ كه‌ در مرحله‌ گذار ابزاري‌ به‌ نام‌ سينما دارد و مي‌تواند از آن‌ به‌ نفع‌ زنان‌ استفاده‌ كند. او معتقد است‌ با فيلمسازي‌ مي‌تواند اين‌ جريان‌ را هدايت‌ كند و از سينما در جهت‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ زنان‌ استفاده‌ كرد.
 

    340 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   زنان (253)
●   سینمای ایران (41)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:21/03/1382

تاريخ شمسی نشر:21/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب