MDG و شكلگيري آن:
هر چند كشورهاي توسعهيافته ادبيات حقوقي مخصوص به خود را دارند ليكن دول در حال توسعه هيچ گاه در پي آن نيستند تا بدون چون و چرا عقايد خود را كنار بگذارند. اين مسأله در تمامي عرصهها از جمله حقوق بشر تجلي يافته است. به عبارت بهتر، عاليترين شكل تجلي اختلاف عقايد شمال و جنوب در قضيه اين حقوق ميباشد. هر چند آزاديهاي مطمع نظر گروه كشورهاي شمال كاملاً با افكار و آراء آنان منطبق است ليكن آنها هيچ علاقهاي به پذيرفتن برخي حقوق كه كشورهاي جنوب به آن عقيده هستند، ندارند. در موج سوم حقوق بشر كه پس از موجهاي اول و دوم پديد آمده و در لايه سوم آن جهان توسعه نيافته به خاطر كثرت عددي و تفاوت ديدگاهها استيلاء خود را بيشتر از قبل بر حقوق بشري نشان داده است حقوق بنياديني همچون حق توسعه جايگاه رفيعي را در مناسبات بينالمللي به خود اختصاص داده است. مجمع جهاني اقتصاد همواره شاهد مبارزات جدي كشورهاي مذكور با دول شمال ميباشد. عليالخصوص آفريقاييها سعي فراواني ميكند تا با توسل به حق توسعه علاوه بر بخشوده شدن ديون هنگفت كه از اروپاييها اخذ كردهاند، برخي فناوريهاي مورد نظر خود را از كشورهاي توسعهيافته وارد نمايند.
مبنا قرار گرفتن لفظ توسعه براي تقسيم كشورها و جاي گرفتن عدهاي از آنها در گروه توسعه یافتهها و گروهي ديگر در ميان توسعهنيافتهها خود گوياي اهميت اين مبحث ميباشد. كشورهاي جنوب همواره سعي ميكنند حق توسعه را به عنوان يكي از مظاهر مسلم حقوق بشر معرفي نمايند ليكن شماليها چه به صورت صريح و چه به صورت ضمني در مقابل آن ايستادگي ميكنند. علت اين مقاومت آثار بعدي مترتب بر پذيرش اين مسأله ميباشد. اين كشورها به خوبي منظور جنوبيها را از حق توسعه و آثار و مسائل مترتب بر آن را ميدانند و از اين رو چندان تمايلي به حق مذكور نشان نميدهند. از سوي ديگر شكاف به وجود آمده بين فقير و غني هر روز عميقتر ميشود و اين مسأله چه از لحاظ تفكرات كمونيستي و چه از لحاظ توانايي بازار كشورهاي توسعهنيافته به سود كشورهاي گروه شمال نخواهد بود. از اين رو آنها نيز نميتوانند در اين باره بيتفاوت بنشينند.
در آستانه قرن جديد ميلادي تلاش جدي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد شكل گرفت تا ضمن تلاس مجدد براي حق توسعه به آن صبغه جهاني نيز داده شود. هدف سوم اين تلاش قاعدهمند كردن زمينههاي اين حق و همچنين هماهنگ كردن خواستههاي دولتها هنگام ورود به هزاره سوم ميلادي بود. اين مباحث مورد حمايت دبيركل سازمان ملل نيز قرار گرفت و در همان بهبوهه جشنهاي هزاره سوم بينانيهاي به عنوان بيانيه هزاره به تصويب رسيد. هر چند اين مصوبه در مجمع عمومي مصوب شده و همانند اكثريت قريب به اتفاق مصوبات آن از قدرت اجرايي مستقيم برخوردار نيست ولي رأي بالايي كه به آن داده شد باعث گرديد تا توجه همه به اهميت موضوع در هزاره سوم جلب شود. سازمان ملل يك مجموعهاي از مقاصد توسعه و اهداف توسعه هزار ساله و شاخصهاي مشخصي براي نشان دادن پيشرفت در جهت كاهش فقر، گرسنگي و ديگر مسائل مهمي كه در پيش گرفته است و همچنين دسترسي به اطلاعات و تكنولوژي آن را تدوين كرد و آن را با عنوان MDG به تصويب رساند.
در اين اعلاميه چنانچه گفته شد سعي بر اين بود تا نيازهاي مسلم و همگاني كشورهاي توسعهنيافته شناسايي و برنامهريزيهاي لازم در خصوص آن براي هزاره سوم صورت گيرد. از نكات مهمي كه با عنوان هدفهاي توسعهاي اعلاميه هزاره سوم ميتوان برشمرد عبارتند از: 1ـ ريشهكني فقر شديد و گرسنگي 2ـ عموميسازي آموزش ابتدايي 3ـ پيشبرد برابري جنسي 4ـ كاهش مرگ و مير كودكان 5ـ گسترش بهداشت و سلامت مادران 6ـ مقابله با ايدز، مالاريا و نظاير آن 7ـ تأمين محيط مناسب براي توسعه پايدار
نقش اينترنت در MDG
بند 18 بيانيه هزاره چنين آورده است: با همكاري بخش خصوصي مزاياي تكنولوژيهاي جديد را بيشتر قابل استفاده كنيد. مخصوصاً در بخشهاي ارتباطات و اطلاعات.
چنانچه مشخص است اين بند دقت در نقش ارتباطات و اطلاعات را بسيار حياتي دانسته است زير اين دو ميتوانند نقش تعيينكنندهاي در توسعه پايدار هزاره سوم داشته باشند. اينترنت اجازه دسترسي به اطلاعات را در هر جا و هر زمان فراهم مينمايد و وعدههاي اصلي بيانيه هزاره در خصوص بهداشت و مراقبتهاي بهداشتي، ارائه آموزشهاي مختلف و حفاظت از محيط زيست را تحقق ميبخشد.
از اينجا بود كه سازمانهاي تخصصي و عليالخصوص ITV بر توجه ويژه به نقش اين فناوريها تأكيد كردند.
اتحاديه بينالمللي مخابرات با تأكيد بر ضرورت استفاده از تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات نقش اينترنت را براي دسترسي به موارد مورد نظر بيانيه هزاره را بسيار حياتي خواند.
اين اتحاديه از آنجايي كه يكي از سازمانهاي تخصصي بوده و منشور وظايفي را به همين خاطر بر عهدهاش نهاده است با توجه به بند 10 بيانيه هزاره وارد عرصه شده و فعاليتهاي جدي را در اين خصوص آغاز كرد. ITV طي يك گزارش در مورد شاخصهاي دسترسي به اطلاعات ديجيتال براي جامعه اطلاعاتي (DAI) اهميت آن را در جهت رسيدن به هدفهاي اعلاميه سران جهان به مناسبت فرا رسيدن هزاره جديد در مقر سازمان ملل را مورد توجه قرار داده است.
اتحاديه مخابرات با توجه ويژه به موضوع، برنامههاي خود را براي تحقق به اهداف بيانيه هزاره تدوين نموده است كه از جمله رئوس اين برنامهها ميتوان به موارد زير اشاره كرد: 1ـ توسعه تلفن روستايي در بنگلادش براي مقابله با فقر 2ـ افزايش استفاده از ICT توسط معلمان پنال 3ـ پيشبرد آموزش زبان در استراليا با روشهاي الكترونيكي 4ـ مبارزه با ايدز با آموزشهاي الكترونيكي و برنامههاي ديگري كه در كشورهاي مختلف از قبيل اوگاندا، ساحل عاج و نقاط ديگر در دست اجراست.
كارشناسان معتقدند امكانات اينترنت براي نيل به ديگر اهداف MDG نيز مؤثر است و به همين خاطر اينترنت و تواناييهاي آن عميقاً مورد توجه كشورها قرار گرفت. البته سازمان ملل از قبل هم به اين مسأله فكر كرده بود و بيانيه هزاره تنها تلاش و اولين تلاش سازمان ملل به حساب نميآيد.
DAI يا شاخص دسترسي ديجيتالي:
اتحاديه بينالمللي مخابرات چنانچه گفتيم در يك گزارش شاخصهاي دسترسي به اطلاعات ديجيتال را معرفي نمود. اين شاخصها در ديد كلي مجموعهاي از 178 فاكتور اقتصادي است ليكن ITV در نهايت با تركيب همه اين زمينهها پنج مبحث عمده را انتخاب و روي آنها تأكيد ويژه كرده است اين پنج زمينه عبارتند از: 1ـ سودمندي و قابل استفادگي زيرساخت 2ـ مقرون به صرفهگي دسترسي به اينترنت 3ـ سطح تحصيلات عمومي جامعه 4ـ کیفيت سرويسدهيهاي اينترنتي 5ـ ميزان و آمار استفاده از اينترنت در واقع ابزار اصلي براي سنجش هدف كليدي مذكور در خصوص استفاده از مزاياي تكنولوژيهاي جديد همين شاخص دسترسي ديجيتال ميباشد.
موضعگيري دبير كل:
كوفي عنان 67 ساله كه هشتمين سال دبير كلي خود را پشت سر ميگذارد شخصيتي است كه به خاطر آنكه از ابتداي فعاليت حرفهاي خود وارد سازمان ملل شده به خوبي با آن آشناست و به تمام ظرفيتهاي آن آگاه است. وي معتقد است سازمان ملل بايد بداند در شرايط گوناگون چطور عمل كند. تواناييهاي فردي عنان هر چند مورد ترديد نيست ليكن فعاليتهاي حرفهاي علاوه بر اينكه از او يك فرد حقوقدان بينالمللي متبحر ساخته يك ديپلمات نيز پرورش داده است از اين رو موضعگيريهاي او همواره با توجه ويژه به مقتضيات زمان صورت ميگيرد.
عنان همچنين معتقد است كه سازمان ملل نبايد در هيچ بحراني به عنوان تماشاچي باشد وي همواره سعي كرده است نقش خود را به عنوان دبيركل به خوبي ايفا نمايد همچنين تلاش ميكند رسالتي كه پطروس غالي نتوانست به انتها رساند را به نتيجه رسانده و ظرفيتهاي شغلي دبير كل را بالاتر ببرد. در زمينه جامعه اطلاعاتي نيز عنان موضع فعالي داشته است. افتخار برگزاري دو اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي در دوره دبيركلي او مسأله قابل توجهي است سخنراني وي در اجلاس ژنو نيز حاكي از همين مسأله است زيرا او نميتوانست خوشحالي خود را از اين بابت مخفي كند وي در اين سخنراني خوشنودي مذكور را در پشت عباراتي پنهان ميكرد ليكن به خوبي هويدا بود كه او از كار خود راضي است در قسمتي از سخنراني عنان اشاره كرد: موضوع اصلي اغلب اجلاسهاي جهاني موضوع تهديد ماست اما اين اجلاس از آنجا كه به چگونگي بهرهبرداري از يك فرصت ميپردازد در نوع خود بيهمتاست.
تلاش دبيركل را در خصوص جامعه اطلاعاتي در چند زمينه ميتوان بررسي نمود. اول تا زمان برگزاري اجلاس جهاني سران جامعه اطلاعاتي در ژنو؛ دوم در خصوص مديريت گروه كاري حاكميت بر اينترنت و سوم نقش او در اجلاس تونس.
اول ـ تا زمان اجلاس ژنو:
موضعگيريهاي عنان به عنوان دبيركل نشان از همراهي او با كشورهاي در حال توسعه بود. كوفي عنان كه در ابتداي انتخابش به عنوان شخصی آمريكايي شناخته ميشد و با حمايت ايالات متحده به دبيرخانه رفته بود پس از انتخاب مجددش به اين پست موضعگيريهايي عليه ايالات متحده داشته است. از جمله آنها ميتوان به جريان جنگ عراق و همچنين مسأله جامعه اطلاعاتي پرداخت. ايالات متحده كه هم اكنون حاكم مطلق محيط اينترنت ميباشد تصور نميكرد كه حتي كوفي عنان نيز با ديگران همراه شده و بر لزوم تحولات در اين عرصه تأكيد نمايد. وي ضمن اظهارنظري بيان داشت: بسياري از آنچه هماكنون در روي محيط وب قرار دارد با نيازهاي اصلي مردم فاصلههاي عميقي دارد. فعاليتهاي وي به همراه دبيركل ITV و همراهي كشورهاي در حال توسعه بسيار مؤثر بود تا اجلاس ژنو به نتيجه برسد. همچنين پس از آنكه كشورهاي آفريقايي صندوق همبستگي ديجيتال را تشكيل دادند كوفي عنان به حمايت از اين مسأله پرداخت و گروه ضربت سازمان ملل درباره جامعه اطلاعاتي نيز نتيجه همدلي عنان با آفريقاييها بود.
دوم ـ گروه WGIG:
گروه كاري حاكميت بر اينترنت از نتايج اجلاس ژنو به شمار ميرود. در اين اجلاس تصميم بر اين شد تا كليات موضوع مورد كنكاش و تصويب قرار گرفته ولي مباحث عملياتي به اجلاس بعدي در تونس محول شود. تيمي كه مسوول آمادهسازي مباحث عملياتي شد گروه WGIG بود كه مديريت آن به عهده كوفي عنان سپرده شد. هر چند بسياري تصور ميكردند كه اين مسووليت به عهده دبيركل ITV كه رياست اجلاس WSIS را در ژنو به عهده داشت سپرده ميشود ليكن عنان كه توانسته بود اطمينان در حال توسعهها را به خود جلب كند مستقيماً كليددار WGIG شد. تاكنون گروه كاري مذكور دو اجلاس برگزار كرده. در اجلاس روم دبيركل طي سخناني از شركتكنندگان خواست تا هدف اصلي را از نظرشان دور نكنند و آن هدف كمك به اقصی نقاط دنياست تا زندگاني آزاد و شايستهاي براي خود بسازند. عنان ادامه داد: هر آنچه ميكنيد بايد كمكي باشد به توسعه انساني. همراهي دبيركل با كشورهاي در حال توسعه در مباحث توسعه و همچنين ايدههاي آنها درباره جامعه اطلاعاتي به همراه دلايل ديگر وي را تا حد استيضاح از پست دبيركلي نيز پيش برد و كم مانده بود به عنوان اولين دبيركلي كه مسأله استيضاح براي او مطرح ميشود در تاريخ ماندگار گردد. ليكن اينجا نيز حمايت در حال توسعهها و حتي اروپاييها او را ماندني كرد.
سوم ـ اجلاس تونس:
به نظر ميرسد نقش محوري عنان در تونس نيز حفظ شود. وزنه دبيركلي كه هماكنون مورد حمايت كشورهاي در حال توسعه است از هم اينك به نفع همين كشورها سنگيني ميكند وي در يك موضعگيري آشكار اعلام كرد: آينده اينترنت آنقدرها هم در دست كشورهاي توسعهيافته نيست چرا كه بازارهاي آنها اشباع شده است. عنان اضافه كرده است: آينده اينترنت در گرو رسيدن به ميليونها انساني است كه در جهان در حال توسعه هستند و هنوز انقلاب اطلاعاتي به آنها نرسيده است. به هر نحو كشورهاي گروه جنوب اميد فراواني دارند تا با تلاشهاي خود و همچنين همراه داشتن دبيركل نتايج مثبتي از اجلاس تونس به دست آورند.
ديگر تلاشهاي سازمان ملل درباره جامعه اطلاعاتي:
هر چند اجلاس سران جامعه اطلاعاتي در سال 2003 به خوبي برگزار گرديد ولي واقعيت آن است كه اين همه ناشي از تلاش چندين ارگان بينالمللي و از آن جمله سازمان ملل متحد ميباشد چنانچه گذشت يكي از ركنهاي اصلي اين تلاش دبيركل سازمان ملل بود. ولي علاوه بر او ديگر تلاشهايي نيز صورت گرفت كه از آن جمله ميتوان به تلاشهاي برنامه توسعه ملل متحد اشاره كرد. يونيرو در نيمه اول دهه 1990 براي توسعه زيرساختها تا حدود 30 ميليارد دلار براي ارتباطات دور كمك كرده است. وقتي سال 1995 را با شرايط كنوني مقايسه كنيم زحمات فراواني كه در اين زمينه كشيده شده است بيشتر آشكار خواهد شد در سال 1995 ضريب نفوذ تلفن در كشورهاي کمتر توسعهيافته يك خط تلفن براي هر 350 نفر بود در سال 1998 در كل جهان مجموع 844 ميليون خط تلفن وجود داشت حال آنكه اين ميزان در سال 2003 به يك ميليارد و يكصد و چهل و هفت خط رسيد. وقتي آمار منفي رشد زيرساخت ارتباطات دور يعني تلفن در ايالات متحده و كانادا را در كنار پيشرفتهاي سريع برخي دول در حال توسعه بگذاريم مشاهده اين تحولات هر چه بيشتر ما را در اين تلاشها واقف خواهد كرد.
نيروي ضربت سازمان ملل نيز چنانچه قبلاً اشاره شد براي جامعه اطلاعاتي تشكيل شده و تلاشهاي مثمر ثمري در برگزاري اجلاس ژنو انجام داده است. اين مسأله به پيشنهاد اتحاديه آفريقا به وقوع پيوست.
قصد اصلي سازمان ملل يافتن جايگاهي مناسب در مناسبات مربوط به ICT جهاني بود. اين سازمان به عنوان تنها سازمان عام جهاني به خوبي دريافته بود كه قرن آتي كاملاً با تمدن اطلاعاتي در هم آميخته است. به همين خاطر تلاش ميكرد تا سهمي از اين عرصه را به خود اختصاص دهد. در اين ميان هر چند ايالات متحده موافق نبود تا حاكميت خود را بر اينترنت از دست بدهد ليكن همصدا شدن در حال توسعهها و همچنين واقعيت پلورال اينترنت براي رشد و پيشرفت آن و البته بازارهاي دول در حال توسعه كه ايالات متحده نميخواست آنها را از دست دهد همگي دست به دست هم داد تا زمينه براي سازمان ملل فراهم شود.
بروز شكاف بين فقير و غني مسأله جديدي نيست ولي جامعه اطلاعاتي موجب شد تا اين شكاف به عميقترين ميزان خود در سالهاي اخير برسد. از اين رو تمامي كشورها و البته در رأس آنها سازمان ملل متحد به فكر افتادند تا اين وضعيت را كمي بهبود بخشند. بدون شك سازمان ملل در زمينه اجلاسهاي سران نقشي انكارناپذير داشته و هماكنون نيز مديريت تحولات را بر عهده گرفته و اميدوار است در سال جاري ميلادي و در تونس وضعيت را هر چه بيشتر مساعد گرداند.
جامعه اطلاعاتي و نقش آن در جامعه جهاني:
دگرگوني وسايل ارتباطي و پيشرفتهاي چشمگيري كه در اين عرصه به وجود آمد نوعي بازشناسي درباره آنها را ضروري ساخته است. پس از اينكه در سالهاي 1960 تا 1970 اولين انديشهها درباره ايجاد جامعه اطلاعاتي رونق يافت آمادهسازي جهان براي اين تمدن جديد شكل محكمتري به خود گرفت. اولين تفكرات در آثار چند اقتصاددان و جامعهشناس دانشگاههاي ايالات متحده به خصوص فرتيز ماكاروپ و دانيل بل مشاهده ميگردد. تفاوت عمده جامعه اطلاعاتي با جامعه صنعتي در آن بود كه كارگران اطلاعاتي جاي كارگران صنعتي را گرفتند چنانچه حتي يك طبقه جديد معرفتي كه دانشمدار بود و بر پايه دانايي خلق شده است نيز پديد آمد.
تفاوت ديگر اين دو جامعه در آن بود كه يك ساختار تكنولوژي فكري در كنار تكنولوژي صنعتي ايجاد كرد كه به مراتب كارآمدتر و مفيدتر نيز عمل مينمايد. جامعه اطلاعاتي نيز به فراخور خود ملزوماتي دارد. همان قدر كه كارخانههاي جامعه صنعتي به وسيله مواد اوليه مختلف به كار ميافتند عنصر اصلي مورد استفاده در جامعه اطلاعاتي نيز، اطلاعات بستهبندي شده و طبقهبندي شده (ICT) ميباشد.
تفكرات ابتدايي درباره جامعه اطلاعاتي، آن را جامعه پساصنعتي ميخواند و از نظر آنها جامعه جديد يك شيوه جديد اقتصادي نبود بلكه وسيلهاي براي غلبه بر پيچيدگيهايي بود كه هر روز در حال افزايش بود.
علاوه بر آن مسأله مهمي كه در جامعه اطلاعاتي وجود دارد امكان ايجاد حق ارتباط به واسطه آن است. اكنون و پس از يك دوره طولاني ارتباطات يك سويه، فناوريهاي جديد امكان ارتباط دوسويه را فراهم آورده است. دو نوع مهم تكنولوژيهاي نوين يعني تلفن سيار و اينترنت جايگاه رفيعي را به خود اختصاص دادهاند ولي ارتباطات دوسويهاي كه به واسطه آنها و عليالخصوص اينترنت سازماندهي ميشود وضعيت جالب توجهي را فراهم كرده كه تاكنون هيچ گاه براي بشر فراهم نبوده است.
سازمان ملل نيز با توجه به همه اين ويژگيها تصميم گرفته است تا آنجايي كه ميتواند به قانونمندي اين شبكه كمك نمايد. اجلاس WSIS نمونه بارز اين تلاشهاست. كه در آن سران كشورها حاضر شدند. چون فناوري اطلاعات ترجمان جديد ثروت و قدرت است و اين دو مؤلفه بسيار مهم بوده و به ايجاد يك جهان چندقطبي و چندوجهي كمك مينمايند از اين رو فراهم آوردن مجمعي از وزراي اقتصاد يا وزراي ارتباطات كافي نبود به همين خاطر بود كه تصميم گرفته شد مستقيماً از سران دعوت گردد. علاوه بر آن دور هم جمع كردن سران فرصتي را پديد ميآورد تا آنها را در جريان اهميت و اعتبار قضيه قرار داد و حساسيتهاي بيشتري را براي آن ايجاد نمود.
سازمان ملل هم اكنون اميدوار است تا اجلاس تونس در سال جاري ميلادي نيز با موفقيت به انجام رسد كه در اين صورت وظيفه مذكور به نحو احسن به انجام خواهد رسيد.