زمان حکومت زمامداران بيلياقت قاجار و پس ازاشغال بخش وسيعي از خاک کشورمان توسط ارتش سرخ تزار روس، هفده شهر از تن زخمي ايرانجدا شد و دولتمردان قاجار با امضای سند قرارداد ترکمنچاي، جدا شدن اين بخش از ايرانرا به رسميت شناختند. کمونيستها از آن تاريخ به مدت هفتاد سال بر مردم مظلوم اين منطقهحکومت کردند. با اجراي سياست هاي آخرين رئيسجمهور اتحاد جماهير شوروي سابق که آنرااصلاحات ميناميد، اين اتحاديه فرو ريخت و جمهوريها يکي پس از ديگري استقلال خود رااعلام کردند و جامعهی جهاني هم استقلال آنها را به رسميت شناخت. جمهوري آذربايجان هم که همسايهی شمالي ايران است به استقلال رسيد. حيدر علياف، سياستمدار کهنهکار درزمان رياست خود بر اين جمهوري، حاکميت خود بر اين کشور را استحکام بخشيد و بااستفاده از فرصت به دست آمدهی ناشي از خلاء قدرت منطقه هاي، با دوري جستن از سياستهايکاخ کرملين و با ايجاد رابطهی نزديک با غرب، آنها را براي حضور در منطقه تشويق نمود.
مردم جمهوري آذربايجان که اشتراکات مذهبي و فرهنگي عميقي با مردم کشورمان دارند،هنوز هم پس از هفتاد سال حکومت کمونيستها بر آنها، خود را ايراني ميدانند. آنهاانتظار داشتند ايران در کنارشان باشد و در حل مشکلاتشان به آنها کمک کند. منطقهی قرهباغ که يک منطقهی ارمنينشين و جزء سرزمين جمهوري آذربايجان است، پس از اختلافاتداخلي خود را جمهوري خودمختار خوانده و جمهوري ارمنستان هم از ساکنين اين منطقهبراي کسب خودمختاري و جدائي از خاک جمهوري آذربايجان حمايت کرده است. رابطهی گرمايران با جمهوري ارمنستان باعث شد جمهوري آذربايجان آن را نشانهی حمايت ايران ازارمنستان در مسئلهی مناقشهی منطقه قرهباغ کوهستاني تلقي کند؛ گرچه دستگاه ديپلماسيايران، منطقه قرهباغ را جزء خاک جمهوري آذربايجان ميداند و آن را در بيانيهاي اعلامنموده است، ولي قدم چندان مثبتي هم در حل مناقشه برنداشته است. اما کشورهاي غربي بااستفاده از فرصت به وجود آمده و با نيت دستيابي به منابع سرشار اقتصادي، دستگاه ديپلماسي خود را فعال کرده و با اعزام ديپلماتهاي خود به منطقه براي ميانجيگري و حلمناقشهی قرهباغ، صداي خيرخواهي سردهند.
پس از درگذشت حيدر علياف رئيس جمهور پيشينجمهوري آذربايجان و انتقال آرام قدرت به فرزند وي الهام علياف و حمايت آمريکا ازاين رخداد، رابطهی دو کشور آمريکا و جمهوري آذربايجان روز به روز بهتر شده وقراردادهاي سياسي و اقتصادي، يکي پس از ديگري به امضا ميرسد. دولت آمريکا که ايرانرا محور شرارت خوانده است، با لشکرکشي و اشغال افغانستان و عراق که هر دو کشورهمسايهی ايران هستند، اکنون سعي دارد با تبليغات منفي بر عليه ايران، در جمهوريآذربايجان وجهه کشورمان را خدشهدار نموده و ايران را تهديدي براي آن کشور و حوزهیدرياي خزر جلوه دهد و با ايجاد پايگاه نظامي در خاک جمهوري آذربايجان و با پيادهنمودن نيروي نظامي در مرزهاي شمالي، ايران را از آن ناحیه تحت فشار قرار دهد.
درخواست آمريکا ازجمهوري آذربايجان براي تشکيل نيروي حفاظت از درياي خزر ميتواند در راستاي همينسياست باشد که اگر جمهوري آذربايجان بر خلاف قانون اساسي خود به آمريکا اجازه دهدنيروي نظامي در خاک آن جمهوري پياده کرده و از پايگاههاي نظامي خود، کشورمان راتهديد کند، ايران در مرزهاي شمالي دچار چالش خواهد شد. گرچه جمهوري اسلامي ايران ازنظر توليد صنايع نظامي به خودکفائي رسيده و نيروهاي مسلح مقتدر و توانمند دارد وميتواند هرگونه تعرض به حريم خود را شديد و غيرقابل تصور جواب دهد؛ ولی بهتر استدستگاه ديپلماسي کشورمان که براي ايجاد رابطه با فلان کشور دستچندم آفريقایي، بهدوردست ميانديشد و براي سفر ديپلماتهاي خود به آن کشورها از بيتالمال هزينه ميکند، در نگرش به روابط با کشورهاي همسايه، تجديدنظر کرده و با اعزام سفرا و کارداران باتجربه، منافع ملي کشورمان را تقويت و با ايجاد روابط دوستانهتر با همسايگان، تهديدهارا به فرصتها تبديل کند.