باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 279 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فرصت‌هاي ما از درون آمريكا آغاز مي‌شود
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


محسن رضايي در سخنراني تحت عنوان «فشارهاي آمريكا در محيط امنيتي ايران ـ تهديدها، فرصت‌ها و راهكارها»، نظريه‌اي را به عنوان «آسياي جنوب غربي» به عنوان راهكار ايران در برابر نظريه‌هاي آمريكايي و روسي در خاورميانه و كشورهاي اطراف،‌ ارايه داد.

طبق اين نظريه، ايران در منطقه آسياي جنوب غربي، نقشي مانند فرانسه و آلمان،‌ در شكل‌گيري اروپاي واحد ايفا خواهد كرد.

سخنراني دكتر رضايي در مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاع ايراد شد كه مشروح آن را در زير مي خوانيد:
 
   ● سخنران: محسن - رضايي

منبع: خبرگزاری - ایرنا

 
 

در شرايط كنوني منطقه، ‌بدون يك تئوري منسجم نمي‌توانيم سياست‌هاي ايران را براي 10 سال آينده تبيين كنيم،‌ لذا برنامه‌ريزي ما بايد بر مبناي تحليلي اطمينان‌بخش و بالاتر از استراتژي و دكترين باشد و از تئوري‌ها كمك بگيريم و براي شرايط دشوار آماده باشيم.

اكنون وارد يك دوران برنامه‌ريزي بسيار بنيادين و جديد براي آينده ايران و تنظيم رابطه با جهان شده‌ايم كه ايجاب مي‌كند، هم متكي به تئوري و هم متكي بر تحليل‌هاي جديد باشيم كه فرصت‌ها و تهديدهاي ناشي از شرايط جديد منطقه را درك كنيم و بر اساس آنها يك برنامه‌ريزي جديد داشته باشيم كه بتوانيم علاوه بر زندگي در امتداد قديم و ارزش‌هاي خود، پارامترهاي جديد را هم منظور كنيم.

در اين بازسازي سياسي و اداري براي ايران، بايد مواجهه بين‌المللي خود با آمريكا و قدرت‌هاي منطقه‌اي تعريف و برنامه خود را تعيين كنيم. در اين صورت حتي خواهيم توانست، در انتخاب دوستان و دشمنان خود يك بازنگري كلي كنيم و با قاطعيت آنها را به دنيا اعلام داريم.

فرصت‌هاي ما از درون آمريكا آغاز مي‌شود و به درون ايران امتداد مي‌يابد. مثلا در آمريكا همه موافق جنگ با ايران نيستند و در آخرين نظرسنجي، تنها 43 درصد از آن حمايت كرده‌اند.

همچنين همه نخبگان، دانشگاهيان و حتي سياسيون آمريكا هم درباره آن نظر واحدي ندارند. مثلا براي اولين بار خانم «كونداليزا رايس» جانب وزارت خارجه آمريكا را در مخالفت با جنگ مستقيم با ايران گرفته است. در داخل ايران هم، علاوه بر تقويت بنيه دفاعي، بايد به توليد قدرت اجتماعي بپردازيم و در بيرون نيز قدرت سياسي ايجاد كنيم.

رضايي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: استراتژي فعلي آمريكا در منطقه به موضوع تحول در ساختار قدرت بين‌الملل برمي‌گردد كه هر از گاهي در دنيا اتفاق مي‌افتد و ساختار سرپرستي جهان را تغيير مي‌دهد. چنين تحولي مانند يك زلزله رخ مي‌دهد و تا استقرار مجدد ثبات، 10 تا 20 سال زمان لازم است.

مبحث مهم اين است كه در اين موقعيت فرصت‌ها و تهديدهاي ايران چيست و ما در كجاي اين معادله قرار داريم و چه مي‌توان كرد؟ وقتي تحول شروع مي‌شود حوزه‌هاي نفوذ و موازنه قوا تغيير مي‌يابد.

پس از شوروي در پيرامون ايران هم يك خلأ و هم حوزه‌هاي نفوذ جديد براي قدرت‌هاي جهاني و براي قدرت‌هاي منطقه‌اي به وجود آمده و اين امر فرصت‌ها و تهديدهايي براي ايران ايجاد كرده است.

اگر نقطه تعادل جديدي شكل بگيرد اين دوران تنش نيز به پايان مي‌رسد. در اين منطقه سه نظريه جدي براي ساماندهي وجود دارد.

نخست، نظريه خاورميانه جديد كه برژينسكي و انديشمندان يهودي واضع آن هستند، و مركز شعاع جغرافيايي آن خاورميانه است و بخش‌هايي از قفقاز و نيز آسياي ميانه مانند تركمنستان و ازبكستان را هم در بر مي‌گيرد.

محور اين نظريه اين است كه دولت‌هاي اسراييل و فلسطين شكل مي‌گيرند، اما به جاي از نيل تا فرات، آمريكا در آن مستقر مي‌شود و به طور جدي هم با افراطيون اسراييلي كه در تقابل با تشكيل دولت فلسطين هستند، برخورد مي‌شود.

دومين تئوري، تئوري خاورميانه نزديك است كه عمدتا تئوريسين‌هاي آكادمي‌هاي روسيه آن را طرح مي‌كنند و محورهاي اساسي آن، اين است كه چگونه روسيه بزرگ و جديدي شكل بگيرد كه به جنوب خود، نظم هژمونيكي (سلطه‌جويانه) ببخشد. در روابط با ايران نيز، بسياري از روسها تكيه بر اين تئوري دارند.

محسن رضايي،‌ در برابر اين دو نظريه،‌ تئوري آسياي جنوب غربي را مطرح كرد و گفت: ما هم معتقديم براي اينكه نظم جديد و توسعه پايدار در منطقه شكل بگيرد، منطقه نياز به يك سرپرست دارد.

محدوده جغرافيايي اين تئوري بين مرزهاي هند، چين، روسيه،‌ اروپا و اقيانوس هند است. يعني اين منطقه محدود به قدرت‌هاي كنوني و يا كشورهايي است كه در 20 سال آينده، جزو يكي از چهار قدرت بزرگ منطقه خواهند بود.

براي اينكه يك امنيت پايدار در منطقه مورد بحث به وجود آيد، هژموني (سلطه) يا بايد درون‌زا و يا بيروني باشد. يعني يا مانند اروپاي واحد، خود كشورهاي منطقه در ايجاد نظم نوين سهيم باشند و يا مانند نظم‌هاي ديگر، آمريكايي‌ها وارد شوند و ساماندهي كنند. اين نظريه تنها راه ثبات در منطقه را مانند اروپاي واحد،‌ با حضور قدرت‌هاي منطقه يعني ايران، تركيه، عربستان و پاكستان و با شركت كشورهاي حاشيه‌اي مانند قزاقستان مي‌بيند.

در تشكيل اين نظم،‌ ايران به عنوان يك قدرت منطقه‌اي بايد بتواند نقش فرانسه و يا آلمان را در شكل‌گيري اروپاي واحد ايفا كند. چالش ما اين است كه با تهديدي كه اكنون در اطراف ما قرار دارد، چگونه برخورد كنيم.

اكنون ممكن است، تعريف ايران بدون تعريف جديد آن در منطقه كه استراتژي و برنامه‌ريزي ما بر اساس آن خواهد بود، ديگر كارساز نباشد. اگر علاوه بر تعريف گذشته ملي و جهاني براي ايران، تعريف منطقه‌اي را هم مد نظر بگيريم، ممكن است كه شيوه برنامه‌ريزي و مواجهه ما با آمريكا تغيير كند و ديگر نقطه مؤثر در ديپلماسي ما، نه اروپا بلكه كشورهاي اطراف باشند.

 

    206 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   آسياي جنوب غربي (16)
●   ایران (761)
●   آمريكا (349)

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :3

تاريخ ارسال:24/03/1382

تاريخ شمسی نشر:24/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب