باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 301 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
شبكه جاه‌طلب از نگاه دشمنانش
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


بسياري از حركت‌ها و سازمان‌هاي سياسي در جهان عرب انديشه‌هاي خويش را از طريق انتشار كتب و مقالات تبليغ مي‌كنند و برخي از آنها حتي ايستگاه‌هاي راديويي مخفي دارند. گروه‌هاي تروريستي مانند القاعده در دستكاري تصاوير تلويزيوني از طريق انتشار نوارهاي ويديويي يد طولايي دارند، اما حزب‌الله لبنان در اداره‌ي شبكه‌ي تلويزيوني تمام عيار خود، با ارائه‌ي فهرست بلندبالايي از اخبار، تفسير و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده، منحصر به فرد و بي‌نظير است.

المنار نخستين برنامه خود را در سوم ژوئن 1991 روي آنتن فرستاد. از آن زمان تاكنون، حزب‌الله از جايگاه ممتازش در لبنان به خوبي بهره گرفته ـ جايگاهي كه با پيروزي نيروهاي حزب‌الله بر اشغالگران اسرائيلي و بيرون راندن آنها از جنوب لبنان تقويت شد به نحوي كه يك رسانه‌ي قوي با برد جهاني را به وجود آورد. اين شبكه به تدريج توانست از يك ايستگاه راديويي مخفي و كم‌امكانات به يك ايستگاه ماهواره‌اي جامع و فراگير صعود كند. اهميت جايگاه المنار در خارج از مرزهاي لبنان نيز قابل درك است. اين شبكه‌ي ماهواره‌اي كه نام خود را «شبكه مقاومت» نهاده است جزء لاينفك طرح حزب‌الله براي دسترسي به كل جهان عرب و اسلام شده است و ابزار قدرتمندي است در جنگ رواني حزب‌الله عليه دشمن صهيونيستي و جلب توجه جهان عرب به منازعه‌ي فلسطيني ـ اسرائيلي. از زمان تهاجم آمريكا به عراق، شبكه‌ي المنار از شيوه­هاي معمول خود براي تقبيح و محكوميت اشغال اين كشور توسط آمريكا استفاده كرده است.

 
   ● نويسنده: آوی - جوریش

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

گزارشگران المنار

حدود سيصد كارمند از اتباع لبنان، مصر، اردن، فلسطين، مراكش و آمريكا در استخدام شبكه‌ي حزب‌الله هستند. هر چند عضويت در حزب‌الله لبنان، از شرايط استخدام كارمندان نيست اما به هر حال امتيازي محسوب مي‌شود. مي‌گويند اكثر گزارشگران مرد اين شبكه قبلاً چريك بوده‌اند.

مسوولان المنار دوره‌هاي آموزشي تخصصي را در دانشگاه‌ها و مؤسسات خاص گذرانده‌اند و گاهي اوقات آموزش‌هاي اينترنتي را نيز فرامي‌گيرند. مطبوعات لبنان مي‌گويند مسوولان المنار در سمينارها و سخنراني‌هايي كه راجع به عملكرد و سازوكار وزارت خارجه‌ي اسرائيل و ساير آژانس‌هاي اسرائيلي است؛ شركت مي‌كنند تا روش‌هاي تبليغاتي خود را مؤثرتر پياده كنند. ژورناليست‌ها و تكنسين‌هاي اين شبكه با گذراندن دوره‌ها و جلسات آموزشي در سازمان‌هايي نظير رويترز و بنياد تامسون، اطلاعات و تخصص خود را روزآمد كرده و ارتقاء مي‌بخشند.

مهم‌ترين عاملي كه به محبوبيت المنار كمك رساند، پوشش خبري مبارزه‌ي جنگجويان حزب‌الله با نيروهاي اسرائيلي در جنوب لبنان بود. اين شبكه فيلم‌هاي خبري حيرت‌انگيزي از درگيري‌هاي واقعي نيروهاي حزب‌الله با اسرائيلي‌ها پخش مي‌كرد. تصويربرداران شبكه‌ي المنار با پوشيدن جليقه‌هاي ضدگلوله و دويدن دوشادوش حزب‌الله، غالباً حتي پيش از آغاز عمليات به صحنه مي‌رفتند كه اين حاكي از هماهنگي كامل آنها با واحدهاي عملياتي حزب‌الله مي‌باشد. مي‌گويند فيلم‌هاي خبري زنده از طريق يك ديش موج كوتاه از جنوب لبنان به بيروت ارسال مي‌شد.

 

بينندگان المنار

هرچند آمار رسمي درباره‌ي تعداد بينندگان اين شبكه در خاورميانه موجود نيست، اما نمي‌توان اين نكته را رد كرد كه بينندگانش از زمان راه‌اندازي شبكه، رشد قابل ملاحظه‌اي يافته است. امواج نخستين برنامه‌ها با تجهيزات ابتدايي به قيمت چند ميليون دلار، به زحمت روستاهاي جنوب بيروت را پوشش مي‌داد. ابتدا فقط پنج ساعت در روز برنامه پخش مي‌كرد. در سال 1993 ساعت برنامه‌هايش به هفت ساعت افزايش يافت و برد امواج نيز به بخش جنوبي دره‌ي بقاع گسترده شد.

حزب‌الله در پيشاپيش انتخابات مجلس لبنان در سال 1996 آنتن‌هاي بيشتري در شمال لبنان و سراسر رشته كوه‌هاي اين كشور نصب كرد تا اينكه در زمان انتخابات، امواجش در سراسر لبنان، غرب سوريه و شمال اسرائيل قابل دريافت بود. ساعات پخش به 12 ساعت در روز در سال 1998 و 18 ساعت در روز در سال 2000 افزايش يافت. المنار در سال 2001 برنامه‌هاي بيست و چهار ساعته، در هفت روز هفته پخش مي‌كرد. مسوولان تلويزيون لبنان اذعان مي‌كنند كه در حال حاضر، المنار مقام سوم را در ميان شبكه‌هاي لبنان دارد ولي اين جايگاه در زمان اوج‌گيري منازعات در جنوب لبنان يا سرزمين‌هاي فلسطيني به نخست ارتقا مي‌يابد.

مديران شركت ماهواره‌اي Arabsat، ابتدا از اختصاص قسمتي از ظرفيت ماهواره‌اي خود به المنار نگران بودند؛ از بيم اينكه ممكن است به نفع شيعيان تبليغ كند. اما المنار خيال آنها را از اين بابت راحت كرد. در واقع المنار مخاطبان انبوه‌تري را منظور نظر خود دارد: يعني اكثريت سني جهان عرب به همين دليل است كه از دو طريق برنامه‌هاي خاص را پخش مي‌كند. از طريق امواج زميني، برنامه‌هاي مروج منافع و مصالح شيعيان را براي بينندگان لبناني پخش مي‌كند و از طريق شبكه‌ي ماهواره‌اي خود، برنامه‌هايي كه محتواي وحدت‌گرايانه‌تري دارند را ارسال مي‌كند.

قرار بود افتتاح شبكه‌ي ماهواره‌اي در ماه جولاي سال 2000 باشد، اما حزب‌الله تصميم گرفت تاريخ افتتاح را به 24 ماه مي 2000 تغيير دهد تا با تخليه‌ي جنوب لبنان از نيروهاي اشغالگر اسرائيل هم‌زمان باشد. بينندگان المنار و تحليل‌گران خاورميانه از اين تغيير زمان ضرر نكردند: ايستگاه ماهواره‌اي المنار، تجسم آزادي از چنگال اشغالگران اسرائيلي شد.

مسوولان المنار اكنون بر اين باورند كه شبكه‌ي آنها در ميان پربيننده‌ترين شبكه‌هاي جهان عرب، مقام پنجم را دارد و دست كم ده ميليون نفر در دنيا به تماشاي آن مي‌نشينند. البته اين رقم را نمي‌توان تأييد كرد اما زمزمه‌هايي از گوشه و كنار شنيده مي‌شود كه المنار در واقع يكي از مشهورترين شبكه‌هاي جهان عرب است. داوران هشتمين جشنواره‌ي راديو و تلويزيون قاهره در جولاي سال 2001، دو جايزه‌ي طلا و دو جايزه‌ي نقره به آن اعطا كردند.

دومين مخاطب شبكه‌ي المنار فلسطيني‌ها و اسرائيلي‌هاست. المنار براي دستيابي به مخاطبان اسرائيلي از گويندگان به زبان عبري استفاده مي‌كند. ابتدا براي عموم مردم اسرائيل، فيلم‌هاي تبليغاتي با مضمون هشدار به صهيونيست‌ها و اعلام خطر عواقب ماندن در لبنان پخش مي‌كرد. المنار براي تهيه و نمايش برنامه به زبان عبري از فلسطينيان آشنا به اين زبان كه در سرزمين‌هاي اشغالي بزرگ شده‌اند و سپس به دلايل مختلف از آنجا بيرون آمده‌اند؛ استفاده مي‌كند. از ساير منابع رسانه‌اي، گزارش مي‌شود كه گويندگان عبري زبان المنار مأموران كهنه‌كار حزب‌الله هستند كه در زندان‌هاي اسرائيل يا جنوب لبنان در زمان اشغال اين قسمت توسط اسرائيلي‌ها، به سرمي‌بردند و زبان عبري را فراگرفتند.

المنار اميدوار بود با نمايش زنده‌ي عمليات حزب‌الله عليه اسرائيلي‌ها، مرگ سربازان صهيونيست را به ساكنان شهرك‌ها نشان دهد و از اين طريق روحيه‌ي آنها را تضعيف كند. رهبران حزب‌الله مي‌گويند برنامه‌هاي المنار به ويژه تصاوير ويديويي به زبان عبري، نقش حساس و مهمي در عقب‌نشيني اسرائيل از لبنان ايفا كرد.

 

پيام

برنامه‌سازي المنار از سال 1991 تا سال 2000 به رويدادهاي داخل لبنان و به ويژه به مقاومت اسلامي در برابر اشغال جنوب متمركز بود. اين شبكه اقدام به پخش خطابه‌ها و سخنراني‌هاي شورانگيز توسط شخصيت‌هاي مذهبي و روحانيون منسوب به حزب‌الله مي‌كرد.

پس از عقب‌نشيني اسرائيل از جنوب لبنان در ماه مي 2000، المنار وارد يك فضاي خودستايانه شد. موفقيت عمليات نظامي حزب‌الله را مي‌ستود و ضعف ارتش اسرائيل را درشت‌نمايي مي‌كرد.

بيست و نهم سپتامبر سال 2000 و آغاز انتفاضه‌ي دوم، شور و هيجان دوباره‌اي به المنار بخشيد. المنار آرمان جديدي يافته بود و به بركت امواج ماهواره‌اي توانست پيامش را به مخاطبان بيشتري برساند. المنار نه تنها به آرمان فلسطين، بلكه به مقاومت فلسطينيان در برابر اسرائيل از طريق ابزارهاي خشونت‌آميز متعهد است.

المنار علاوه بر پوشش خبري، غالباً با رهبران آن دسته از گروه‌هاي فلسطيني كه مخالف سازش و مذاكره هستند مصاحبه مي‌كند مانند حماس و جهاد اسلامي فلسطين.

المنار هرگز عملاً به بينندگانش نحوه‌ي ساخت مواد منفجره را نياموخته است اما مسوولانش مي‌گويند يكي از اهدافش تشويق چيزي است كه غربيان به آن «عمليات انتحاري (شهادت‌طلبانه)» مي‌گويند. در واقع هر اقدام يا عملي كه مقاومت را ترغيب كند در برنامه‌سازي المنار مي‌گنجد. گروه‌هاي فلسطيني مخالف سازش و مذاكره با اسرائيل از طريق المنار، حرف‌هاي خود را مي‌زنند. اين شبكه در حكم يك اتاق جنگ براي فلسطينيان درآمده است. گزارش‌هاي مربوط به فعل و انفعالات سرزمين‌هاي اشغالي، «پخش خبر» بر عهده گرفتن مسووليت حملات به اسرائيلي‌ها و بحث درباره‌ي استراتژي‌هاي تروريستي(!) در اين اتاق جنگ به سمع و نظر بينندگان مي‌رسد. تعدادي از گزارشگران المنار با گروه‌هاي فلسطيني ارتباط دارند. مثلاً، «عماد ايد»، خبرنگار دائمي اين شبكه در غزه، روابط نزديكي با جهاد اسلامي فلسطين دارد و براي روزنامه‌ي اين تشكيلات قلم مي‌زند.

حمايت المنار از آرمان فلسطين در تار و پود برنامه‌سازي آن تنيده شده است. در دسامبر 2000 كه اسرائيل ساختمان‌هاي تلويزيون فلسطين را تخريب كرد، المنار به مدت دو روز، آرم تلويزيون فلسطين را به جاي آرم خود پخش مي‌كرد. مسوولان المنار مي‌گفتند اين اقدام را در چارچوب همبستگي با رسانه‌هاي عرب انجام داده‌اند.

اما آشكارترين تبليغات اين شبكه بين برنامه‌هايش، موسيقي‌هاي تصويري است كه در واقع حكم ميان پرده را دارند و تا سي درصد برنامه‌هاي ماهواره‌اي اين شبكه را در اختيار دارند. هدف از اين تصاوير، كمك به مردم در اتخاذ شيوه‌هاي شهادت‌طلبانه است كه نخستين گام در فرآيند يك عمليات آزادي‌بخش محسوب مي‌شود.

اين ميان پرده‌ها از تصاوير قدرتمند و شورآفرين، همراه با موسيقي غرورانگيز و الهام‌بخش تشكيل مي‌شود. يكي از گونه‌هايي كه المنار استفاده مي‌كند، تركيب فيلم خبري حملات حزب‌الله به استحكامات ارتش اسرائيل و درگيري فلسطيني‌ها با سربازان اسرائيل است. پيام فيلم مي‌گويد: «حزب الله توانست اسرائيل را با توسل به زور از لبنان بيرون كند، فلسطينيان نيز بايد همين راه را برگزينند و مبارزات‌شان را لبنانيزه و اسلاميزه كنند». تأثير اين برنامه‌ها را نبايد دست كم گرفت و سبك شمرد. مثلاً، چنانچه در آوريل سال 2002 گزارش شد يك زن شهادت‌طلب فلسطيني پيش از اقدام به عمليات خود عليه اسرائيلي‌ها، دائماً برنامه‌هاي المنار را تماشا مي‌كرد.

برنت سادلر، رييس سابق دفتر CNN در بيروت درباره‌ي تأثير اخبار و نماهنگ‌هاي المنار چنين گفته است: «گزارش تصويري پرسروصداي وقايع كرانه‌ي باختري و نوار غزه كه به دقت گزينش شده، به زيبايي و هنرمندانه آرايش يافته و از طريق ماهواره به مخاطبان انبوه در سطح منطقه منتقل مي‌شود. پيام‌هايي كه جهان عرب را به حمايت مردمي از آرمان فلسطين تحريك و ترغيب مي‌كند».

يازدهم سپتامبر در عراق

المنار با پوشش رويدادهاي يازدهم سپتامبر نقش تازه‌اي پيدا كرد. اين شبكه به هر صورتي كه بتواند مقاومت در برابر جنگ آمريكا با تروريسم را تشويق مي‌كند. در جهان عرب بسياري پذيرفته‌اند كه حملات يازدهم سپتامبر كار يهوديان، اسرائيل و موساد بوده است و يهوديان شاغل در مركز تجارت جهاني از قبل نسبت به حملات باخبر شده بودند تا آنجا را ترك كنند. اين المنار بود كه دخالت اسرائيل و يهوديان در حملات را در گزارشي به تاريخ 17 سپتامبر 2001 مطرح كرد.

با آغاز جنگ و منازعات در عراق، المنار موضوع تازه‌اي پيدا كرد: «مقاومت در برابر آمريكا»، اين شبكه يك بار ديگر دستورالعمل‌هاي حزب‌الله را اجرا مي‌كرد. يك هفته پيش از اين جنگ، سيد حسن نصرالله گفته بود: «مردم اين منطقه از شما با اسلحه، خون، شهادت و عمليات شهادت‌طلبانه پذيرايي مي‌كنند. امروز كه صدها هزار نيروي آمريكايي به منطقه هجوم آورده‌اند شعار ما مثل هميشه اين است: مرگ بر آمريكا».

از آن زمان تاكنون ميزگرد و موسيقي‌هاي تصويري پيام نفرت از رهبران آمريكا و عمليات نظامي را منتشر ساخته‌اند. در يكي از نماهنگ‌ها اجساد كودكان و بزرگسالان غيرنظامي عراقي را مي‌بينيم كه در كنار پرواز بمب‌افكن‌ها و انفجار موشك‌هاي كروز آمريكايي در بغداد مونتاژ شده‌اند. سپس سخنراني دونالد رامسفلد پخش مي‌شود كه اعلام مي‌كند: «سلاح‌هاي مورد استفاده‌ي ما دقتي دارند كه هيچ كس تصورش را هم نمي‌كند». در انتهاي اين نماهنگ موهاي ژوليده‌ي يك كودك مجروح را مي‌بينيم و شعاري كه مي‌گويد: «واقعاً دقيق است». در نماهنگ دیگری مردم عراق به مقاومت تشویق می­شوند در پیام آمده است: با استقرار تهاجم، مقاومت شجاعانۀ مردم عراق ادامه می­یابد. مردم عراق می­دانند که اگر تسلیم شوند نه تنها عراق بلکه فلسطین را تسلیم کرده­اند.

در نماهنگ ديگري با اين اشعار مردم را به مقاومت تشويق مي‌كند:

ثابت قدم به شما مي‌تازيم

همه جا فرياد مي‌كشيم:

«آمريكا مادر تروريسم است»

بايد مادر تروريسم ساقط شود،

آمريكا لشكر شيطان است،

ارتش مهاجم اشغالگر.

چيزي نمانده به جز اسلحه

چيزي نمانده الا شهدا

و در انتها يك شهادت‌طلب را مي‌بينيم كه ماشه‌ي مواد منفجره‌ي كمربندش را مي‌كشد

 

برد جهاني

المنار به شبكه‌ي تلويزيوني يك جنبش سياسي و يك سازمان تروريستي جهاني تبديل شده است. شبكه‌ي مقاومت به  تازگي خود را با نام «شبكه‌ي اعراب و مسلمانان» معرفي مي‌كند كه نشانه‌ي جاه‌طلبي‌هاي روزافزونش است. المنار مي‌خواهد اين احساس را القا كند كه مسلمانان و اعراب، به چيزي فراتر از خودشان تعلق دارند. چيزي كه موجب همبستگي انسان‌ها، مسلمانان و اعراب مي‌شود.

المنار تنها درصدد تحقق اين هدف در جهان عرب و اسلام نيست. بدين طريق قصد دارد شيعيان را كه در حاشيه بوده‌اند به متن آورد. پيام پنهان المنار اين است كه تنها حزب‌الله توانسته به اسرائيل شكست وارد كند و حزب‌الله در حمايت از مبارزات فلسطينيان تسليم هيچ كس نمي‌شود. المنار بيش از آنكه يك پروژه‌ي همبستگي با فلسطينيان باشد؛ پروژه‌ي مشروعيت بخشيدن به شيعه است.

يكي از پيامدهاي زيان‌بار شبكه‌اي كه به شدت خشونت، عمليات انتحاري و كشتن غيرنظاميان بي‌گناه را تبليغ مي‌كند؛ تهديد مستقيم منافع آمريكا و ثبات منطقه است. پس لازم است آمريكا از هر ابزاري كه مي‌تواند استفاده كند تا عمليات المنار بسيار دشوار و پرهزينه شود.

داوود وارنزبي علي، خواننده‌ي مسلمان كانادايي است. در دوران نوجواني به ترانه‌هاي كينگستون، پاپ ديلان و تن تاوزند منياك گوش مي‌داد و گيتار نيز مي‌نواخت. اما روح و روانش، هرگز آرامش را در اين نوع موسيقي‌ها پيدا نمي‌كرد تا اينكه آنچه را در جست‌وجويش بود، در دين اسلام يافت و اكنون در 28 سالگي براي مسلمانان شعر مي‌سرايد و ترانه مي‌خواند. شنوندگان تصانيف او از مشتاقان پروپا قرص صدايش هستند.

داوود علي در شعر وانزلوي ايالت اونتاريو ساكن است. در سال 1993 به دين اسلام گرويد و از آن پس بود كه اجراي برنامه در كنسرت‌ها و ميخانه‌ها را ترك كرد. نخستين ترانه‌اش به نام «نجواي آرامش» را سه سال پس از تشرف به دين اسلام با همكاري «Sound Vision، بزرگ‌ترين شركت چندرسانه‌اي اسلامي در آمريكا، ضبط و تكثیر كرد. عبدالملك مجاهد، رئيس شركت Sound Vision در شيكاگو مي‌گويد: «جماعت مسلمانان به داوود عشق مي‌ورزند و چون او از كنسرت خوشش نمي‌آيد مردم او را از صدايش مي‌شناسند تا چهره‌اش».

مخاطبان جديدترين ترانه داوود علي به نام «طلوع، غبار و پيامبر»، مسن‌ترها هستند. ترانه‌هاي «رنگ‌هاي اسلام» و «جاده مدينه» را براي نوجوانان ساخته و اجرا كرد. داوود با سرودن اين ترانه‌ها آموخته‌هاي دين جديدش را تمرين مي‌كند، گويي كه دوباره به دوران كودكي بازگشته و دنيا را از دريچه‌ي تازه‌اي مي‌بيند.

وي پيش از گرويدن به دين اسلام، پيرو كاتوليك بود اما از همان كودكي، ذهني پرسشگر و كنجكاو در مورد دين و مذهبش داشت. روح معنويت‌جوي او در دوران دبيرستان وي را واداشت تعاليم مسيح، بودا، پيامبر اسلام (ص) و ساير اديان و فرقه‌ها را مطالعه كند.

داوود، انجيل را در مدرسه كاتوليك مي‌خواند. در آنجا طي برنامه‌اي براي قرائت متن انجيل به اتاقي مي‌رفتند و در آنجا مي‌گفتند: «اين دين شماست». اما روح سيراب ناشدني او تحريكش مي‌كرد آموخته‌هايش را دوباره ارزيابي كند. در دوران نوجواني با ترانه‌هاي كت استيونز (يوسف اسلام) ـ كه در اوج دوران شهرت حرفه‌اي‌اش مسلمان شده بود ـ مأنوس گرديد. افراد و گروه‌هايي مانند The Who, Rolling Stones و باب ديلان در ترانه‌هايشان از صلح و عشق و صداقت و جست‌وجوي معناي زندگي دم مي‌زدند اما نمي‌شد فهميد صلح و آرامش و هدفي كه آنها به مردن تلفيق مي‌كنند بالاخره چگونه و چه زماني محقق مي‌شود.

قلبش كه به اسلام متمايل شد از اصواتي كه به نام موسيقي در پيرامون خود مي‌شنيد روي گرداند. داوود مي‌ديد كه دوستانش در اشعار و ترانه‌هايشان معنويت را مي‌طلبند اما در پايان اجراهايشان و بعد از خاموش شدن چراغ‌ها به گوشه‌اي خزيده و عقل و هوش خود را به دست الكل مي‌سپارند و اين روش را هرگز به عنوان راه و رسم هميشگي زندگي نمي‌توانست بپذيرد.

بار اول در سن بيست سالگي به نيت كسب اطلاعات موثق درباره‌ي اسلام به مسجدي سر زد و از آن پس به طور منظم، در وقت ناهارش براي مطالعه كتاب‌هاي اسلامي به مسجد رفت و آمد مي‌كرد. وجود اقوام و ملل مختلف دنيا در مسجد برايش جالب بود و فهميد كه اسلام، فارغ از رنگ و مليت است و به تدريج آرامشي را كه براي رسيدن به آن سال‌ها تقلا كرده بود احساس كرد.

داوود علي در اوايل دهه 1990 سه آلبوم مستقل منتشر كرد. اما با تغيير دين از مسيحيت به اسلام شيوه‌ي خوانندگي خود را نيز تغيير داد. هر گاه اراده مي‌كرد درباره چيزي شعر بگويد يا احساسي را بيان كند از قرآن الهام مي‌گرفت. براي هم سن و سال‌هايش خيلي گران آمده بود كه داوود خداي اسلام را به آنها ترجيح مي‌دهد.

قالب موسيقي پاپ براي مردم شمال قاره‌ي آمريكا بسيار جذاب و دلنشين است و داوود ترانه‌ها و شعارهايش را در اين قالب به مردم عرضه مي‌كند با اين فرق كه ساز را كنار گذاشته و فقط گاهي از ريتم ملايم و نرم طبل استفاده مي‌كند. داوود مي‌داند كه اسلام در مورد آلات موسيقي نظر مساعدي ندارد، بنابراين صلاح را در اين ديد كه روزه‌ي شك‌دار نگيرد؛ او وقتش را براي اين چيزها تلف نمي‌كند و كوشيده است صدا و آواز خود را به سبكي ساده، روان و بدون زرق و برق به گوش مردم برساند و مسلمانان از اين بابت خيلي خرسندند. روش پاپ او با موسيقي پاپ مسيحي فرق دارد. ترانه‌هاي او اغلب نشاط‌انگيز اما آموزنده و هدف‌دارند. مثلاً در ترانه «حجاب»، زنان جوان را به رعايت پوشش اسلامي تشويق مي‌كند:

بدن من                         بايد از چشم اغيار پنهان بماند

لباس بلندم                  و شال روي سرم به من وقار مي‌بخشد

داوود ايمان را اساسي‌تر از مد مي‌داند. براي اينكه در شعر «حجاب» براي ديگران حكم صادر نكند مجبور شد چندين بار آن را بازنويسي كند. داوود مي‌داند بزرگسالان گاهي اوقات بچه‌هايشان را به خاطر ترانه‌هايي كه گوش مي‌دهند سرزنش مي‌كنند اما ترانه‌هاي او از اين قاعده مستنثني شده‌اند.

اين خواننده‌ي مسلمان كانادايي چندين سي‌.دي با مضامين قرآني ضبط كرده است، ضمن آنكه دستي هنرمندانه در عروسك‌گرداني هم دارد و يكي از عروسك‌گردانان مجموعه ويدئويي «دنياي حضرت آدم» است. داوود سال‌هاست كه از اجراي برنامه در كنسرت‌ها دست كشيده است. وي مي‌گويد: «پس از تشرف به دين اسلام عزم كردم فقط براي رضاي خدا و آموزش چيزهاي مفيد و سودمند به حال مردم شعر بگويم و بخوانم. معنويت يك ارزش دروني است و به هيچ وجه مايل نيستم آن را سبك بشمارم».

 

    123 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   المنار (4)
●   حزب الله لبنان (85)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:04/02/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب