از نخستین ایام در دستورهای رسمی عمل تقابلی یا مقابله به مثل یکی از منابع معتبر فقه اسلامی تلقی میشده است.
حق مقابله به مثل را میتوان به چند طریق و دلیلی عکس العملی منطقی و منصفانهع و عادلانه به شمار آورد:
1- مقابله به مثل از آنجا که نوعی مجازات متجاوز محسوب میشود عادلانه و منطقی است.
2- مقابله به مثل تنها راه قطعی ریشه کن کردن اصل تجاوز است.
3- مقابله به مثل نوعی دفاع مشروع می باشد.
4- مسئولیت ناشی از مقابله به مثل بر عهده شروع کننده است.
اگر چه برخی از این دلایل را میتوان مورد مناقشه قرار داد ولی در جمع قابل انکار نیست که عمل مقابله به مثل رفتاری در حد عرف وعادت در روابط اجتماعی است.مراعات تناسب جرم ومجازات در حقیقت از اصل مقابله به مثل ناشی میگردد.
این قاعده عرفی در روابط بین ملتها ریشه دارتر از نقش آن در روابط اجتماعی یک جامعه است زیرا در بسیاری از موارد قاعده عرفی مقابله به مثل در قالب مجازاتهای قانونی درآمده و حالت قاعده عرفی بودن را از دست داده است. ولی از آنجا که در روابط بین الملل هنوز مجازاتهای مشخصی جای این قاعده را نگرفته است از این رو قاعده مقابله به مثل همچنان در جامعه جهانی اعتبار خود را حفظ کرده است.
اصولا دفاع مشروع که حقی شناخته شده میباشد خود برمبنای مقابله به مثل میباشد.از این رو سلب حق مقابله به مثل در بسیاری موارد به معنی نفی حق دفاع مشروع تلقی خواهد شد.
اصل مقابله به مثل در اسلام:
در قرآن دو نوع برخورد با مقابله به مثل دیده می شود:
1- مقابله به مثل در حقیقت شیوه مشابهی است که ستم دیدده را وادار به کاری میکند که شروع آن ظالمانه بوده و ظالم و مظلوم را در عمل یکسان میدهد:
آیه 8 سوره مائده: اعمال تجاوز کارانه ونا پسند مردمی شما را بر آن ندارد ه شیوه عدالت را از دست بدهید شما عدالت را پیشه سازید که به تقوا نزدیکتر است.
مقابله به مثل دراین تبیین بعنوان نوعی بی عدالتی در برابر بی عدالتی تلقی شده و مورد نهی صریح قرآن قرار گرفته است.
بی شک بی عدالتی را با عدالت نمی توان مقابله به مثل کرد اگر مقابله به مثل در برابر بی عدالتی را بپذیریم خواه ناخواه مصداق مقابله به مثل در این صورت روش غیر عادلانه خواهد بود. اما این بی عدالتی بدان جهت عادلانه است که در برابر بی عدالتی اعمال می گردد.
2- تجاوز دربرابر تجاوز در حقیقت نوعی دفاع درمقابل ستم است و مقابله به مثل دربرابر تجاوزگرچه به ظاهر خود تجاوزی بیش نیست ولی چون ئفاع مشروع است در حقیقت بین آن دو فقط یک نوع مشابهت ظاهری حکمفرماست و در بررسی نهایی معلوم میگردد تجاوزی که بعنوان مقابله به مثل انجام گرفته نه تنها تجاوز نا مشروع و ستم نیست بلکه روشی برای از میان بردن تجاوز می باشد:
آیه 194 سوره بقره: هرکسکه به شما تجاوز کند به مانند آن بر او تجاوز روا دارید.
با دقت در مفهوم دو آیه مذکور میتوان به جمع بین آن دو پی برد زیرا آنچه در ایه اول نفی شده بی عدالتی در مقابل بی عدالتی است ولی مقابل به مثل هرگز بی عدالتی نیست و اگر به دفاع عادلانه در برابر بی عدالتی مقابله به مثل گفته میشود صرفا یک تشابه صوری است.
با این توضیح میتوان گفت که مقابله به مثل در قرآن بعنوان یک روش عادلانه در برابر بی عدالتی مورد تایید قرار گرفته است.
مماثله و مراعات یکسانی بین تجاوزو دفاع که خود نوعی عدالت است، اساس مشروعیت مقابله به مثل می باشد و هر نوع تخطی از این شرط موجب آن خواهد بود که عکس العملی در برابر بی عدالتی، خود مصداقی بر بی عدالتی باشد، و اصل لا تعتدوا (هیچگاه، تجاوز از حد روا ندارید)، همواره حاکم بر مقابله به مثل خواهد بود.
انواع دفاع:
دفاع انواع مختلفی دارد. گاهی دفاع از حیات و زندگی است، یعنی اینکه، مدافع از شخص خود دفاع میکند و یا ملتی و قومی از آنجا که حیاتش از جانب دیگری در معرض خطر است به دفاع برمی خیزد و گاهی دفاع از مال است و آن زمانی است که مال انسانی و یا ثروت جامعه ای در معرض تهاجم قرار گیرد، گاهی دفاع از استقلال و آزادی است و آنجاست که استعمارگران می خواهند، ملتی را تحت قیمومیت و سلطه خود درآورند و استقلال و آزادی را از آنان سلب کنند، گاهی نیز دفاع از ناموس و شرف انسان است، که همه این اقسام دفاع، مشروع و عقلانی و حتی ضروری و واجب است.
شایان ذکر است که برخی از انواع دفاع از برخی دیگر ارزنده تر و مقدمتر می باشد. مثلا دفاع از حقوق اجتماعی برتر و مقدمتر از دفاع حقوق شخصی است، زیرا در این فرض، شخص از حق به ملاک اینکه حق است دفاع کرده است نه به آن ملاک که حقوق شخصی است. بر این اساس دفاع از حقوق انسانیت، مانند دفاع از استقلال و آزادی یکملت است، و یا دفاع از دین و مکتب که خود نوعی دیگر از انواع دفاع است، ضامن حیات معنوی ومادی و بقا یک امت می باشد برتر و والاتر از هر نوع دفاع دیگر است. پس اگر اسلام، مورد هجمه دشمن قرار گیرد بر تمامی مسلمین واجب است که در حد توان به دفاع از کیان و مکتب اسلام برخیزند.
بر اساس آنچه گذشت، میتوان جهاد تدافعی را بطور خلاصه به انواع ذیل تقسیم بندی کرد:
1- دفاع از حقوق شخصی
2- دفاع از حقوق دیگران
3- دفاع از مال: شخصی یا ثروت عمومی
4- دفاع از نوامیس اسلام و مسلمین
5- دفاع از اسلام و سرزمینهای اسلامی
دفاع در آیات و روایات:
آیات متعددی از قرآن کریم به امر دفاع اختصاص داده شده است که برای نمونه چند آیه اشاره می گردد.
سوره بقره آیه 191:
در مسجد الحرام با آنها جنگ نکنید مگر آنکه آنان با شما بجنگند و چون با شما جنگیدند آنان را بکشید که این سزای کافران است.
چنانچه ملاحظه می گردد در فراز نخست این آیه، به حرمت قتل در مکانهای حرام اشاره دارد، اما اگر کافران این حرمت را شکستند، قرآن به مومنین اجازه مقابله به مثل و دفاع را داده است، و در فراز آخر آیه نیز تصریح میکند: چون با شما جنگیدند آنها را بکشید و آن را سزای اعمال کافران میداند چرا که (والفتنه اشد من القتل"فتنه (تباهی و فساد در زمین) از قتل بدتر است.
- " و ان عاقبتم فاقبوا بمثل ماعوقبتم: اگر عقوبت میکنید چنان عقوبت کنید که شما را عقوبت کرده اند. "
صراحت و شیوایی این آیه در دفاع و مقابله به مثل جنان رسا است که نیازی به توضیح نیز ندارد.
امیر المومنین (ع) پس از آنکه در سحرگاه رمضان، از دست ابن ملجم مرادی در اثر ضربت او، فرق مبارکش شکافته شد، خطاب به امام حسن (ع) فرمود: او را بیش از یک ضربه مزن.
در روایات فراوانی نیز به دفاع و مقابله به مثل به نیکی یاد شده است.
حضرت علی (ع) از قول پیامبر اکرم فرمود: من قتل دون عیاله فهو شهید.
از امام صادق (ع) نیز نقل شده که رسول خدا فرمود: کسیکه در مقام دفاع از خانواده اش کشته شود، شهید از دنیا رفته است.
از امام صادق (ع) روایت شده که هرگاه دزدی که از محارب است برتو داخل شد او را بکش و امام محمد باقر نیز به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: من قتل دون ماله فهو شهید.
مفهوم و هدف از جنگ تدافعی:
در حالی که برخی از فقهای اسلامی جنگ تدافعی را فاقد خصیصه جهاد دانسته و آن را اساسا جهاد نمی دانند، اکثریت آنان قتال یا جهاد در اسلام را بحقیقت حکم به دفاع دانسته اند.
جنگ تدافعی در اسلام، عملیات نظامی کشور اسلامی در مقابل تهاجم و تجاوز مسلحانه کشورهای غیر اسلامی است. این قاعده که دفاع مشروع نیز می نامند، امروزه در حقوق بین الملل نیز به رسمیت شناخته شده، زیرا حق هر کشوری است که برای محافظت در برابر متجاوز از خود دفاع کند.
دراسلام هدف از جنگ تدافعی، دفع حمله وسرکوب پیمان شکنان و تجاوز کاران بیگانه و بیرون راندن آنان از سرزمینهای اشغالی وآزاد سازی آن مناطق و دفاع از جان و مال مسلمانان و عقیده و مرام اسلامی است. سرانجام این نوع جهاد، که در زمره واجبات عینی است ف بر یک یک مسلمانان ف اعم از زن ومرد، در کلیه قرون و اعصار و مادام العمر لازم الاجرا است.
قرآن کریم و جنگ تدافعی
قرآن کریم در آیات چندی جنگ تدافعی را تشریح و هدف آن را بخوبی روشن کرده است که از آن جمله است:
-......و درراه خدا قتال (یا جهاد) کنید با کسانی که با شما می جنگند " (بقره 190)
- هرجا مشرکان را یافتید بکشید و از شهر و دیارشان برایند چنانکه آنان شما را از وطن آواره کردند. (بقره 191)
- بیایید در راه خدا پیکار یا دفاع کنید "(آل عمران 167)
شرایط مبادرت به جنگ تدافعی:
بر هر فرد عاقل و بالغ مسلمانی (اعم از زن و مرد) که توان دفاع را داشته باشد، واجب عینی است که در جنگ تدافعی شرکت نماید.
شرایطی که قبلا در مورد اقدام به جنگ ابتدایی برشمردیم، در خصوص جنگ تدافعی مورئ نظر نمی باشد از جمله حظور امام یا نایب خاص او در این جهاد شرط لازم نیست. بنابراین فرمانده و رهبر میتواند هر خصوصیتی را دارا باشد. آنچه اساس است دفاع از اسلام و کشور اسلامی است.
جهاد با توجه به آیات قرآنی:
در آیات متعددی از قرآن کریم به واژه هایی چون (حرب، قتال و جهاد) اشاره شده که تمامی آنها به معنی جنگ است اما حرب به هیچ وجه در برگیرنده مفهوم جنگ ایلامی نمی باشد.
قرآن کریم تنها جهاد فی سبیل الله و یا قتال فب یسبل الله را جنگ مشروع میداند.
قرآن یکی از این موارد مهم اعمال جهاد را درباره ستمدیده ای که راه فانون به رویش بسته شده، به صراحت ذکر کرده است (لا یحب الله الجهر بالسو من القول الا من ظلم). قرآن در مجازات عاملان ترس و وحشت در جوامع بشری تا آنجا پیش میرود که آن را شایسته بهره گیری از امنیت که خود دشمن آن هستند نمی داند ومقابله به مثل را تجویز می کند و آۀنان را دشمن بشریت و محروم از امنیت معرفی میکند.
نگرش قرآن به جنگ که بخشی از جهان بینی اسلام را تشکیل میدهد، مبتنی براصول موضوعه خاصی از قبیل هدف دارای خلقت، شمول تدبیر و اراده حکیمانه الهی نسبت به همه پدیده های هستی، مختار بودن انسان در گزینش راه سعادت و شقاوت، احسن بودن نظام هستی به رغم وجود شرور طبیعی و فسادهای انسانی که هر کدام از این اصول از نظر عقلی در فلسفه الهی به اثبات رسیده و آیات قرآنی هم بخوبی بر آنها دلالت دارد.
نخست آنکه حکمت الهی و هدف از آفرینش انسان به عنوان موجودی مختار که باید سرنوشت ابدی خود را با رفتارهای اختیاری خویش رقم بزند اقتضا میکند که دست او در اقدام به جنگ باز باشد و قدرت وی سلب گردد. این نکته ای است که درآیه سوره بقره به آن اشره شده است.
دوم آنکه مقتضای حکمت الهی این است که نیروها و امکانات لازم برای جنگ، در دست گروه معینی متمرکز نشود، به گونه ای که سایر گروهها توان رویارویی و ایستادگی در برابر آن را نداشته، مجبور به تسلیم شوند.
قرآن کریم در این باره می فرماید:
اگر خدای متعال بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نمی کرد زمین تباه میگشت، ولی خدا بر همه جهانیان بخشش دارد.
سوم آنکه حکمت الهی نه تنها اقتضا میکند که همه قدرتها در دست یکگروه خودکام وتبهکار، متمرکز نشود بلکه همچنین اقتضا دارد که بین چند گروه متخاصم تبهکار نیز توزیع نشود به گونه ای که مردم شایسته و خداپرست نتوانند از خودشان دفاع کنند و به مسیر تکاملی خود که هدف اصلی از آفرینش انسان است ادامه دهند.
قرآن کریم در سوره حج آیه 40 می فرماید: اگر خدای متعال بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر نمی راند، دیرها و نمازخانه ها ومساجدی که نام خدا زیاد در آنها یاد می شود ویران میشد، مراکز خداپرستی وتکامل انسان نابود می گشت.
چهارم آنکه همچنین مقتضای حکمت الهی این است که تا حدی به بشر، فرصت برپا کردن جنگها را بدهد که مجموعه منافع و خیرات ناشی از آنها بیش از جهات شر و فساد باشد تا منافاتی با هدف حکیمانه آفرینش نداشته باشد، پس باید پذیرفت که جنگها به رغم دشواریها و ضایعاتی که دارد میتواند منشا خیرات و برکات باشد و حتی آثار خیر و صلاح آنها بر آثار شر و فساد غالب آید، این نکته از آیه 216 سوره بقره استفاده می شود:
- معنی: کارزار بر شما مقرر شد در حالی که برای شما نا خوشایند است. چه بسا چیزی که شما آن را نا خوش میدارید و در واقع خیر است و چه بسا چیزی را خوش میدارید که برایتان بد است و خدای متعال می داند و شما نمی دانید
منابع:
1- حقوق روابط بین الملل دراسلام – تالیف: محمد حمید الله – ترجمه سید مصطفی محقق میرداماد
2- فقه سیاسی – عباسعلی عمید زنجانی
3- اسلاموحقوق بین الملل – دکتر محمد رضا بیگدلی – انتشارات گنج دانش
4- پایان نامه اسلام و حقوق جنگ – اله نظر سعید – استاد راهنما:دکتر مسعود همت –سال1378 - دانشگاه آزاد واحد شهرضا
5- پایان نامه جنگ از دیدگاه حقوق بین الملل اسلام – محمد رضا دستگردی – استاد راهنما: دکتر مسعود همت – زمستان 80 – دانشگاه آزاد واحد شهرضا
تماس با نویسنده:
http://magidzawari.parsiblog.com
magidzawari@yahoo.com