گزارش سالانه 93-1992 وزارت دفاع هند نگراني هاى هند را در مورد سلاحهاى هستهاى چنين بيان كرد:
فرآيند مدرن سازى زرادخانه در كشورهاى داراى سلاحهاى هستهاى همچنان با شدت ادامه دارد. نشانهاى در دست نيست كه پيوستن فرانسه و چين به پيمان منع گسترش هستهاى فرصت و انگيزه لازم را فراهم كند، چنانكه پيمان اقتضا مىكند، مذاكرات درباره خلع سلاح هستهاى آغاز گردد. در عين حال به دنبال فروپاشى اتحاد شوروى و بحران اجتماعى - اقتصادى در جمهوري هاى جانشين آن مسائل بى سابقهاى از نظر گسترش هستهاى به وجود آمده است. ... گسترش سلاحهاى هستهاى و وسايل پرتاب آنها همچنان يك مايه نگرانى براى امنيت ملى ماست. ابزارهاى بين المللى موجود براى پرداختن به اين مسئله ناكافى بوده است.
گزارش سالانه سپس مىگويد: در حالى كه روابط هند با چين همچنان رو به بهبود است و هر دو كشور در راه برقرارى صلحى پايدار در مرزهاى خود مىكوشند، «تاكنون در نيروهاى «ارتش آزاديبخش» چين در مرزهاى چين و هند كاهشى صورت نگرفته است، و براى رسيدن به اين هدف و سرعت بخشيدن به فراگرد عادى سازى مذاكراتى در حال انجام گرفتن است.» گزارش در مورد پاكستان مىگويد:
پاكستان برنامه خود را در جهت دستيابى به سلاحها همچنان دنبال مىكند. مقامات گوناگون دولت پاكستان مستقيم يا غير مستقيم پذيرفتهاند كه پاكستان توانايى لازم را براى ساختن يك بمب هستهاى به دست آورده است. اين اعتراف، با توجه به انكار كامل آن در گذشته، نشانه آن است كه پاكستان در زمينه اين توانايى به پيشرفت قابل ملاحظهاى دست يافته است. پاكستان با داشتن هواپيماهاى اف 16 و ميراژ 2000 توانايى لازم براى پرتاب سلاحهاى هستهاى را داراست.
اين گفتهها نگراني هاى دفاعى و امنيتى هند را در مورد خطرات هستهاى بخوبى نشان مىدهد. به رغم نگرانى در مورد كند شدن آهنگ تلاشهاى جهانى براى خلع سلاح هستهاى، و خطرات فزاينده ناشى از فروپاشى اتحاد شوروى، پاكستان به عنوان تهديد اصلى هستهاى براى هند برگزيده شده است؛ زيرا موفقيت پاكستان در رسيدن به هدف خود در مورد داشتن توانايى نظامى هستهاى نگرانى هند را افزايش داده است. نكته مهم اين است كه در «گزارش» اشارهاى به خطر هستهاى از سوى چين نشده است. آخرين بارى كه از اين خطر ياد شد در گزارش سالانه 86-1985 وزارت دفاع هند بود كه در آن گفته شده بود:«اين عقيده به گونهاى گسترده وجود دارد كه چين در برنامه هستهاى پاكستان درگير است.» با اين همه، به رغم خوددارى از اشاره آشكار به خطر هستهاى چين، چنين خطرى به دلايل گسترده تاريخى و سياست خارجى و امنيتى مورد توجه هند قرار دارد.
آنچه گفته شد زمينه خارجى موضعگيرى هستهاى كنونى هند است. اين موضع گيرى را همچنين مىتوان در چارچوب سياست خارجى هند مورد توجه قرار داد؛ سياستى كه مىكوشد در نظام بين المللى آزادى عمل هند را به عنوان يك مركز مستقل قدرت حفظ كند. از راه هوادارى از سياست عدم تعهد، كه هند را از رقابتهاى بلوك ها دور نگه مىداشت و بدين سان استقلال ملى آن را حفظ مىكرد، اين هدف دنبال شد. يك پيامد اين «اصل سياسى كه عدم تعهد و نيز تمامى زندگى اقتصادى، اجتماعى و سياسى هند را در بر مىگيرد، خودبسندگى است.»
موضع گيرى هستهاى هند كه در طول سالها به وجود آمده قيدهاى زير را در بر دارد:
1) كاربرد انرژى هستهاى تنها براى مقاصد صلحآميز.
2) دنبال كردن هدف نهايى كه خلع سلاح عمومى و كامل هستهاى است.
3) خوددارى از پيوستن به پيمان منع گسترش و وارد شدن به توافقهاى منطقه غير هستهاى يا پيوستن به توافقهاى دو جانبه يا بين المللى كه تبعيضآميز يا غير فراگير باشد.
4) اعلام اينكه آزمايش هستهاى زيرزمينى هند در 1974 براى مقاصد صلحآميز بوده و هند حق دست زدن به آزمايشهاى ديگر را براى خود حفظ مىكند.
5) تغيير سياست كنونى در صورتى كه پاكستان گامهاى تهديدآميزى بردارد كه توانايي هاى پنهانى هستهاى آن كشور را آشكار سازد.
عبارت «بازگذاشتن گزينش هستهاى خود» موضع گيرى هستهاى هند را بيان مىكند. اين موضع گيرى، شايد به گونهاى غير عمدى، حالتى از ابهام استراتژيكى به وجود مىآورد و بوسيله «بازدارندگى از راه وضع نامعين» عنصرى از امنيت ناپيوسته را فراهم مىسازد. از آنجا كه پاكستان نيز موضعگيرى هستهاى خود را بر مقدمات مشابهى استوار ساخته، مىتوان گفت كه صلح و ثبات آسياى جنوبى بر پايه تهديد به دستيابى به سلاحهاى هستهاى قرار دارد. پشتيبانى گسترده داخلى در هند از اين سياست زاييده درك اين نكته است كه هند اختيار ساختن سلاحهاى هستهاى و الزامات امنيتى احتمالى آينده را براى خود حفظ مىكند، و در عين حال از مجازاتهاى سياسى و اقتصادى كه ممكن است بر اثر به كارگيرى سلاحهاى هستهاى پيش آيد در امان مىماند. هم هواداران بمب هستهاى (واقع گرايان) و هم مخالفان آن (صلح طلبان) مىكوشند از اين اتفاق آراى داخلى بكاهند تا افكار عمومى را به هوادارى از نظر خود جلب كنند. اما اين سياست «بازگذاشتن گزينش هستهاى» به دو دليل عمده در زير فشار قرار گرفته است.
نخست آنكه پايان يافتن جنگ سرد و فروپاشى اتحاد شوروى هند را از متحد اصلى استراتژيكى خود محروم ساخته است - متحدى كه حمايت آن در دشوارترين وضع در دسترس بوده است: مانند زمان بحران بنگال شرقى - بنگلادش در 1971 با استفاده از حق وتوى آن در شوراى امنيت به سود هند در مورد مسئله كشمير. وزنه قدرت شوروى در برابر تهديد هستهاى احتمالى چين يا ايالات متحده نيز تا اندازهاى براى هند اطمينان خاطر فراهم آورد و به آن كشور اجازه داد در روابط خود با بلوكهاى شروق و غرب موازنهاى ايجاد كند و سياست خارجى مستقلى در پيش گيرد.
دوم آن كه پس از روى كار آمدن دولت كلينتون روابط هند و ايالات متحد به وخامت گراييد، زيرا هند در راس فهرست كشورهايى قرار داد كه از چند جهت نگرانيهاى براى آمريكا فراهم مىآورند، از جمله: مسائل امنيتى و استراتژيكى مربوط به ثبات منطقهاى؛ منع گسترش فنشناسى هستهاى فضايى؛ كشمير؛ بازرگانى آزاد و جهانى شدن اقتصاد؛ و حقوق بشر. چنين مىنمايد كه ايالات متحده لازم مىداند هند را در مورد تمام اين مسائل زير فشار قرار دهد.
به رغم اين فشارها، دست برداشتن از حق گزينش هستهاى به احتمال قريب به يقين به دگرگوني هاى داخلى مىانجامد و مىتواند ادامه قدرت دولت را به خطر اندازد. نشانهاى از اين احساسات گفتههاى اخير نخست وزير هند در پارلمان هنگام بحث درباره تصميم روسيه به لغو تعهدات خود در مورد انتقال فنشناسى ماشينهاى سرمازا به هند است. او اعلام كرد در صورتى كه لازم باشد، هند اين كار را به تنهايى انجام خواهد داد، و در عين حال افزود: «من بدون موافقت پارلمان كارى انجام نخواهم داد.». بدين سان نخست وزير به پارلمان و مردم اطمينان مىداد كه استقلال هند يا پايبندى به خودمختارى ملى را به خطر نخواهد انداخت. او در عين حال به قدرتهاى خارجى پيام مىداد كه از پشتيبانى گسترده داخلى برخوردار است.
اينك در مورد موضعگيرى هستهاى هند و پاكستان چندان ابهامى وجود ندارد و اين تصور وجود دارد كه هر دوى آنها قدرتهاى نيمه هستهاى هستند. مثلا گزارشى كه كاخ سفيد در ماه مه 1993 به كنگره امريكا داد مىگويد:
به عقيده ما هم هند و هم پاكستان مىتوانند در مدت نسبتا كوتاهى تعدادى سلاح هستهاى درست كنند، و هر دو هواپيماهايى جنگى دارند كه در صورت بروز بحران مىتوان آنها را براى پرتاب آن سلاحها آماده ساخت. هم هند و هم پاكستان مشغول ساختن يا در جست و جوى به دست آوردن موشكهاى بالستيكى هستند كه مىتواند مراكز جمعيتى كشور ديگر را با سلاحهاى هستهاى يا شيميايى مورد حمله قرار دهد.
در مورد شمار سلاحهاى هستهاى كه هند و پاكستان در اختيار دارند و يا مىتوانند در مدت كوتاهى آماده كنند چند برآورد در دست است. هيئت ويژه كارنگى در مورد «منع گسترش و امنيت آسياى جنوبى» برآورد مىكند كه هند - بدون در نظر گرفتن پلوتونيوم راكتور سيروس - مىتواند تا پايان سال 1992 حداقل 54 و حداكثر 173 سلاح هستهاى داشته باشد. در مورد پاكستان نيز برآورد شده كه در همين مدت مىتواند 4 تا 24 سلاح هستهاى تهيه كند. اين نكته را مىتوان افزود كه گرچه هند در اين مورد خويشتندارى زيادى از خود نشان داده پاكستان، بويژه هنگام بحران داخلى يا بحران روابطش با هند، بارها توانايى هستهاى خود را اعلام كرده است. وزير خارجه پاكستان، شهريار خان، پس از ملاقات با مقامات كاخ سفيد و كنگره در واشنگتن اعلام كرد كه پاكستان اينك وسايل و دانش فنى را دست كم براى ساختن يك وسيله هستهاى در اختيار دارد.
انگيزههاى دستيابى به سلاحهاى هستهاى
هر تحليلى در مورد هزينهها و منافع گسترش سلاحهاى هستهاى براى هند بايد ارزش تغيير موضعگيرى هستهاى هند را به حساب آورد - يعنى از ابهام هستهاى به روشنى هستهاى، بازدارندگى از طريق ابهام هستهاى به بازدارندگى از طريق روشنى هستهاى، و بازدارندگى بدون سلاح هستهاى با سلاح هستهاى. اين تحليل هزينهها و منافع بايد به همان شيوهاى انجام گرفته باشد كه پنج كشور كنونى داراى سلاح هستهاى هنگام تصميم گرفتن در اين باره انجام دادهاند. كشورهاى نزديك به دستيابى به اين سلاحها نيز چنين ملاحظاتى را در نظر داشتهاند.
نخست بايد بدين نكته توجه داشت كه پنج كشور هستهاى برنامه سلاحهاى هستهاى خود را از طريق تجهيزات هستهاى نظامى به پيش بردند. ورود آنان به «باشگاه هستهاى» با يك انفجار هستهاى اعلام شد، سپس آزمايش هاى ديگرى انجام دادند و با سرعت به توانايى هستهاى خود افزودند و يك نيروى استراتژيكى هستهاى را به وجود آوردند كه عليه حريفان آنها هدف گيرى شده بود. از اين نظر وضع هند از جهات گوناگون منحصر به فرد است. اعلام شد كه انفجار آن در پوخاران در مه 1974 براى مقاصد صلحآميز بوده است، اما پس از آن انفجار هستهاى ديگرى چه براى مقاصد صلحآميز و چه براى مقاصد نظامى انجام نگرفت. نكته مهم آنكه مواد شكافتپذير براى انفجار پوخاران از برنامه غير نظامى انرژى اتمى به دست آمد نه از تجهيزات خاص نظامى. علاوه بر اين توانايي هاى هستهاى و موشكى كه هند از آن زمان به بعد به دست آورد زاييده برنامههاى غير نظامى آن است كه در سطح فنى گستردهاى به پيش مىرود و هدف نهايى آن ساختن راكتورهاى زايا و پرتاب ماهوارههاى زمين ثابت و خورشيد ثابت است.
انگيزههايى كه پنج كشور داراى سلاح هستهاى را به دستيابى به اين سلاحها مجبور ساخت گوناگون بود. الزامات امنيتى بر تصميم هاى ايالات متحده، اتحاد شوروى، و چين تاثير گذاشت. ايالات متحده احساس مى كرد كه بايد براى پايان دادن سريع تر به جنگ جهانى دوم اين سلاح ها را بسازد و بعدا به كار برد؛ اتحاد شوروى به علت برداشتى كه از خط آمريكا داشت و خواست بلند پروازانهاش براى پيشبرد كمونيسم بين المللى دست به اين كار زد؛ و چين، گذشته از ميل تبديل شدن به يك قدرت بزرگ، زير تاثير خطر دوگانه آمريكا و شوروى بود. در مورد بريتانيا و فرانسه دلايل مربوط به كسب اعتبار جهانى بيشتر به چشم مىآيد. انگيزه بريتانيا تا حدود زيادى زاييده خواست آن براى حفظ موقعيت خويش در سلسله مراتب بين المللى كشورها پس از جنگ دوم جهانى و از دست دادن امپراتورى، و نيز نياز به مقابله با خطر هستهاى احتمالى از سوى شوروى، بود. انگيزههاى فرانسه، گذشته از بلندپروازى براى دستيابى به موقعيت يك قدرت بزرگ، پيچيده بود و از جمله رقابت سنتى آن با بريتانيا، سرخوردگى از نقش امريكا در بحران كانال سوئز، و نيروى فزاينده علمى - فنى در داخلى كشور را در بر مىگرفت.
از نظر تحليل هزينهها و منافع هند در دستيابى به سلاحهاى هستهاى مورد فرانسه و چين اهميت خاصى دارد، زيرا آن دو كشور آگاهانه كوشيدند كه براى استقلال خود در نظام بين المللى و ساختار پنج قدرت هستهاى تاكيد ورزند. هر دو كشور اين نكته را روشن ساختند كه سلاحهاى هستهاى به طبقه بندى قدرت و افزايش چيرگى ايالات متحده و اتحاد شوروى به نظام بين المللى كمك كرده است. فرانسه نيروى هستهاى مستقل خود را با اين استدلال توجيه مىكرد كه زمانى كه اتحاد شوروى بتواند آمريكا را هدف ضربه قرار دهد، تضمين هاى هستهاى ايالات متحده به اروپاى غربى اعتبار كمترى خواهد داشت. چين كه در آغاز سلاحهاى هسته اي را ببر كاغذى مىناميد موضع خود را تغيير داد و گفت سلاحهاى هستهاى در دست كشورهاى سوسياليست صلح را تقويت مىكند، و سپس اظهار نظر كرد كه دستيابى چين به اين سلاحها انحصار هستهاى دو ابرقدرت امپرياليست را از ميان برمى دارد.
گفتههاى فرانسه و چين در توجيه دستيابى به سلاحهاى هستهاى اهميتى صرفا گذرا ندارد، زيرا تا حدود زيادى باورهاى همه كشورهاى هستهاى را روشن مىسازد. علاوه بر اين، اين نظر گالوا كه دستيابى كشورهاى بيشترى به سلاح هاى هستهاى به خويشتندارى از سوى قدرتهاى هستهاى موجود كمك مىكند و بر مذاكرات مربوط به كنترل سلاح هاى هستهاى و خلع سلاح تاثير مىگذارد، و نيز عقيده چين به اينكه كشورهاى بدون سلاح حق دارند اين سلاح ها را به دست آورند، مگر آن كه همه اين گونه سلاح ها ممنوع و نابود شود، براى كشورهايى كه مىخواهند به اين سلاح ها دست يابند وسوسهانگيز است. چنين نظرياتى براى استدلال هاى مخالف منع گسترش دستمايه فكرى فراهم ساخته و به تقويت حالت رازآميزى كه مالكيت سلاح هاى هستهاى را فرا گرفته خدمت كرده است. چنين تصور مىشد كه اين سلاحها به امنيت ملى خدمت مىكند و در عين حال دارندگان آنها را در سلسله مراتب كشورها به درجات بالاترى مىرساند.
در حالى كه ملاحظات مربوط به كسب اعتبار، كشورها را به دستيابى به سلاحهاى هستهاى تشويق مىكند، آشكارترين دليل آن تامين منافع ملى است. تصور مىشود كه اين سلاح ها، علاوه بر تامين بازدارندگى و در صورت ناكامى آن، تامين دفاع، قدرت سياسى و نظامى را براى رسيدن به هدفهاى ملّى فراهم سازد. اين هدف ها از جمله عبارتند از: حفظ تماميت ارضى؛ حل اختلافات مرزى، حمايت از متحدان يا جلوگيرى از بلند پروازي هاى حريفانى كه در صدد كسب برترى يا گسترش قلمرو خود هستند؛ و افزايش محتواى استقلال ملى. اهميت سلاحهاى هستهاى را از اين جنبهها اين واقعيت روشن مىسازد كه قدرتهاى هستهاى موجود حاضر نيستند خود را از داشتن اين سلاح ها محروم كنند و در همان حال فعالانه مىكوشند كشورهاى ديگر را از دسترسى به آن ها باز دارند. اين رفتار تبعيضآميز را بدين گونه تذكر دادهاند: «... در حالى كه كاهش هاى اخير سلاحها بسيار سازنده است، اصل تبعيض عبارت از اين است كه بعضى كشورها – قدرت هاى هستهاى به رسميت شناخته شده - به گونهاى سازشناپذير حق داشتن قدرت بازدارندگى سلاح هاى هستهاى را براى خود حفظ مىكنند. حال آنكه حق ديگران را در اين مورد انكار مىكنند... در دستور كار كنونى و آينده احتمالى كاهش سلاح هاى هستهاى چيزى وجود ندارد كه نشان دهد قدرت هاى هستهاى حاضر به چشم پوشى از بازدارندگى هستهاى هستند.»
علاوه بر ملاحظات مربوط به امنيت و اعتبار، آهنگ پيشرفت فنشناسى و فشار منافع گروههايى چون دانشمندان، نيروهاى مسلح، و ديوانسالاران تصميم گيري هاى ملى را زير تاثير قرار مىدهد. در فرايند تصميم گيرى در مورد سلاح هاى هستهاى عوامل سياسى داخلى كمتر از عوامل ديگر ملموس است. فهرست اين عوامل كه كشورهايى را بر آن مىدارد كه در پى دستيابى به سلاح هاى هستهاى برآيند مىتواند طولانىتر گردد، اما «انگيزههاى اصلى براى دستيابى به سلاح هاى هستهاى نسبتا بي تغيير مانده است - دست كم از نظر مقولات گسترده عوامل تعيين كننده، مانند بازدارندگى، برترى جنگى، و اعتبار و نفوذ بين المللى. اين يافتهها حكايت از آن دارد كه در مطالعه در مورد انگيزههاى كشورهايى كه در آستانه دستيابى به سلاح هاى هستهاى هستند، بررسى دقيق نمونههاى تاريخى ايالات متحده، اتحاد شوروى، بريتانيا، فرانسه، و چين مىتواند سودمند باشد.»
انگيزههاى هند
سه انگيزه هند را قانع ساخت كه حق گزينش هستهاى را براى خود حفظ كند و ممكن است آن كشور را مجبور سازد كه اين گزينش را انجام دهد. نخستين و واقعىترين آنها خطر هستهاى پاكستان براى هند است. هند در صورتى مجبور خواهد شد كه موضع هستهاى كنونى خود را تغيير دهد كه پاكستان گامهاى ديگرى در راه هستهاى شدن بردارد - از طريق آزمايش يك وسيله هستهاى (ظاهرا براى مقاصد صلحآميز)، مسلح ساختن آشكار هواپيماهاى اف 16 يا ميراژ 2000 خود، و مسلح كردن موشكهاى كوتاه برد زمين به زمين كنونى خود با كلاهك هاى آشكارا هستهاى.
روابط هند و پاكستان در سالهاى اخير آماده بحرانى شدن بوده است، هر چند كه آن دو در حل و فصل تنش هاى به وجود آمده خويشتندارى زيادى از خود نشان دادهاند. در اين اواخر سايمر هرش ماجرايى تا حدودى خيال بافانه منتشر كرد كه در آن گفته شده بود كه پاكستان «واحدهاى اصلى تانك خود را آشكارا در امتداد مرز هند به كار گرفت و مخفيانه زرادخانه سلاح هاى هستهاى خود را به حال آماده باش در آورد.» به گفته او اين ماجرا در بهار 1990 رخ داد و در نتيجه آن ايالات متحد براى رفع بحران به تلاشهاى ديپلماتيك بزرگى دست زد. بازيگران اصلى اين ملودرام - ايالات متحده، پاكستان، و هند - رسما گزارش هرش را تكذيب كردند و رئيس وقت ستاد ارتش هند گفت: هند هيچ تهديد هستهاى از سوى پاكستان احساس نكرد و فرستادگان ايالات متحده نيز چيزى در اين باره به هند نگفتند.
گذشته از اين كه در گزارش هرش هستهاى از حقيقت وجود داشته يا نه، موضوع مهمتر اين است كه در يك بحران شديد، بويژه در مورد موضوع انفجارآميزى مانند كشمير، چه اتفاقى ممكن است رخ دهد. مثلا در سالهاى 1986-87 بر سر يك مانور نظامى بحرانى پديد آمد. اين ماجرا به يك رويارويى خطرناك ميان دو كشور انجاميد و دكترخان، مهندس برجسته هستهاى پاكستان، را واداشت كه از طريق يك روزنامه نگار ديداركننده هندى به گونهاى سربسته هند را با سلاحهاى هستهاى تهديد كند. پيش از بحرانهاى 1984، 1985، 87-1986 نيز پاكستان بارها به ايالات متحده اعتراض كرد كه هند در نظر دارد با حملههاى پيشگيرانه تجهيزات هستهاى پاكستان را نابود كند. به رغم انكارهاى هند ايالات متحده اطمينان هايى از هند دريافت كرد و اين ماجراها سرانجام به توافقى ميان دو كشور انجاميد كه به تجهيزات هستهاى يكديگر حمله نكنند.
دومين انگيزهاى كه احتمالا سبب روى آوردن آشكار هند به سلاح هاى هستهاى شود، زاييده فشارهاى شديد داخلى است كه برترى نيروهاى جناح راست ناسيوناليست و بنيادگرا در كشور به بار مىآورد. انديشمندان درباره ابعاد داخلى تصميم گيرى در مورد سلاح هاى هستهاى و مسير احتمالى آينده آن بى شك زمينهاى بسيار گمان پردازانه است. اما در شهادت هايى كه در برابر كميته روابط خارجى مجلس نمايندگان ايالات متحد داده شد اين نگراني ها بازتاب يافت. از قول ليونارد اسپكتر چنين نقل شده است: «يك نگرانى كوتاه مدت اين است كه پاكستان ممكن است از توقف هستهاى كنونى خود دست بردارد - به علت تحريكات هند، مانند روى كار آمدن يك دولت ناسيوناليست هند و در دهلى نو يا به كارگيرى موشكهاى كوتاه بردى كه انتظار آن مىرود...» اين اشارهاى است به حزب محافظه كار بهارايتا جاناتا (بى.جى.پى) كه كرسيهاى خود را در پارلمان هند و مجالس ايالتى در ايالات شمالى هند، كه از نظر مايكل كرپون نيز گفته است: «... مسئله به كارگيرى آشكار سلاح هاى هستهاى در جنوب آسيا... مىتواند، در صورتى كه در حكومت هند تغييرى به وجود آيد، به صورت يك امكان واقعى درآيد و اين امر بر كارى كه پاكستانىها انجام خواهند داد تاثيرى مستقيم خواهند داشت.». گفتههاى اخير رهبرى بى.جى.پى مىتواند چنين برداشت هايى را تقويت كند. مثلا رئيس آن، ادوانى اعلام كرد: «من فكر مىكنم چاره ديگرى ندرايم، پاكستان هستهاى مىشود، چين از سالها پيش هستهاى شده، و هند نيز صرفا براى اين كه با اين دو كشور در سطحى برابر قرار گيرد بايد هستهاى شود.» در صورتى كه بى.جى.پى قدرت حكومت مركزى را به دست گيرد ممكن است، با توجه به همه اين نگراني ها، مجبور شود سخنوري هاى دوران پيش از انتخابات خود را به مرحله اجرا درآورد.
سومين انگيزهاى كه ممكن است در نتيجه آن هند آشكارا به سلاح هاى هستهاى روى آورد مربوط به روابط چين و هند است. به رغم دشواري هاى موجود در روابط چين و هند، از جمله برخورد مرزى سال 1962، در روابط آنها بهبود مداومى وجود داشته است. مثلا از سال 1989 «گروه كارى مشترك» دست كم شش جلسه داشته كه در آنها مسئله مرزى مورد بحث قرار گرفته و در نتيجه آن در امتداد مرز آن دو كشور، كه در گذشته تنشآميز بوده، روشنى و ثبات برقرار شده است. به دنبال ديدار اخير نخست وزير هند از پكن، براى حفظ صلح و آرامش در امتداد «خط كنترل واقعى» توافقى صورت گرفت. در اين توافق اقداماتى نيز براى برقرار اعتماد پيش بينى شده است - از جمله اطلاع قبلى در مورد مانورهاى نظامى، كاهش شمار سربازان در مناطق ويژهاى در مرز، جلوگيرى از تجاوز هواپيماها به حريم هوايى كشور ديگر، و اين قول كه «هيچ يك از دو طرف نبايد عليه طرف ديگر زور به كار برد يا تهديد به آن كند.» اين بدان معنى است كه در مورد به كار نگرفتن نيروى هستهاى يا متعارف تفاهمى به دست آمده است. در برابر اين نظريه خيرخواهانه در مورد گسترش مناسبات چين و هند، نظر ديگرى وجود دارد كه مطابق آن هند همچنان در معرض تهديد هستهاى چين است. اين نظر زاييده بعضى از فعاليتهاى چين است - از جمله:
1) استقرار موشكهاى هستهاى تاكتيكى در تبت كه، به رغم سياست اعلام شده چين در مورد پيشگام نشدن در به كارگيرى آن، هند را تهديد مىكند.
2) ادامه برنامههاى ساخت سلاحهاى هستهاى براى ساختن نمونههاى جديدى از موشكهاى بالستيكى قاره پيما و موشكهاى بالستيكى كه از زير دريايى شليك مىشود، به رغم گامهاى مهمى كه كشورهاى ديگر داراى سلاحهاى هستهاى براى كاهش نيروهاى هستهاى خود برداشتهاند.
3) خوددارى از پيوستن به قراردادهاى بين المللى كنترل سلاح در مورد كاهش سلاحهاى هستهاى، توقف آزمايشهاى هستهاى، و قطع توليد مواد شكافتپذير.
4) انتقال فنشناسى سلاحهاى هستهاى و موشك به پاكستان كه آشكارا در جهت سنگين كردن وزنه متقابل استراتژيكى در برابر هند در آسياى جنوبى است.
واقع بينانه نيست تصور كنيم كه ممكن است يك برخورد مرزى ميان چين و هند درگيرد و وضع به اندازهاى بحرانى گردد كه هند مجبور شود براى جلوگيرى از حمله گسترده چين دست به سلاح هستهاى ببرد. اين انديشه نيز واقع بينانه نيست كه تهديد هستهاى و متعارف از سوى چين از ميان برخيزد و به هند اجازه دهد كه از داشتن سلاح هاى هستهاى چشم بپوشد. واقعيت اين است كه برنامه موشكى هند اين هدف استراتژيكى را دارد كه با خطر هستهاى از سوى چين مقابله كند و براى اين منظور يك قدرت بازدارنده موثر به وجود آورد.
هزينهها در برابر منافع
در تحليل هزينهها و منافع گسترش سلاحهاى هستهاى، كه در مورد هند به معنى آشكار ساختن توانايى نهفته آن است، بايد چند عامل را كه گرفتن يا نگرفتن چنين تصميمى را تشويق مىكند به حساب آورد. در زير به بحث در اين باره مىپردازيم.
امنيت
بارزترين سود هند از مسلح شدن به سلاحهاى هستهاى به دست آوردن ارزش دفاعى بزرگى از بازدارندگى نهفته هستهاى آن است. بازدارندگى در سطح هستهاى ارزش بازدارندگى متعارف را بالاتر مىبرد و به روابط هند و پاكستان و چين و هند ثبات مىبخشد. نمونه اروپا در اين مورد آموزنده است: يك «صلح اتمى» در چهار دهه، جنگ سرد صلح را در اين منطقه مورد اختلاف حفظ كرد.
درمقابل اين نظر مىتوان استدلال كرد كه سلاح هستهاى دست كم به دو دليل به ثبات كمك نخواهد كرد. نخست آنكه به علت تصادف، محاسبه غلط، سوء تفاهم، يا بى خردى رهبرى، ممكن است خطر درگيرى هستهاى به وجود آيد. در نظام بين المللى در روابط ميان حريفان هستهاى، به رغم ادعاى آنان درمورد ترتيبات فرماندهى و كنترل، همواره چين خطرهايى وجود داشته و اين نكته از موارد متعدد احتمال تصادفات و سير خطرناك وقايع، مانند بحران موشكى كوبا، هويداست.
دوم آنكه استقرار نيروى بازدارنده هستهاى آشكار، مانع از آن نخواهد شد كه ضديت ميان دولتها به مسيرهاى پنهانى بيفتد. مثلا اينك يك نزاع كم شدت در كشمير وجود دارد كه مىتواند به يك برخورد بزرگتر با سلاحهاى متعارف تبديل شود. اما، در سطح كنونى خشونت، هند همچنان بايد هزينههاى انسانى و سياسى آن را بپردازد. يك نيروى بازدارنده هستهاى نمىتواند اين تنش ها و بى ثباتي ها را تخفيف دهد يا از ميان بردارد.
اعتبار
عقيده بر اين است كه داشتن سلاحهاى هستهاى، به ويژه در جهان سوم، به اعتبار و منزلت ملى مىافزايد. مثلا بسيار كسان فكر مىكنند كه انفجار هستهاى هند در 1974 براى توانايى فن شناسانه آن كشور احترام زيادى فراهم آورد و توانايي هاى هستهاى پاكستان رهبرى فن شناسانه آن كشور را در جهان اسلام تامين كرده است. همچنين عقيده بر اين است كه توانايي هاى هستهاى چين سبب شده كه آن كشور از ايالات متحد امتيازهاى مهمى به دست آورد.
اعتبار يك جنبه داخلى نيز دارد. برقرارى يك توانايى آشكار هستهاى ممكن است براى دولتى كه بر سر كار است امتيازهاى سياسى زيادى به بار آورد. اين توانايى در واقع ممكن است يك حكومت ضعيف را، از راه تقويت پذيرش مردمى آن، نيرومند سازد و در عين حال جاذبه آن را براى گروههاى بهره ور قدرتمند - مانند ديوانسالارى كشورى و علمى، و نيروهاى مسلح - بيشتر كند.
يك استدلال ضد آن اين است كه در مورد ميزان اعتبار ملى از طريق روى آوردن آشكار به سلاح هاى هستهاى مبالغه شده است، و داشتن سلاح هاى هستهاى يا تهديد به استفاده از آنها در جامعه بين المللى سرزنش و نفرت زيادى به بار مىآورد. همچنين اعتبارى كه براى داشتن اين گونه سلاح ها قائل مىشدند اينك در حال از ميان رفتن است - زيرا اكنون دست كم هشت كشور داراى سلاح هاى هستهاى هستند، دست كم سه كشور امكانات تبديل شدن به قدرت هستهاى را در اختيار دارند، و شمار زيادى از كشورها توانايى فنى دستيابى به اين سلاح ها را دارا هستند. در نتيجه جاذبهاى كه به سلاح هاى هستهاى نسبت داده مىشد در طول سال ها سخت كاهش يافته است. به دست آوردن اعتبار و امتيازهاى سياسى در داخل كشور نيز خيال پردازانه و گذرا مىنمايد. ماجراى اينديرا گاندى در اين مورد آموزنده است، زيرا يك سال بعد از انفجار پوخاران مجبور شد در هند حالت فوق العاده اعلام كند و سه سال پس از آن انفجار قدرت خود را كاملا از دست داد. بعضى استدلال كردهاند كه سياست كج دار و مريز سلاح هاى هستهاى چندان سودبخش نيست، زيرا مانع از شتابى مىشود كه لازمه ساختن اين سلاح هاست. همچنين گروه هاى علمى از تصميم سياسى به اينكه برنامههاى آزمايش موشكى به تاخير افتد ناراضى مىشوند.
اين استدلال ها بر پايه استوارى قرار ندارد. فنشناسى هند در زمينههاى هستهاى، فضايى، و موشكى اين امكان را به وجود مىآورد كه اين فنشناسى در جبههاى گسترده، و نيز براى مقاصد دوگانه، به كار گرفته شود. دانشمندان رشته دفاع نيز اين فرصت را دارند كه در چارچوب برنامههاى موجود در «سازمان پژوهش و توسعه دفاعى» (مثلا ساختن تانك هاى جنگى و هواپيماهاى رزمى سبك) به پژوهش و ساخت بپردازند. در نتيجه، معوق گذاشتن بعضى از برنامههاى موشكى به خاطر ملاحظات سياسى مستلزم كند كردن آهنگ حركت علمى – ديوان سالارانه نيست.
تاثيرات مالى
يكى از استدلال هايى كه به سود به كارگيرى سلاح هاى هستهاى مىشود؛ اين است كه سرمايه گذاري هاى بزرگى كه براى اين كار ضرورت دارد - مثلا در ايجاد تجهيزاتى براى توليد مواد شكافپذير يا ساختن وسايل پرتاب موشك - قبلا انجام گرفته است. بنابراين براى بوجود آوردن توانايى آشكار هستهاى نظامى تنها به مقدارى هزينههاى اضافى نياز است.
همچنين استدلال شده است كه به كارگيرى سلاح هاى هستهاى و استقرار نيروى بازدارنده هستهاى، بويژه در برابر پاكستان، اجازه مىدهد كه هزينه نيروهاى متعارف كاهش يابد - بر پايه اين نظريه كه نيروى بازدارنده هستهاى بر ارزش بازدارنده متعارف موجود مىافزايد. در واقع در آموزه دفاعى ناتو در مورد اروپا اين امر صدق مىكرد. اين وضع به كشورهاى غير هستهاى اروپا اجازه داد كه هزينههاى دفاعى خود را پايين نگاه دارند. ژاپن نيز در حالى كه زير چتر هستهاى امريكا بود توانست چنين كند. در برابر اين استدلال ها دست كم سه احتمال مخالف وجود دارد. نخست اينكه هزينه نيروى بازدارنده هستهاى را بايد براساس نوع نيروى هستهاى كه در نظر گرفته شده محاسبه كرد. اين نيرو مىتواند وضعى ابتدايى داشته باشد - يعنى بر پايه سلاح هاى شكافتپذير قديمى قرار داشته باشد و با هواپيما يا با موشك هاى كوتاه برد زمين به زمين پرتاب شود. يك چنين نيرويى ممكن است براى مقابله با پاكستان كافى باشد، اما هند براى مقابله با چين به حداقلى از نيروى موشك بالستيكى ميان برد نيازمند است. براى كوچك ساختن كلاهك ها و اطمينان از درستى و دقت موشك هاى هستهاى، كه به عنوان آخرين چاره به كار خواهند رفت، يك رشته آزمايش لازم است. در اين مورد به درستى گفته شده است كه: «براى ارزيابى قابليت اطمينان و يافتن شيوههايى از ارزيابى كه بتواند جانشين آزمايش عملى پرواز بشود، يك يا چند آزمايش موشكهاى بالستيكى ميان برد هند اطلاعات كافى به دست نخواهد داد.» يك رشته آزمايش كلاهك هستهاى و موشكى بر هزينههاى اصلى استقرار يك نيروى هستهاى با ارزش نظامى به مقدار زيادى خواهد افزود. همچنين براى اطمينان از ماندگارى نيروى هستهاى لازم است آنها را در سيلوهاى محكم جاى داد و يا بر روى زمين بر وسايل نقليه سوار كرد. همچنين براى اطمينان از توانايى زدن ضربه دوم ممكن است به زيردريايى مسلح به موشك هستهاى نياز باشد. بنابراين هند براى آنكه يك نيروى هستهاى بازدارنده موثر در برابر پاكستان و چين به وجود آورد بايد مبالغ عظيمى خرج كند.
دوم آن كه در محاسبه هزينههاى نيروى هستهاى نه تنها بايد هزينههاى مستقيم را در نظر گرفت بلكه به خطر افتادن كمكهاى مالى را نيز به حساب آورد. مسلم است كه تصميم هند به اينكه آشكارا به سلاح هاى هستهاى مجهز شود بر دريافت وام خارجى و كمك از منابع دوجانبه يا بين المللى اثر خواهد گذارد. با توجه به وضع كنونى اصلاحات اقتصادى هند و وابستگى شديد آن به واردات فنشناسى پيشرفته و صادرات، محدوديت هايى كه در اين زمينه بوجود خواهد آمد به پيشرفت كشور سخت آسيب خواهد زد.
سوم آنكه اين عقيده كه استقرار يك نيروى هستهاى به كاهش هزينههاى نيروى متعارف مىانجامد آشكارا خيال پردازانه است. در نتيجه استقرار نيروى هستهاى اين ضرورت به وجود مىآيد كه از آن تنها به عنوان آخرين چاره استفاده شود. متوسل نشدن فورى به نيروى هستهاى به نوبه خود مستلزم اين است كه هر چند گاه نيروى متعارف مدرن سازى شود، تا اين اطمينان به دست آيد كه براى مقابله با نيروى متعارف پيشرفته حريف، ضرورتى به استفاده از نيروى هستهاى پيش نيايد. شواهد تجربى، چنان كه در اروپا اتفاق افتاد، نشان مىدهد كه حريفان هستهاى مجبورند به گونهاى مداوم نيروى متعارف خود را مدرن سازند، و در همان حال مسابقه تسليحاتى هستهاى در سطح ديگرى ادامه پيدا مىكند.
گزينش نيروى متعارف پيشرفته
يك پرسش تا اندازهاى جالب توجه است كه آيا امكان دارد هند، به جاى سلاحهاى هستهاى، سلاح اى متعارف پيشرفته را به كار گيرد يا نه. كاربرد آنها در عملياتى مانند توفان صحرا (1991)، دره بقاع (1982)، جزاير فاكلند (1980) و نيز جنگ يوم كيپور (1973)، ارزش رزمى فوق العاده سلاحهاى پيشرفته هدايت شونده دقيق را نشان داد. نمونههاى بعدى موشكهاى كروز رهاشونده در هوا، موشكهاى ضد پرتو هدايت شونده با تلويزيون يا پرتو ليزر، و ديگر موشكها و بمبهاى مشابه كه با حس گرهاى گوناگونى مجهز هستند، قدرت تخريب و دقت سلاحهاى هستهاى را ممكن ساختهاند. بدين سان كاربرد سلاحهاى هستهاى براى اينگونه عمليات نالازم شده است.
دشوارى اين گزينش اين است كه قدرتهاى غربى در حال حاضر فروش هر گونه فنشناسى پيشرفته نظامى، يا سيستمهاى تسليحاتى با كاربرد دوگانه، را به كشورهاى در حال توسعه ممنوع ساختهاند. چنين تسليحاتى، حتى اگر در دسترس باشد - بويژه مدرنترين انواع آن - بسيار گران تمام مىشود. علاوه بر اين بسيارى از سلاحهاى پيشرفته متعارف، مانند موشك هاى كروز، كاربردى دوگانه دارند و مىتوان آنها را با كلاهك هاى هستهاى و شيميايى مجهز ساخت. اين سلاح ها، گذشته از مشكلات مربوط به بازرسى آنها، مىتواند بر بى ثباتى منطقهاى مقدار زيادى بيفزايد. در واقع چين اين سرمشق مشكوك را به وجود آورده كه با استقرار نيروى بازدارنده هستهاى مىتواند آهنگ مدرن سازى سلاحهاى متعارف خود را كندتر سازد و در نتيجه در مجموع هزينه دفاعى خود صرفه جويى كند.
علاوه بر اين عقيده بر اين است كه سلاح هستهاى سلاح نهايى و مطلق است و خصلت بازدارنده ويژهاى دارد. اين عقيده شكلگيرى استراتژى واكنش انعطافپذير ناتو را براى اروپا زير تاثير قرار داد و سبب شد كه، به رغم قول اتحاد شوروى كه در استفاده از سلاح هستهاى پيشگام نخواهد شد، حاضر نشود چنين قولى بدهد. استدلالى كه عليه پيشگام نشدن در استفاده از سلاح هستهاى طرح شد اين بود كه سلاح هستهاى ارزان ترين شيوه دفاع از اروپاست و تقويت نيروهاى متعارف ممكن است عزم اروپا را براى توسل به سلاح هستهاى در صورت لزوم سست كند و اتحاد شوروى را تشويق كند كه در خط تقسيم شرق و غرب به تجاوز دست زند. اين استدلال چنين ادامه مىيابد كه دفاع از اروپا با سلاح هاى متعارف ممكن است اروپا، و بويژه آلمان را، به همان اندازه سلاح هاى هستهاى ويران كند، و غيره. اين استدلال ها همچنين كشورهايى را كه در آستانه دستيابى به سلاح هستهاى هستند تشويق مىكند كه سلاح هاى متعارف پيشرفته داشته باشند و در عين حال حق دستيابى به سلاح هاى هستهاى را براى خود حفظ كنند.
از آنجا كه هند و پاكستان هر دو امكانات لازم براى ساختن سلاح هاى هستهاى را در اختيار دارند اين پرسش كه آيا از گزينش هستهاى به سود سلاح هاى پيشرفته متعارف چشم خواهند پوشيد يا نه پرسشى نامربوط است. در مورد بررسى هزينهها و منافع روى آوردن آشكار به سلاح هاى هستهاى نشان مىدهد كه سياست كنونى آن كشور در مورد ادامه وضع نامشخص كنونى و حفظ گزينش هستهاى كارى عاقلانه است. اين مسئله را همچنين در چارچوب اين استدلال مىتوان بررسى كرد كه هنگامى كه يك كشور امكانات ساختن سلاح هاى هستهاى را در اختيار دارد هرگز نمىتوان مطمئن بود كه مقدارى از مواد شكافتپذير را براى ساختن سلاح هستهاى آينده مخفى نكرده است. وارد كردن چنين كشورهايى در نظامهاى منع گسترش، مانند پيمان منع گسترش يا برقرارى مقررات كامل حفاظتى، تنها مىتواند ارزشى اندك داشته باشد.
محيط كنترل سلاحهاى هستهاى
در اين اواخر در زمينههاى عمودى و افقى منع گسترش موفقيت هاى زيادى وجود داشته است - بويژه قراردادهاى استارت يك و استارت دو كه از زرادخانههاى هستهاى ايالات متحده و روسيه به مقدار زيادى خواهد كاست. اين امر به الزامات غالبا فراموش شده ماده 5 پيمان منع گسترش مربوط است كه از امضاكنندگان مىخواهد كه «در مورد اقدامات موثر در زمينه توقف هر چه زودتر مسابقه هستهاى و دست زدن به خلع سلاح هستهاى با حسن نيت به گفتگو بپردازند.». ايالات متحده، روسيه، بريتانيا، و فرانسه سلاح هاى هستهاى تاكتيكى - زمينى، دريايى، و هوايى - خود را برچيدهاند. اين سلاح ها مهمترين خطر را براى صلح و ثبات جهان به وجود مىآورد، زيرا سلاح هاى ميدان جنگ است. همه قدرت هاى هستهاى، جز چين، موافقت كردند كه آزمايش سلاح هاى هستهاى خود را متوقف سازند و علاوه بر آن براى وارد شدن به پيمان منع كامل آزمايش كه در سه دهه گذشته مورد بررسى قرار داشته - مذاكرات را آغاز كنند. در ايالات متحده، روسيه، و بريتانيا توليد مواد شكافتپذير براى سلاح هستهاى متوقف شده است.
تحولات در زمينه منع گسترش افقى نيز به همين اندازه چشمگير بوده است. قدرت هاى برجسته هستهاى كناره جو، يعنى فرانسه و چين، به پيمان منع گسترش پيوستند. افريقاى جنوبى نيز چنين كرد. برزيل و آرژانتين در اعلاميههاى مشترك خود گفتند كه برنامههاى هستهاى آنها خصلتى كاملا صلحآميز دارد، و گروه هاى مشترك بازرسى به وجود آوردند تا اطمينان يكديگر را جلب كنند. سازمان بين المللى انرژى اتمى از طريق مقررات بازرسي هاى ويژه خود تجهيزات هستهاى عراق را كشف كرد و قطعنامه شماره 678 شوراى امنيت براى نابودى توانايى آغازين عراق براى ساختن سلاح هاى هستهاى به كار گرفته شد.
اما تحولات متقابلى نيز وجود داشته است. كشورهاى داراى امكانات هستهاى - اسرائيل، پاكستان و هند - همچنان از پيمان منع گسترش و هر گونه نظام كامل حفاظتى بر كنار ماندهاند. موارد عراق، كره شمالى، و آفريقاى جنوبى شكنندگى نظام منع گسترش را به شيوههاى مختلف نشان داده است.
مورد عراق نشان مىدهد كه يك كشور كج خيال مىتواند به پيمان منع گسترش بپيوندد، فنشناسى لازم را به دست آورد، و يك توانايى هستهاى مخفى به وجود آورد كه بتواند تا زمانى كه تصميم به اعلام آن بگيرد آن را كشف ناشده نگاه دارد. اگر عراق در ساختن سلاح هاى هستهاى موفق مىشد مىتوانست قبلا اطلاع دهد كه از پيمان خارج خواهد شد و آنگاه در مقام يك قدرت داراى سلاح هاى هستهاى پيمان را ترك كند.
كره شمالى اين اطلاع قبلى را داده و به گونهاى نمايش راه فرار موجود در ماده دهم پيمان منع گسترش را روشن ساخت است - مادهاى كه مىگويد:«هر عضو در استفاده از حق حاكميت ملى خود - در صورتى كه به اين نتيجه برسد كه وقايعى فوق العاده مربوط به موضوع اين پيمان منافع حياتى كشورش را به خطر انداخته - مىتواند از پيمان خارج شود.» نگاهى ساده به اين شرط نشان مىدهد كه كشور امضاكننده تنها داورى است كه مىتواند بگويد «منافع حياتى» او به خطر افتاده است يا نه. از او خواسته نمىشود و انتظار نمىرود كه براى كارهاى خود در برابر جامعه بين المللى دلايلى عرضه كند. وضع كنونى اين است كه كره شمالى همچنان عضو سازمان بين المللى انرژى اتمى است، اما اطلاع قبلى خود را در مورد خارج شدن از پيمان منع گسترش پس نگرفته و در عين حال به بازرسان آن سازمان اجازه نمىدهد كه از تجهيزات هستهاى مورد سوءظن آن كشور بازديد كنند. همه اينها چند نقطه ضعف ديگر در پيمان منع گسترش، كه به شيوه هايى مشابه مىتوان از آن بهره بردارى كرد، نشان مىدهد.
مورد آفريقاى جنوبى از اين نظر يگانه است كه به پيمان منع گسترش پيوست و سپس اعتراف كرد كه شمارى سلاح هستهاى داشته كه پيش از پيوستن به پيمان آنها را از بين برده است. اطمينان كاملى در دست نيست كه آفريقاى جنوبى تنها شش بمب هستهاى ساخته و سپس از بين برده است، زيرا اين نكته كه «نبود قطعيت در اندازهگيرى در اين تجهيزات، كه با اورانيوم به شكل گاز سر و كار دارد، ناچار مقدارى از آن ماده را نامشخص مىسازد»، اين ترديد را به وجود مىآورد كه مقدارى ماده شكافتپذير به گونهاى غير عمدى از ميان رفته يا آگاهانه به جاى ديگرى برده شده است.
در مورد جمهوري هاى سابق شوروى مسئله محاسبه مقدار مواد اهميت فوق العادهاى دارد. فروپاشى اتحاد شوروى به پيدايش سه جمهورى ديگر، غير از روسيه، كه داراى سلاح هاى هستهاى استراتژيكى هستند منجر شده است - يعنى بلاروس، قزاقستان و اوكراين. در قراردادى رسمى كه در دسامبر 1991 در آلماآتا امضا شد قرار شد روسيه بر اين سلاح ها كنترلى متمركز داشته باشد. اين كشورها در قرارداد ليسبون در مه 1992 همچنين قول دادند كه از سلاح هاى هستهاى چشم بپوشند و در مقام كشورهاى غيرهستهاى به پيمان منع گسترش بپيوندند. علاوه بر اين آنان در همان قرارداد موافقت كردند كه توافق هاى استارت را محترم شمارند و سلاح هاى هستهاى خود را يا به روسيه انتقال دهند يا در عرض مدت هفت سال پس از اعتبار توافق استارت آنها را نابود كنند.
چنين تصور مىشود كه اوكراين 1250 كلاهك هستهاى دارد كه روى موشكهاى بالستيكى، استراتژيكى درون سيلوها سوار شده است. اين موضوع كه اوكراين تعهد خود را به پيوستن به مقررات استارت و پيمان منع گسترش محترم خواهد شمرد يا نه در حال حاضر معلوم نيست، و اين نكته در مورد آن توافقها ترديد ايجاد مىكند و اين امكان را به وجود مىآورد كه اوكراين به عنوان يك قدرت داراى سلاح هاى هستهاى باقى بماند. اگر اوكراين اين سلاحها را حفظ كند، محاسبات استراتژيكى ايالات متحد و روسيه را بسيار پيچيده خواهد ساخت و بر مسير مذاكرات آينده آنان درباره خلع سلاح تاثير خواهد گذاشت.
به علت حالت هرج و مرج موجود در جمهوري هاى سابق شوروى، در مورد نگاهدارى بى خطر و حسابرسى سلاح هاى هستهاى، قسمتهاى اصلى هستهاى، مواد شكافتپذير و تجهيزات حساس در آن كشورها نيز شك و ترديد زيادى وجود دارد. يك مايه نگرانى ديگر شمار زياد دانشمندان و مهندسان هستهاى شوروى سابق است كه اكنون بيكار شدهاند. براى استخدام آنها در روسيه و كشورهاى ديگر طرح هايى تهيه شده، اما اين طرح ها راه حلى محدود براى يك مشكل جدى است.
نگرانى اصلى اين است كه گذشته از كاركنان آموزش ديده مقدارى از اين مواد هستهاى مفقود شده، اگر نه سلاح هاى كامل، به دست كسانى بيفتد كه خواستار آن هستند.
مسائلى كه عراق، كره شمالى، افريقاى جنوبى، و جمهوري هاى سابق شوروى به وجود آوردهاند، بر روى هم بزرگترين دشوارى را در زمينه مقررات منع گسترش تشكيل مىدهد. چنين وضعى اين نياز را به وجود آورده كه، به جاى تقويت كنترل بر انتقال فنشناسى هستهاى و فضايى و موشكى به كشورهاى فاقد سلاح هاى هستهاى، راه حل اساسىترى يافت شود. محروم سازى، احتمال موفقيت زيادى ندارد و كشورهاى فاقد اين فنشناسى را تشويق مىكند كه با منابع داخلى خود آن را به دست آورند. به جاى آن بايد براى علت هاى اصلى منازعات بين المللى فكر اساسىترى كرد. اين كار نيازمند آن است كه ايالات متحده و قدرت هاى غربى با كشورهايى كه به دستيابى به سلاح هاى هستهاى نزديكند يا توانايى آن را دارند بيش از گذشته همكارى نشان دهند، زيرا اين كشورها توانايى آن را دارند كه به نظام منع گسترش كمك كنند يا به آن آسيب برسانند.
شناخت اين نكته نيز ضروروى است كه در چنين موضوع هايى تبعيض يك مسئله مهم است و نظامى كه به بعضى كشورها اجازه مىدهد سلاح هاى هستهاى خود را حفظ كنند و آنها را بهبود بخشند، و در همان حال از ديگران مىخواهد كه از توانايى خود در اين مورد استفاده نكنند، چندان مورد قبول واقع نخواهد شد، زيرا در نظام بين المللى روحيه برابرى خواهى و عقايد دموكراتيك روز به روز نيرومندتر مىشود. بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه براى پيشرفت بيشتر نظام منع گسترش، و دستيابى كشورهاى بيشترى به اين سلاح ها، فرصت برابر وجود دارد.