باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 248 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
عمر جنس مذكر پايان مي‌يابد!
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: آلن - زارمبو

مترجم: ساره - حبيبي

 
 

اين آواي نالاي از فرياد مردان ناخرسند نيست كه پس از هزاره‌ها فرمانروايي در جهان دريافته‌اند كه بايد با نيم ديگر بشر رقابت كنند. نه، آه و ناله كردن خريداري ندارد. مردان تقريباً در همه جا نخبگان سياست و تجارت را تشكيل مي‌دهند. هنوز هيچ كشور يا صنعتي پيدا نمي‌شود كه مردها كمتر از زنان درآمد داشته باشند. اما با وجود اينها، اين حقيقت دارد كه مردان در معرض خطر هستند: در قاعده‌ي هرم شغلي، جايي كه اكثرمردم كار مي‌كنند تغييري در حال وقوع است. رقابت جهاني دارد «مشاغل براي تمام عمر» را از بين مي‌برد، يعني جايگاهي را كه در تمام فرهنگ‌ها از بريتانيا گرفته تا بنگلادش، موقعيت‌ مرد را در اجتماع ايمن مي‌سازد. در همه جا تحصيلات، يكي از مهم‌ترين شرايط لازم براي مشاغل است و زنان هم بهتر از مردان در زمينه‌ي تحصيلات عمل مي‌كنند و هم به سرعت از مردان پيشي مي‌گيرند.

يك مرد رنج كشيده را به آساني مي‌توان در كشورهاي ثروتمند رديابي كرد. دو دهه پيش در ايالات متحده، يك مرد با تحصيلات دبيرستاني يا كمتر از آنان مي‌توانست شغلي وابسته به اتحاديه‌ي كارگري در كارخانه يا بندر پيدا كند و حقوق‌اش براي نيازهاي خانواده‌اش كافي بود. اما مشاغل كارگري قراردادي ساعتي به سرعت در حال كاهش است و به كارگران خارجي سپرده مي‌شود، چون ارزان‌تر تمام مي‌شوند. ارتقاي اقتصاد خدماتي حكم مي‌كند كه بيشتر به جذابيت و قدرت مغزي توجه كرد تا به قدرت جسماني. برنامه‌هايي كه طراحي شده بود تا به كارگران آسياب كمك كنند به گونه‌اي كه آنها بتوانند از خود برنامه‌نويسان كامپيوتري بسازند، هيچ گاه به اهداف و تعهدات خود نرسيدند و طي شكوفايي اقتصادي ايالات متحده در دهه‌ي 1990، در واقع مردان موقعيت خود را از دست مي‌دهند. سهم مردان از نيروي كار از 80 درصد در سال 1970 به 75 درصد در سال 2000 رسيد در حالي كه سهم زنان از 6/43 درصد به 60 درصد افزايش يافت. گزارش‌ها از شمار مرداني خبر مي‌دهد كه ترجيح مي‌دهند با والدين‌شان زندگي كنند. به نظر مي‌رسد كه ترجيح مي‌دهند بي‌كار باشند تا آنكه به دنبال مشاغل باشند كه به طور سنتي كار زنان بوده است، مثل پرستاري يا معلمي، با وجود آن كه اين مشاغل از كمبود شديد نيروي كار رنج مي‌برند. اين روند در اروپا هم به همين منوال است. آگفتا استارك استاد اقتصاد دانشگاه لينكوپين سوئد مي‌گويد: «بسياري از مردان جوان بي‌كار در انتظارند تا بازار مشاغل كارگري زمان پدران و پدربزرگ‌شان دوباره داغ شود در حالي كه اين طور نخواهد شد».

آن چه كه ذهن كارگران را به خود مشغول مي‌دارد، سود و هزينه است نه اين كه آيا اين شغل، كاري مردانه است يا زنانه. به طور كلي زنان تمايل بيشتري دارند كارهايي را انجام دهند كه دستمزد پاييني دارند و نيز راحت‌تر از كاشانه‌ي خود دل مي‌كنند و به جايي نقل مكان مي‌كنند كه كار هست. چرا؟ در اغلب موارد زنان از نظر اقتصادي مشكلات بيشتري نسبت به مردان دارند. تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه بايد افزايش مهاجرت جهاني را ــ ‌تقريباً70 درصد مهاجرت‌هاي جديد به برخي كشورها، به ويژه اروپاي جنوبي ـ به حساب زنان گذاشت.

در همين زمان، مشاغل جديدي در اقتصاد خدماتي، جايي كه تحصيلات امري مهم است، پديد آمده‌اند. طبق تحقيقي جديد در ايالات متحده، مدرك كالج (دانشگاهي) ميزان حقوق متوسط 25/1 ميليون دلار را براي سراسر عمر تضمين مي‌كند. در اروپا و ايالات متحده زنان بيشتر از مردان به تحصيلات دانشگاهي روي مي‌آورند و مدارك تخصصي دريافت مي‌كنند. در مدارس راهنمايي و دبيرستان، دختران، پسران را در تست‌هاي استاندارد شده‌ي تمامي موضوعات درسي شامل رياضيات و علوم پشت سر گذاشته‌اند. اندرو سام استاد اقتصاد دانشگاه شمال شرق (Northeastern) در بوستون است. او هشدار مي‌دهد كه تضعيف اقتصادي مردان باعث شلوغ شدن زندان‌ها، كمبود كارگر، روزهاي دشوارتري براي زنان و حتي كاهش احتمال براي ازدواج براي زنان موفق خواهد شد. او تقاضاي برنامه‌اي براي كمك به 5 ميليون مرد آمريكايي دارد تا به آنان كمك كنند بتوانند به تحصيلات دانشگاهي بپردازند. با اين كه مي‌دانيم اين امر طنين‌انداز صداي اين خيل عظيم نخواهد بود. نارضايتي رو به افزايش مردان، در بسياري جاها خود را نشان مي‌دهد: تعداد رو به افزايش گروه‌هاي موسوم به عصر جديد (New Age) در حمايت از مردان، موج كتاب‌هاي با عنوان «اسطوره‌ي قدرت مردان» و بروز احساسات ضدمهاجرت در اروپايي كه زماني آزادي‌خواه بود از اين جمله است. آرون كيپنيس، روان‌شناس و نويسنده‌ي كتاب «مردان جوان عصباني* مي‌گويد: «ما خيلي حواس‌مان به سقف شيشه‌اي» هست. اما نسبت به زيرزمين شيشه‌اي آگاهي نداريم. زيرزميني كه بسياري از مردان جوان در آن گرفتار مي‌شوند».

او مي‌گويد كه برنامه‌هايي نظير «دختران‌مان را به روزكاري ببريد» نظير و مشابهي براي پسران ندارند. گيپنيس مي‌گويد: «اگر زنان در كلاس درس يا هيأت مديره» موفق نباشند، مي‌گوييم سيستم عليه آنان تقلب مي‌كند. اگر پسران موفق نباشند، به دليل امتياز و مزيت درك شده، شروع مي‌كنيم به يافتن» دلايل شخصيتي، آنها زيادي مغروراند، آنها انعطاف‌پذير نيستند و بايد آنها را تحت درمان قرار داد».

اين چالش براي مردان ايالات متحده بسيار دشوار خواهد بود، چرا كه در ايالات متحده رقابت براي كسب مشاغل شديدتر از كشورهايي نظير ايتاليا يا ژاپن است كه با كاهش نرخ زاد و ولد و افزايش تقاضاي نيروي كار مواجه هستند. مشاغل كارخانه‌اي را از كشورهاي غني زدوده‌اند و كارگران را بيشتر از نيروي جوان كشورهاي فقيري تأمين مي‌كنند كه رقابت براي كسب شغل در آنها فشرده است. در اين جا هم مردان با بدبياري مواجه هستند، فقط به اين دليل كه زنان را راحت‌تر و بيشتر مي‌توان استثمار كرد. زنان بيشتر از مردان آماده‌ي انجام كارهاي با حقوق بسيار كم هستند، كمتر از مردان سازمان مي‌يابند و بهتر از آنها خستگي و ملال خطوط توليد را تاب مي‌آورند. كنستانس توماس، سرپرست بخش ضدتبعيض سازمان بين‌المللي كارگري (ILO) مي‌گويد: «اين زنان بنگلادشي به شغل نياز دارند، هر شغلي! آنها مهاجرت كرده‌اند و بنابراين حاضرند در ازاي مبلغ ناچيزي كار كنند».

حتي در فقيرترين كشورها هم تعداد زنان تحصيل‌كرده رو به افزايش است. اكنون شمار مردان با تحصيلات دبيرستاني در اين كشورها نظير ناميبيا، اروگوئه، حتي ليبي و بحرين بسيار بيشتر از زنان است. اين يعني در آينده مردان اين كشورها رقابت سختي را پيش رو خواهند داشت. در جاهايي كه زنان از نظر تحصيلات عقب‌تر از مردان هستند، آموزش‌هايي كه براي اداره‌ي خانواده مي‌بينند، اغلب باعث مي‌شود كه براي مشاغل جديد بيش از مردان شرايط و شايستگي لازم را داشته باشند، آن هم مرداني كه به اندازه‌ي سه دهه، ليفتراك رانده‌اند و يا موتور ماشين‌آلات را سر هم كرده‌اند. روگليو راميرز دلا، اقتصاددان مكزيكي است. او مي‌گويد: «در هر خانواده، قهرماني در قالب مادر وجود دارد. اين اوست كه براي مشكلات خانوادگي راه‌حل‌هاي خلاقانه ارايه مي‌كند، به ويژه براي مشكلات اقتصادي. زماني كه زناني كه به اين ترتيب آموزش ديده‌اند با شغل‌هاي رسمي مواجه مي‌شوند، نسبت به مردان در وفق دادن خود با كارها مشكلات كمتري خواهند داشت».

همه‌ي اينها به اين معني است كه كم كم مردان متوجه مي‌شوند كه دارند مشاغل خود را به زنان مي‌بازند. در نظرسنجي اخير تربيون جهاني اقتصاد مشخص شد كه اكثريت زنان حرفه‌اي و متخصص همين نظر را دارند. اين روند از چين تا مكزيك سرعت بيشتري به خود مي‌گيرد. در دهه‌ي 1970 زنان مكزيكي در خط‌هاي توليد و مونتاژ كارخانه‌هايي مشغول بودند كه متعلق به خارجي‌ها بود و به تازگي در مرز مكزيك ـ ايالات متحده رونق گرفته بود. هنوز هم زنان همين مشاغل را دارند اما اكنون بر سر پست‌هايي نظير مديريت و حسابدار با مردان رقابت مي‌كنند. در امتداد مرز، جايي كه بيشتر كارخانجات صادراتي تجمع يافته‌اند. اين چيز غيرمعمولي نيست اگر بشنويم مديران مذكر شرايط را اين گونه توضيح دهند: «مردان مست مي‌كنند، زنان سروقت بر سركارشان حاضر مي‌شوند». آگهي‌هاي رده‌بندي شده‌ي [شغل] اغلب با الفاظ «him» و «her» به دو گروه تقسيم مي‌شوند، به طوري كه «her» براي مدت طولاني‌تر به استخدام درمي‌آيند. مردان قوي! مراقب باشيد، اين آينده در انتظارتان خواهد بود، اگر نجنبيد!

 

پي‌نوشت:

* glass cieling: آموزه يا طرز تفكري كه زنان و اقليت‌ها را از داشتن مشاغل سطح بالا بازمي‌دارد، حتي با وجود آن كه هيچ قانوني وجود ندارد كه عملاً چنين نظري داشته باشد.

 

    125 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنسيت (30)
●   زنان (241)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:31/01/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب