در حالي كه جزئيات مذاكرات ۵ ماهه ايران و سه كشور اروپايي بريتانيا، فرانسه و آلمان به نمايندگي از اتحاديه اروپا همچنان مخفي نگاه داشته مي شود، كمال خرازي وزير امور خارجه ايران در سخنراني خود در كنفرانس بازنگري NPT (۳ مي) اشاره اي معني دار به دلايل به بن بست رسيدن اين مذاكرات داشت.
خرازي در اين سخنراني با انتقاد از درخواست يكسويه غرب از كشورهاي غيرهسته اي به بهانه وجود نگراني هاي امنيتي درخصوص گسترش تسليحات هسته اي گفت: پيشنهاد حذف پاراگراف IV ان.پي.تي آسيب به روح اين معاهده است و در واقع تعادل موجود بين حقوق و تعهدات را در اين پيمان به هم مي زند.
بند ۴ NPT را بايد هسته مركزي اين معاهده ناميد. جايي كه به كشورهاي عضو اين حق انكارنشدني داده مي شود تا فن آوري هسته اي را براي مقاصد صلح آميز مورد استفاده قرار دهند و حتي اجازه تحقيق در اين عرصه نيز به آنها داده نشده است. در عمل حذف پاراگراف ۴ از NPT _ كه برخي در ايالات متحده خواستار آن هستند _ به معني نابودي ساختن حق مهم كشورهاي عضو در عرصه چرخه سوخت است.
اين چرخه شامل استخراج سنگ معدن اورانيوم، تهيه اكسيد اورانيوم از آن (كيك زرد) تبديل كيك زرد به گاز تترا فلورايد اورانيوم (UF4) و گاز هگزان فلورايد اورانيوم (UF6). پس از آن غني سازي UF6 براي افزايش خلوص در اپيزودهاي سبك تر U-۲۳۵: ۳۰۵-۴ براي استفاده در رآكتورهاي هسته اي توليد الكتريسيته، ۲۰-۱۰ درصد براي راكتورهاي تحقيقاتي و ۹۰ درصد براي ساخت تسليحات. پس از آن كه ميله هاي سوختي انرژي خود را در كارخانه هاي توليد الكتريسيته براي تبخير آب آزاد كردند، ميله هاي مصرف شده نام مي گيرند. مي توان با بازپروري اين ميله ها از آنها در استخراج پلوتونيوم (pu-۲۴۱ يا pu-۲۳۹) به عنوان عنصري قابل شكافت استفاده مي شود. بنا بر اين سوخت هسته اي هم الكتريسيته و هم سوخت هسته اي مضاعف توليد مي كند كه در اصل منبعي جديد براي تأمين انرژي است. حسن روحاني رأس هيئت مذاكره كننده ايران و دبير شوراي عالي امنيت ملي گفته است: خواست اتحاديه اروپا از ايران مبني بر حذف فعاليت هاي مربوط به چرخه سوخت يعني سربريدن NPT. اگر قرار به حذف بند IV باشد آنگاه تمامي كشورهاي در حال توسعه از اين پيمان خارج خواهند شد.
برآورده نشدن وعده ها
اين موضوع داستاني خيالي است. درست پيش از كنفرانس بازنگري NPT در نيويورك با حضور ۱۸۸ كشور از ۲ مي آغاز به كار كرد، كشورهاي غيرهسته اي عضو پيمان منع گسترش تسليحات هسته اي در نشستي به همت «ائتلاف دستور كار جديد» موسوم به (NAC)
اروپا و جنوب آمريكا مواضع NAC را در قالب بيانيه اي در «اينترنشنال هرالد ترايبيون» منتشر كردند.
«زماني كه ۳۵ سال پيش NPT ظهور كرد، قرار اصلي اين بود كه ماكشورهاي غيرهسته اي در حالي كه از حق خود در دست يابي به تسليحات هسته اي چشم پوشي مي كنيم كه از حق مشروع خود در انجام تحقيقات در عرصه انرژي هسته اي و توليد و استفاده از روند صلح آميز اين انرژي محروم نشويم. از طرف ديگر كشورهاي هسته اي تسليحات خود را كاهش و در نهايت نابود سازند.
اكنون ثابت شده است كه اين پيمان عملي نشده است.« ائتلاف دستور كار جديد »به تمركز آژانس بين المللي انرژي هسته اي تنها به نظارت بر پايبندي كشورهاي غيرهسته اي به تعهداتشان در حالي كه كشورهاي هسته اي به هيچ يك از تعهدات گذارده شده در كنفرانس هاي بازنگري NPT در سالهاي ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ عمل نكرده اند و انتقاد دارد.
براي مثال در سال ۲۰۰۰ ايالات متحده متعهد شد به پيمان منع جامع آزمايشات هسته اي بپيوندد اما هنوز اين مهم تحقق نيافته است. اين كشور همچنين وعده داد توافق قابل بازرسي پايان توليد عناصر جديد قابل شكافت براي تسليحات هسته اي را امضا نمايد كه اين وعده نيز محقق نشده است.
بدتر از آن دولت بوش دو سال تمام در پي جلب اجازه كنگره اين كشور با هدف تخصيص بودجه اي تحقيقاتي در رابطه با نسل جديدي از تسليحات هسته اي بود. نسلي كه شامل ميني نوك ها(mini-nukes) و بمب هاي هسته اي نافذ در زمين (bunker busters) مي شود.
NAC در اشاره به كنفرانس بازنگري NPT در سال ۲۰۰۰ يعني جايي كه كشورهاي هسته اي به صراحت متعهد به پيگيري روند از بين بردن سلاح هاي خود شدند تأكيد مي كند ،اين هدف مهمترين اولويتي در جهان است كه تروريست ها در پي دست يابي به تسليحات كشتارجمعي هستند. در اين بيانيه آمده است: كشورهاي هسته اي بايد توجه داشته باشند كه منع تكثير و خلع سلاح پروسه اي دوسويه و تقويت كننده يكديگرند. چيزي كه وجود نداشته باشد قابل گسترش نيز نخواهد بود.
درست برخلاف انتظار ۳ كشور غربي داراي تسليحات هسته اي _ آمريكا، بريتانيا و فرانسه- به بستن آنچه آنها به عنوان مفر و راه گريز در NPT مي بينند، مشتاقند كه مهمترين آن پايان حق بهره مندي ديگر كشورها از حقي است كه به موجب آن مي توان از تكنولوژي اي بهره مند بود كه مي تواند كاربرد صلح آميز و نظامي داشته باشد. براي مثال همان سانتريفيوژهايي كه در درجات خلوص متفاوت در راكتورهاي توليد الكتريسيته، تحقيقات و ساخت تسليحات مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
در مورد ايران، رهبران اين كشور حتي آمادگي خود را براي ارائه «تضمين هاي عيني» به غرب درخصوص صلح آميز بودن برنامه هاي مربوط به غني سازي اورانيوم اعلام كرده اند.
واشنگتن اصرار دارد تهران از NPT به عنوان پوششي براي پيمودن راه تا آستانه ساخت بمب هسته اي استفاده خواهد كرد. پس از آن با خروج از NPT در كمتر از چند هفته نخستين بمب هسته اي خود را بسازد. كاخ سفيد حتي مدعي است ايران با گمراه كردن آژانس درخصوص برنامه هاي غني سازي خود حقي براي بهره مندي از دانش هسته اي ندارد. خواسته جاه طلبانه اي كه مسلماً كشوري چون ايران زير بار آن نمي رود.
شفافيت جديد ايران
ايران بازي موش و گربه زيركانه اي را براي فرار از تحريم هاي جدي اقتصادي كه از جانب ايالات متحده و اروپا براي اين كشور در نظر گرفته شده بود، شروع كرد.
رهبران ايران آموخته اند كه «شفافيت» خواص ويژه خود را دارد. در پي خبري كه روزنامه ساندي تايمز در شماره ۳ مارچ خود مبني بر طرح اسرائيل براي حمله هوايي به تأسيسات هسته اي ايران در نطنز منتشر كرد، محمد خاتمي رئيس جمهوري ايران به همراه بيش از ۴ خبرنگار داخلي و خارجي از اين تأسيسات زيرزميني بازديد كرد. اين اقدام خطر بزرگنمايي و بلوف آشكار اسرائيل را درخصوص اين پايگاه غني سازي اورانيوم دفع كرد. خبرنگاران در اين پايگاه فضايي خالي بزرگي را ديدند كه قرار است در آينده هزاران دستگاه سانتريفيوژ در آنجا قرار داده شود. چند هفته بعد ايران ابتكار ديگري به خرج داد. اين كشور ترتيب بازديد يك روزه «الهه محتشمي» نماينده مؤسسه بين المللي مطالعات استراتژيك لندن را از تأسيسات تبديل اورانيوم خود در اصفهان فراهم ساخت. محتشمي در گزارش مفصل خود در ساندي تايمز در تاريخ ۱ مي نه تنها توضيحات بسيار جامعه اي از تأسيسات ساختمان مركزي اين پايگاه ارائه داد بلكه نوشت ،در گفتگو با كاركنان و كارگران اين پايگاه متوجه شدم بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي از اين بخش كه در سال ۱۹۹۸ تكميل شده دست كم ماهانه يك بار بازديد مي كنند.
اين پايگاه نخستين بار در مارچ ۱۹۹۵ كيك زرد را به گاز هگزا فلورايد اورانيوم (UF6) تبديل كرد كه به موجب اين دست آورد ايران پس از ۵ كشور عضو باشگاه هسته اي، پاكستان، هند و اسرائيل، دهمين كشوري باشد كه به اين حد از دانش هسته اي دست يافته است. در كمتر از ۳ ماه اين پايگاه ۴۵ كيلوگرم UF6 توليد كرد و در ماه اكتبر ذخائر گاز اين كشور به بيش از ۳۰۰۰ كيلوگرم افزايش يافت. حتي دانش مندان ايراني توانستند گاز UF6 را به صورت مايع درآورند اما با ورود ايران به مذاكرات EU-3 تمامي اين فعاليت ها به صورت داوطلبانه متوقف شد. هنگامي كه از يك كارشناس سئوال شد آيا ايران قادر خواهد بود UF6 كافي براي تغذيه ۵۰ هزار دستگاه سانتريفيوژ نطنز را تأمين كند، پاسخ مثبت بود.
محتشمي در گزارش خود نوشت، حمله احتمالي اسرائيل و يا ايالات متحده به نطنز نه تنها موجب بي ثباتي و افزايش ناامني در منطقه مي شود بلكه بهانه مناسب را براي خروج ايران از NPT فراهم خواهد ساخت و آنگاه به نقطه غيرقابل بازگشت در مورد ايران خواهيم رسيد.
از طرفي به نظر مي رسد اروپائيان به خوبي از تبعات وخيم حمله نظامي اسرائيل و يا ايالات متحده عليه ايران آگاهند و مي كوشند تا با ادامه بحث و مذاكره با ايران به اميد روزي بنشينند كه با پيروزي رئيس جمهوري عمل گرا در انتخابات ۱۷ ژوئن راهي مناسب براي دست يابي به توافق باز شود.