جنگ رسانه اي ازجمله مقولاتي است كه از مطرح شدن آن در سطح روابط بين الملل، زمان زيادي نمي گذرد. استفاده از رسانه ها براي تضعيف كشور هدف بهره گيري از توان و ظرفيت رسانه ها به منظور دفاع از منافع ملي، بنيادي ترين تعريف از جنگ رسانه اي است كه از جنگ هاي جديد و اصطلاحاً نرم (soft war) به شمار مي رود.
كتاب كجنگ نرم 2: ويژة جنگ رسانه اي»، ازجملة جديدترين كتاب هايي است كه در حوزة جنگ هاي رسانه اي و تبليغاتي، به علاقه مندان اين سلسله از مباحث تقديم مي شود. اين كتاب، شامل چهارفصل و يك بخش كضمايم» است كه در فصل نهست آن تحت عنوان كتعاريف و مفاهيم جنگ رسانه اي»، عناصر و فنون تبليغات، جنگ جويان رسانه اي، جنگ و سانسور خبري، ديپلماسي رسانه اي در جهان و آمريكا، رسانه ها و نومحافظه كاران آمريكا مطرح شده اند.
در فصل دوم كه با عنوان كابزارهاي جنگ رسانه اي» مشخص شده است، با راديوهاي بين المللي، تلويزيون هاي ماهواره اي، ماهواره ها و خبرگزاري ها آشنا مي شويم. بخشي از اين فصل، اشاره به جنگ پارازيت ها و جنگ تلويزيون ها دارو و البته قسمت قابل توجهي از آن هم، به معرفي تلويزيون هاي ماهواره اي اختصاص يافته است. امروزه ماهواره ها، بخش عمده اي از زيربناي ساختار ارتباطات و اطلاعات را شكل داده اند و تكنولوژي ماهواره اي، پيشتاز اطلاع رساني گسترده و عاملي قوي براي تغييرات و دگرگوني هاست.
از ديگر بخش هاي شايان توجه اين فصل، چالش هاي رسانه هاي الكترونيكي مدرن هستند كه به اين ترتيب مطرح شده اند: 1. ظهرو شيوة جديد اطلاع رساني متفاوت با شيوه هاي گذشته؛ 2. آگاهي آفرينيِ همراه با سلطه؛ 3. جهاني شدن فرهنگ(غربي)؛ 4. تغيير هويّت و ذهنيت؛ 5. افزايش نابرابري؛ 6. زمينه سازي مناسبات جديد؛ به اين معنا كه اينترنت و ارتباط با آن، امكان پيدايش انواع جديد كنش متقابل را مطرح مي كند؛ يعني در صفحات اينترنت، كاجتماعات بالقوّه»اي شكل مي گيرد كه به نظر محققان، موفقيت آنها، عملاً نشانة زوال اجتماعات كواقعي» انسان هاست.
در فصل سوم تحت عنوان ككاربردهاي جنگ رسانه اي»، ضمن بيان سابقة عملكرد رسانه ها در جنگ، بين پوشش خبري جنگ اول خليج فارس- كه نمونه اي بارز از جنگ رسانه اي است- و پوشش جنگ دوم خليج فاس، مقايسه اي صورت گرفته است. بعد هم پروژه اي موسم به كخبرنگران همراه» مطرح شده است؛ پروژه و به عبارتي پديده اي كه براساس آن، طبق يك طرحِ ازقبل برنامه ريزي شده، وزارت دفاع آمريكا، از ماه ها قبل از شروع جنگ، اقدام به گزينش و آموزش خبرنگاران خاصي از ميان رسانه هاي ارتباط جمعي كرد كه در طول جنگ هم در درون واحدهاي نظامي بودند. البته انتقادات صريح و محكمي هم به اين پروژه كه ناقص اصول حرفه اي رسانه اي است، شده است. ديگر عناوني مهم فصل سوم عبارتند از: تجهيزات پوشش رسانه اي جنگ، وبلاگ ها و جنگ، ساماندهي تظاهرات ضدّجنگ از طريق اينترنت، دستورالعمل هاي پنتاگون و كاخ سفيد (كه در جنگ مشترك آمريكا و انگليس با عراق، به CNN و خصوصاً خبرنگاران همراه ابلاغ مي شد)، جنگ ويتنام و جنگ رسانه ها، تروريسم رسانه اي.
همان طور كه سياستمداران و بازرگانان در دهكدة جهاني به تبليغات نياز دارند، تروريست ها نيز براي تبليغ كار خود، از رسانه ها استفاده مي كنند. هدف تروريسم، ايجاد تأثيري رواني در مقياسي بسيار وسيع تر از نتايج فيزيكي حادثة تروريستي است؛ هدفي كه فقط به كمك پوشش رسانه اي تحقق مي يابد. از همين روست كه تروريست ها، به ندرت مسئوليت اعمال خشونت آميز را منكر مي شوند.
عنوان فصل چهارم كتاب هم كايران و جنگ رسانه اي» است. در اين فصل، نويسنده ضمن توجه دادن به قدرت تأثيرگذاري بالاي راديو در مخاطبان به خصوصاً تأثير مهم آن در جنگ رسانه اي و سپس معرفي اجمالي مهم ترين راديوهاي فارسي زبان، جنگ رسانه اي مبتني بر راديوها را با گمان قوي، تنها بُعد جنگ رسانه اي غرب عليه ايران دانسته است؛ چيزي كه با ساده ترين ابزارها (يك راديوي موج كوتاه) و در تمام مدت 24ساعت شبانه روز در تمام مناطق، حتي در دورافتاده ترني روستاها و توسط تمامي قشرها، قابل شنود است. سپس نمونه اي از جنگ راديويي عليه ايران ذكر شده است و بعد هم معرفي تعدادي از تلويزيون هاي ماهاره آي فارسي زبان، كه عمدتاً در آمريكا مستقر هستند و اكثر آنها عليه نظام جمهوري اسلامي و هنجارهاي اجتماعي و رسمي، برنامه پخش مي كنند.
ديگر بخش هاي اين فصل عبارتند از: شبكة ITC ايراني، استفادة چندمنظوره از اينترنت و ماهواره، سايت هاي اينترنتي فارسي، مطبوعات و خبرگزاري ها، تأثير رسانه هاي الكترونيكي جديد بر ايران، اقدامات و توانمندي هاي ايران، استقبال مردم عراق از العالم، آسيب پذيري ساختار رسانه اي در ايران.
در بخش ضمايم كتاب هم، در قالب آمار و جدول ها مي توان به اطلاعات ذيل دست يافت: نخستين ماهواره ها، ارتباطات كابلي اروپا (برحسب خانواده ) سازمان هاي عمدة توزيع ماهواره اي اروپا، وضعيت ارتباطات كابلي و ماهواره اي اروپا در سال 1994، خدمات ماهواره اي رقمي (۱۹۹۷)، شبكه هاي جهاني ماهواره اي و مناطق پوشش آن، سيستم شماره گذاري كانال دريافت تلويزيون ماهواره اي. به نظر مي رسد كه اين كتاب توانسته است زواياي مبهم جنگ رسانه اي را- كه كمتر به طور علمي مورد بحث قرار گرفته اند- روشن كند و از آن جا كه بخش زيادي از مباحث كتاب، با شواهدي جديد همراه است (خصوصاً نمونه هايي از جنگ مشترك آمريكا و انگليس با عراق)، از جهت تقريب به ذهن، بسيار سودمند است و به درك راحت تر خوانده كمك مي كند.