در 17 جولاي 2003 ميلادي، نخستوزير انگلستان، توني بلر، از مجلس نمايندگان ايالات متحده و سنا ديدار كرد؛ و در آنجا به سخنراني پرداخت. موضوع سخنرانياش در رابطه با WMD و البته شركت در خط مقدم جنگ بود. بلر در آنجا گفت: اگرچه به نظر ميرسد ما اشتباه ميكنيم، اما تهديدي را از بين خواهيم برد و اين حداقل مسئوليت ما براي منع كشتار غيرانساني و درد و رنج بشر است. من مطمئن هستم تاريخ تبرئه خواهد كرد.
اطمينان بلر موجه است، چرا كه تاريخ، رهبران پادشاهي انگلستان را به خاطر خطاهايشان تبرئه كرده است. اما سؤال اين است كه ايالات متحده توانست اخبار و شايعات جهاني را به نام وينستون چرچيل مطرح كند و اين داستان را به اين طريق پوشش دهد.
در بندي از سخنراني چرچيل آمده بود كه او به آزادي به عنوان يك قاعدهي قانوني و حقوق فردي اعتقاد دارد. چرچيل در آنجا اظهار داشت كه: تاريخ اينطور خواهد بود براي اينكه من قصد نوشتن آن را دارم.
اين امر دقيقاً به خاطر آن است كه تعداد كمي از ما او را به عنوان يك جنايتكار جنگي، يا يك نژادپرست، ميشناسيم.
در سال 1910 ميلادي، در يك مجلس غير علني چهار طرح را براي از بين بردن ايدههاي فاسد ذهني 100000 مطرح كرد و بدين منظور هزاران نفر را به كمپهاي كارگري فرستاد (تا افكار آنان را از سلطهي لنينيسم پاك كند). اين اقدامات او به نام نجات نژاد بريتانيايي از يك تحقير اجتنابناپذير، صورت گرفت. كه در آن موقع به عنوان اعضاي ضعيفتري در جنگ مطرح بودند.
تاريخ چرچيل را به خاطر نقشي كه در متحدكردن دشمنان شوروي در سال 1917 داشت عفو كرده است. وزراي جنگ و هوانوردي انگلستان در آن ميان مأموريت داشتند. چرچيل شرح داد كه اين عمليات براي از بين بردن دولت بلشويكها است.
در سال 1929 ميلادي او چنين نوشت: آيا همه در جنگ عليه شوروي متحد بودند!؟ آنها مسلماً متحد نبودند، اما شوروي خودبهخود به سمت نابودي ميرفت. انگلستان به عنوان متجاوز به خاك روسيه تلقي ميشد و از طرف ديگر نيز دشمنان عليه حكومت شوروي مجهز شده بودند. آنها بنادر شوروي را مسدود كردند و ناوهاي جنگي را هم غرق نمودند، به طور جدي هدف مطلوب دشمنان، طرح نابودي شوروي بود. دو سال بعد چرچيل در نشستي غيرعلني اظهاراتي را در دفتر جنگ بيان كرد، در آن هنگام نيروهاي هوايي سلطنتي از او اجازهي استفاده از سلاحهاي شيميايي را خواستند، كه در مقابل عربهاي شورشي به عنوان امتحان از آن استفاده كنند. (گازهاي شيميايي كه چرچيل استفاده از آنها را مجاز شمرد، هفتاد سال قديميتر از آنهايي است كه صدام در مورد كردها استفاده كرد).
“من به طور اكيدي استفاده از گازهاي سمي را در مقابل اقوام نامتمدن حمايت ميكنم”. چرچيل اين نطق سياسي را در جولاي 1944 ايراد كرد. هنگاميكه او استفاده از گازهاي سمي يا روشهاي مشابهي را براي مقابله با آلمان از فرماندهي ارتش خواست، ارتش آن زمان اظهار داشت كه ما براي استفاده از گازهاي سمي منع شدهايم.
اين امر بر خلاف عقيده او در سال 1919 بود كه استفاده از سلاحهاي شيميايي را مجاز نميدانست. اما نبايد تصور كرد كه تاريخ او را تبرئه نميكند. نطق بعدياش به اسرائيل اختصاص داده شد. چرچيل اين نطق را دربارهي فلسطينيها در سال 1937 ايراد كرد: “من موافق اين نيستم كه كه سگ در خانهاش از حقوق قطعي برخوردار است و من اين حق را قبول ندارم. من نميتوانم بپذيريم اشتباهات بزرگي در قبال مثلاً هنديهاي آمريكايي يا مردمان سياه استراليا انجام شده است. همچنين براي من قابل قبول نيست، خطاهايي كه در حق مردم به واسطهي واقعيتهاي نژادي يا تحت عنوان نژاد برتر انجام شده است و سپس متجاوزان آمده و جاي آنان را اشغال كردهاند”.
زماني كه طرح سرنگوني بلشويكها (به بهانهي استفاده از گازهاي سمي در مورد اقوام نامتمدن) ناكام ماند و يا فلسطينيان با سگ مقايسه شدند، چرچيل فرصتي يافت تا براي دوست جنايتكار خودش بنيتو موسوليني نامهاي بنويسد. او در ژانويه سال 1927 متملقانه نوشت: اگر من يك ايتاليايي بودم مطمئن هستم كه از ابتدا تا پايان براي رسيدن به پيروزي عليه شور و اميال بيرحمانه لنينيسم مبارزه ميكردم. حتي بعد از اينكه WWII آشكار شد، چرچيل هنوز دست از حمايت ديكتاتور ايتاليايي برنداشته بود.
در سال 1940 در پارلمان در سخنرانياش گفت: “من اين امر را تكذيب نميكنم كه او مردي بزرگ است، اما از زماني كه به انگلستان حمله كرد او يك جنايتكار است”. جداي از مجرميت موسوليني، چرچيل در جمع كشورهاي شركتكننده در جنگ جهاني دوم گفت: بياحتياطي در بمباران موجب كشته شدن غير نظاميان ميشود. مشكل اين طرح جنگي و اينكه در زمان كوتاه يا بلندي تأمين ميشود، را خودش توضيح داد. او خود تابع يك شيوهي جنگي در همه اين مدت بوده است. چرا كه در همان زمان، دستور حمله با بمبهاي آتشزا را صادر كرد. اين بمبها در جولاي سال 1943 منجر به كشتهشدن حداقل 48000 نفر غيرنظامي در هامبورگ شد. بعد از آن نيز او دانشمندان بريتانيايي را براي ساخت نوع جديدي از گاز سمي به ارتش فراخواند. كه آن را در شهرهاي بزرگتري از آلمان آزمايش كند. در اذهاني كه هنوز جنگ را به ياد دارند، چرچيل خودش را براي كشتار بيحساب غيرنظاميان در شهر سدن آلمان تبرئه كرده است.
“حملهي شديدي را ما به شهر سدن خواهيم داشت”.
او اين كلمات را به مركز ارتباطات جبهه جنگ آلمان شرقي نوشت.
و حال اين سؤال مطرح ميشود كه آيا نازيها به طور قطع از WMD شكست خوردهاند؟