باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مساله هسته‌اي، نبرد ايران و غرب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيامك - باقري

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

مدتي است كه پرونده ايران مسير تقابلي پيدا كرده است و ازسوي آمريكا و غرب سياست فشار اتخاذ شده و ايران نيز در برابر آن سياست ايستادگي و عدم عقب نشيني رابرگزيده است. سوال اين است :

 

1. روند تحولات هسته اي ايران چگونه ارزيابي ميشود ؟

2. اهرم هاي دو طرف براي دستيابي به هدف چگونه مي باشد ؟

3. استراژي دو طرف چيست ؟

4. نتايج مباره بر سر پرونده هسته اي ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟

 

اهرمهاي غرب

بركسي پوشيده نيست كه غرب به هيچوجه قائل به داشتن چرخه سوخت هسته اي براي ايران نيست . اسناد بسياري اين نكته را تاييد مي كند . اينكه غربيها حق داشتن فناوري صلح اميز هسته اي براي ايران رادرمقاطع مختلف تاييد مي كنند درحقيقت منظورشان تنها داشتن نيروگاه اتمي آب سبك است. سه كشور اروپايي دراين سالها به صورت شفاهي و مكتوب اعلام كردند كه ايران نبايد چرخه سوخت هسته اي داشته باشد . اولين پيشنهاد مكتوب سه كشور اروپايي باحمايت امريكاكه در تاريخ مرداد سال 1384به ايران داده اند آشكار ساخت كه اين كشورها حاضر هستند به ايران مشوقات اقتصادي بدهندتاجمهوري اسلامي ايران از برنامه هاي كامل هسته اي خود دست بردارد. پيشنهاداين كشورها در خصوص غني سازي مشترك درخاك روسيه نيز دقيقا براساس چنين انديشه اي صورت گرفت . دومين پيشنهاد تشويقي كه توسط گروه1+5 ارائه شدباز هم مساله حق داشتن چرخه سوخت هسته اي براي ايران ناديده گرفته شد. تاكنون قطعنامه هايي كه شوراي امنيت سازمان ملل صادر كرده است نيزناظر برعدم داشتن چرخه سوخت هسته اي براي ايران است.

 

اهرمهاي غرب وآمريكا

غربيها وآمريكا براي رسيدن به اهداف خود درباره محروم سازي ايران از چرخه سوخت هسته اي سه راه يا اهرم برخوردار بوده است.

 

1- اهرم ديپلماسي

2- اهرم تحريم

3- اهرم نظامي

 

اهرم ديپلماسي

براساس اهرم ديپلماسي سياست مذاكره و تشويقات اقتصادي و تهدبد از سال 1382تا نيمه دوم سال 1384بكار گرفته شد. كشورهاي غربي با توسل به اهرم ديپلماسي موفق شده بودند تا برنامه هاي هسته اي ايران را تعليق نمايند. تفاهم نامه پارس كه درسال 1383بين يران و سه كشوراروپايي منعقد شده بودد براساس مذاكراتي بود كه طي چند ماه انجام شده بود وتوانست تمام فعاليت هاي اتمي ايران را معلق نمايد. غربيها درسال1384گام نهايي راجهت متقاعدسازي ايران درباره دست برداشتن ازبرنامه چرخه سوخت هسته اي برداشتند. انهادر نشست هاي خود با تيم مذاكره كننده ايراني درابتداي سال1384اعلام كردند كه تنها تضمين صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي ايران كنار گذاشتن برنامه چرخه سوخت هسته اي است . اصرار كشورهاي غربي براين مساله ضربه بزرگي براهرم ديپلماسي وارد ساخت . در اوايل مرداد ماه سال 84 كه ايران اعلام كرد تصميم به راه‌اندازي دوباره تأسيسات «UCF» اصفهان و رفع تعليق آن دارد، اروپا و آمريكا واكنش سختي به اين خبر نشان دادند، به گونه‌اي كه در 12/5/84 كشورهاي اروپايي (فرانسه، آلمان و انگليس) در نامه‌اي به ايران اعلام كردند: اگر ايران فعاليت هسته‌ايش را از سر گيرد، مذاكرات پايان مي‌يابد. اما پيشنهاد سه كشوراروپايي درماه مرداد سال 1384تير خلاصي بر اهرم ديپلماسي بود . زيرا جمهوري اسلامي ايران با مشاهده منويات غربيها وعدم پذيرش برنامه صلح آميز هسته اي تهديدخود را درخصوص ازسر گيري فعاليت هاي هسته اي كه داوطلبانه وبراي حسن نيت انجام داده بود عملي كرد. هرچندابزار ديپلماسي ازميز غربيها كنار گذاشته نشد.براي اينكه ساير ابزارها به تنهايي قادر به تحميل خواسته هاي زياده خواهانه آنها نبود.

آمريكا براي همراه كردن روسيه و چين با مواضع خودش، فعاليت بسياري انجام داد تا آنچه بعدها «1+5» نام گرفت، شكل بگيرد، و در مقطع زماني دي ماه 84 اروپا و آمريكا به فشارهاي خود عليه ايران ‌افزودند و رژيم اشغالگر قدس هم به جنگ رواني عليه فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران ‌پرداخت. در اين راستا آنان تلاش كردند پرونده هسته‌اي ايران را به شوراي امنيت ارجاع دهند، اما روسيه باز هم بر قانوني بودن اقدامات هسته‌اي ايران تأكيد كرد و چين نيز بر اين موضع روسيه، مهر تأييد زد.

اما تلاش‌هاي آمريكا و غرب نتيجه داد و كشورهاي «1+5» دور هم نشستند و پس از گفت‌وگوهايي، موافقت خويش را با ارجاع گزارش پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت، موافقت كردند كه در پي اين رايزني‌ها و تصميم‌ها در نيمه بهمن ماه 84 گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت، تصويب شد.

جمهوري اسلامي ايران كه بيشتر با فضاي فشار و تهديد و البته از طرف ديگر، مذاكره روبه‌رو بود، در تاريخ 24/11/84 تهديد خود را عملي و دستور راه‌اندازي تأسيسات نطنز را صادر كرد كه در همين روز، نشست سه كشور اروپايي در وين برگزار شد و آنان خواستار برگزاري نشست اضطراري شوراي حكام براي بررسي ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت شدند.

«اشتاين ماير»، پس از نشست در كنفرانس خبري گفت: مذاكرات با ايران به بن‌بست رسيده است. اكنون وقت آن است كه شوراي امنيت وارد عمل شود.

وي در عين حال افزود: هرچند امكان اعمال تحريم عليه ايران وجود دارد، اما مقامات اروپايي همچنان نسبت به اين ايده اكراه دارند و ما آماده حل مسئله هسته‌اي ايران به شكل ديپلماتيك، چندجانبه و از طريق ابزارهاي مسالمت‌آميز هستيم.

در آغاز سال 1385، از سوي مقامات ايران، خبرهايي درباره دستيابي ايران به 5/3 درصد داده شد و آژانس نيز آن را تأييد كرد.

به دنبال اين دستاورد علمي فشارها بر ايران فزوني يافت و ‌آمريكا نيز تحريم ايران از سوي شوراي امنيت را پيگيري كرد، اما در نشست‌هاي «1+5» با مخالفت روسيه و چين روبه‌رو شد. اروپا نيز پس از آن به سمت ارايه پيشنهادي در كنار تدوين و تصويب قطعنامه اتحاديه اروپا عليه ايران رفت، اما ايران خواستار ادامه مذاكرات شده و سرانجام لاريجاني و سولانا از سوي اتحاديه اروپا ديدار كردند و پيشنهاد اروپا به لاريجاني داده شد.

فشارها و تهديدات آمريكا و اروپا ادامه داشت و دايما بحث تحريم ايران از سوي شوراي امنيت طرح مي‌شد، اما شكاف بين «1+5» و بحث روي ابعاد تحريم، مانع از به نتيجه رسيدن آن مي‌شد.

با آغاز حمله رژيم صهيونيستي به لبنان و مقاومت حزب‌الله لبنان كه به شكست و عقب‌نشيني اسرائيل انجاميد، از يك سو و مشكلات عديده آمريكا در عراق و گير افتادن اين كشور در باتلاق عراق از سوي ديگر، عرصه را رفته رفته بر آمريكا و غرب تنگ و تنگ مي‌كرد و اين كشور ناچار به گفت‌وگو و مذاكره دوباره با ايران روي آوردند، اما بحث‌هايي از جمله تعيين شروط تعليق را مطرح كردند كه هيچ گاه از سوي ايران پذيرفته نشد.

 

اهرم تحريم

زماني كه غربي ها به اين نتيجه رسيدندكه ديپلماسي به تنهايي قادر به انصراف سازي ايران ازبرنامه هاي هسته اي اش نيست رويكرد سياست فشاررا اتخاذ كردند. از نظر آنها بايد از طريق محروم سازي ايران، افكار عمومي اين كشور را در برابر تصميم‌گيران و دولتمردان قرار داد به عبارتي از طريق اين سياست شكاف مردم و دولت را دامن زده و خواسته‌هاي ملت و دولت دوگانه گردد. محوري‌ترين فشارها از اين دست تحريم اقتصادي ايران است اين نوع تحريم به دو صورت مورد توجه قرارگرفت.

 

الف) يك جانبه: آمريكا و برخي كشورها بصورت يكجانبه يكسري قوانيني را جهت تحريم اقتصادي ايران وضع كرده‌اند. عدم ارائه خدمات بانكي به ايران و ممنوع كردن ارتباط مالي با بانك صادرات ايران و ممنوع اعلام كردن هر نوع انتقال تكنولوژي هسته‌اي و موشكي به ايران و تمديد تحريم‌هاي گذشته به مدت 5 سال توسط كاخ سفيد و … برخي از تحريم‌هاي يك جانبه مي‌باشد.

 

مقامات آمريكايي روساي بانك هاي بزرگ بين المللي راتحت فشار گذاشته و غير مستقيم آنها راتهديدكرده اند كه در صورت همكاري با ايران از فعاليت هاي اقتصادي در آمريكا منع مي شوند . مقامات امريكايي به بانك هايي مانند hsbc و RBS و Barclays راكه در امريكافعاليت هاي اقتصادي دارندفشار وارد كردند تا همكاريهاي خود رابا ايران متوقف كنند.

 

ب) تحريم‌هاي چند جانبه: آمريكا و متحدينش تلاش‌هاي وسيعي را براي تحريم چند جانبه و گسترده عليه ايران انجام داده‌اند. آمريكا به خوبي مي‌داند كه تحريم‌هاي يك جانبه و حتي تحريم‌هاي چند جانبه خارج از مكانيزم‌هاي حقوق بين‌المللي كارآمدي لازم را نخواهند داشت. از همين رو، شوراي امنيت سازمان ملل در سياست تحريم‌هاي چند جانبه محوريت اساسي پيدا كرده است. آمريكا پس از بي‌ثمر دانستن مذاكرات سولانا و لاريجاني اولين پيش‌نويس قطعنامه تحريم را آماده كرد اما زمينه پذيرش آن در ميان كشورهاي 1+5 وجود نداشت. از همين رو، سه كشور اروپايي آلمان، فرانسه و انگليس پيش‌نويس قطعنامه‌اي را تهيه و با رايزني‌هاي فشرده پس از چند ماه ان را تصويب كرد. اين قطعنامه 25بند و دو ضميمه و دو سند داردمهمترين محورهاي اين قطعنامه عبارت از:

?- از ايران مى خواهد همه فعاليت هاى مرتبط با غنى سازى و بازفرآورى هسته اى از جمله تحقيق، توسعه و همچنين طرح هاى مربوط به آب سنگين را به حال تعليق درآورد.

?- از همه كشورها مى خواهد از فراهم كردن، فروش يا انتقال كليه مواد و فناورى هايى كه مى تواند به فعاليت هاى مرتبط با غنى سازى، بازفرآورى و طرح هاى آب سنگين يا توسعه سيستم هاى پرتاب سلاح هاى هسته اى (از جمله موشك هاى بالستيك) كمك كند، خوددارى نمايند.

?- از همه كشورها مى خواهد از كمك فنى يا مالى به ايران در مواردى كه به بند بالا مربوط مى شود، خوددارى كنند.

?- قطعنامه از همه دولت ها مى خواهد دارايى هاى مالى ?? كمپانى، سازمان و ?? فردى را كه در برنامه هاى هسته اى و موشكى بالستيك ايران مشاركت داشته اند و ليست آن ها توسط سازمان ملل مشخص شده، مسدود نمايند.

?- براساس قطعنامه، كميته اى براى «نظارت بر اجراى تحريم ها عليه ايران» تشكيل مى شود.

?- از همه دولت ها مى خواهد نقل و انتقال افرادى را كه در ليست سازمان ملل مشخص شده، به كميته نظارت بر تحريم ها گزارش كرده و درباره ورود و خروج آن ها به كشورشان «تدابير احتياطى» در پيش بگيرند.

?- از دبير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى مى خواهد كه ظرف ?? روز گزارش دهد كه ايران غنى سازى را تعليق كرده يا نه؟

?- اگر ايران قطعنامه را قبول نكرد، شوراى امنيت مى تواند «تحريم هاى غيرنظامى» (Nonmilitary Sanctions) بيشترى تصويب كند.

 

دراين قطعنامه برخي اشخاص ونهادهايي كه بايد مورد تحريم قرار گيرند به شرح زير ذكر كرده است.

الف. نهادهاي درگير در برنامه هسته‌اي

 

1. سازمان انرژي اتمي ايران

2. شركت انرژي مصباح (تهيه كننده رآكتور تحقيقاتي A 40- اراك)

3. كالا- الكتريك (عكا كالاي الكتريك) (تهيه كننده كارخانه آزمايشي غني‌سازي سوخت (PFEP)- نطنز)

4. شركت پارس تراش (درگير در برنامه سانتريفوژ، شناسايي شده در گزارش‌هاي آژانس)

5. فرآيند تكنيك (درگير در برنامه سانتريفوژ)

6. سازمان صنايع دفاع (سازمان مادر زير مجموعه وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، كه برخي از توابع آن در برنامه ساخت قطعات سانتريفوژ و برنامه موشكي درگير بوده‌اند)

7. هفت تير (زير مجموعه سازمان صنايع دفاع، كه عموما به عنوان نهادي مستقيما درگير در برنامه هسته‌اي شناخته شده است)

 

ب. نهادهاي درگير در برنامه موشك‌هاي بالستيك

 

1. گروه صنعتي شهيد همت (زير مجموعه سازمان هوا- فضا)

2. گروه صنايع شهيد باقري (زيرمجموعه سازمان هوا-فضا)

3. گروه صنايع فجر (قبلا كارخانه توليد ابزارهاي سنجش بوده است، زيرمجموعه سازمان هوا- فضا)

 

ج. افراد درگير در برنامه هسته‌اي

 

1. محمد قنادي، معاون تحقيق و توسعه سازمان انرژي اتمي ايران

2. بهمن اصغرپور، مدير اجرايي (اراك)

3. داود آقاجاني، رئيس كارخانه آزمايشي غني‌سازي سوخت (PFEP)

4. احسان منجمي مدير ساخت پروژه- نطنز

5. جعفر محمدي، مشاور فني سازمان انرژي اتمي ايران (مسئول مديريت توليد سوپاپ‌هاي سانتريفوژ)

6. علي حاجي‌نيا ليلابادي، مديركل شركت انرژي مصباح

7. سردار محمد مهدي نژادنوري، رئيس دانشگاه فناوري دفاعي مالك اشتر (دانشكده شيمي، وابسته به وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، آزمايشاتي بر روي برليوم انجام داده است)

 

د. افراد درگير در برنامه موشك‌هاي بالستيك

 

1. سردار حسين سليمي فرمانده نيروي هوايي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

2. احمد وحيد دستجردي، رئيس سازمان هوا_ فضا

3. رضا قلي اسماعيلي، رئيس بخش بازرگاني و امور بين‌الملل سازمان هوا- فضا

4. بهمنيار مرتضي بهمنيار، رييس بخش بودجه و مالي سازمان هوا- فضا

 

ه. افراد درگير در هر دو برنامه موشكي و هسته‌اي

 

1. سردار يحيي رحيم صفوي، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

 

حقيقت امر اين است كه فشارهاي نيمه سخت و سياست تحريم از يك دستي برخوردار نيست. مفروضات يا تصورات تحريم كنندگان داراي زواياي مختلفي است. به عنوان نمونه:

 

الف) بلحاظ تأثيرپذيري ايران دو ديدگاه كلي وجود دارد: ديدگاه اول معتقد است كه تحريم مؤثر است آمريكا انگليس فرانسه آلمان معتقدند كه تحريم‌ها و فشارهاي نيمه سخت مي‌تواند مانع از توسعه فن‌آوري هسته‌اي ايران شود. بويژه اين كشورها با توهمي كه از داخل ايران و ديدگاههاي موجود در ميان مسئولان و تصميم گيران دارند، بر اين باورند كه فشارهاي نيمه سخت باعث شكاف در ميان دولتمردان و مقامات و شخصيت‌هاي سياسي داخل شده و از اين رهگذر بناچار ايران به خواسته‌هاي آنها تن خواهد داد. اما ديدگاه دوم معتقد است كه تحريم تأثير بر رفتار ايران نخواهد گذاشت. روسيه و چين اين گونه فكر مي‌كنند و اعتقاد دارند كه تحريم مسأله هسته‌اي ايران را پيچيده خواهد كرد.

ب- بلحاظ نتيجه بخش بودن تحريم‌ و هدفهاي موردنظر: در اين ارتباط نيز نقطه نظرات متفاوتي وجود دارد. آمريكا از طريق تحريم بدنبال سياست براندازي است و اساساً مسأله هسته‌اي براي كاخ سفيد و نومحافظه‌كاران بهانه است و همچنين اين دو ديدگاه در ميان كاخ سفيد وجود دارد كه مسأله هسته‌اي ايران حل نخواهد شد مگر اينكه حاكميت و رژيم ايران تغيير كند. از همين رو آنها به نتيجه بخش بودن تحريم‌ها توجهي ندارند. اما ديدگاه ديگر در ميان كشورهاي اروپايي از جمله انگليس آلمان و فرانسه وجود دارد كه معتقد است تحريم‌ها بايد معطوف به نتيجه باشد يعني بايد رفتار هسته‌اي ايران را تغيير دهد و جمهوري اسلامي را وادار به تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي و سپس مذاكره با اروپا نمايد. در واقع سه كشور اروپايي تا كنون با ابراز مواضع خود نشان دادند كه قصدشان از وضع تحريم‌ها عليه ايران دادن «پيام» به ايران هستند. از همين رو، جمهوري اسلامي بايد در واكنش به رفتار اين دست از كشورها به گونه‌اي عمل نمايد كه آنها از توهم نتيجه بخش بودن تحريم‌ها بيرون آيند.

ج- قطعنامه 1737 فقط بر برنامه هسته اي و موشكي ايران متمركز است و به هيچ موضوع غير مرتبط با اين برنامه ها نمي پردازد. حتي آنجا كه از اعمال محدوديت بر سفر مقامات يا مسدود كردن حساب هاي بانكي سخن مي گويد، مقصود مقامات يا حساب هاي مالي مرتبط با برنامه هاي هسته اي و موشكي است و ربطي به جنبه هاي ديگر روابط ايران با خارج پيدا نمي كند. در واقع اين قطعنامه تلاش مي كند خود را صرفا از بابت مسائل مربوط به اشاعه سلاح هاي كشتار جمعي نگران نشان دهد و چنين وانمود كند كه با برنامه هاي صرفا صلح آميز ايران مخالفتي ندارد. اين درست و -البته از حيث جزئيات- قابل بحث است كه امريكايي ها مايلند در مراحل بعدي تحريم ها را به حوزه هاي غير مرتبط با سلاح هاي كشتار جمعي نيز توسعه دهند اما مهم اين است كه اين بحث مربوط به آينده است و قطعنامه فعلي را جز با دروغ بافي و جوسازي نمي توان به زندگي روزمره مردم مرتبط كرد.

نكته مهم تر در اينجا اين است كه حتي خود غربي ها هم يكپارچه معترفند كه قطعنامه 1737 قطعنامه اي «ضعيف» است و نخواهد توانست بر اراده ايران براي پي گيري برنامه هسته اي اش تاثير بگذارد. ولو بعضي در ايران با مقاصد متعدد خلاف آن را ادعا كنند، كم رمقي اين قطعنامه به حدي است كه «نيكلاس برنز» معاون سياسي وزير خارجه امريكا و مسئول پي گيري مسائل مربوط به ايران در ايالات متحده، بلافاصله بعد از صدور قطعنامه به خبرنگاران گفت امريكا اين قطعنامه را كافي نمي داند و قصد دارد با تشكيل ائتلافي خارج از شوراي امنيت برخي كشور ها را ترغيب به پيروي از همان محدوديت هايي كند كه امريكا بر روابط مالي خود با ايران اعمال كرده است. پيام سخن برنز اين نيست كه امريكا قصد دارد كار هاي بيشتري براي مقابله با ايران انجام بدهد-اگر چه چنين قصدي هم وجود دارد- دقيق تر اگر بشويم مهم ترين بخش سخن برنز اين است كه آنچه اكنون در شوراي امنيت تصويب شده نهايي ترين چيزي است كه با حفظ «رويكرد چند جانبه در شوراي امنيت» امكان دست يابي به آن وجود داشته است. اگر امريكا بخواهد فراتر برود -يعني مسئله اشاعه را كه خصوصا روس ها و چيني ها بر آن تاكيد دارند كنار بگذارد و شوراي امنيت را بدل به ابزاري براي «تنبيه» ايران نه ابزاري براي «ترغيب آن به مذاكره» نمايد- آنگاه به جرئت مي توان گفت كه عمر گروه 6 به پايان مي رسد و امريكا بايد اقدامات بعدي را «به طور يكجانبه» و «خارج از چارچوب شوراي امنيت» پي گيري كند. به بيان ساده تر اگر امريكا بخواهد جلوتر برود واقدامات خود عليه ايران را از آنچه در قطعنامه 1737 آمده فراتر ببرد، در ميان متحدان خود منزوي شده و در مقابل ايران تنها خواهد ماند. آن وقت است كه به خانه اول بازمي گرديم؛ اگر امريكا توان برخورد يكجانبه با ايران را داشت آيا هرگز اين همه براي حفظ اجماع در گروه 6 تلاش مي كرد و به 5 عضو ديگر اين گروه امتياز هاي رنگارنگ مي داد؟

د - تحريم‌هاي پيش‌بيني شده در قطعنامه به هيچ وجه تاثير گذار بر روند پر شتاب غني‌سازي ايران نيست. زيرا اين فناوري در ايران از صفر تا صد بومي شده و مهندسين ايراني هم در ساخت و مونتاژ سازي تجهيزات مورد نياز خودكفا بوده و هم در نصب و راه‌اندازي ماشين هاي سانتريفيوژ. از همين رو ايران پيشاپيش اعلام كرد كه در 22 بهمن سال جاري جشن هسته‌اي خواهد گرفت زيرا تا قبل از اين تاريخ بخش «پايلوت» يا «كارخانه‌ رهنما» كه حدود سه هزار سانتريفيوژ در آن نصب و راه‌اندازي خواهد شد مورد بهره‌برداري قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر تحريم عليه برنامه‌هاي هسته‌اي ايران از همان ابتداي شروع به كار اين برنامه وجود داشت. هيچ شركت يا دولتي حق انتقال چنين فناوري را به ايران نداشت، اكنون دهها شركت وجود دارند كه به جهت فشارها و تهديدات آمريكا رابطه خود با ايران در زمينه هسته‌اي را قطع كرده‌اند. به عنوان نمونه كارخانه يو.سي.اف اصفهان با سرمايه‌گذاري حدود ده ميليون دلاري چيني‌ها شروع شده بود كه در سال 1377 به واسطه فشارهاي آمريكا بطور كلي كنار كشيدند. اما آيا با كناره‌گيري چين پروژه‌ يو.سي.اف اصفهان متوقف شد؟ در حال حاضر اين كارخانه با دستان توانمند مهندسين ايران تكميل شد و ايران موفق شد هگذافلورايد اورانيوم را به مقياس صنعتي توليد نمايد. حقيقت امر اينكه تحريم‌هاي پر شدتي كه آمريكا در سال‌هاي گذشته بر فناوري هسته‌اي و موشكي ايران وارد كرده توانمندي بومي ايران در اين نوع فناوري‌ها را فوق‌العاده افزايش داده است، تا جايي كه اكنون كمترين وابستگي را به خارج دارد به عبارت ديگر تحريم‌ها در اين زمينه ديگر پاسخ گو واثرگذار نيست. مجله آمريكايي «تايم» نيز در بررسي قطعنامه تحريم شوراي امنيت عليه ايران نوشت: ديپلمات هاي آمريكايي با موفقيت توانستند قطعنامه تحريم عليه ايران را در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب برسانند، اما كارآيي آن در حل مسئله هسته اي ايران با ترديدهايي همراه است و ممكن است اين قطعنامه نيز همانند قطعنامه تحريم كره شمالي در نهايت به صحنه نمايش ضعف سلاح ديپلماتيك آمريكا تبديل شود.

 

ه- سواي از نكته فوق ، قطعنامه صادره عليه ايران فاقد مشروعيت در نزد بسياري از كشورهاي جهان است. 116 كشور عدم تعهد اعلام كرده بودند كه برنامه هسته‌اي ايران صلح آميز است. اعضاى جنبش عدم تعهد در جلسه اي كه پس از صدور قطعنامه در وين داشتند ضمن ابراز تأسف از صدور قطعنامه شوراى امنيت عليه برنامه صلح آميز هسته اى ايران، بار ديگر از حق ايران در اين باره دفاع كردند.در اين جلسه كشورهاى عدم تعهد، ضمن تأكيد مجدد بر مواضع هميشگى خود، بخصوص بيانيه سران عدم تعهد، از صدور قطعنامه ابراز تأسف كردند.

 

بنابراين كشورهاي فوق قطعنامه صادره را يك حركت سياسي مي‌دانند تا حقوقي. بر همين مبنا اجرا اين قطعنامه داراي دشواري هاي زيادي ‌است اساساً كشورهايي هم كه از اين قطعنامه بواسطه ارعاب و تهديد آمريكا حمايت كردند خود واقفند كه اين قطعنامه قابليت اجرايي ندارد و تنها يك اقدام سمبليك است. چنانكه نماينده چين در سازمان ملل تصريح كرد:‌«اگر چه چين از قطعنامه حمايت كرد اما فكر نمي كند كه تحريم‌ها بتوانند اين مساله را حل كنند تحريم هدف نيست و نمي‌تواند يك راه حل دائمي باشد.»

 

در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه چرا روسها و چينيهاقطعنامه فوق را تصويب كرد؟

در طي چند ماه اخير كه بحث در خصوص صدور قطعنامه‌اي از سوي شوراي امنيت عليه ايران در ميان گروه 1+5 مطرح بود، هيچگاه روسيه و چين با چنين حركتي مخالف نبودند. بلكه آنها همواره نسبت به محتواي قطعنامه و اينكه قطعنامه نبايد داراي تحريم‌هاي پر شدت عليه ايران باشد، اعتراض داشته و در نهايت نيز با پافشاري برخواسته‌هاي خود باعث سه بار جرح و تعديل در آن شدند.

اكنون از نظر روسيه، قطعنامه قبلي، ماهيت تنبيهي ندارد بلكه تنها مانع از ورود مواد، اقلام و تجهيزات حساس هسته‌اي كه احتمالاً كاربرد در تسليحات هسته‌اي دارد، خواهد شد.

روس‌ها بارها تاكيد مي‌كردند كه مرجع رسيدگي مساله هسته‌اي ايران بايد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي باشد لذا پس از گفتگوهاي متعدد ، آنها بر اين باورند كه قطعنامه فعلي عمده اختيارات رسيدگي و اعلام نظر تخصصي را به آژانس واگذار كرده است. از همين زاويه لاوروف وزير امور خارجه روسيه يك روز پيش از تصويب قطعنامه اعلام كرد كه اين قطعنامه امتيازي براي جمهوري اسلامي ايران دارد كه اين كشور را به ميز مذاكره خواهد كشاند.

 

در اين قطعنامه اكثر خواسته هاو منافع روسيه لحاظ شده است . تمام قراردادهايي كه تاقبل از صدور قطعنامه باليران بسته اند پا برجا خواهد ماند .از سوي ديگر همكاريهاي هسته اي روسيه باايران بويژه نيروگاه بوشهر مستثناء گرديد . همچنين همكاري روسيه در زمينه هواو فضا از قطعنامه برداشته شد .

علي‌رغم مسايل فوق، برخي تحليل‌گران معتقدند كه روس‌ها بر اثر امتيازاتي كه از غرب و آمريكا گرفته و همچنين تهديداتي كه از ناحيه اين كشورها متوجه آنها شد، به ناچار تن به همراهي و موافقت با قطعنامه داده است.

 

اهرم نظامي

آمريكا ازاهرم نظامي به دو صورت عليه برنامه هاي هسته اي ايران در استراتژي خود موردتوجه قرار داده است

 

عمليات رواني

عمليات رواني آمريكا و متحدينش مبتني بر استراتژي «لبه پرتگاه» است. اين استراتژي اولين بار توسط جان فاستر دالس وزير خارجه وقت آمريكا در ابتداي دوران جنگ سرد عليه اتحاد جماهير شوروي بكار گرفته شد. اكنون سياستمداران آمريكا معتقدند كه اين استراتژي مي‌تواند در خصوص ايران كارآمد باشد. اين استراتژي در جايي استفاده مي‌شود كه استفاده كننده آن بر اين باور است كه با بهره‌جويي از يك تهديد جدي داخلي و خارجي هدف مورد نظر را به دست شستن از مواضع خود وا دارند. به عبارت ديگر،‌ اين استراتژي سوق دادن بحران به «لبه پرتگاه» جنگ است تا از اين رهگذر كشور هدف را به عقب نشيني از مواضع و تعهداتش وادارند. بر اين اساس، كشورهاي غربي پس از اعلام پايان مذاكرات سولانا و لاريجاني دست به اقدامات سختيگرانه زده‌اند كه بدين وسيله به جمهوري اسلامي ايران اين پيام را برسانند كه در برخورد با مسأله هسته‌اي‌اش جدي هستند.

در همين راستا، شبكه فاكس نيوز با برنامه‌ از پيش تعيين شده روزانه تيزرهاي تبليغاتي خود را با محوريت «حمله به ايران» طراحي و اختصاص داده است. اين شبكه آمريكايي كه از سوي عناصر تندرو و نومحافظه كار هدايت مي‌شودبرنامه خود را بگونه اي طراحي كرده است تا اذهان مخاطبان خود را براي حمله احتمالي آمريكا به ايران آماده كند.

رزمايش آمريكا و متحدينش در آب‌هاي خليج‌فارس يكي ديگر از نمونه‌هاي فشار سخت‌افزارانه است. رسانه‌هاي غربي نيز در تحليلي از رزمايش فوق بر همين نكته اشاره داشته‌اند. اين رزمايش در واقع بيست و چهارمين رزمايش آمريكا در خصوص ره‌گيري و انهدام قاچاق سلاحهاي كشتار جمعي است. دولت بوش در سال 1382 ائتلافي از كشورهاي عمدتاً اروپايي تشكيل داد كه هدف آن جلوگيري از انتقال مواد، اقلام و تجهيزات كشتار جمعي به كشورهاي مظنون بود. اين ابتكار كه تحت عنوان طرح امنيت تكثير(PSI) نام گرفت به يكي از محورهاي مهم استراتژي امنيت ملي آمريكا در سال‌هاي 2003 به بعد تبديل شد. اكنون اولين رزمايش PSI در آب‌هاي خليج‌فارس برگزار شد و بنابر تحليل صاحب‌نظران سياسي اين رزمايش ضمن تمرين پيرامون ره‌گيري و انهدام قاچاق سلاح‌هاي كشتار جمعي، ايجاد ضمانت جهت انتقال انرژي از منطقه خليج‌فارس را نيز جزو اهداف خود داشته است. از همين‌رو، تبليغات رسانه‌اي بدين سمت متمايل شد كه اين رزمايش جهت آمادگي براي يك جنگ احتمالي ديگر در منطقه خليج فارس است.آمريكاييها براي اينكه جو رواني بيشتري عليه ايران ايجاد كنند اقدام به اعزام ناوهاي هوا پيمابر خود به خليج فارس كرد.

 

اقدام

برخي صاحب نظران معتقدند آمريكا استراتژي سه مرحله اي را در پرونده هسته اي ايران را در دستور كار خود قرار داده است. شيوه اي كه براي اين استراتژي بكار گرفته سياست گام به گام است.

مرحله اول استراتژي اجماع سازي وايجاد جبهه مشترك است.رايس وزير خارجه امريكا اعتراف كرد كه واشنگتن به تنهاي قادر به عقب نشاندن ايران از برنامه هسته اي اش نيست.اساسا امريكا پس از شكست سياست يكجانبه اش به اين نتيجه رسيد كه تنها راه پايلن دادن برنامه هسته اي ايران اجماع قدرت هاي هسته اي و بزرگ جهان است. امريكا به صورت كلي موفق ته اجماع نسبي قدرت هاي صنعتي شد.

مرحله دوم استراتژي الزام سازي است. مقامات امريكايي دراينمرحله سعي دارندكه تعهدات الزام اوربين المللي عليه ايران ايجاد كنند. رايس كفته بود كه زماني كشور هاي متعدد در حمله به عراق با همراهي كردند كه اين كشور باقطعنامه هاي متعددي اسوي شوراي امنيت روبرو بوده است.

مرحله سوم استراتژي اقدام است. بزعم دولتمردان امريكا با انباشت قطعنامه ها عليه ايران در شوراي امنيت ميتوانند ايران رابه عنوان ناقض قواعد بين المللي و عدم پايبندي به تعهدات بين المللي معرفي نموده و سپس اقدام نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران را ترتيب دهند. البته امريكا دراين خصوص باموانع زيادي روبرو است،:برخي از آنها عبارتند :

 

1- شكست راهبرد حمله پيشدستانه

2 - باتلاقي شدن عراق

3 - قدرت ايران بلحاظ

- قدرت دفاعي

- موقعيت ژئوپوليتيك

- نيروي انساني

- نفوذ منطقه اي

4- موانع دموكراتها در گنگره امريكا ومخالفت با راه حل نظامي در مسائل خاورميانه و ايران

5 - هشدارهاي كشوراهاي جهان

 

فرصتهاي ايران

جمهوري اسلامي ايران دربرابر سياست فشار غرب وجهت حفظ وارتقاي برنامه هاي هسته اي خود داراي فرصتها واهرمهايي قابل توجه اي است. فرصتها واهرمهاي ايران دردو دسته قابل تقسيم است

 

1- ضعف هاي مخالفان هسته اي

 

مخالفان هسته اي ايران درسه دسته قرار مي گيرند اول آمريكا دوم رژيم صهيونيستي سوم برخي از كشور هاي اروپايي هر سه دسته فوق داراي ضعف هاي جديي درداخل و بيرون هستند كه بررسي هر يك نشان خواهد داد قادر به طولاني كردن سياست فشار عليه ايران نيستند .

 

آمريكا

 

آمريكا درداخل خود حداقل دو مانع بسيار بزرگ در پيش رو دارد

 

الف – عدم اجماع در سطوح مختلف

 

درخصوص نحوه برخورد باايران درآمريكا اختلافات زيادي وجود دارد.اين اختلاف در سطوح مختلف قابل مشاهده است. اختلاف بين كنگره و كاخ سفيد : اكثر كنگره امريكا معتقدند كه بايد با ايران مذاكره كرد درحالي كه كاخ سفيد مذاكره را غيرعملي مي داند.

 

اهرم هاي ايران

جمهوري اسلامي ايران اهرم‌ها يا برگه‌هاي برنده زيادي براي پيشبرد برنامه‌ي هسته‌اي خود دارد. توجه به اين اهرم ها‌ چشم انداز فعاليت هسته‌اي و نتايج تقابل ايران با غرب را مشخص خواهد كرد.

 

1- موقعيت هسته‌اي ايران:

بومي بودن برنامه هسته‌اي ايران و عدم اتكاء اين فنآوري به خارج، شاخصه محوري موقعيت هسته‌اي ايران مي‌باشد. برنامه هسته‌اي ايران در تحريم متولد شد و رشد و توسعه يافت. از اين رو تحريم‌ها تاثير چنداني بر روند فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران نخواهد داشت.

جمهوري اسلامي ايران در حال حاضر پنج هزار دانشمند هسته‌اي تربيت كرده و حدود 850 مهندس هسته‌اي در نطنز مشغول به فعاليت هستند.دانشمندان هسته‌اي ايران، اكنون بر كليه فرايند چرخه سوخت هسته‌اي مسلط هستند. به عبارتي در حال حاضر اكتشاف و استخراج، تبديل سنگ اورانيوم به كيك زرد و تبديل كيك زرد به اكسيد اورانيوم و تيتر فلورايد اورانيوم (UFA) و هگذافلورايد اورانيوم (UF6) و سپس غني سازي آن توسط مهندسين ايراني انجام مي‌شود. توليد هگذافلورايد اورانيوم اكنون به 250 تن رسيده است. از سوي ديگر مهندسين هسته‌اي ايران تسلط كافي بر غني‌سازي بصورت زنجيره‌اي را دارند و قادرند سه هزار سانتريفيوژ را نصب و راه‌اندازي نمايند .

ساخت ماشين سانتريفيوژ كه داراي دويست قطعه كه 92 قطعه آن بسيار حساس است، توسط مهندسين ايراني صورت مي‌گيرد. در شرايطي كه ايران در شديدترين تحريم‌ها بسر مي‌برد، كارخانه زيركونيوم را طراحي و احداث نموده و موفق به بهره‌برداري از آن شده است . جمهوري اسلامي علاوه بر تسلط بر چرخه سوخت ، تكنولوژي ساخت نيروگاه اتمي آب سنگين را نيز بدست آورده و در حال احداث مدل «كندو» در اراك مي‌باشد.

در همين ارتباط ايران موفق شد كارخانه آب سنگين را طراحي ، راه‌اندازي و مورد بهره‌برداري قرار دهد.

نتيجه اينكه موقعيت هسته‌اي ايران داراي چند ويژگي اساسي است:

 

الف) بومي و خودكفاء است.

ب) داراي دانشمندان و مهندسين توانمند متعهد و روحيه بالاي ملي است.

ج) مهندسين ايراني بر كليه فرايند و ابعاد برنامه هسته‌اي تسلط دارند.

د) از سرعت عمل فوق‌العاده ‌اي برخوردارند.

 

ويژگي‌هاي فوق باعث شده كه دستان ايران در برنامه‌هاي هسته‌اي خود پر بوده و در برابر هر فشار يا تحريمي ثابت‌قدم و استوار باشد.

 

2- صلح‌آميز بودن برنامه‌هاي هسته‌اي ايران

پس از چند سال «راستي آزمايي» آژانس بين‌الملل انرژي اتمي از تاسيسات هسته‌اي ايران و شفاف سازي گسترده‌اي كه ايران در قالب بازرسي ‌هاي آژانس، انجام داد و ارائه اظهار نامه‌ها و همكاري فراتر از قواعد و مقررات آژانس ارائه داد، كسي نمي‌تواند صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را منكر شود. به همين جهت در تمام گزارش‌هايي كه مدير كل آژانس تاكنون ارائه داده است، تاكيد كرده كه برنامه هسته‌اي ايران منحرف نشده است. چنين شرايطي در مساله هسته اي ايران، جلوي هر نوع بهانه‌اي را براي برخورد گرفته و خواهد گرفت . اين وضعيت باعث شد تا اكثر دولت‌ها از جمله 116 عضو جنبش عدم تعهد و نيز روسيه و چين برنامه هسته‌اي ايران را مورد حمايت قرار دهند.

 

3- همكاري با آژانس و عضويت در NPT

 

حفظ همكاري با آژانس و تداوم عضويت در NPT اكنون به عنوان يك امتياز و اهرم تهديد ايران محسوب مي‌شود. بسياري از شخصيت‌هاي بين‌المللي و دولتمردان همواره هشدار مي‌دهند كه خروج ايران از NPT و لغو همكاري خود با آژانس دو خطر بزرگ را بدنبال خواهد داشت:

 

الف) بي خاصيت شدن معاهده NPT و ناكارآمدي و بي اعتمادي به آژانس.

ب) پنهان شدن برنامه هاي هسته‌اي ايران از چشم ناظران بين‌المللي.

 

4- پشتوانه مردمي

به اعتقاد همه كارشناسان ، برنامه هسته‌اي ايران به هويت ملي يا غرور ملي ايرانيان تبديل شده است. از همين رو، مخالفان هسته اي ايران معتقدند كه با توجه به ويژگي‌ فوق رويارويي با ايران بسيار دشوار است لذا موسساتي مانند هريتيج به كاخ سفيد پيشنهاد داد كه براي پايان دادن به برنامه هسته‌اي ايران بايد مقاومت مردمي را شكست.

 

5- حاميان صلح آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران

مخالفان هسته‌اي ايران شامل تعداد محدودي از كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي مي‌شود در حالي كه حاميان برنامه هسته‌اي ايران داراي گستره‌ي بسيار وسيعي مي‌باشد.از اين ظرفيت بخوبي مي‌توان براي پيشبرد اهداف هسته‌اي بهره گرفت. بخشي از حاميان فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را دولت ها تشكيل مي دهند. اين دولت‌ها هم در غرب و هم در آسيا، آمريكاي لاتين و آفريقا قابل شناسايي مي‌باشند از سوي ديگر بسياري از سازمانهاي دولتي نيز با توجه به بيانيه‌هايي كه تاكنون صادر كرده‌اند در زمره مدافعان هسته‌اي ايران محسوب مي‌شوند از جمله جنبش عدم تعهد، سازمان كنفرانس اسلامي، گروه 77، سازمان اكو در اين زمره مي‌گنجند. علاوه بر اين ، افكار عمومي منطقه و جهان اسلام كاملا به نفع جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد.

 

6- قدرت و نفوذ منطقه‌اي ايران

موقعيت منطقه‌اي ايران نسبت به گذشته بشدت افزايش يافته است. جمهوري اسلامي ايران اكنون به لحاظ قدرت نرم ابرقدرت منطقه خاورميانه است. غرب نسبت به نفوذ ايران در عراق، افغانستان، لبنان، سوريه و فلسطين اشغالي، هيچ شكي ندارد.

ري تكيه عضو ارشد مطالعات خاورميانه آمريكا تاكيد كرد: «درگيري اخير بين اسراييل و حزب‌ا... تنها ارزش ايدئولوژيك و استراتژيك ايران را تقويت كرد.»

اكنون نفوذ و قدرت ايران در منطقه موجب نيازمندي غرب به ايران شده است. اكثر مقامات غربي بر اين باورند كه بدون مذاكره با ايران نمي‌توان تحولات منطقه را مديريت كرد. به عنوان نمونه:

الف) گزارش بيكر ـ هميلتون كه پس از ده ماه مطالعه در مورد عرااق بدست آمد، توصيه مي‌كند كه واشنگتن بدون مذاكره با ايران نمي‌تواند مشكلش را در عراق حل نمايد. در واقع ايران در اين گزارش به عنوان محور اميد تصريح شده است در حالي كه چند سال قبل بوش ايران را جزء محور شرارت خوانده بود.

ب) موقعيت غرب در افغانستان نيز بسيار متشنج و متزلزل است. نه سربازان آمريكايي و نه سازمان نظامي ناتو موفق به «امنيت سازي» در اين كشور نشدند. از همين رو رييس جمهور فرانسه به ايران متوسل شد و علناً اعلام كرد. «ناتو در افغانستان با مشكلات جدي روبه‌رو شده و در هر روز تعدادي از سربازان ما در درگيريها جان مي‌دهند حل اين مساله نيز توسط ايران امكان پذير است و آمريكا هم نبايد با آن مخالفت كند.»

ج) در قضيه‌ي لبنان كشورهاي غربي بويژه آمريكا تمام تلاش خود را براي نابودي حزب‌ا... لبنان به‌كار گرفتند اما نه تنها موفق نشده بلكه دولت مورد حمايت آنها نيز در آستانه‌ي سقوط قرار گرفت . لذا روند فروپاشي وضعيت مطلوب غرب و آمريكا در لبنان باعث شد كه برخي از كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه براي نجات منافع خود در لبنان، به ايران متوسل شوند در همين راستا ژاك شيراك در چند مرحله نماينده خود را به جمهوري اسلامي ايران جهت مذاكره پيرامون لبنان فرستاده است.

د) مساله فلسطين و پيروزي حماس نيز تمام معادلات رژيم صهيونيستي، آمريكا و انگليس را بهم زد به نحوي كه اكنون سخن از شكست كامل طرح‌هاي خاورميانه‌اي آمريكا، بويژه در حوزه فلسطين به ميان مي‌آيد. از همين رو اسپانيا ضمن اعلام شكست طرح‌هاي آمريكا در خاورميانه گفت :«اتحاديه اروپا طرحي را در دست تدوين دارد كه بر اساس آن با كمك ايران مساله خاورميانه از جمله فلسطين را حل نمايند.

همانطور كه ملاحظه شد، نفوذ ايران و نياز هاي غرب به ايران يكي از مطلوبترين فرصت هاي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.

 

7- اهرم نفت

نفت ايران حدود ده درصد صادرات نفت جهان را تشكيل مي‌دهد و چهارمين كشور توليد كننده نفت بشمار مي‌آيد. وابستگي‌ كشورهاي اروپايي به نفت ايران بسيار بالاست و جايگزيني آن بسادگي صورت نمي‌گيرد.

دولت اسپانيا اعلام كرد: «اتحاديه اروپا در يك موقعيت بسيار حساس قرار گرفته است چون ايران يكي از اصلي‌ترين تامين كنندگان انرژي نفت و گاز اروپا است و ما در وضعيت مشابه آمريكا نيستيم كه سالها است تجارت نفت با ايران ندارد ما يك وابستگي شديد به نفت ايران داريم و در نتيجه نسبت به تحريم‌ها ـــ هستيم.»

اهرم نفت از چند جهت مي‌تواند در دفع فشارهاي آمريكا و غرب استفاده شود:

 

الف) از آن جايي كه اهرم نفت پاشنه آشيل اقتصاد جهاني است، هر نوع بحران در سبد نفتي جهان، اقتصاد غرب را با چالش سنگيني مواجه مي‌سازد موسسه تحقيقات كنگره آمريكا با اذعان به اين نكته گفت:« بازار نفت ، با از دست دادن نفت ايران فلج خواهد شد.» بنابراين نفت ايران مانع بزرگي در برابر فشار هاي غرب مي‌تواند باشد.

ب) با اهرم نفت مي‌توان حاميان قوي را عليه مخالفان هسته اي تشكيل داد. ترديدي نيست كه چيني‌ها به واسطه وابستگي آنها به نفت ايران و طمعي كه براي سرمايه‌گذاري در اين زمينه دارند در اتخاذ هر نوع تصميم سخت گيرانه عليه ايران محتاطانه عمل مي‌كنند.

بوي نفت حتي باعث شده كه شركت‌هاي بزرگ نفتي غرب نيز قوانين فرامرزي آمريكا را ناديده گرفته و سرمايه‌گذاري ميلياردي را در ميادين نفتي و گازي ايران انجام دهند. يكي از اين موارد، قرار داد بزرگ شركت رپسول ‌اسپانيا و شل انگليس به مبلغ ده ميليارد دلار است.

ج) با اهرم‌ انرژي مي‌توان بلوك جديد انرژي تشكيل داده و كشورهاي غربي و آمريكا را از بكارگيري سياست سختگيرانه پرهيز داد. پيشنهاد اوپك گازي توسط رهبر معظم انقلاب و حمايت روسيه از آن ، اروپايي ها و آمريكا را بسيار نگران كرده است.

اهميت اين مساله زماني است كه بدانيم روند سهميه گاز در سبد انرژي جهان رو به افزايش است و در صورتي كه دو كشور روسيه و ايران كه بزرگترين ذخاير گازي جهان را دارند اوپك گازي را تشكيل دهند ، مي‌تواند بر ساير مناسبات دو كشور تاثير قابل توجهي داشته باشد.

د) تسلط جمهوري اسلامي ايران بر تنگه هرمز، به ايران تسلط بر چهل درصد نفت جهان را داده است. بر اساس گزارش موسسه تحقيقات كنگره آمريكا، حدود 17 ميليون بشكه نفت روزانه از اين تنگه مي‌گذرد. با عنايت به چنين موقعيتي كه ايران در منطقه خليج فارس دارد ، غرب قادر به افزايش فشارها بر آن نيست.

 

8- ضعف مخالفان هسته‌اي

اصلي‌ترين و مهمترين مخالفان هسته‌اي ايران ،آمريكا ، انگليس و رژيم صهيونيستي مي‌باشند. اين كشورها در حال حاضر در ضعف شديدي قرار دارند

 

الف) آمريكا

ب) انگليس

 

در مورد انگلستان بايد گفت كه دولت بلر با چند مشكل دروني مواجه است. اولين مشكل بلر، مخالفت‌هاي شديد حزب محافظه‌كار و مجلس عوام اين كشور است. نخست وزير انگليس كه تمام جهت گيري خارجي خود را با آمريكا هماهنگ كرده بشدت از داخل با چالش مواجه شده و مجبور به كناره گيري زودهنگام شده است. از سوي ديگر روند انتقادات افكار عمومي انگليس نيز نسبت به سياست اين كشور در عراق رو به افزايش است و محبوبيت بلر مانند بوش به نازلترين سطح خود رسيده است. همانطور كه مشكل اصلي بوش بي اعتمادي مردم نسبت به اطلاعات و مواضع اوست، چالش محوري بلر نيز در همين موضوع خلاصه مي‌شود، در واقع عدم كشف سلاح اتمي در عراق و عدم ارتباط صدام با القاعده، باعث شده تا مردم انگليس و آمريكا نسبت به مواضع كشورهاي خود با ايران با علامت سوال بزرگي روبرو است.

 

ج) رژيم صهيونيستي

بنياد اين رژيم بر سه پايه استوار است: الف ـ مهاجرت ب ـ ارتش ج‌ـ حاميان غربي . در حال حاضر هر سه پايه‌ي اين رژيم دچار آسيب بي‌سابقه ‌اي شده است.

عدم مهار انتفاضه و پيروزي حماس از يك سو و شكست ارتش اين رژيم در جنگ سي و سه روزه با حزب‌ا... لبنان و آشكار شدن بيش از پيش جنايات اين رژيم در سرزمين‌هاي فلسطيني،‌ باعث كند شدن مها