باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
دفاع و امنيت هند
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: کتاب - سلاح هاي کشتار جمعي؛ هزينه ها و منافع

   ● نويسنده: پى . آر . - چارى

مترجم: جمشيد - شيرازي

 
 

گزارش سالانه 93-1992 وزارت دفاع هند نگراني هاى هند را در مورد سلاحهاى هسته‏اى چنين بيان كرد: 

فرآيند مدرن سازى زرادخانه در كشورهاى داراى سلاحهاى هسته‏اى همچنان با شدت ادامه دارد. نشانه‏اى در دست نيست كه پيوستن فرانسه و چين به پيمان منع گسترش هسته‏اى فرصت و انگيزه لازم را فراهم كند، چنانكه پيمان اقتضا مى‏كند، مذاكرات درباره خلع سلاح هسته‏اى آغاز گردد. در عين حال به دنبال فروپاشى اتحاد شوروى و بحران اجتماعى - اقتصادى در جمهوري هاى جانشين آن مسائل بى سابقه‏اى از نظر گسترش هسته‏اى به وجود آمده است. ... گسترش سلاحهاى هسته‏اى و وسايل پرتاب آنها همچنان يك مايه نگرانى براى امنيت ملى ماست. ابزارهاى بين المللى موجود براى پرداختن به اين مسئله ناكافى بوده است. 

گزارش سالانه سپس مى‏گويد: در حالى كه روابط هند با چين همچنان رو به بهبود است و هر دو كشور در راه برقرارى صلحى پايدار در مرزهاى خود مى‏كوشند، «تاكنون در نيروهاى «ارتش آزاديبخش» چين در مرزهاى چين و هند كاهشى صورت نگرفته است، و براى رسيدن به اين هدف و سرعت بخشيدن به فراگرد عادى سازى مذاكراتى در حال انجام گرفتن است.» گزارش در مورد پاكستان مى‏گويد: 

پاكستان برنامه خود را در جهت دستيابى به سلاحها همچنان دنبال مى‏كند. مقامات گوناگون دولت پاكستان مستقيم يا غير مستقيم پذيرفته‏اند كه پاكستان توانايى لازم را براى ساختن يك بمب هسته‏اى به دست آورده است. اين اعتراف، با توجه به انكار كامل آن در گذشته، نشانه آن است كه پاكستان در زمينه اين توانايى به پيشرفت قابل ملاحظه‏اى دست يافته است. پاكستان با داشتن هواپيماهاى اف 16 و ميراژ 2000 توانايى لازم براى پرتاب سلاحهاى هسته‏اى را داراست. 

اين گفته‏ها نگراني هاى دفاعى و امنيتى هند را در مورد خطرات هسته‏اى بخوبى نشان مى‏دهد. به رغم نگرانى در مورد كند شدن آهنگ تلاشهاى جهانى براى خلع سلاح هسته‏اى، و خطرات فزاينده ناشى از فروپاشى اتحاد شوروى، پاكستان به عنوان تهديد اصلى هسته‏اى براى هند برگزيده شده است؛ زيرا موفقيت پاكستان در رسيدن به هدف خود در مورد داشتن توانايى نظامى هسته‏اى نگرانى هند را افزايش داده است. نكته مهم اين است كه در «گزارش» اشاره‏اى به خطر هسته‏اى از سوى چين نشده است. آخرين بارى كه از اين خطر ياد شد در گزارش سالانه 86-1985 وزارت دفاع هند بود كه در آن گفته شده بود:«اين عقيده به گونه‏اى گسترده وجود دارد كه چين در برنامه هسته‏اى پاكستان درگير است.» با اين همه، به رغم خوددارى از اشاره آشكار به خطر هسته‏اى چين، چنين خطرى به دلايل گسترده تاريخى و سياست خارجى و امنيتى مورد توجه هند قرار دارد. 

آنچه گفته شد زمينه خارجى موضعگيرى هسته‏اى كنونى هند است. اين موضع گيرى را همچنين مى‏توان در چارچوب سياست خارجى هند مورد توجه قرار داد؛ سياستى كه مى‏كوشد در نظام بين المللى آزادى عمل هند را به عنوان يك مركز مستقل قدرت حفظ كند. از راه هوادارى از سياست عدم تعهد، كه هند را از رقابتهاى بلوك ها دور نگه مى‏داشت و بدين سان استقلال ملى آن را حفظ مى‏كرد، اين هدف دنبال شد. يك پيامد اين «اصل سياسى كه عدم تعهد و نيز تمامى زندگى اقتصادى، اجتماعى و سياسى هند را در بر مى‏گيرد، خودبسندگى است.» 

موضع گيرى هسته‏اى هند كه در طول سالها به وجود آمده قيدهاى زير را در بر دارد: 

1) كاربرد انرژى هسته‏اى تنها براى مقاصد صلح‏آميز. 

2) دنبال كردن هدف نهايى كه خلع سلاح عمومى و كامل هسته‏اى است. 

3) خوددارى از پيوستن به پيمان منع گسترش و وارد شدن به توافقهاى منطقه غير هسته‏اى يا پيوستن به توافقهاى دو جانبه يا بين المللى كه تبعيض‏آميز يا غير فراگير باشد. 

4) اعلام اينكه آزمايش هسته‏اى زيرزمينى هند در 1974 براى مقاصد صلح‏آميز بوده و هند حق دست زدن به آزمايشهاى ديگر را براى خود حفظ مى‏كند. 

5) تغيير سياست كنونى در صورتى كه پاكستان گامهاى تهديدآميزى بردارد كه توانايي هاى پنهانى هسته‏اى آن كشور را آشكار سازد. 

عبارت «بازگذاشتن گزينش هسته‏اى خود» موضع گيرى هسته‏اى هند را بيان مى‏كند. اين موضع گيرى، شايد به گونه‏اى غير عمدى، حالتى از ابهام استراتژيكى به وجود مى‏آورد و بوسيله «بازدارندگى از راه وضع نامعين» عنصرى از امنيت ناپيوسته را فراهم مى‏سازد. از آنجا كه پاكستان نيز موضعگيرى هسته‏اى خود را بر مقدمات مشابهى استوار ساخته، مى‏توان گفت كه صلح و ثبات آسياى جنوبى بر پايه تهديد به دستيابى به سلاحهاى هسته‏اى قرار دارد. پشتيبانى گسترده داخلى در هند از اين سياست زاييده درك اين نكته است كه هند اختيار ساختن سلاحهاى هسته‏اى و الزامات امنيتى احتمالى آينده را براى خود حفظ مى‏كند، و در عين حال از مجازاتهاى سياسى و اقتصادى كه ممكن است بر اثر به كارگيرى سلاحهاى هسته‏اى پيش آيد در امان مى‏ماند. هم هواداران بمب هسته‏اى (واقع گرايان) و هم مخالفان آن (صلح طلبان) مى‏كوشند از اين اتفاق آراى داخلى بكاهند تا افكار عمومى را به هوادارى از نظر خود جلب كنند. اما اين سياست «بازگذاشتن گزينش هسته‏اى» به دو دليل عمده در زير فشار قرار گرفته است. 

نخست آنكه پايان يافتن جنگ سرد و فروپاشى اتحاد شوروى هند را از متحد اصلى استراتژيكى خود محروم ساخته است - متحدى كه حمايت آن در دشوارترين وضع در دسترس بوده است: مانند زمان بحران بنگال شرقى - بنگلادش در 1971 با استفاده از حق وتوى آن در شوراى امنيت به سود هند در مورد مسئله كشمير. وزنه قدرت شوروى در برابر تهديد هسته‏اى احتمالى چين يا ايالات متحده نيز تا اندازه‏اى براى هند اطمينان خاطر فراهم آورد و به آن كشور اجازه داد در روابط خود با بلوك‏هاى شروق و غرب موازنه‏اى ايجاد كند و سياست خارجى مستقلى در پيش گيرد. 

دوم آن كه پس از روى كار آمدن دولت كلينتون روابط هند و ايالات متحد به وخامت گراييد، زيرا هند در راس فهرست كشورهايى قرار داد كه از چند جهت نگرانيهاى براى آمريكا فراهم مى‏آورند، از جمله: مسائل امنيتى و استراتژيكى مربوط به ثبات منطقه‏اى؛ منع گسترش فن‏شناسى هسته‏اى فضايى؛ كشمير؛ بازرگانى آزاد و جهانى شدن اقتصاد؛ و حقوق بشر. چنين مى‏نمايد كه ايالات متحده لازم مى‏داند هند را در مورد تمام اين مسائل زير فشار قرار دهد. 

به رغم اين فشارها، دست برداشتن از حق گزينش هسته‏اى به احتمال قريب به يقين به دگرگوني هاى داخلى مى‏انجامد و مى‏تواند ادامه قدرت دولت را به خطر اندازد. نشانه‏اى از اين احساسات گفته‏هاى اخير نخست وزير هند در پارلمان هنگام بحث درباره تصميم روسيه به لغو تعهدات خود در مورد انتقال فن‏شناسى ماشينهاى سرمازا به هند است. او اعلام كرد در صورتى كه لازم باشد، هند اين كار را به تنهايى انجام خواهد داد، و در عين حال افزود: «من بدون موافقت پارلمان كارى انجام نخواهم داد.». بدين سان نخست وزير به پارلمان و مردم اطمينان مى‏داد كه استقلال هند يا پايبندى به خودمختارى ملى را به خطر نخواهد انداخت. او در عين حال به قدرتهاى خارجى پيام مى‏داد كه از پشتيبانى گسترده داخلى برخوردار است. 

اينك در مورد موضعگيرى هسته‏اى هند و پاكستان چندان ابهامى وجود ندارد و اين تصور وجود دارد كه هر دوى آنها قدرتهاى نيمه هسته‏اى هستند. مثلا گزارشى كه كاخ سفيد در ماه مه 1993 به كنگره امريكا داد مى‏گويد: 

به عقيده ما هم هند و هم پاكستان مى‏توانند در مدت نسبتا كوتاهى تعدادى سلاح هسته‏اى درست كنند، و هر دو هواپيماهايى جنگى دارند كه در صورت بروز بحران مى‏توان آنها را براى پرتاب آن سلاحها آماده ساخت. هم هند و هم پاكستان مشغول ساختن يا در جست و جوى به دست آوردن موشكهاى بالستيكى هستند كه مى‏تواند مراكز جمعيتى كشور ديگر را با سلاحهاى هسته‏اى يا شيميايى مورد حمله قرار دهد. 

در مورد شمار سلاحهاى هسته‏اى كه هند و پاكستان در اختيار دارند و يا مى‏توانند در مدت كوتاهى آماده كنند چند برآورد در دست است. هيئت ويژه كارنگى در مورد «منع گسترش و امنيت آسياى جنوبى» برآورد مى‏كند كه هند - بدون در نظر گرفتن پلوتونيوم راكتور سيروس - مى‏تواند تا پايان سال 1992 حداقل 54 و حداكثر 173 سلاح هسته‏اى داشته باشد. در مورد پاكستان نيز برآورد شده كه در همين مدت مى‏تواند 4 تا 24 سلاح هسته‏اى تهيه كند. اين نكته را مى‏توان افزود كه گرچه هند در اين مورد خويشتندارى زيادى از خود نشان داده پاكستان، بويژه هنگام بحران داخلى يا بحران روابطش با هند، بارها توانايى هسته‏اى خود را اعلام كرده است. وزير خارجه پاكستان، شهريار خان، پس از ملاقات با مقامات كاخ سفيد و كنگره در واشنگتن اعلام كرد كه پاكستان اينك وسايل و دانش فنى را دست كم براى ساختن يك وسيله هسته‏اى در اختيار دارد. 

 

انگيزه‏هاى دستيابى به سلاحهاى هسته‏اى‏ 

هر تحليلى در مورد هزينه‏ها و منافع گسترش سلاحهاى هسته‏اى براى هند بايد ارزش تغيير موضعگيرى هسته‏اى هند را به حساب آورد - يعنى از ابهام هسته‏اى به روشنى هسته‏اى، بازدارندگى از طريق ابهام هسته‏اى به بازدارندگى از طريق روشنى هسته‏اى، و بازدارندگى بدون سلاح هسته‏اى با سلاح هسته‏اى. اين تحليل هزينه‏ها و منافع بايد به همان شيوه‏اى انجام گرفته باشد كه پنج كشور كنونى داراى سلاح هسته‏اى هنگام تصميم گرفتن در اين باره انجام داده‏اند. كشورهاى نزديك به دستيابى به اين سلاحها نيز چنين ملاحظاتى را در نظر داشته‏اند. 

نخست بايد بدين نكته توجه داشت كه پنج كشور هسته‏اى برنامه سلاحهاى هسته‏اى خود را از طريق تجهيزات هسته‏اى نظامى به پيش بردند. ورود آنان به «باشگاه هسته‏اى» با يك انفجار هسته‏اى اعلام شد، سپس آزمايش هاى ديگرى انجام دادند و با سرعت به توانايى هسته‏اى خود افزودند و يك نيروى استراتژيكى هسته‏اى را به وجود آوردند كه عليه حريفان آنها هدف گيرى شده بود. از اين نظر وضع هند از جهات گوناگون منحصر به فرد است. اعلام شد كه انفجار آن در پوخاران در مه 1974 براى مقاصد صلح‏آميز بوده است، اما پس از آن انفجار هسته‏اى ديگرى چه براى مقاصد صلح‏آميز و چه براى مقاصد نظامى انجام نگرفت. نكته مهم آنكه مواد شكافت‏پذير براى انفجار پوخاران از برنامه غير نظامى انرژى اتمى به دست آمد نه از تجهيزات خاص نظامى. علاوه بر اين توانايي هاى هسته‏اى و موشكى كه هند از آن زمان به بعد به دست آورد زاييده برنامه‏هاى غير نظامى آن است كه در سطح فنى گسترده‏اى به پيش مى‏رود و هدف نهايى آن ساختن راكتورهاى زايا و پرتاب ماهواره‏هاى زمين ثابت و خورشيد ثابت است. 

انگيزه‏هايى كه پنج كشور داراى سلاح هسته‏اى را به دستيابى به اين سلاحها مجبور ساخت گوناگون بود. الزامات امنيتى بر تصميم هاى ايالات متحده، اتحاد شوروى، و چين تاثير گذاشت. ايالات متحده احساس مى كرد كه بايد براى پايان دادن سريع تر به جنگ جهانى دوم اين سلاح ها را بسازد و بعدا به كار برد؛ اتحاد شوروى به علت برداشتى كه از خط آمريكا داشت و خواست بلند پروازانه‏اش براى پيشبرد كمونيسم بين المللى دست به اين كار زد؛ و چين، گذشته از ميل تبديل شدن به يك قدرت بزرگ، زير تاثير خطر دوگانه آمريكا و شوروى بود. در مورد بريتانيا و فرانسه دلايل مربوط به كسب اعتبار جهانى بيشتر به چشم مى‏آيد. انگيزه بريتانيا تا حدود زيادى زاييده خواست آن براى حفظ موقعيت خويش در سلسله مراتب بين المللى كشورها پس از جنگ دوم جهانى و از دست دادن امپراتورى، و نيز نياز به مقابله با خطر هسته‏اى احتمالى از سوى شوروى، بود. انگيزه‏هاى فرانسه، گذشته از بلندپروازى براى دستيابى به موقعيت يك قدرت بزرگ، پيچيده بود و از جمله رقابت سنتى آن با بريتانيا، سرخوردگى از نقش امريكا در بحران كانال سوئز، و نيروى فزاينده علمى - فنى در داخلى كشور را در بر مى‏گرفت. 

از نظر تحليل هزينه‏ها و منافع هند در دستيابى به سلاحهاى هسته‏اى مورد فرانسه و چين اهميت خاصى دارد، زيرا آن دو كشور آگاهانه كوشيدند كه براى استقلال خود در نظام بين المللى و ساختار پنج قدرت هسته‏اى تاكيد ورزند. هر دو كشور اين نكته را روشن ساختند كه سلاحهاى هسته‏اى به طبقه بندى قدرت و افزايش چيرگى ايالات متحده و اتحاد شوروى به نظام بين المللى كمك كرده است. فرانسه نيروى هسته‏اى مستقل خود را با اين استدلال توجيه مى‏كرد كه زمانى كه اتحاد شوروى بتواند آمريكا را هدف ضربه قرار دهد، تضمين هاى هسته‏اى ايالات متحده به اروپاى غربى اعتبار كمترى خواهد داشت. چين كه در آغاز سلاحهاى هسته اي را ببر كاغذى مى‏ناميد موضع خود را تغيير داد و گفت سلاحهاى هسته‏اى در دست كشورهاى سوسياليست صلح را تقويت مى‏كند، و سپس اظهار نظر كرد كه دستيابى چين به اين سلاحها انحصار هسته‏اى دو ابرقدرت امپرياليست را از ميان برمى دارد. 

گفته‏هاى فرانسه و چين در توجيه دستيابى به سلاحهاى هسته‏اى اهميتى صرفا گذرا ندارد، زيرا تا حدود زيادى باورهاى همه كشورهاى هسته‏اى را روشن مى‏سازد. علاوه بر اين، اين نظر گالوا كه دستيابى كشورهاى بيشترى به سلاح هاى هسته‏اى به خويشتندارى از سوى قدرتهاى هسته‏اى موجود كمك مى‏كند و بر مذاكرات مربوط به كنترل سلاح هاى هسته‏اى و خلع سلاح تاثير مى‏گذارد، و نيز عقيده چين به اينكه كشورهاى بدون سلاح حق دارند اين سلاح ها را به دست آورند، مگر آن كه همه اين گونه سلاح ها ممنوع و نابود شود، براى كشورهايى كه مى‏خواهند به اين سلاح ها دست يابند وسوسه‏انگيز است. چنين نظرياتى براى استدلال هاى مخالف منع گسترش دستمايه فكرى فراهم ساخته و به تقويت حالت رازآميزى كه مالكيت سلاح هاى هسته‏اى را فرا گرفته خدمت كرده است. چنين تصور مى‏شد كه اين سلاحها به امنيت ملى خدمت مى‏كند و در عين حال دارندگان آنها را در سلسله مراتب كشورها به درجات بالاترى مى‏رساند. 

در حالى كه ملاحظات مربوط به كسب اعتبار، كشورها را به دستيابى به سلاحهاى هسته‏اى تشويق مى‏كند، آشكارترين دليل آن تامين منافع ملى است. تصور مى‏شود كه اين سلاح ها، علاوه بر تامين بازدارندگى و در صورت ناكامى آن، تامين دفاع، قدرت سياسى و نظامى را براى رسيدن به هدفهاى ملّى فراهم سازد. اين هدف ها از جمله عبارتند از: حفظ تماميت ارضى؛ حل اختلافات مرزى، حمايت از متحدان يا جلوگيرى از بلند پروازي هاى حريفانى كه در صدد كسب برترى يا گسترش قلمرو خود هستند؛ و افزايش محتواى استقلال ملى. اهميت سلاحهاى هسته‏اى را از اين جنبه‏ها اين واقعيت روشن مى‏سازد كه قدرتهاى هسته‏اى موجود حاضر نيستند خود را از داشتن اين سلاح ها محروم كنند و در همان حال فعالانه مى‏كوشند كشورهاى ديگر را از دسترسى به آن ها باز دارند. اين رفتار تبعيض‏آميز را بدين گونه تذكر داده‏اند: «... در حالى كه كاهش هاى اخير سلاحها بسيار سازنده است، اصل تبعيض عبارت از اين است كه بعضى كشورها – قدرت هاى هسته‏اى به رسميت شناخته شده - به گونه‏اى سازش‏ناپذير حق داشتن قدرت بازدارندگى سلاح هاى هسته‏اى را براى خود حفظ مى‏كنند. حال آنكه حق ديگران را در اين مورد انكار مى‏كنند... در دستور كار كنونى و آينده احتمالى كاهش سلاح هاى هسته‏اى چيزى وجود ندارد كه نشان دهد قدرت هاى هسته‏اى حاضر به چشم پوشى از بازدارندگى هسته‏اى هستند.» 

علاوه بر ملاحظات مربوط به امنيت و اعتبار، آهنگ پيشرفت فن‏شناسى و فشار منافع گروههايى چون دانشمندان، نيروهاى مسلح، و ديوانسالاران تصميم گيري هاى ملى را زير تاثير قرار مى‏دهد. در فرايند تصميم گيرى در مورد سلاح هاى هسته‏اى عوامل سياسى داخلى كمتر از عوامل ديگر ملموس است. فهرست اين عوامل كه كشورهايى را بر آن مى‏دارد كه در پى دستيابى به سلاح هاى هسته‏اى برآيند مى‏تواند طولانى‏تر گردد، اما «انگيزه‏هاى اصلى براى دستيابى به سلاح هاى هسته‏اى نسبتا بي تغيير مانده است - دست كم از نظر مقولات گسترده عوامل تعيين كننده، مانند بازدارندگى، برترى جنگى، و اعتبار و نفوذ بين المللى. اين يافته‏ها حكايت از آن دارد كه در مطالعه در مورد انگيزه‏هاى كشورهايى كه در آستانه دستيابى به سلاح هاى هسته‏اى هستند، بررسى دقيق نمونه‏هاى تاريخى ايالات متحده، اتحاد شوروى، بريتانيا، فرانسه، و چين مى‏تواند سودمند باشد.» 

 

انگيزه‏هاى هند 

سه انگيزه هند را قانع ساخت كه حق گزينش هسته‏اى را براى خود حفظ كند و ممكن است آن كشور را مجبور سازد كه اين گزينش را انجام دهد. نخستين و واقعى‏ترين آنها خطر هسته‏اى پاكستان براى هند است. هند در صورتى مجبور خواهد شد كه موضع هسته‏اى كنونى خود را تغيير دهد كه پاكستان گامهاى ديگرى در راه هسته‏اى شدن بردارد - از طريق آزمايش يك وسيله هسته‏اى (ظاهرا براى مقاصد صلح‏آميز)، مسلح ساختن آشكار هواپيماهاى اف 16 يا ميراژ 2000 خود، و مسلح كردن موشكهاى كوتاه برد زمين به زمين كنونى خود با كلاهك هاى آشكارا هسته‏اى. 

روابط هند و پاكستان در سالهاى اخير آماده بحرانى شدن بوده است، هر چند كه آن دو در حل و فصل تنش هاى به وجود آمده خويشتندارى زيادى از خود نشان داده‏اند. در اين اواخر سايمر هرش ماجرايى تا حدودى خيال بافانه منتشر كرد كه در آن گفته شده بود كه پاكستان «واحدهاى اصلى تانك خود را آشكارا در امتداد مرز هند به كار گرفت و مخفيانه زرادخانه سلاح هاى هسته‏اى خود را به حال آماده باش در آورد.» به گفته او اين ماجرا در بهار 1990 رخ داد و در نتيجه آن ايالات متحد براى رفع بحران به تلاشهاى ديپلماتيك بزرگى دست زد. بازيگران اصلى اين ملودرام - ايالات متحده، پاكستان، و هند - رسما گزارش هرش را تكذيب كردند و رئيس وقت ستاد ارتش هند گفت: هند هيچ تهديد هسته‏اى از سوى پاكستان احساس نكرد و فرستادگان ايالات متحده نيز چيزى در اين باره به هند نگفتند. 

گذشته از اين كه در گزارش هرش هسته‏اى از حقيقت وجود داشته يا نه، موضوع مهمتر اين است كه در يك بحران شديد، بويژه در مورد موضوع انفجارآميزى مانند كشمير، چه اتفاقى ممكن است رخ دهد. مثلا در سالهاى 1986-87 بر سر يك مانور نظامى بحرانى پديد آمد. اين ماجرا به يك رويارويى خطرناك ميان دو كشور انجاميد و دكترخان، مهندس برجسته هسته‏اى پاكستان، را واداشت كه از طريق يك روزنامه نگار ديداركننده هندى به گونه‏اى سربسته هند را با سلاحهاى هسته‏اى تهديد كند. پيش از بحرانهاى 1984، 1985، 87-1986 نيز پاكستان بارها به ايالات متحده اعتراض كرد كه هند در نظر دارد با حمله‏هاى پيشگيرانه تجهيزات هسته‏اى پاكستان را نابود كند. به رغم انكارهاى هند ايالات متحده اطمينان هايى از هند دريافت كرد و اين ماجراها سرانجام به توافقى ميان دو كشور انجاميد كه به تجهيزات هسته‏اى يكديگر حمله نكنند. 

دومين انگيزه‏اى كه احتمالا سبب روى آوردن آشكار هند به سلاح هاى هسته‏اى شود، زاييده فشارهاى شديد داخلى است كه برترى نيروهاى جناح راست ناسيوناليست و بنيادگرا در كشور به بار مى‏آورد. انديشمندان درباره ابعاد داخلى تصميم گيرى در مورد سلاح هاى هسته‏اى و مسير احتمالى آينده آن بى شك زمينه‏اى بسيار گمان پردازانه است. اما در شهادت هايى كه در برابر كميته روابط خارجى مجلس نمايندگان ايالات متحد داده شد اين نگراني ها بازتاب يافت. از قول ليونارد اسپكتر چنين نقل شده است: «يك نگرانى كوتاه مدت اين است كه پاكستان ممكن است از توقف هسته‏اى كنونى خود دست بردارد - به علت تحريكات هند، مانند روى كار آمدن يك دولت ناسيوناليست هند و در دهلى نو يا به كارگيرى موشكهاى كوتاه بردى كه انتظار آن مى‏رود...» اين اشاره‏اى است به حزب محافظه كار بهارايتا جاناتا (بى.جى.پى) كه كرسيهاى خود را در پارلمان هند و مجالس ايالتى در ايالات شمالى هند، كه از نظر مايكل كرپون نيز گفته است: «... مسئله به كارگيرى آشكار سلاح هاى هسته‏اى در جنوب آسيا... مى‏تواند، در صورتى كه در حكومت هند تغييرى به وجود آيد، به صورت يك امكان واقعى درآيد و اين امر بر كارى كه پاكستانى‏ها انجام خواهند داد تاثيرى مستقيم خواهند داشت.». گفته‏هاى اخير رهبرى بى.جى.پى مى‏تواند چنين برداشت هايى را تقويت كند. مثلا رئيس آن، ادوانى اعلام كرد: «من فكر مى‏كنم چاره ديگرى ندرايم، پاكستان هسته‏اى مى‏شود، چين از سالها پيش هسته‏اى شده، و هند نيز صرفا براى اين كه با اين دو كشور در سطحى برابر قرار گيرد بايد هسته‏اى شود.» در صورتى كه بى.جى.پى قدرت حكومت مركزى را به دست گيرد ممكن است، با توجه به همه اين نگراني ها، مجبور شود سخنوري هاى دوران پيش از انتخابات خود را به مرحله اجرا درآورد. 

سومين انگيزه‏اى كه ممكن است در نتيجه آن هند آشكارا به سلاح هاى هسته‏اى روى آورد مربوط به روابط چين و هند است. به رغم دشواري هاى موجود در روابط چين و هند، از جمله برخورد مرزى سال 1962، در روابط آنها بهبود مداومى وجود داشته است. مثلا از سال 1989 «گروه كارى مشترك» دست كم شش جلسه داشته كه در آنها مسئله مرزى مورد بحث قرار گرفته و در نتيجه آن در امتداد مرز آن دو كشور، كه در گذشته تنش‏آميز بوده، روشنى و ثبات برقرار شده است. به دنبال ديدار اخير نخست وزير هند از پكن، براى حفظ صلح و آرامش در امتداد «خط كنترل واقعى» توافقى صورت گرفت. در اين توافق اقداماتى نيز براى برقرار اعتماد پيش بينى شده است - از جمله اطلاع قبلى در مورد مانورهاى نظامى، كاهش شمار سربازان در مناطق ويژه‏اى در مرز، جلوگيرى از تجاوز هواپيماها به حريم هوايى كشور ديگر، و اين قول كه «هيچ يك از دو طرف نبايد عليه طرف ديگر زور به كار برد يا تهديد به آن كند.» اين بدان معنى است كه در مورد به كار نگرفتن نيروى هسته‏اى يا متعارف تفاهمى به دست آمده است. در برابر اين نظريه خيرخواهانه در مورد گسترش مناسبات چين و هند، نظر ديگرى وجود دارد كه مطابق آن هند همچنان در معرض تهديد هسته‏اى چين است. اين نظر زاييده بعضى از فعاليتهاى چين است - از جمله: 

1) استقرار موشكهاى هسته‏اى تاكتيكى در تبت كه، به رغم سياست اعلام شده چين در مورد پيشگام نشدن در به كارگيرى آن، هند را تهديد مى‏كند. 

2) ادامه برنامه‏هاى ساخت سلاحهاى هسته‏اى براى ساختن نمونه‏هاى جديدى از موشكهاى بالستيكى قاره پيما و موشكهاى بالستيكى كه از زير دريايى شليك مى‏شود، به رغم گامهاى مهمى كه كشورهاى ديگر داراى سلاحهاى هسته‏اى براى كاهش نيروهاى هسته‏اى خود برداشته‏اند. 

3) خوددارى از پيوستن به قراردادهاى بين المللى كنترل سلاح در مورد كاهش سلاحهاى هسته‏اى، توقف آزمايشهاى هسته‏اى، و قطع توليد مواد شكافت‏پذير. 

4) انتقال فن‏شناسى سلاحهاى هسته‏اى و موشك به پاكستان كه آشكارا در جهت سنگين كردن وزنه متقابل استراتژيكى در برابر هند در آسياى جنوبى است. 

واقع بينانه نيست تصور كنيم كه ممكن است يك برخورد مرزى ميان چين و هند درگيرد و وضع به اندازه‏اى بحرانى گردد كه هند مجبور شود براى جلوگيرى از حمله گسترده چين دست به سلاح هسته‏اى ببرد. اين انديشه نيز واقع بينانه نيست كه تهديد هسته‏اى و متعارف از سوى چين از ميان برخيزد و به هند اجازه دهد كه از داشتن سلاح هاى هسته‏اى چشم بپوشد. واقعيت اين است كه برنامه موشكى هند اين هدف استراتژيكى را دارد كه با خطر هسته‏اى از سوى چين مقابله كند و براى اين منظور يك قدرت بازدارنده موثر به وجود آورد. 

 

هزينه‏ها در برابر منافع‏ 

در تحليل هزينه‏ها و منافع گسترش سلاحهاى هسته‏اى، كه در مورد هند به معنى آشكار ساختن توانايى نهفته آن است، بايد چند عامل را كه گرفتن يا نگرفتن چنين تصميمى را تشويق مى‏كند به حساب آورد. در زير به بحث در اين باره مى‏پردازيم. 

 

امنيت‏ 

بارزترين سود هند از مسلح شدن به سلاحهاى هسته‏اى به دست آوردن ارزش دفاعى بزرگى از بازدارندگى نهفته هسته‏اى آن است. بازدارندگى در سطح هسته‏اى ارزش بازدارندگى متعارف را بالاتر مى‏برد و به روابط هند و پاكستان و چين و هند ثبات مى‏بخشد. نمونه اروپا در اين مورد آموزنده است: يك «صلح اتمى» در چهار دهه، جنگ سرد صلح را در اين منطقه مورد اختلاف حفظ كرد. 

درمقابل اين نظر مى‏توان استدلال كرد كه سلاح هسته‏اى دست كم به دو دليل به ثبات كمك نخواهد كرد. نخست آنكه به علت تصادف، محاسبه غلط، سوء تفاهم، يا بى خردى رهبرى، ممكن است خطر درگيرى هسته‏اى به وجود آيد. در نظام بين المللى در روابط ميان حريفان هسته‏اى، به رغم ادعاى آنان درمورد ترتيبات فرماندهى و كنترل، همواره چين خطرهايى وجود داشته و اين نكته از موارد متعدد احتمال تصادفات و سير خطرناك وقايع، مانند بحران موشكى كوبا، هويداست. 

دوم آنكه استقرار نيروى بازدارنده هسته‏اى آشكار، مانع از آن نخواهد شد كه ضديت ميان دولتها به مسيرهاى پنهانى بيفتد. مثلا اينك يك نزاع كم شدت در كشمير وجود دارد كه مى‏تواند به يك برخورد بزرگتر با سلاحهاى متعارف تبديل شود. اما، در سطح كنونى خشونت، هند همچنان بايد هزينه‏هاى انسانى و سياسى آن را بپردازد. يك نيروى بازدارنده هسته‏اى نمى‏تواند اين تنش ها و بى ثباتي ها را تخفيف دهد يا از ميان بردارد. 

 

اعتبار 

عقيده بر اين است كه داشتن سلاحهاى هسته‏اى، به ويژه در جهان سوم، به اعتبار و منزلت ملى مى‏افزايد. مثلا بسيار كسان فكر مى‏كنند كه انفجار هسته‏اى هند در 1974 براى توانايى فن شناسانه آن كشور احترام زيادى فراهم آورد و توانايي هاى هسته‏اى پاكستان رهبرى فن شناسانه آن كشور را در جهان اسلام تامين كرده است. همچنين عقيده بر اين است كه توانايي هاى هسته‏اى چين سبب شده كه آن كشور از ايالات متحد امتيازهاى مهمى به دست آورد. 

اعتبار يك جنبه داخلى نيز دارد. برقرارى يك توانايى آشكار هسته‏اى ممكن است براى دولتى كه بر سر كار است امتيازهاى سياسى زيادى به بار آورد. اين توانايى در واقع ممكن است يك حكومت ضعيف را، از راه تقويت پذيرش مردمى آن، نيرومند سازد و در عين حال جاذبه آن را براى گروههاى بهره ور قدرتمند - مانند ديوانسالارى كشورى و علمى، و نيروهاى مسلح - بيشتر كند. 

يك استدلال ضد آن اين است كه در مورد ميزان اعتبار ملى از طريق روى آوردن آشكار به سلاح هاى هسته‏اى مبالغه شده است، و داشتن سلاح هاى هسته‏اى يا تهديد به استفاده از آنها در جامعه بين المللى سرزنش و نفرت زيادى به بار مى‏آورد. همچنين اعتبارى كه براى داشتن اين گونه سلاح ها قائل مى‏شدند اينك در حال از ميان رفتن است - زيرا اكنون دست كم هشت كشور داراى سلاح هاى هسته‏اى هستند، دست كم سه كشور امكانات تبديل شدن به قدرت هسته‏اى را در اختيار دارند، و شمار زيادى از كشورها توانايى فنى دستيابى به اين سلاح ها را دارا هستند. در نتيجه جاذبه‏اى كه به سلاح هاى هسته‏اى نسبت داده مى‏شد در طول سال ها سخت كاهش يافته است. به دست آوردن اعتبار و امتيازهاى سياسى در داخل كشور نيز خيال پردازانه و گذرا مى‏نمايد. ماجراى اينديرا گاندى در اين مورد آموزنده است، زيرا يك سال بعد از انفجار پوخاران مجبور شد در هند حالت فوق العاده اعلام كند و سه سال پس از آن انفجار قدرت خود را كاملا از دست داد. بعضى استدلال كرده‏اند كه سياست كج دار و مريز سلاح هاى هسته‏اى چندان سودبخش نيست، زيرا مانع از شتابى مى‏شود كه لازمه ساختن اين سلاح هاست. همچنين گروه هاى علمى از تصميم سياسى به اينكه برنامه‏هاى آزمايش موشكى به تاخير افتد ناراضى مى‏شوند. 

اين استدلال ها بر پايه استوارى قرار ندارد. فن‏شناسى هند در زمينه‏هاى هسته‏اى، فضايى، و موشكى اين امكان را به وجود مى‏آورد كه اين فن‏شناسى در جبهه‏اى گسترده، و نيز براى مقاصد دوگانه، به كار گرفته شود. دانشمندان رشته دفاع نيز اين فرصت را دارند كه در چارچوب برنامه‏هاى موجود در «سازمان پژوهش و توسعه دفاعى» (مثلا ساختن تانك هاى جنگى و هواپيماهاى رزمى سبك) به پژوهش و ساخت بپردازند. در نتيجه، معوق گذاشتن بعضى از برنامه‏هاى موشكى به خاطر ملاحظات سياسى مستلزم كند كردن آهنگ حركت علمى – ديوان سالارانه نيست. 

تاثيرات مالى‏ 

يكى از استدلال هايى كه به سود به كارگيرى سلاح هاى هسته‏اى مى‏شود؛ اين است كه سرمايه گذاري هاى بزرگى كه براى اين كار ضرورت دارد - مثلا در ايجاد تجهيزاتى براى توليد مواد شكاف‏پذير يا ساختن وسايل پرتاب موشك - قبلا انجام گرفته است. بنابراين براى بوجود آوردن توانايى آشكار هسته‏اى نظامى تنها به مقدارى هزينه‏هاى اضافى نياز است. 

همچنين استدلال شده است كه به كارگيرى سلاح هاى هسته‏اى و استقرار نيروى بازدارنده هسته‏اى، بويژه در برابر پاكستان، اجازه مى‏دهد كه هزينه نيروهاى متعارف كاهش يابد - بر پايه اين نظريه كه نيروى بازدارنده هسته‏اى بر ارزش بازدارنده متعارف موجود مى‏افزايد. در واقع در آموزه دفاعى ناتو در مورد اروپا اين امر صدق مى‏كرد. اين وضع به كشورهاى غير هسته‏اى اروپا اجازه داد كه هزينه‏هاى دفاعى خود را پايين نگاه دارند. ژاپن نيز در حالى كه زير چتر هسته‏اى امريكا بود توانست چنين كند. در برابر اين استدلال ها دست كم سه احتمال مخالف وجود دارد. نخست اينكه هزينه نيروى بازدارنده هسته‏اى را بايد براساس نوع نيروى هسته‏اى كه در نظر گرفته شده محاسبه كرد. اين نيرو مى‏تواند وضعى ابتدايى داشته باشد - يعنى بر پايه سلاح هاى شكافت‏پذير قديمى قرار داشته باشد و با هواپيما يا با موشك هاى كوتاه برد زمين به زمين پرتاب شود. يك چنين نيرويى ممكن است براى مقابله با پاكستان كافى باشد، اما هند براى مقابله با چين به حداقلى از نيروى موشك بالستيكى ميان برد نيازمند است. براى كوچك ساختن كلاهك ها و اطمينان از درستى و دقت موشك هاى هسته‏اى، كه به عنوان آخرين چاره به كار خواهند رفت، يك رشته آزمايش لازم است. در اين مورد به درستى گفته شده است كه: «براى ارزيابى قابليت اطمينان و يافتن شيوه‏هايى از ارزيابى كه بتواند جانشين آزمايش عملى پرواز بشود، يك يا چند آزمايش موشكهاى بالستيكى ميان برد هند اطلاعات كافى به دست نخواهد داد.» يك رشته آزمايش كلاهك هسته‏اى و موشكى بر هزينه‏هاى اصلى استقرار يك نيروى هسته‏اى با ارزش نظامى به مقدار زيادى خواهد افزود. همچنين براى اطمينان از ماندگارى نيروى هسته‏اى لازم است آنها را در سيلوهاى محكم جاى داد و يا بر روى زمين بر وسايل نقليه سوار كرد. همچنين براى اطمينان از توانايى زدن ضربه دوم ممكن است به زيردريايى مسلح به موشك هسته‏اى نياز باشد. بنابراين هند براى آنكه يك نيروى هسته‏اى بازدارنده موثر در برابر پاكستان و چين به وجود آورد بايد مبالغ عظيمى خرج كند. 

دوم آن كه در محاسبه هزينه‏هاى نيروى هسته‏اى نه تنها بايد هزينه‏هاى مستقيم را در نظر گرفت بلكه به خطر افتادن كمكهاى مالى را نيز به حساب آورد. مسلم است كه تصميم هند به اينكه آشكارا به سلاح هاى هسته‏اى مجهز شود بر دريافت وام خارجى و كمك از منابع دوجانبه يا بين المللى اثر خواهد گذارد. با توجه به وضع كنونى اصلاحات اقتصادى هند و وابستگى شديد آن به واردات فن‏شناسى پيشرفته و صادرات، محدوديت هايى كه در اين زمينه بوجود خواهد آمد به پيشرفت كشور سخت آسيب خواهد زد. 

سوم آنكه اين عقيده كه استقرار يك نيروى هسته‏اى به كاهش هزينه‏هاى نيروى متعارف مى‏انجامد آشكارا خيال پردازانه است. در نتيجه استقرار نيروى هسته‏اى اين ضرورت به وجود مى‏آيد كه از آن تنها به عنوان آخرين چاره استفاده شود. متوسل نشدن فورى به نيروى هسته‏اى به نوبه خود مستلزم اين است كه هر چند گاه نيروى متعارف مدرن سازى شود، تا اين اطمينان به دست آيد كه براى مقابله با نيروى متعارف پيشرفته حريف، ضرورتى به استفاده از نيروى هسته‏اى پيش نيايد. شواهد تجربى، چنان كه در اروپا اتفاق افتاد، نشان مى‏دهد كه حريفان هسته‏اى مجبورند به گونه‏اى مداوم نيروى متعارف خود را مدرن سازند، و در همان حال مسابقه تسليحاتى هسته‏اى در سطح ديگرى ادامه پيدا مى‏كند. 

 

گزينش نيروى متعارف پيشرفته‏ 

يك پرسش تا اندازه‏اى جالب توجه است كه آيا امكان دارد هند، به جاى سلاحهاى هسته‏اى، سلاح اى متعارف پيشرفته را به كار گيرد يا نه. كاربرد آنها در عملياتى مانند توفان صحرا (1991)، دره بقاع (1982)، جزاير فاكلند (1980) و نيز جنگ يوم كيپور (1973)، ارزش رزمى فوق العاده سلاحهاى پيشرفته هدايت شونده دقيق را نشان داد. نمونه‏هاى بعدى موشكهاى كروز رهاشونده در هوا، موشكهاى ضد پرتو هدايت شونده با تلويزيون يا پرتو ليزر، و ديگر موشكها و بمب‏هاى مشابه كه با حس گرهاى گوناگونى مجهز هستند، قدرت تخريب و دقت سلاحهاى هسته‏اى را ممكن ساخته‏اند. بدين سان كاربرد سلاحهاى هسته‏اى براى اينگونه عمليات نالازم شده است. 

دشوارى اين گزينش اين است كه قدرتهاى غربى در حال حاضر فروش هر گونه فن‏شناسى پيشرفته نظامى، يا سيستم‏هاى تسليحاتى با كاربرد دوگانه، را به كشورهاى در حال توسعه ممنوع ساخته‏اند. چنين تسليحاتى، حتى اگر در دسترس باشد - بويژه مدرن‏ترين انواع آن - بسيار گران تمام مى‏شود. علاوه بر اين بسيارى از سلاحهاى پيشرفته متعارف، مانند موشك هاى كروز، كاربردى دوگانه دارند و مى‏توان آنها را با كلاهك هاى هسته‏اى و شيميايى مجهز ساخت. اين سلاح ها، گذشته از مشكلات مربوط به بازرسى آنها، مى‏تواند بر بى ثباتى منطقه‏اى مقدار زيادى بيفزايد. در واقع چين اين سرمشق مشكوك را به وجود آورده كه با استقرار نيروى بازدارنده هسته‏اى مى‏تواند آهنگ مدرن سازى سلاحهاى متعارف خود را كندتر سازد و در نتيجه در مجموع هزينه دفاعى خود صرفه جويى كند. 

علاوه بر اين عقيده بر اين است كه سلاح هسته‏اى سلاح نهايى و مطلق است و خصلت بازدارنده ويژه‏اى دارد. اين عقيده شكل‏گيرى استراتژى واكنش انعطاف‏پذير ناتو را براى اروپا زير تاثير قرار داد و سبب شد كه، به رغم قول اتحاد شوروى كه در استفاده از سلاح هسته‏اى پيشگام نخواهد شد، حاضر نشود چنين قولى بدهد. استدلالى كه عليه پيشگام نشدن در استفاده از سلاح هسته‏اى طرح شد اين بود كه سلاح هسته‏اى ارزان ترين شيوه دفاع از اروپاست و تقويت نيروهاى متعارف ممكن است عزم اروپا را براى توسل به سلاح هسته‏اى در صورت لزوم سست كند و اتحاد شوروى را تشويق كند كه در خط تقسيم شرق و غرب به تجاوز دست زند. اين استدلال چنين ادامه مى‏يابد كه دفاع از اروپا با سلاح هاى متعارف ممكن است اروپا، و بويژه آلمان را، به همان اندازه سلاح هاى هسته‏اى ويران كند، و غيره. اين استدلال ها همچنين كشورهايى را كه در آستانه دستيابى به سلاح هسته‏اى هستند تشويق مى‏كند كه سلاح هاى متعارف پيشرفته داشته باشند و در عين حال حق دستيابى به سلاح هاى هسته‏اى را براى خود حفظ كنند. 

از آنجا كه هند و پاكستان هر دو امكانات لازم براى ساختن سلاح هاى هسته‏اى را در اختيار دارند اين پرسش كه آيا از گزينش هسته‏اى به سود سلاح هاى پيشرفته متعارف چشم خواهند پوشيد يا نه پرسشى نامربوط است. در مورد بررسى هزينه‏ها و منافع روى آوردن آشكار به سلاح هاى هسته‏اى نشان مى‏دهد كه سياست كنونى آن كشور در مورد ادامه وضع نامشخص كنونى و حفظ گزينش هسته‏اى كارى عاقلانه است. اين مسئله را همچنين در چارچوب اين استدلال مى‏توان بررسى كرد كه هنگامى كه يك كشور امكانات ساختن سلاح هاى هسته‏اى را در اختيار دارد هرگز نمى‏توان مطمئن بود كه مقدارى از مواد شكافت‏پذير را براى ساختن سلاح هسته‏اى آينده مخفى نكرده است. وارد كردن چنين كشورهايى در نظامهاى منع گسترش، مانند پيمان منع گسترش يا برقرارى مقررات كامل حفاظتى، تنها مى‏تواند ارزشى اندك داشته باشد. 

 

محيط كنترل سلاحهاى هسته‏اى‏ 

در اين اواخر در زمينه‏هاى عمودى و افقى منع گسترش موفقيت هاى زيادى وجود داشته است - بويژه قراردادهاى استارت يك و استارت دو كه از زرادخانه‏هاى هسته‏اى ايالات متحده و روسيه به مقدار زيادى خواهد كاست. اين امر به الزامات غالبا فراموش شده ماده 5 پيمان منع گسترش مربوط است كه از امضاكنندگان مى‏خواهد كه «در مورد اقدامات موثر در زمينه توقف هر چه زودتر مسابقه هسته‏اى و دست زدن به خلع سلاح هسته‏اى با حسن نيت به گفتگو بپردازند.». ايالات متحده، روسيه، بريتانيا، و فرانسه سلاح هاى هسته‏اى تاكتيكى - زمينى، دريايى، و هوايى - خود را برچيده‏اند. اين سلاح ها مهمترين خطر را براى صلح و ثبات جهان به وجود مى‏آورد، زيرا سلاح هاى ميدان جنگ است. همه قدرت هاى هسته‏اى، جز چين، موافقت كردند كه آزمايش سلاح هاى هسته‏اى خود را متوقف سازند و علاوه بر آن براى وارد شدن به پيمان منع كامل آزمايش كه در سه دهه گذشته مورد بررسى قرار داشته - مذاكرات را آغاز كنند. در ايالات متحده، روسيه، و بريتانيا توليد مواد شكافت‏پذير براى سلاح هسته‏اى متوقف شده است. 

تحولات در زمينه منع گسترش افقى نيز به همين اندازه چشمگير بوده است. قدرت هاى برجسته هسته‏اى كناره جو، يعنى فرانسه و چين، به پيمان منع گسترش پيوستند. افريقاى جنوبى نيز چنين كرد. برزيل و آرژانتين در اعلاميه‏هاى مشترك خود گفتند كه برنامه‏هاى هسته‏اى آنها خصلتى كاملا صلح‏آميز دارد، و گروه هاى مشترك بازرسى به وجود آوردند تا اطمينان يكديگر را جلب كنند. سازمان بين المللى انرژى اتمى از طريق مقررات بازرسي هاى ويژه خود تجهيزات هسته‏اى عراق را كشف كرد و قطعنامه شماره 678 شوراى امنيت براى نابودى توانايى آغازين عراق براى ساختن سلاح هاى هسته‏اى به كار گرفته شد. 

اما تحولات متقابلى نيز وجود داشته است. كشورهاى داراى امكانات هسته‏اى - اسرائيل، پاكستان و هند - همچنان از پيمان منع گسترش و هر گونه نظام كامل حفاظتى بر كنار مانده‏اند. موارد عراق، كره شمالى، و آفريقاى جنوبى شكنندگى نظام منع گسترش را به شيوه‏هاى مختلف نشان داده است. 

مورد عراق نشان مى‏دهد كه يك كشور كج خيال مى‏تواند به پيمان منع گسترش بپيوندد، فن‏شناسى لازم را به دست آورد، و يك توانايى هسته‏اى مخفى به وجود آورد كه بتواند تا زمانى كه تصميم به اعلام آن بگيرد آن را كشف ناشده نگاه دارد. اگر عراق در ساختن سلاح هاى هسته‏اى موفق مى‏شد مى‏توانست قبلا اطلاع دهد كه از پيمان خارج خواهد شد و آنگاه در مقام يك قدرت داراى سلاح هاى هسته‏اى پيمان را ترك كند. 

كره شمالى اين اطلاع قبلى را داده و به گونه‏اى نمايش راه فرار موجود در ماده دهم پيمان منع گسترش را روشن ساخت است - ماده‏اى كه مى‏گويد:«هر عضو در استفاده از حق حاكميت ملى خود - در صورتى كه به اين نتيجه برسد كه وقايعى فوق العاده مربوط به موضوع اين پيمان منافع حياتى كشورش را به خطر انداخته - مى‏تواند از پيمان خارج شود.» نگاهى ساده به اين شرط نشان مى‏دهد كه كشور امضاكننده تنها داورى است كه مى‏تواند بگويد «منافع حياتى» او به خطر افتاده است يا نه. از او خواسته نمى‏شود و انتظار نمى‏رود كه براى كارهاى خود در برابر جامعه بين المللى دلايلى عرضه كند. وضع كنونى اين است كه كره شمالى همچنان عضو سازمان بين المللى انرژى اتمى است، اما اطلاع قبلى خود را در مورد خارج شدن از پيمان منع گسترش پس نگرفته و در عين حال به بازرسان آن سازمان اجازه نمى‏دهد كه از تجهيزات هسته‏اى مورد سوءظن آن كشور بازديد كنند. همه اينها چند نقطه ضعف ديگر در پيمان منع گسترش، كه به شيوه هايى مشابه مى‏توان از آن بهره بردارى كرد، نشان مى‏دهد.

مورد آفريقاى جنوبى از اين نظر يگانه است كه به پيمان منع گسترش پيوست و سپس اعتراف كرد كه شمارى سلاح هسته‏اى داشته كه پيش از پيوستن به پيمان آنها را از بين برده است. اطمينان كاملى در دست نيست كه آفريقاى جنوبى تنها شش بمب هسته‏اى ساخته و سپس از بين برده است، زيرا اين نكته كه «نبود قطعيت در اندازه‏گيرى در اين تجهيزات، كه با اورانيوم به شكل گاز سر و كار دارد، ناچار مقدارى از آن ماده را نامشخص مى‏سازد»، اين ترديد را به وجود مى‏آورد كه مقدارى ماده شكافت‏پذير به گونه‏اى غير عمدى از ميان رفته يا آگاهانه به جاى ديگرى برده شده است. 

در مورد جمهوري هاى سابق شوروى مسئله محاسبه مقدار مواد اهميت فوق العاده‏اى دارد. فروپاشى اتحاد شوروى به پيدايش سه جمهورى ديگر، غير از روسيه، كه داراى سلاح هاى هسته‏اى استراتژيكى هستند منجر شده است - يعنى بلاروس، قزاقستان و اوكراين. در قراردادى رسمى كه در دسامبر 1991 در آلماآتا امضا شد قرار شد روسيه بر اين سلاح ها كنترلى متمركز داشته باشد. اين كشورها در قرارداد ليسبون در مه 1992 همچنين قول دادند كه از سلاح هاى هسته‏اى چشم بپوشند و در مقام كشورهاى غيرهسته‏اى به پيمان منع گسترش بپيوندند. علاوه بر اين آنان در همان قرارداد موافقت كردند كه توافق هاى استارت را محترم شمارند و سلاح هاى هسته‏اى خود را يا به روسيه انتقال دهند يا در عرض مدت هفت سال پس از اعتبار توافق استارت آنها را نابود كنند. 

چنين تصور مى‏شود كه اوكراين 1250 كلاهك هسته‏اى دارد كه روى موشكهاى بالستيكى، استراتژيكى درون سيلوها سوار شده است. اين موضوع كه اوكراين تعهد خود را به پيوستن به مقررات استارت و پيمان منع گسترش محترم خواهد شمرد يا نه در حال حاضر معلوم نيست، و اين نكته در مورد آن توافقها ترديد ايجاد مى‏كند و اين امكان را به وجود مى‏آورد كه اوكراين به عنوان يك قدرت داراى سلاح هاى هسته‏اى باقى بماند. اگر اوكراين اين سلاحها را حفظ كند، محاسبات استراتژيكى ايالات متحد و روسيه را بسيار پيچيده خواهد ساخت و بر مسير مذاكرات آينده آنان درباره خلع سلاح تاثير خواهد گذاشت. 

به علت حالت هرج و مرج موجود در جمهوري هاى سابق شوروى، در مورد نگاهدارى بى خطر و حسابرسى سلاح هاى هسته‏اى، قسمت‏هاى اصلى هسته‏اى، مواد شكافت‏پذير و تجهيزات حساس در آن كشورها نيز شك و ترديد زيادى وجود دارد. يك مايه نگرانى ديگر شمار زياد دانشمندان و مهندسان هسته‏اى شوروى سابق است كه اكنون بيكار شده‏اند. براى استخدام آنها در روسيه و كشورهاى ديگر طرح هايى تهيه شده، اما اين طرح ها راه حلى محدود براى يك مشكل جدى است. 

نگرانى اصلى اين است كه گذشته از كاركنان آموزش ديده مقدارى از اين مواد هسته‏اى مفقود شده، اگر نه سلاح هاى كامل، به دست كسانى بيفتد كه خواستار آن هستند. 

مسائلى كه عراق، كره شمالى، افريقاى جنوبى، و جمهوري هاى سابق شوروى به وجود آورده‏اند، بر روى هم بزرگترين دشوارى را در زمينه مقررات منع گسترش تشكيل مى‏دهد. چنين وضعى اين نياز را به وجود آورده كه، به جاى تقويت كنترل بر انتقال فن‏شناسى هسته‏اى و فضايى و موشكى به كشورهاى فاقد سلاح هاى هسته‏اى، راه حل اساسى‏ترى يافت شود. محروم سازى، احتمال موفقيت زيادى ندارد و كشورهاى فاقد اين فن‏شناسى را تشويق مى‏كند كه با منابع داخلى خود آن را به دست آورند. به جاى آن بايد براى علت هاى اصلى منازعات بين المللى فكر اساسى‏ترى كرد. اين كار نيازمند آن است كه ايالات متحده و قدرت هاى غربى با كشورهايى كه به دستيابى به سلاح هاى هسته‏اى نزديكند يا توانايى آن را دارند بيش از گذشته همكارى نشان دهند، زيرا اين كشورها توانايى آن را دارند كه به نظام منع گسترش كمك كنند يا به آن آسيب برسانند. 

شناخت اين نكته نيز ضروروى است كه در چنين موضوع هايى تبعيض يك مسئله مهم است و نظامى كه به بعضى كشورها اجازه مى‏دهد سلاح هاى هسته‏اى خود را حفظ كنند و آنها را بهبود بخشند، و در همان حال از ديگران مى‏خواهد كه از توانايى خود در اين مورد استفاده نكنند، چندان مورد قبول واقع نخواهد شد، زيرا در نظام بين المللى روحيه برابرى خواهى و عقايد دموكراتيك روز به روز نيرومندتر مى‏شود. بنابراين مى‏توان نتيجه گرفت كه براى پيشرفت بيشتر نظام منع گسترش، و دستيابى كشورهاى بيشترى به اين سلاح ها، فرصت برابر وجود دارد. 
 

    443 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژی هسته ای (25)
●   تسليحات اتمي (49)
●   صنایع نظامی (9)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   هند (84)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/03/1382

تاريخ شمسی نشر:24/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب