وقتي به پديده اجتماعي – سياسي بزرگ و عميقي مانند دوم خرداد مي نگري و مي خواهي نوعي از نگريستن به آن را موضوع يك بحث كوتاه قرار دهي، بعلت گستردگي صحنة تحولات، انتخابهاي فراوان و متنوعي را پيش رو داري. از ميان همة انتخابهاي موجود در نگريستن به ديروز، انتخابي ترجيح داردكه عبرتي براي وضعيت امروز و فردا داشته باشد كه غير از اين، بهره برداري بهينه از ديروز نشده است.
دوم خرداد در فضايي شكل گرفت كه بسياري از نيازهاي عميق فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه پس از جنگ تحميلي، هنوز پاسخهاي قانع كننده اي نيافته بودند و بعضا تصور درستي هم نسبت به آنها وجود نداشت. در خارج از كشور نيز بسياري از چشمها، منتظر بودند تا ثمره تهاجمهاي فرهنگي و اقتصادي خود در ايران را، در دوران تثبيت نظام اسلامي، شاهد باشند.
در اين شرايط، دوم خرداد با شعارهايي نظير قانونگرايي، گسترش عدالت اجتماعي، رفع تبعيض، دفاع از حقوق مدني و آزاديهاي مشروع و پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور شكل گرفت و اين شعارها با اقبال وسيع وگستردة اقشار مختلف مردم مواجه شد. اين وضعيت، علاوه بر اينكه تصوير مورد علاقه بسياري از ناظران خارجي از آيندة ايران را بر هم زد و عامل تثبيت نظام اسلامي شد، در داخل كشور نيز موجي از شور و انگيزه را جهت پيشبرد اهداف مذكور، ايجاد كرد و ميدان جديدي را فراروي مردم و نظام گشود.
بوجود آمدن اين فضاي جديد، فوايد بسياري را براي انقلاب اسلامي به ارمغان آورد. يكي از مهمترين اينها، درگير شدن نسل جديد جوانان كشور، با مسايل انقلاب اسلامي بود. چرا كه در سال 76، بخش وسيعي از جمعيت جوان جامعه، جنگ را در دوران كودكي درك كرده بودند و با آن داشته ذهني، ميداني را مي طلبيدند كه توانائيها و قدرت و اعتماد به نفس خود را، مانند نسل جوان اداره كننده جنگ تحميلي، بروز دهند و دوم خرداد، هيجان و شور مورد دلخواه اين قشر عظيم را تامين كرد. در كنار آن، بسياري فشارهاي فرو خفته اجتماعي و حرفهاي گفته نشده نيز مطرح شد كه باعث ايجاد بسياري از بحثهاي پرشور فكري و فرهنگي و سياسي در جامعه شده و با وجود تلخي ها و ناگواريهايي (كه امروز ديگر كسي دوست ندارد جز به قصد عبرت گرفتن براي آينده، از آنها يادي به ميان آورد)، طراوت و نشاطي را در محيطهاي فكري جامعه مسبب شد؛ اين وضعيت، حقيقتا سبب واكسينه شدن جامعه و نظام اسلامي، از بسياري از بيماريها و آفات طبيعي پيش روي جوامع بشري شد.
در كنار اين فوائد كه فقط مختصري از آن مطرح شد، وقايع ديگري نيز رخ داد كه هنوز هم نابسامانيهايي را در وضعيت سياسي و اجتماعي جامعه، ايجاد مي كند.
طبيعي بود كه بايد پس از انتخابات دوم خرداد 76، گروهي بر سر كار مي آمد و تمام توان خود را براي تحقق شعارهايي كه مورد اقبال عمومي قرار گرفته بود، بكار مي بست. اين گروه، علاوه بر رئيس جمهور محترم و تعداد قابل توجهي از تيم هاي همكارشان كه انصافا در گفتارو كردارشان پاي بندي خود به مطالبات مردم در دوم خرداد را در تاريخ انقلاب اسلامي به ثبت رساندند، شامل تعداد قابل توجه ديگري بود كه از موضعي خود پسندانه، سي ميليون آراء مخلصانه و هوشيارانه مردم مومن ايران را، محصول عملكرد خود مي انگاشتند و غرور و نخوت نهفته در لحن كلامشان پس از انتخابات، حاكي از شيوه نگريستن شان به آراء مردم بود. اينها پيش از اينكه نتيجه اين انتخابات را لطف الهي تلقي كنند، محصول پذيرش كامل تفكرشان از سوي مردم مي دانستند.
به قول يكي از بزرگان، ريشه تمامي اشتباهات و خطاهاي انساني، محور قرار دادن ”خود“ بجاي ”خدا“ است. چرا كه وقتي خواسته هاي نفس انسان بر اهداف آفرينش و زندگي او غالب شود، راهي بسوي نجات نمي برد. و متاسفانه اين نكته بزرگ، مورد غفلت تعدادي از كساني بود كه خود را به اهداف دوم خرداد منصوب مي كردند؛ لذا مكررا شاهد بوديم كه چانه زني منفعت طلبانه و خودپسندانه با مطالبات مردم را در دستور كارشان قرار داده و از اين راه، باجگيري مي كردند كه البته در جامعه هوشياري مانند ايران، اين روش دوام چنداني نداشت و بسرعت ناكارآمد شد.
اينها بجاي درگير كردن خود با مشكلات زندگي مردم و تلاش در جهت تامين آنها در مديريتها و مسئوليتها تحت اختيارشان، با نگاهي قيّم مآبانه به مردم نگريستند و حتي هنگاميكه عملكرد آنها مورد اعتراض شخص رئيس جمهور قرار گرفت، با ايجاد جنگهاي رواني عليه خاتمي در مطبوعات و با عنوان كردن مطالبي نظير ”عبور از خاتمي“ و ”تغيير موتور محرك اصلاحات“ و... عملا خود را از شعارهاي مردمي دوم خرداد جدا كرده و به چانه زني هاي بعضا بي پروا و آشكار، بر سر منافعشان پرداختند.
نكته ديگر اين بود كه بعلت نوعي از توسعه نيافتگي سياسي در بين مديران اجرايي جديد، به يكباره غالب مديران كشور در تمامي سطوح، با تغييراتي شديد و غير منطقي مواجه شدند. بطوريكه بعضا تا فرماندار و بخشدار و دهدارهاي بسياري از مناطق كشور تغيير كردند و با شعار تحقق اصلاحات و گسترش پيام دوم خرداد، بدون روال و رويه مشخصي و با نيتهايي كه بويي از شيطنت و غرض ورزي در آن به مشام مي رسيد، سيستم مديريت كشور دچار نوسانات شديد و بدون نظم شد كه اثر آن، در تمام اجزاء زندگي مردم ملموس شده بود.
آنچه امروز براي مردم و گروههاي سياسي ما قابل توجه است، اين است كه از موفقيتهاي اجتماعي و سياسي پديده دوم خرداد درسالهاي نخست و ضعفهاي تشكيلاتي و فرهنگي و سياسي آن در ادامه راه، درسي براي امروزمان بگيريم و گروههايي كه قصد دارند در آينده اداره جامعه موثر باشند، از پيروزيهاي آن بهره ببرند و ناكاميهاي آن را تكرار نكنند كه آيندة آنها نيز با توجه به رفتار مردم و از عبرت دوم خرداد قابل پيش بيني است.
تماس با نويسنده:
ehsani57@gmail.com