طبق گزارشات رسيده از روزنامه وال استريت ژورنال دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا طرح دبيركلي " ناتو با نام بوش به سازمان كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) ارائه كردهاست.
به نظر ميرسد كه دونالدرامسفلد به عنوان يكي از تئوريسينهاي آمريكايي كابينه بوش، با طرح دبيركلي بوش در ناتو، درصدد آن است تا با مهم جلوه دادن نقش بوش در سطح بينالمللي خصوصاً اروپا، تاحدي از چهره خشن و منفي بوش بكاهد، اما سؤال اساسي اينجاست كه با توجه به اينكه كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) از اهداف و سياستهاي بوش و گروه " بازها " مبني بر جنگ عليه عراق حمايت چنداني نكردند، دونالدرامسفلد از معرفي بوش به عنوان دبيركل " ناتو " چه اهدافي را دنبال ميكند؟
ديد گاه اول : همانطوريكه وزارت دفاع آمريكا ( پنتاگون ) چندي قبل اعلام كرده بود كه دولت ايالات متحده حاضر است به طور همزمان در مرز جبهه،به عنوان مثال عراق و كرهشمالي، وارد جنگ شود، بنابراين ميتوان اينگونه نتيجهگيري كرد كه اگر آمريكا و متحدانش مثلاً بريتانيا،اسپانيا، مجارستان و ... همگي توان نظامي خود را در جنگ عليه عراق صرف كنند طبيعتاً نيروي براي نبرد در جبههي ديگر در اختيار نداشته و لذا شايد يكي از اهداف ديركلي ناتو به نام بوش در همين راستا باشد. بوش ميتواند با كسب چنين قدرتي از فشارهاي اقتصادي كه به دنبال وارد شدن در جنگ عليه كشورهايي كه از طرف سازمانهاي خاص حمايتهاي مالي و تسليحاتي ميشوند بكاهد. به عنوان مثال: اگر آمريكا بخواهد يك كشور عربي را مورد تهاجم قرار دهد، از آنجائيكه اين كشور عربي مورد حمايت اتحاديه عرب قرار دارد، حمله كردن آمريكا و بريتانيا به اين كشور، مستلزم اقتصاد بسيار بالائي است. لذا دبيركلي ناتو براي بوش ميتواند با همراهسازي اعضاي ناتو در اين گونه موارد از فشارهاي اقتصادي آمريكا و متحدانش بكاهد. يا مثلاً در رفع بحران هستهاي كرهشمالي وادار كردن اين كشور به توقف برنامههاي هستهاي و سلاحهاي كشتار جمعي خود. آمريكا در اجراي سياست مهار سياسي و اقتصادي كرهشمالي براي تشديد فشارهاي اقتصادي عليه كرهشمالي با چالشهاي متعددي روبروست كه اين طرح ميتواند بسياري از اين چالشهاي را كاهش بدهد.
ديدگاه دوم: بوش با قرارگرفتن در رأس قدرت سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) ميتواند از حمايت كشورهاي عضو اتحاديه اروپا برخوردار شود و از روابط تيره آمريكا و اتحاديه اروپا بكاهد.
يكي از سياستهايي كه بوش در درازمدت آن را دنبال ميكرد، جلب حمايت اروپائيان براي اجراي طرح ملي دفاع موشكي بود و هنوز هم ادامه دارد. خشم اروپائيان در ماه ژوئن 2001 رسوايي ديپلماتيك بزرگي براي ايالات متحده در پي داشت. ديپلماتهاي اروپايي در نمايش خيره كننده از بي احترامي نسبت به آمريكا، اين كشور را از كميسيون حقوق بشر سازمان ملل اخراج كردند و از تأييد طرح دفاع موشكي آمريكا امتناع ورزيدند.
اين تحقيرها نقش زنگ بيدار باش را براي دولت بوش به صدا درآورد و مقامات آمريكا آرامآرم فهميدند كه نميتوانند برنامههاي خود را به راحتي بردنياي پيچيده امروز تحميل كنند.
بر همين اساس ايالات متحده ميتواند با قرار گرفتن بوش در رأس ناتو، از حمايت كشورهاي اروپايي تأثير گذار در پيشبرد اهداف جهاني خود برخوردار شود و از اروپا به عنوان جايگاه مطمئني براي سرمايهگذاري آمريكا استفاده كند، « دونالد رامسفلد » طي گفتگويي با فاكس نيوز اعلام كرده بود كه : « پيشنهاد و دبيركلي ناتو براي بوش تنها در جهت گسترش صلح جهاني است و آمريكا نيازي به بيشتر شدن قدرت تسليحاتي ندارد.»
طبيعتاً با موفقيتهايي كه دستگاه سياستخارجي ايالات متحده در افغانستان و عراق كسب كرده، محبوبيت بوش در ميان جمهوريخواهان افزايش يافته است.
از يك طرف، چنانچه طرح دبيركلي ناتو براي بوش تصويب شود، اين مسئله برخلاف تصور خيلي از منتقدين جمهوريخواهها، ميتواند به عنوان عاملي تقويت كننده پيروزي جرج دبليو بوش را در انتخابات رياست جمهوري آينده تضمين كند.
از طرف ديگر، بوش ميتواند با تصويب طرح سمت دبيركلي نوتا به عنوان يك سازمان قدرتمند در صورت ناكامي و شكست در انتخابات رياست جمهوري آينده، ارزش و اعتبار خود را در مجامع بينالمللي حفظ كند و به سياستهاي جنگ طلبانه جناح " بازها " تا تقويت و گسترش رهبري ايالات متحده در سطح بينالمللي و ايجاد صلح جهاني ادامه دهد.
بنابراين با توجه به ركود اقتصادي دولت ايالات متحده، منصوب شدن بوش به سمت دبيركل ناتو، و در اختيار داشتن كليه حوزههاي اقتصادي و نظامي كشورهاي عضو اين پيمان و با رهبري نيروهاي نظامي، ميتوانند به عنوان برگ برندهاي براي بوش در انتخابات رياست جمهوري آينده باشد و اهداف و سياستهاي بوش را تسريع كند.