در كنار مهمترين خبر ماه اخير كه درگذشت پاپ ژان پل دوم بود، چند پديده مهم رخ داد كه نشانهاي از تحولاتي مبنايي در آينده نه چندان دور جهان است.
ميدان اصلي شهر رم بيش از هفت ساعت پذيراي جواناني بود كه در مراسم تشعيع پيكر پدر روحاني خود ابراز احساسات ميكردند و صدها ميليون نفر از كاتوليكها و انسانهاي آزاده سراسر دنيا، با آنها همدل و عزادار بودند.
اهميت درگذشت پاپ به حدي بود كه تقريبا تمامي رهبران كشورهاي مختلف جهان به واتيكان آمدند تا بر فوقالعاده بودن اهميت شخصيت و جايگاه پاپ، صحه بگذارند.اين اخبار مهم در كنار مرور مختصري بر كارنامه آخرين پاپ فقيد، نشاندهنده تحولي است كه در انديشه ديني و سياسي جهان، خصوصا مغرب زمين، رخ داده است.
پاپ ژان پل دوم بعنوان رهبر دينی پرجمعيت ترين فرقه مسيحيت، داراي چنان وزن و جايگاهي شده بود كه نظرات وي در مهمترين تحولات بينالمللي مؤثر بوده و مورد تبعيت ميليونها نفر در سراسر دنيا قرار ميگرفت.
اينگونه ايفاي نقش رهبران ديني مسيحيان كه شايد طي چند قرن گذشته بيشترين بروز را در قرن بيستم داشت، اندكاندك سست شدن انديشه جدايي دين از سياست و سكولاريسم غرب را كه طي قرون وسطا شكل گرفته و پس از انقلاب صنعتي فرانسه متجلي شده بود، رقم زده است.
اظهار نظر پاپ در مواردي كه حريم انسانها توسط سياستمداران تماميت خواه پايمال ميشد تاثير غيرقابل باوري در جهان داشت. اعتراض وي به نحوه برخورد اشغالگران آمريكايي با زندانيان عراقي، خصوصا در فجايع زندان ابوغريب، موج نفرتي را كه در سراسر دنياي مسيحيت عليه روحيه استكباري آمريكا شكل گرفته بود شعلهور كرد و در اكثر كشورهاي جهان، كليساها به تبعيت از پاپ، محور اعتراضها و راهپيماييهاي مردمي درمخالفت با جنايات آمريكا و انگليس در عراق شدند.
قدرت نمايي كليسا در عرصه تحولات سياسي و بينالمللي اخير، حاكي از وجود پذيرشی عمومي در دنياي مسيحيت است كه علاوه بر افزايش گرايش به مقوله دين، پذيرش رهبري دينی توسط مسيحيان جهان را نشان ميدهد؛ امري كه در قرون گذشته و حتي در دهه هاي اخير، توسط فلاسفه و انديشمندان سياسي مغرب زمين منتفي و غيرقابل امكان تلقي ميشد و حتي سياستمداران غربي، انديشه سكولاريستي را، اوج احترام خود به عقايد ديني انسانها تلقي ميكردند كه عليرغم عدم اجازه دين در ورود به مسايل سياسي، به هر فرد مسيحي اجازه میدادند تا در حوزه زندگي شخصي خود، با عقايد ديني مورد نظرش زندگي كند.
از طرفی آخرين دريافتهاي بشر براي شكل دهي جوامع انساني، به تشكيل «جامعه اخلاقي» منجر شده است. يعني بشر به تجربه دريافته است كه قانونمداري و نهادينه شدن نهادهاي مدني، تمام نيازهاي روحي او را ارضا نميكند و كمبود اخلاقيات در جامعهاي كه مدني شده و از معضل بی قانوني رنج نميبرد، بهتر رخ مينمايد. از طرفي حتي سكولاريستهاي متعصب و دين گريزان تندروي عالم انديشه به اين امر اذعان داشته اند كه كمترين دستاورد رعايت اصول ديني در جوامع بشري، حفظ حريمهاي اخلاقي است و اين حداقل را براي دين قائل بودند. لذا طبيعي است كه گرايش انسانها و جوامع انساني به اخلاقي شدن جامعه، نقش دين را در زندگي فردي و اجتماعي انسانها افزايش خواهد داد و حكومتها و قدرتهاي فعلي جهان، ناگزيرند كه حداقل در شعارها و ظواهر، خود را به اصول متقن اديان آسماني نزديكتر نشان دهند.
اينهمه، در كنار گرايش عجيب جوانان پاك فطرت در تمام نقاط زمين به اديان آسماني، كه منطبق با فطريات انسانند، آرامآرام صداي خرد شدن پايههاي بناي پر زرق و برق سكولاريسم را به گوش ميرساند و بيشك سهم جوانان مسيحي معتقد در شكل گرفتن اين حقيقت، نقشی چشمگیر خواهد بود و بايد اعتراف كنيم كه پاپژان پل دوم با رهبري مدبرانه و خدامحورش، ناقوس مرگ سكولاريسم را در عالم به صدا در آورد.
اين روزها 115 كاردينال از سراسر جهان در مركز رم گرد هم آمدهاند تا جايگزين مناسبي براي پاپ ژان پل دوم بيابند و همه چشم انتظارند تا از واتیكان مهروموم شده، رهبر جديدي براي فراگيرترين فرقه مسيحيت ظهور كند. با توجه به آنچه در باب اهميت رهبري ديني مسيحيت خصوصا در زمان پاپژان پل دوم ذكر شد، اصلا بعيد نيست كه لابیهاي صهيونيستي و قدرتخواهاني كه براي سيطره برتمام عالم طرح ريزي ميكنند، از تمام ذكاوت و ابزارهاي قدرت خود براي جهتدهي انتخاب كاردينالها به سمت مورد نظرشان استفاده كنند و حتي حاضرند بر عقايد صهيونستي خود، لباس كاتوليكهاي معتقد را بپوشانند تا ريشه نظرات بنيادينشان، مانند سكولاريسم، به دست رهبران مسيحيت خشكانده نشود.
نه تنها مسيحيان، بلكه تمام مسلمانان و حتي يهوديان آزاد انديش دنيا چشم به انتخاب كاردينالهاي مسيحي دوختهاند و منتظرند تا جامة رهبري كاتوليكها، بر قامت انساني آزاده و معتقد به تعاليم آسماني و اخلاق محور حضرت مسیح(ع) پوشانده شود.
تماس با نویسنده:
Ehsani57@gmail.com