باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 19 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
موج سوم دموكراسي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ميثم - ظهوريان

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

موج سوم دموكراسي در پايان سده بيستم، يكي از مطرح ترين كتاب ها در زمينه ي جامعه شناسي با گرايش سياسي در دهه هاي اخير مي باشد. هانتينگتون در اين كتاب، روند ايجاد و حذف ليبرال دموكراسي دركشورهاي جهان را در 3 مقطع تاريخي با عنوان موج هاي دموكراسي شدن و روند بازگشت به اقتدارگرايي بررسي مي كند. گرچه نگاه نويسنده در آنجا كه به قضاوت در مورد تاريخ مي‌پردازد، به شدت متأثر از ديدگاه آمريكا ستايانه ی وي است، اما در مقام يك محقق مطالب وي بسيار موشكافانه و قابل استفاده مي باشد.

در تقسيم بندي هانتينگتون، موج اول دموكراسي شدن با انقلاب فرانسه و جنگ هاي استقلال طلبانه آمريكا آغاز مي شود و با آغاز روند بازگشت به اقتدارگرايي در برخي كشورهاي تازه دموكراتيك شده از جمله ايتاليا و آلمان، پايان مي پذيرد. در موج دوم كه پس از پايان جنگ جهاني آغاز مي شود، بر خلاف موج اول كه عوامل اقتصادي اجتماعي عامل دموكراسي شدن بوده اند، عوامل سياسي - نظامي تأثير بيشتري بر رشد ليبرال دموكراسي داشته است.كشورهاي دموكراتيك شده در اين موج عمدتاً از 3 الگوي دموكراسي هاي تحميلي (ژاپن - آلمان) و دموكراسي هاي الگوپذير (تركيه) خيزش هاي مستعمراتي پيروي كرده اند.

در موج دوم بازگشت كه در دهه هاي 60 و70 روي داد، غالب كشورهايي كه به اقتدارگرايي بازگشتند، از طريق دكترين مبارزه با كمونيسم كسب مشروعيت مي كردند. اين حكومت ها همچنين با روشهاي ديگري مانند اعمال زور و ايجاد يك تهديد خارجي يا برگزاري انتخابات نمايشي تلاش در كسب مشروعيت داشتند.

موج سوم در تئوري هاي هانتينگتون از اروپاي جنوبي (اسپانيا و اروپا) آغاز شده و در انتهاي خود كليه كشورهاي اروپاي شرقي را درمي نوردد و نهايتاً منجر به فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مي شود.

در بررسي نقش مذهب در روند دموكراسي شدن، هانتينگتون يك رابطه ي مستقيم بين مسيحيت غربي (پروتستانتيزم) و دموكراسي شدن قائل است.

وی معتقد است مذهب كاتوكيك كه در دو موج اول و دوم نقش منفي و ضد دموكراسي ايفا كرده و در برابر جنبش هاي دموكراسي خواهي ايستاده است در موج سوم به دنبال روي كار آمدن پاپ ژان پل دوم و سياسي شدن كليسا نقش مهمي در اين روند داشته است كه نمونه ي بارز آن در لهستان و پيروزي ائتلاف همبستگي به رهبري لخ والسا بروز يافت. رويدادی که به نوعی آغازگر فروپاشی سایر کشورهای شرقی بود.

هانتينگتون همچنين سياست هاي ريگان و كارتر در آمريكا و اصلاح طلبان شوروي را كه عملاً منجر به همراهي دو ابر قدرت در روند تغييرات اروپاي شرقي شد، عامل مهمي در گسترش موج سوم مي داند .

وی فرايندهاي گذار به دموكراسي را به چهار نوع تغيير شكل، فروپاشي، جابجايي و خیزش های مستعمراتی تقسيم مي كند و در مورد هر فرايند، رهنمودهايي جهت تسريع آن به هواخواهان دموكراسي ارائه مي دهد.

نويسنده فرايند تغيير شكل را در حكو مت ها مؤثر مي داند كه اصلاح طلبان در خود رژيم اقتدارگرا به شدت نفوذ دارند و افرادي از درون خود رژيم نقش قاطعي در ايجاد دموكراسي دارند. اين فرايند در پنج مرحله شكل مي گيرد:

1- ظهور اصلاح طلبان در حكومت

2- كسب قدرت توسط اصلاح طلبان

3- شكست فرايند ليبرال شدن

4- مشروعيت قهقرايي

5- انتخاب و جذب مخالفان.

 

در فرايند فروپاشي بر خلاف تغيير شكل، اصلاح طلبان در حكومت يا وجود ندارند يا در اقليت هستند و مخالفان بايد از طريق تظاهرات و شورش و اعتراضات باعث فروپاشي رژيم اقتدارگرا شوند.

در اين فرايند يك خلأ قدرت به وجود مي آيد كه فردي يا گروهي بايد اين خلأ قدرت را پر كند.

باره اي از رهنمودهاي ارائه شده توسط نويسنده به هوادران دموكراسي جهت تسريع فرايند فروپاشي به قرار زير است:

1- جلب گروه اي دل سرد شده از نظام

2- همراه كردن نظام ا

3- تبليغ عدم خشونت ولي عمل كردن با خشونت

4- ارتباط با نهادهاي خارجي و كنگره آريكا

5- ايجاد وحدت در گروه هاي مخالف

6- آمادگي براي پر كردن خلأ قدرت.

فرايند جابجايي در رژيم هاي اقتدارگرا، برايندي از دو فرايند قبلي است؛ به طوريكه در اين فرايند، نوعي تعادل ميان اطلاح طلبان و اقتدارگراها در حكومت وجود دارد و اصلاح طلبان بايد از طريق امتيازگيري و مذاكرات مرحله ي گذار به دموكراسي را تسهيل كنند.

به عقيده هانتينگتون در موج سوم انتخابات، در بسياري از كشورها عامل فروپاشي رژيم های اقتدارگرا بوده است .به طوريكه در اين كشورها حاكم اقتدارگرا با اطمينان از پيروزي و جهت كسب مشروعيت اقدام به برگزاري انتخابات مي کرده و به طور غير منتظره اي كه نويسنده آن را الگوي انتخابات شگفت آور مي خواند شكست خورده است .

از مهمترين قسمت هاي كتاب، بخشي است كه هانتينگتون در آن به بررسي نقش فرهنگ در دموكراسي شدن مي پردازد و با اشاره به شواهدي، چند دموكراسي را منبعث از فرهنگ غربي دانسته و كليه ی كشورهاي دموكراتيك را به جز روسيه و تعدادي از كشور هاي حوزه ي بالكان، كشورهايي مي داند كه يا غربي هستند يا تحت نفوذ فرهنگ غرب به دموكراسي شدن گرايش بيدا كرده اند .

در اين بخش دو فرهنگ كنفسيوس و اسلام به طور ويژه مورد بررسي قرار مي گيرند .

هانتينگتون كنفسيوس را فرهنگي كاملاً ضد دموكراتيك مي داند، اما در مورد اسلام معتقد است كه دموكراسي اسلامي امري متناقض نمي باشد و اصولي مانند اعتقاد به اختيار و برابری طلبی و مخالفت با سحر و مديتيشن در اسلام وجود دارد كه منطبق با دموكراسي مي باشد. اما اصولي از اسلام را نيز مانند عدم جدايي دين از سياست، وجود قوانين اسلامي و دخالت علما در حكومت و... داراي تناقض با دموكراسي مي داند.

نويسنده معتقد است هيچ كشور اسلامي به جز تركيه (تا حدي) در طول تاريخ دموكراتيك نبوده است كه آن هم منبعث از سياست هاي ضد اسلامي اتاتورك مي باشد .

هانتينگتون با بررسي فرايندهاي سياسي در كشورهاي اسلامي مي نويسد: بر خلاف تمامي دنيا كه قدرتمندترين مخالفان حكومت هاي اقتدارگرا، مخالفان دموكرات هستند، در كشورهاي اسلامي قدرتمندترين مخالفان، بنياد گرايان هستند .

وي با اشاره به پيروزي جبهه نجات اسلامي در انتخابات الجزاير باكسب 65% آراء، آراي بالاي اخوان المسلين در اولين انتخابات ازاد در مصر و همچنين کسب (38 كرسي از 80 كرسي) در اولين انتخابات نيمه آزاد در اردن توسط اخوان المسلمین چنين نتيجه مي گيرد كه در كشورهاي اسلامي اولين گروه هايي كه از فضاي باز سياسي بهره مي برند، اسلام گرايان هستند. وي مي افزايد بدين ترتيب در كشورهاي اسلامي ليبراليسم و فضای باز سياسی منجر به قدرت رسيدن جريان هايي مي شود كه در دموكراتيك بودن آنها شك وجود دارد .

وي در پايان پيشنهاد مي كند كه با تقويت اصول منطبق با ليبرال دموكراسي می توان در اسلام اصول مخالفان را از اسلام حذف کرد و به عبارت بهتر همان روندي را در مورد اسلام طي كرد كه موجب شد كاتوليسم از يك مكتب ضد دموكراسي در موج اول و دوم مبدل به يك مكتب دموكراتيك در موج سوم شود.

به هر شکل، بررسی اين کتاب با عنایت به اين نکته که نويسنده جزء متفکرانی مي باشد که نوشته‌ها و تزهای وی از مهمترين تعيين کنندگان سياست خارجی آمريکا مي باشد، مي تواند شناخت بيشتری از اين سياست ها به خواننده بدهد.

 

تماس با نویسنده:

mashhad@imamreza.net

 

    158 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دموكراسي (342)

افراد مرتبط
●  هانتينگتون   ساموئل(39)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:03/02/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب