تحليلگر سياسي پايگاه اينترنتي الجزيره نوشت: «بحران عـراق به جهان ثابت كرد كه واشنگتن توانايي تلفيق اكاذيب و جلوه دادن آنها به صورت يك واقعيت را دارد؛ به طوري كه اين كشور توانست بحران عراق را از اتهام سلاحهاي كشتار جمعي به سوي تغيير نظام ديكتاتوري اين كشور تغيير دهد.»
تحليلگر سياسي پايگاه اينترنتي الجزيره با ارايهي تحليلي دربارهي آمريكا و سياستهاي آن در قبال ايران آورده است: «تمام تحليلگران سياسي جهان و حتي تحليلگران سياسي ايران پس از آغاز جنگ عراق، متفقالقول بودند كه فشارها، تهديدها و اتهامات واشنگتن به سوي ايران سوق داده خواهد شد؛ زيرا هيچيك از تحليلگران، در توانايي آمريكا براي تلفيق اكاذيب در جهت منافع و خواستههايش شك نداشتند؛ به ويژه اينكه آمريكا پس از شكست در ارايهي مدارك و اسنادي جهت اثبات اتهامات عراق در داشتن سلاحهاي كشتار جمعي، توانست به سرعت با جايگزين كردن موضـوع ديكتاتوري بودن نظام عراق، خواستههايش را در اين كشور محقق سازد.»
در ادامهي اين تحليل آمده است: «بلافاصله پس از پايان جنگ عـراق، پيش بينيهاي تحليلگران سياسي تحقق يافت و آمريكا تهديدات و فشارهاي سياسي، اقتصادي و رواني خود را عليه ايران آغاز كرد و اين فشارها از اتهام ايران به دخالت در امور داخلي عراق و ايجاد هرج و مرج در اين كشور آغاز شد.»
تحليلگـر اين پايگاه با بيان اينكه چه اهداف و خواستههايي در پس اتهامات آمريكا به ايران است، افزوده است: «اگر قبـول كنيم كه اتهامات آمريكا به ايران تلفيق اكاذيب و ادعاهايي بيش نيست، اين نتيجهگيري به دست ميآيد كه آمريكا در پس اين اتهامات، به دنبال تحقق اهدافي است كه در راس همهي اهداف پيش بيني شدهي واشنگتن تامين امنيت اسراييل است. پس از آنها، متوقف كردن فعاليتهاي گروههايي چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامي به واسطهي ايجاد فشار به ايران خواهد بود.»
در اين تحليل همچنين آمده است: «اين دليلها تنها نيمي از اهداف و خواستههاي آمريكا در ايجاد فشار بر ايران است؛ اما نيمهي دوم از خواستههاي آمريكا حذف تمام كشورهايي است كه امنيت و منافع واشنگتن را تهديد ميكنند و به نوعي در مقابل اين كشور ايستادگي ميكنند؛ زيرا آمريكا كشوري مستبد و قدرت طلب است كه نميتواند به راحتي با كشورهايي كه در برابر خواستههاي سياسياش مخالفت و ايستادگي ميكنند، كنار آيد و با آن كشورها روابط مسالمت آميز برقرار كند.»
در بخش ديگري از اين تحليل، با اشاره به تواناييهاي دولت ايران براي مقابله با تهديدات آمريكا، آمده است: «ايران يك كشور مستقل است و هرگز تسليم باج خواهيهاي آمريكا نخواهد شد؛ به ويژه اين كه اين كشور داراي تواناييها و قدرتهايي است كه واشنگتن قطعا قبل از هرگونه اقدام نظامي، اين تواناييها را در نظر ميگيرد.
اولين توانايي ايران در برابر آمريكا، اعتقادات ديني راسخ و اتحاد مردم دربارهي اين اعتقادات همچون شهادتطلبي و وطن پرستي است؛ به طوري كه اگر هرگونه تعرضي از جانب آمريكا به ايران صورت گيرد، امواجي از گروههاي مردمي چون بسيج براي مقابله با هر نوع تهديدي در برابر دشمن صف آرايي خواهند كرد.»
اين پايگاه دومين توانايي ايران را حمايت تمام گروههاي اسلامي و شيعه برشمرده و آورده است: «آمريكا برخلاف آن چه كه از عمليات شهادت طلبانه در عراق مشاهده كرده بود، در ايران با امواجي از عملياتهاي شهادت طلبانه روبرو خواهد شد كه تعداد آنها از دهها هزار تن نيز بيشتر خواهد بود؛ زيرا حمايت از ايران در برابر حملات نظامي آمريكا، تنها به شركت مردم اين كشور محدود نخواهد بود و تمام طرفداران نظام ديني ايران در سراسر جهان منافع آمريكا را هدف قرار خواهند داد؛ چرا كه هر يك از اين افراد يا گروهها، آمادگي جان فشاني براي حمايت از ايران را دارند.»
به نوشتهي اين تحليلگر، سومين توانايي ايران در قبال آمريكا اين است كه واشنگتن هيچ گونه اطلاعات موثقي از قدرت نظامي ايران ندارد و در صورتي كه بدون به دست آوردن اين اطلاعات اقدام به حملهي نظامي به ايران كند، در واقع اقدام به ريسك بزرگي كرده است. لذا قبل از انجام اين حمله، به سازمان ملل فشار خواهد آورد كه مانند موضوع عراق وارد صحنه شود و اقدام به بازرسي تسليحات ايران كند تا از داشتن يا نداشتن قدرت نظامي ايران اطمينان حاصل كند.
در بخش پاياني اين تحليل ميخوانيم: «با توجه به وقايع گفته شده، حملهي آمريكا به ايران بسيار دور از منطق و بعيد خواهد بود؛ زيرا آمريكا به خوبي ميداند كه برجستهترين ضعف موجود ميان مردم ايران اتحاد و همبستگي در صورت احساس خطر و مقابله در برابر آن است. بنابراين واشنگتن راه دوم را براي جنگ با ايران انتخاب ميكند و راه دوم ايجاد اختلاف و بي ثباتي سياسي در داخل ايران است.»