باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 26 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فيلسوف و نياز به شك منطقي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نصرت - شاد

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

رنه دكارت، پدر فلسفه مدرن نام دارد. او آغازگر فلسفۀ جديد در غرب بود. در قرن 17 دكارت با افكار گذشته تسويه حساب نمود. او مي­گفت كه نظريات قبلي را بايد نابود كرد تا بتوان پايه­اي جديد ساخت و بايد به تمام شناخت­هاي قبلي شك كرد. بعد از كشف و تعريف انسان و طبيعت در عصر رنسانس، نياز به يك سيستم فلسفي احساس شد. اتوريته فلسفي، ديگر تنها در اختيار مقدسين يا عالمين نبود، بلكه فيلسوفان مستقل و غيروابسته نيز ميداني براي روشنگري يافتند.

در اواخر قرون وسطي زيستن و محاكمۀ گاليله و سانسور نظرات كپرنيك از طريق سازمان تفتيش عقايد كليسا، موجب شد كه دكارت قدري دست به عصا راه برود تا او نيز گرفتار نشود. او مي­گفت بدون فلسفه­گري، مانند اين است كه انسان چشم­هايش را ببندد و فراموش كند كه آنها را دوباره باز نمايد. چون جنون­هاي مذهبي در زمان دكارت بيداد مي­كرد، او به كارگرفتن عقل و خرد را براي نجات جامعه پيشنهاد نمود. دكارت نماينده يك جهان­بيني ماترياليستي ولي مكانيكي است. او مي­گفت براي شروع يك فلسفه مدرن بايد عقايد كهنه را بدور انداخت.

رنه دكارت، فيلسوف و رياضي­دان فرانسوي، خلاف خيلي از فيلسوفان پيش ازخود، نه معلم خانگي اشراف­زادگان بود و نه در دانشگاهي دكترا گرفت. او مي­گفت بايد بتوان حقايق فلسفي را مانند احكام رياضي ثابت كرد و يا روش و متدهاي رياضي را نيز در فلسفه بكار برد. دكارت نخستين فيلسوفي است كه كوشيد با كمك روش رياضي در فلسفه از جزء به كل برسد. او مي­نويسد، فلسفه مي­تواند از ساده به پيچيده و از جزء به كل به پيش برود؛ همانطور كه در روش رياضي، هر اصلي بر اصل ديگر تكيه دارد. به نظر دكارت، بي­اطلاعي از موضوعي، اغلب زمينه­اي است براي شروع شناخت جديد آن. دكارت اولين فيلسوف با يك جهان­بيني سيستماتيك، پيش از لايبنيتس، لاك، هيوم و كانت است. او كوشيد با كمك عقل همچون اسپينوزا و لايبنيتس از جزء به كل برود. فيلسوفان تجربه­گرا مانند لاك، هيوم و بركلي، نمايندگان روش حواس تجربي براي شناخت بودند.

شك، اولين فلسفه­اي است كه دكارت جويای آن شد. شك يعني نقد تمام باورهاي پيشين. به نظر او نقد گذشته­ها، فعاليتي خلاق و سازنده است كه دكارت آنرا شك متدي يا شك منطقي ناميد. او مي­گفت، آنقدر بايد به شك ادامه داد تا حكمي كشف شود كه خلاف آنرا اثبات كند. به نظر او به هر موضوعي مي­توان شك كرد، غير از شك به خود. حتی اصول رياضي مي­توانند گاهي آدم را به اشتباه بيندازند. دكارت خلاف سقراط مي­گفت همه چيز را مي­توان شناخت و يا دانست. به توصيه دكارت بايد فعاليت شك را تا مرز ابزورد و بي­معني بودن ادامه داد و هر عقيده بايد بتواند در مقابل شك انسان، مقاومت كند. بر اساس مثالي از او، اگر در سبدي، سيبي خراب باشد، بايد به ساير سيب­ها نيز شك نمود. شك، روشي مهم و مترقي است. حتی به كشفيات حواس نمي­توان اطمينان نمود. دكارت را مي­توان ادامه دهندۀ راه خردگرايي: سقراط، افلاطون و آگوستين دانست.

رنه دكارت در سال 1596 در فرانسه به دنيا آمد و در سال 1650 در دربار ملكۀ سوئد درگذشت. او از خانواده­اي اشرافي و مسيحي كاتوليك برخاسته بود. دكارت در جواني در جنگ­هاي 30 سالۀ مذهبي اروپا شركت نمود؛ گاهي در ارتش كاتوليك­ها عليه پروتستان­ها و گاهي در ارتش پروتستان­ها عليه كاتوليك­ها! و سرانجام بعد از ترك ارتش، او خود را با فيزيك و رياضيات مشغول نمود. به دليل روشنفكرآزاري در فرانسه آن­زمان، دكارت به هلند ليبرال و ثروتمند مهاجرت كرد. او در طول 20 سال اقامت در هلند آثار مهمي آفريد و با جهان خارج و اطراف، فقط از طريق مكاتبه وسيع و گسترده رابطه داشت. اگر ملكه سوئد كه به رشته فلسفه علاقمند بود، او را دعوت نمي­كرد، يقيناً او تا آخر عمر در هلند باقي مي­ماند. ولي در دربار ملكه سوئد عده­اي به دشمني با دكارت پرداختند، چون كاتوليك شدن ملكه را به سبب رابطه­اش با دكارت مي­دانستند.

دكارت در فلسفه يك دوئاليست، يعني طرفدار فلسفه ثنويت بود. او انسان ر اتركيبي از جسم و روح مي­دانست. حتی امروزه گروهي از فيلسوفان و دانشمندان علوم طبيعي در حال بحث روي فلسفۀ دوئاليسم هستند. ثنويت­گرايي هميشه مورد توجه فلسفۀ ايده­آليستي بوده است. دكارت در قرن 17 كوشيد تا فلسفه جديد را به يك سيستم فلسفي جهانشمول تبديل كند. فلسفه جديد در اوايل عصر رنسانس شروع شد و نه تنها خدمت مهمي به خود، بلكه وسيله­اي براي دخالت در قدرت اجتماعي شد.

از جمله آثار دكارت: اصولي براي هدايت فكر، بحثي پيرامون روش، جهان­شناسي، اصول فلسفه، علاقه به روح، بحث‌هايي پيرامون منطق، اشاره­اي به اصول فلسفه، اصول محاسبۀ ­نور و جهان در فلسفه طبيعي هستند.

كتاب اصولي براي هدايت فكر، اولين اثر او بود كه بحثي پيرامون روش و اولين كتاب منشر شده از طرف او است. كتابي برنامه­اي شامل متد و روش و فلسفه اخلاق او است. در كتاب جهان­شناسي، نكاتي پيرامون فلسفه، بحث­هايي متافيزيكي شامل بحث وجود خدا و روح ابدي آمده. كتاب  اصول فلسفه تا بعد از كانت منبع رجوع دانشمندان، اقتصاددانان، جامعه­شناسان، مربيان تعليم و تربيت و ساستمداران بود. كتاب علاقه به روح، آخرين اثر او كتابي است روانشناسانه كه باعث جدايي روانشناسي از فلسفه در قرن 19 شد. كتاب اصول محاسبۀ نور، پيرامون تشكيل رنگين‌كمان است.كتاب جهان، پيرامون فلسفۀ، طبيعي است. دكارت از انتشار اين كتاب خودداري كرد تا چون گاليله به محاكمه كشيده نشود. او دربارۀ فلسفه و علم منطق مي­نويسد، براي شناخت علمي بايد متد و روش جديدي كشف كرد. فلسفه مانند درختي است كه ريشه­اش متافيزيك، تنه­اش فيزيك و شاخه­هايش ساير علوم طبيعي هستند.

 

تماس با نويسنده:

berlen83@web.de              
 

    275 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه (440)

افراد مرتبط
●  دكارت   رنه(28)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:10/02/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب