مسلمانان از آغاز به كتاب و نگارش توجه خاصی داشتند كه شاید كمتر بتوان چنین اشتیاقی را در میان امتها و ملتهای دیگر سراغ گرفت.
چنان كه از لحظات آغازین علنی شدن دعوت اسلام مسئله كتاب و نگارش (بهویژه نگارش وحی و آیات الهی) مطرح شد و همزاد و دوشادوش تمدن اسلامی به پیش رفت.
مسلمانان به كتاب عشق میورزیدند و كتاب معشوق آنان بود. تألیف، تدوین، حفظ و نگهداری آن نیز افتخار آنان بود. اسلام دین خواندن، دین دانستن و به تعبیر رساتر دین كتاب است و كتاب یعنی علم، و علم و معرفت از اركان اساسی دین مبین اسلام است. آموزشهای این آیین روشن ساخت كه تعلیم و تعلم فریضهای است كه باید همه در آن شركت جویند.1 دعوت به قرائت، اولین آیه نزول یافته بر پیامبر اكرم (صلیالله علیه و آله) است، و قرائت وسیله علمآموزی و علماندوزی است.
از سوی دیگر دعوت به قرائت بسته به نگارش و كتابت است و از ابزار نگارش، قلم [است] و قلم ابزار علم و وسیله تعبیر افكار، احساسات و اندیشههاست. و بدینسان قلم نیز از شأنی عظیم برخوردار بوده و از عظمت و جلالت آن همین بس كه خداوند سبحان در دومین سورهای كه بر پیامبر عظیمالشان اسلام نازل فرموده نسبت به آن قسم یاد میكند:
«و سوگند به قلم و آنچه نویسند»2
هدف اصلی از این سوگند و دیگر سوگندهای قرآنی نسبت به واقعیات طبیعی و آفریدهها و مصنوعات عالم شهود و ناسوت، تعظیم و تكریم آنها و نیز جلب توجه نوع بشر به مخلوقات برای پی بردن به خواص و منافع مادی و معنوی پدیدههای جهان و در پی آن درك عظمت قدرت، علم و تدبیر خالق انسان و جهان است.
ظهور اسلام نویددهنده آغاز عصر جدیدی در تاریخ جهان و بهخصوص مشرق زمین بود. آموزش آیین و مذهب جدید بیداری و ایجاد انگیزه و علاقه به یادگیری را باعث شد. چنانكه در آیات و سورههای آغازین وحی این امر به خوبی مشهود بود.
اسلام علاوه بر طرح مسائل و مباحث توحیدی، در تأكید بر آموزش و كسب علم، دستوراتی داشت تا نه تنها پیروانش مذهب خود را بهتر بشناسند بلكه آموختههای خود را به دیگران نیز انتقال دهند.
دعوت به تعقل و تفكر در آیات متعدد قرآنی3 نیز در حقیقت دعوت به علم و دانش است، و علم بسته به ایمان و همراه و همزاد آن. چنانكه خداوند سبحان از درجات اهل ایمان و علم اینگونه تعبیر مینماید:
«... خداوند از میان شما، مؤمنان و دانشیافتگان را به مرتبههایی بلند فرا برد»4
شكی نیست كه در پشت پرده این بیداری، تعالیم پیامبر گرامی اسلام (صلیالله علیه و آله) نقش اصلی را بر عهده داشت (اگرچه او خود خواندن و نوشتن نمیدانست.) درواقع قرآن، پیامبر (صلیالله علیه و آله) را بهعنوان معلمی میداند كه پیام خداوند را به مردم تعلیم داده و ابلاغ میكند، و خود نیز در عمل و گفتار، مشوق مسلمانان در امر آموختن و فراگیری علم بود. چنانكه بعد از جنگ بدر هر كدام از اسیران كه توانایی پرداخت فدیه را نداشتند در صورتی كه به ده تن از اطفال مدینه خط و سواد آموزش میدادند آزاد میشدند.5
تكریم و بزرگداشت علم و مقام و جایگاه عالم از جانب قرآن، پیامبر گرامی اسلام و بزرگان دین، مسلمانان را از اقصی نقاط دارالاسلام به سوی علم و دانش سوق داد و از سرچشمههای معرفت بهرمند ساخت و روزبه روز تألیفات آنان فزونی یافت. دایره تحقیقات، توسعه و گسترش یافت و هر جا كه اسلام حاكمیت داشت، علم و ادب به سرعت پیشرفت كرد. در حقیقت در دوره استحكام و استقرار فرهنگ و تمدن اسلام بود كه تألیف و تدوین شكوفا شد.
پیریزی علوم بدون توجه به نگارش و كتابت تحقق نمییافت. این نگارش در حوزههای مختلفی از جمله تفسیر آیات قرآن، نوشتن خصوصیات رفتاری و احوال شخصی پیامبر، خطبهها و احادیث ایشان، نگارش اشعار، مدایح و مراثی شاعران در تأیید دین و رخدادهای آن و... همه اینها باعث رواج فكر و اندیشه دینی و پیدایش فرهنگ نگارش و كتابت و در نتیجه پدیداری علومی مانند تفسیر، فقه، حدیث، تاریخ و جز آن شد.
با ظهور دولت عباسی نهضت ترجمه به یاری و حمایت از مؤلفین وارد عرصه شد و بهدنبال آن حوزه كتاب گسترش یافت و حتی علومی را كه نزد امتهای غیر مسلمان اعم از یونانی، ایرانی، رومی، هندی و... بود نیز شامل گردید. اندك زمانی از دوره مأمون نگذشته بود كه حركت و روند تألیف به گونهای توسعه یافت كه همه علوم و فنون، آداب دینی و دنیوی را فرا گرفت. كتاب عمومیت یافت و در تمام شهرها و بلاد اسلامی منتشر و پراكنده شد. كتابخانههای عمومی و خصوصی گسترش یافت.
تولیدكنندگان و فروشندگان كاغذ در سرتاسر حوزه اسلام به فعالیت پرداختند. نویسندگان، خطاطان و حتی هنرمندان، همه را مفتون و شیفته هنرمندی خود ساخته بود. جمعآوری كتاب از اقصینقاط جهان و حفظ و نگهداشت آن وسیله فخرفروشی و مباهات خلفا و عالمان بود. زمانی كه اروپا در گرداب قرون وسطایی خود دست و پا میزد و از هر چه دانش و نوآوری علمی بود بیزاری میجست، كشور اروپایی اندلس چونان ستارهای پرنور در جهان دانش میدرخشید، بهگونهای كه در قرن چهارم هجری تنها در شهر قرطبه هفتاد كتابخانه عمومی وجود داشت و كتابخانهای كه «عبدالرحمان دوم» در قرطبه تأسیس كرد و «حكم دوم» آن را كامل نمود دارای بیش از چهارصد هزار كتاب بود كه تنها فهرست آنها به 44 جلد میرسید.
اینك با گذشت قرنها از آن دوران پرشكوه و با عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی و علیرغم آن همه جنگها و آتشسوزیها و... آنچه از كتب و آثار مكتوب گذشتگان به یادگار مانده است تعداد قابل توجه و فراوانی است كه در كتابخانههای مختلف جهان گردآوری شدهاند و اگر امروز كتابخانههای سراسر دنیا (فرانسه، آلمان، انگلیس، هلند، ایرلند، اسپانیا، روسیه و...) به خود میبالند این افتخار و بالندگی در حقیقت به جهت وجود منابع كمیاب و بینظیری است كه به یادگاری از مسلمانان در اختیار آنان قرار دارد. این میراث شكوهمند در حقیقت امانتی است در نزد ما؛ و وظیفه ما در قبال این امانت:
1ـ احیا و نشر آن همراه با تحقیقات استوار و متقن علمی
2ـ مطالعه و بررسی عمیق و همهجانبه این آثار، تا از خلال آن به دریافت و فهم محتوای فكری، روحی، آداب و سنن و بهطور كلی انسانیت تجسم یافته در فرهنگ و تمدن اسلام نائل شده و بدین وسیله میراث این تمدن بزرگ را در كتابهایی كه دربردارنده علم، فكر و روح اصیل اسلامی است، دوباره در میان مسلمانان و جوامع اسلامی به جریان اندازیم.
پیشینه كتاب وكتابت در اسلام
مفهوم كتاب در نزد اعراب جاهلی و صدر اسلام یك مفهوم دینی بود كه مراد از آن وحی بود، و اهل كتاب نیز یهود و نصاری بودند. در عرف مسلمانان مفهوم كتاب، قرآن كریم بود و سپس این نامگذاری توسعه یافت و بر هر آنچه كه بهصورت مكتوب تدوین شده بود اعم از نامهها، رسالهها، اسناد و مدارك، اوراق و برگهها و... نیز اطلاق شد. چنانكه نامههای پیامبر اسلام(صلیالله علیه و آله) كه برای دعوت به اسلام به مناطق مختلف ارسال شد «كتب الرسول» نامیده میشد و به تدریج این نامگذاری شیوع و گسترش یافت و شامل هر آنچه كه مكتوب بود گردید.6
پیش از رسالت پیامبر اكرم (صلیالله علیه و آله) خط و سواد در میان اعراب جاهلی رایج بود7 ولی میزان آن ناچیز تصور میشود و علت این امر نیز زندگانی صحرانشینی آنها بود. اما بعضی از مردم حجاز (عربهای مقیم شمال و جنوب حجاز) كه مشهورترین آن اعراب مردم یمن هستند، نوشتن را به واسطه اخلاق شهرنشینی و مسافرتهایی كه به شهرهای مختلف داشتند فرا گرفتند8؛ گرچه میان عامه اعراب جاهلی نسبت به ادبیات شفاهی، قصه و شعر دوستداران فراوانی وجود داشت.
كتاب و نگارش در شهرهایی مانند مكه، یثرب و بهخصوص یمن ظهور یفت و دور از انتظار نیست كه كتاب به معنای چیزی كه از چندین اوراق و صحیفه به وجود آمده در آنجا یافت شود. اما كتابهای اولیه كه به دست ما رسیدهاند یا مورخان ذكری از آنان به میان آوردهاند متعلق به قرن اول هجری است؛ مانند كتاب اخبارالیمن و اشعار و انساب كه درباره تاریخ حمیریین است و مشتمل بر اسماء پادشاهان گذشته و بعضی از قصص و اخبار و وقایعی است كه در دوره جاهلیت به وقوع پیوسته است. این كتاب متعلق به عبیده بن شریه الجرهمی (متوفی 70 ه. / 689 م) است كه به دستور معاویه به جهت تهیه گزارشی از اخبار گذشتگان و پادشاهان عرب و عجم و سبب پراكندگی و اختلاف و تفاهم مردم هر شهر و لغات آنها، به صنعا سفر كرد و پس از بازگشت مأمور تدوین آن شد. همچنین از كتاب دیگری متعلق به وهببن منبه (متوفی 110 ه. / 828 م) به نام الملوك كه مشتمل بر اخبار جاهلیت و پادشاهان یمن بوده نیز گزارش شده است.9
بعضی از اعراب ناحیه شمال نیز به واسطه مهارت بسیار در علم انساب نسبت به آن اهتمام خاصی میورزیدند. به صورتی كه به گزارش جاحظ در دوره جاهلیت و ابتدای ظهور اسلام چهارده نفر در زمین علم انساب اقدام به تألیف كردهاند، كه از جمله این افراد به سطیحالذئبی (متوفی 52 ه. / 672 م.) و دغفل بن حنظله السدوسی (متوفی 70 ه. / 689 م.) اشاره میكند10.
روند شكلگیری و تكوین علوم اسلامی
قرآن كه تنها منبع ایمان، پرستش، قانون، رفتار و كردار مسلمانان بود، با ارزشتر از آن بود كه در اختیار حافظه فراموشكار و ناقص بشر سپرده شود. لذا خواندن و فهمیدن، یاد دادن و حفظ و حراست مقدسترین كتاب از اقدامات مهم مسلمانان صدر اسلام بود. هنگامی كه مسلمانان آهنگ تفسیر قران كردند، نیازمندی خود به شناخت لغت، حدیث، شعر، تاریخ و... را دریافتند، لذا به جمعآوری اشعار، احادیث، لغت و... پرداختند و مبالغهآمیز نخواهد بود كه بگوییم قرآن سنگ بنای سوادآموزی و علوم اسلامی است. اما روند شكلگیری و تكوین علوم اسلامی با علمالحدیث به معنای عام آن كه شامل تفسیر به ماثور و روایی است، آغاز میشود. زیرا تفسیر در قرون اولیه هجرت نبوی بر اساس نقل و روایت بود و در این جهت با حدیث كه اقوال و سخنان پیامبر اسلام را شامل میشد مصداقاً متحد بودند. اما از نیمه قرن سوم هجری بود كه تفسیر به صورتی مستقل جلوهگر شد و از دایره علمالحدیث خارج گردید، لذا مطابق نظر برخی از محققان كه روند شكلگیری و تدوین علوم اسلامی را علمالحدیث میدانند،11 با توجه به این نكته كه تفاسیر و معارف قرآنی در ابتدا بهصورتی روائی و ماثور از پیامبر اكرم (صلیالله علیه و آله) نقل میشدند در تعارض نخواهد بود.
حدیث، مادر علوم اسلامی
حدیث ممكن است تفسیر آیهای از قرآن باشد یا بیان حكمی فقهی و یا برای شرح ماجرایی از سیره رسول اكرم (صلیالله علیه و آله) گفته شود.
حدیث به مانند مادر این علوم بود و اكثر علوم شرعی از حدیث زاده شد. در حقیقت حدیث پس از قرآن مهمترین منبع و مأخذ شریعت اسلام تلقی میشود.
در ابتدا میبایست میان كتاب حدیث و تدوین آن فرق گذاشت. معروف آن است كه تدوین و جمعآوری حدیث در اواخر قرن اول یعنی در زمان خلافت عمربن عبدالعزیز (97 ـ 101 ه) محقق شد،12
اما نگارش حدیث با اذن پیامبر (صلیالله علیه و آله) نسبت به بعضی صحابه مانند عبداللهبن عمرو بن عاص در زمان خود پیامبر آغاز شد. و همانگونه كه در تفسیر كتاب الهی در ابتدا شیوه نقلی و ماثور مرسوم بود بیشتر معارف به صورت روایی نقل شد و صحابه به جهت بیم داشتن از مهجور ماندن قرآن و روی آوردن مردم به سمت حدیث، از كتابت، نگارش و استنساخ كتاب دیگری غیر از قرآن نهی میشدند.13
مراحل جمع و گردآوری حدیث
تكامل كتابهای حدیث را میتوان در طی سه مرحله مشاهده كرد:
الف) مرحله كتابت حدیث یا تقیید العلم
این مرحله در زمان صحابه و قدمای تابعین (یعنی تا اواخر قرن اول هجری) به وقوع پیوست.
به این صورت كه احادیث بهصورت پراكنده و فقط به قصد یادداشت و حفظ، درون دفترهای سادهای كه صحیفه یا جزء نامیده میشد ثبت و ضبط میگردید و دیگر در پی تدوین و تبویب آن نبودند.
ب) مرحله تدوین حدیث
در این مرحله كه مصادف با اواخر قرن اول (دوران خلافت عمربن عبدالعزیز 99 ـ 101 ه) و اوایل قرن دوم هجری بود، به واسطه وفات صحابه و جعل روایات، احادیث در دفترها ودیوانهایی بدون هیچگونه نقد و بررسی لازم و ضروری گردآوری شد.
ج) مرحله تصنیف حدیث
در اواخر نیمه اول قرن دوم، مقارن با تأسیس خلافت عباسی (132 ه) دوره تصنیف حدیث آغاز شد. در این مرحله احادیث در بابهایی با تقسیمبندی موضوعی مرتب شد. پیش از دوره تصنیف همه علوم دینی با حدیث همراه بود، ولی در این دوره كسانی احادیث مربوط به هر موضوع را جداگانه گردآوری و به تدریج شاخههای متنوع علوم دینی مانند: تفسیر، فقه، تاریخ، اسلام، ... شكل گرفت و رشد یافت.
تاریخ، سیره و مغازی
اخبار، داستانها و اساطیر جاهلیت بهصورت شفاهی روایت میشدند، اما تدوین تاریخی در دوره جاهلیت مشاهده نشده است. درواقع اولین فكر و اندیشه نسبت به حوادث تاریخی در اسلام زاده شد و رشد یافت. اشارات قرآنی به بعضی از حوادث و وقایع امتهای گذشته و پیامبران آنها، موجب جلب توجه مسلمانان به سرگذشت انبیا و قوم آنها میشد. همچنین در احادیث نبوی با مطلبی مواجه شدند كه متعلق به دوران زندگی و حیات پیامبر (صلیالله علیه و آله) و صحابه ایشان بود و همین احادیث به منزله منابع اساسی برای كتب سیره و مغازی (جنگهای پیامبر) شد.
نخستین كسی كه در باب غزوههای پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) كتاب تألیف كرد محمدبن مسلم زهری (متوفی 124 ه) یا وهببن منبه (متوفی 114 ه) است.14 اما قدیمیترین كتابی كه اكنون پیرامون این موضوع در دسترس ما باقی مانده، از كتاب معروف سیرهابن هشام (متوفی 213 ه) میتوان نام برد.
از سرگذشتنامهها در متون فارسی و عربی با واژهها مختلفی تعبیر شده مانند: سیره مقاتل، معجمالانساب، طبقات، تذكره، ترجمه احوال و... پیشینه سرگذشتنامهها در آثار تمدن اسلامی را میتوان به زمان پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) ارجاع داد كه از همان ابتدا مسلمانان نسبت به سیره و شرح احوال پیامبر (صلیالله علیه و آله) اهتمام خاصی داشته و بهدنبال آن نسبت به صحابه، راویان و ناقلان احادیث و... این امر ادامه یافت. چنانكه برای فهم آنها، با روایات و گفتههای گاه متناقض و متنافری مواجه میشدند كه به جهت بررسی و دریافت صحت و درستی آنها نیازمند به اطلاع و آگاهی دقیق از حالات و مشخصات ناقلان و راویان احادیث بودند. در نتیجه، شكلگیری هستههای اولیه كتب رجالی و شناسایی طبقات راویان در حوزههای مختلف حدیثی، كلامی، فقهی، ادبی و... به وجود آمد.
بهعنوان قدیمیترین كتابی كه در موضوع «طبقات» در دسترس ما باقی مانده كتاب «صحابه» تألیف محمدبن سعید معروف به واقدی (متوفی 330 ه) و سپس كتاب «طبقات الشعراء» تألیف ابن قتیفه (متوفی 276 ه) را میتوان نام برد.
از نیمه قرن سوم بود كه كتب نگارش یافته در حوزه تاریخ جهت و رویكرد بینالمللی یافت و آثار مختلف در زمینه تاریخ عمومی ممالك و ملل مختلف جهان تألیف شد. از جمله این آثار، تاریخ یعقوبی تألیف ابنواضح، تاریخ طبری، و مروجالذهب را میتوان نام برد.
فقه (قوانین اسلامی)
احكام و قوانین اسلام در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام (صلیالله علیه و آله) توسط خود ایشان به مردم ابلاغ شد. اما پس از وفات ایشان، صحابه نخستین فقها و علمای اسلامی بودند كه محل رجوع مسلمانان برای تبیین احكام و قوانین مختلف بودند. با گسترش دولت اسلامی در اثر فتوحات نیاز و لزوم قوانین مختلف مدنی، جزائی، و... جهت اداره دولت بزرگ اسلامی اجتنابناپذیر مینمود و لذا جهت برطرف كردن این خلأ فرهنگی در زمینه احكام و قوانین، مسلمانان دست به كار تألیف و نگارش متونی در این زمینه شدند. اگرچه ظهور فقیهان نامدار و مهمترین كتب فقهی متعلق به قرن چهارم هجری است، اما چنانكه گفته شد پایههای اولیه علم فقه نیز از زمان حیات خود پیامبر گرامی اسلام، صحابه و تابعان پیریزی شد.
رشد و توسعه علوم در دامان نهضت ترجمه
با توجه به منابع موجود، اینگونه استنباط میشود كه توجه مسلمانان به قرآن، جمعآوری آن، تدوین مجموعههای كوچك در زمینه علوم انساب حدیث و همچنین فقه و كلام و مجموعههای ادبی تا پیش از عصر و دوره نهضت ترجمه تدوین شد. اما رشد و تبلور اصلی فرهنگ و تمدن اسلام در زمینههای مختلف علوم نقلی و عقلی را میتوان در دوره عباسی و با آغاز دوره نهضت ترجمه پیگیری كرد.
مسلمانان با ترجمه علوم بیگانه به عربی، به مطالعه و تحصیل پرداخته و پس از دو قرن كه تنها به ترجمه و نقل از كتب مترجم اشتغال داشتند، كمكم به تحلیل و تحقیق آنها پرداختند.15 موج پیشرفت و ترقیات شگرف در این دوره (عصر ترجمه) از اواسط قرن دوم هجری آغاز و تا پایان قرن چهارم هجری به انجام رسید. به گونهای كه تمامی آثار مكتوب یونانی و غیر یونانی به جز كتابهای مربوط به حوزه تاریخ و ادبیات ترجمه شدند. عوامل گوناگون و مختلفی در شكلگیری، پشتیبانی و پیشرفت این نهضت حضور داشتند كه میتوان آنها را به دو بخش كلی تقسیم كرد. بنابر آراء و نظریات مطرح شده، مراحل آغازین شكلگیری تدوین و كتابت در اسلام با تدوین كتاب آسمانی مسلمانان یعنی قرآن آغاز شد و سپس روند تكاملی خود را پیموده و به اوج عظمت و شكوفایی تمدن نائل گردید. با توجه به آن دو بخش، تاریخ تمامی ادیان، بهخصوص ادیان الهی ـ منشعب از دو رویكرد است. رویكرد نخست با تكیه بر عوامل برون دینی، مادی و ظاهری، ارائهدهنده تفسیری منفعلانه و تأثیرپذیر و بالتبع رویكرد و نگرشی تابع نگرش پیرو است. اما در مقابل، رویكرد دوم با تأكید و تكیه بر عوامل درون دینی، معنوی و غیر مادی، تفسیری فعال و اثرگذار منبعث از خاستگاهی اصالتگرا و پیشرو ارائه میدهد.
نظریه غالب و درواقع سطحینگر اكثر كتب تاریخی با تكیه بر روند ظاهری تاریخ اسلام در خصوص مراحل تدوین و كتابت آیات وحی (به منزله مقدمه و سنگ بنای دانش و علوم اسلامی) بر این باور و عقیده استوار است كه رویكرد مسلمانان به مرحله تدوین و نگارش، رویكردی انفعالی و تأثیرپذیر بوده است. در حقیقت به واسطه انتشار اسلام و گسترش یافتن ممالك اسلامی ومتفرق گشتن صحابه و بزرگان صدر اسلام در نقاط مختلف آن و به پا شدن فتنه و آشوبهای مختلف از جمله جنگهای رده كه منجر به كشته شدن تعداد زیادی از قاریان و حافظان قرآن شد مسلمانان ناچار به تدوین قرآن و به دنبال آن حدیث پرداخته و سپس علوم دیگر نیز در مراحل بعدی و با توجه به عوامل دیگری مانند فتوحات كشورهای مختلف توسط مسلمانان یا به خلافت رسیدن خلفای عباسی، به مرحله كتابت و تدوین رسیدند.
اما دیدگاه و نظریه دوم چنانكه گفته شد با تأكید بر عوامل دینی، بر این باور استوار است كه دین اسلام بر اساس داعیه و نگرش بنیادین خود و اندیشه حكومت جهانی، از همان ابتدا و آغاز شكلگیری و توسعهاش در اندیشه تدوین و نگارش كتاب الهی خود بود. زیرا ادیان دیگر به واسطه خصلت قومی و نداشتن توان مخاطبه جهانی برای برپایی امت واحد و گسترش دین واحد در میان شعوب و اقوام كثیر نیامده بودند؛ بلكه این تقدیر در نهاد اسلام و كتاب آسمانی آن سرشته شده بود. چنانكه «گوتاس» نیز در بحث پیرامون نهضت ترجمه در كتاب خود این عقیده را تأیید میكند كه برخلاف پندار غالب، ترجمههای یونانی، سریانی، پهلوی و... زائیده تكامل سنت علمی و فلسفی اسلام بود.16
درواقع همه ادیان به اعتباری زمینهساز ظهور اسلام، یعنی «دین كتاب» بودند. در این دین همه چیز برای آن سازمان داده شده بود تا نیاز انسان محتاج به هدایت، در همه زمانها و مكانها برآورده شود و به همین جهت است كه میتوان به راحتی، چرایی و علت آغاز و گرایش مسلمانان را از زمان حضور پیامبر گرامی اسلام (صلیالله علیه و آله) یعنی عصر خطاب، نسبت به آموزش خط و كتابت، سوادآموزی و علم دریافت. خلاصه آنكه دین اسلام با كتاب آغاز شد و با كتاب به رشد و تعالی رسید، چرا كه معجزه آن «كتاب» بود.
آری، آمادگی مسلمانان برای اخذ و نشر علوم، در كنار احادیثی كه از پیامبر (صلیالله علیه وآله) در تشویق و تحریص به دانشطلبی نقل میشد و دیگر عوامل، شروع یك نهضت علمی را در قلمرو اسلام سبب شد كه ترجمه علوم یونانی قدم اول در حصول این نهضت به شمار میآید.17
در دوره عباسی علوم در ابتدا بهصورت نقلی آغاز شد. سپس در عهد مأمون (198 ـ 218 ه) به نقل و تدوین مطالب علمی توجه خاصی مبذول شد و تا پایان قرن چهارم سیر اعتلا و پیشرفت را پیمود تا اینكه در این دوره به تحلیل و تحقیق و پژوهش اهتمام ورزیدند.
نهضت ترجمه بعد از دو قرن تلاش و مجاهدت دانشمندان و مترجمان بزرگ، به سراشیبی افتاد و سرانجام در حدود پایان قرن چهارم به پایان رسید.
اما علت و سبب نزول و افول ستاره مترجمان چه چیز میتوانست باشد؟ آیا در شمار دانشوران توانا به ترجمه كاهشی به وجود آمده یا آنكه علاقه به علوم ترجمه شده تضعیف شده بود؟ تنها پاسخی كه میتوان برای این سؤال ارائه كرد این است كه تضعیف نهضت ترجمه تنها ناشی از این امر بود كه این نهضت دیگر چیزی برای عرضه نداشت18؛ زیرا متون اساسی و عمده، از مدتها قبل ترجمه شده، مطالعه شده و بر آنها شرح نوشته بودند، لذا آثار مترجم به این صورت جایگاه خود را در میان دانشمندان و دانشجویان از دست داده و اكنون تقاضا متوجه پژوهشهای روزآمد بود و از اینجا بود كه نهضت ترجمه متوقف شد و به تعبیر دیگر به پایان خود رسید. اما اندیشمندان مسلمان با عرضه آثار بزرگ علمی خود انقلابی را در عرصه علم به وجود آوردند و درواقع علوم مزبور با تحقیقات جدید علمای اسلام رنگی تازه به خود گرفتند و به مراتب از سطح آثار یونانی فراتر رفته و جایگزین آنها شدند؛ مانند ابن سینا در پزشكی، بیرونی و بتانی در اخترشناسی، خوارزمی در ریاضیات، ابنهیثم در طبیعیات، و باز ابنسینا در فلسفه و19...
پایان سخن
مسلمانان با الهام گرفتن از قرآن و احادیث و عمل به دستورات آنها توانستند نهضت عظیم فكری و علمی را در جهان پایهگذاری كنند و با ارائه هزاران اثر علمی، پرچم پرافتخار اسلام را در اقصی نقاط جهان به اهتزار درآورند. مایه اصلی این تمدن و فرهنگ، درواقع اسلام بود كه انسانی بود و الهی، نه شرقی و نه غربی.
اسلام پیش از هر آیینی به كتاب و كتابت توجه كرده و این خود بزرگترین دلیل برپایی و پویایی این دین است و اگر اكنون دنیای اسلام ارزش و حیثیت خود را درست نمیشناسد از آن روست كه از معنویت خویش جدا مانده و شاید با رویكردی به كتاب و فرهنگ كتاب، به بازشناسی ارزش و حیثیت او بینجامد و فضائل فراموش شده و معنویت به دور ماندهاش را بازیابد.20.
نیست كاری به دو رویان جهانم صائب
روی دل از همه عالم به كتاب است مرا
پینوشتها:
1-طلبالعلم فریضه علی كل مسلم، امالی طوسی 488 / 1069، بحارالانوار، 1/72 ح27 و 28، كافی 1/30ح1
2ـ سوره قلم / 1ـ 2
3ـ سورههای بقره، انعام، آلعمران، روم، یونس، رعد، نحل، زمر و...
4ـ مجادله، آیه 11
5ـ عبدالحسین زرینكوب ـ كارنامه اسلام؛ كنزالعمال: 28677 ـ 28679
6ـ یحیی وهیب الجبوری، الكتاب فی حضارهالاسلامیه، دارالغرب الاسلامی، بیروت 1998
7ـ فواد سزگین، تاریخ نگارشهای عربی، ترجمه مهران ارزنده و شیرین شادفر، چ1، ج1، ص 397
8ـ جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، چ 7، ج1، ص 452
9ـ المقدسی، احسن التقاسیم، ص 115 یحیی وهیب الجبوری، همان، ص 37
10ـ الجاحظ، الحیوان: 29/3، 220، مسعودی مروجالذهب: 3/364
11ـ كاظم مدیر شانهچی، علمالحدیث، ص 8
12ـ جرجی زیدان، همان ـ احمد شعبانی، مرجعشناسی اسلامی...
13ـ صحیح مسلم، 8/229 ـ خطیب بغدادی، تقییدالعلم، ص 49
14ـ جرجی زیدان، همان، ص 466، یحیی وهیبالجبوری، ص 55
15ـ ذبیحالله صفا، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، ص 38، 43، 131
16ـ دیمیتری گوتاس، تفكر یونانی، تمدن عربی، ترجمه سعید حنایی كاشانی، ص 192
17ـ عبدالحسین زرینكوب، همان، ص 47
18ـ دیمیتری گوتاس، همان، ص 212
19ـ همان
20ـ برگرفته از كارنامه اسلام، عبدالحسین زرینكوب