دور از جان شما، اگر کسی در چاله بیفتد یا تصادف کند، احتمالا دست و پایش صدمه می بیند و بعد از اندکی که حالش بهتر شود، می گوید چاله را ندیدم، صدای بوق ماشین را نشنیدم. دست و پایش زخمی شده اند، اما گوش و چشمش را ملامت می کند که چرا....
هر انسان معمولی که در سلامت نسبی روح و روان بسر می برد، همین گونه انتظار ها را از گوش و چشمش دارد که به موقع ببینند و بشنوند واو را از خطرات احتمالی که پیش روی هر کسی قرار دارد، آگاه کند.
جوامع بشری نیز مانند بدن انسان، اعضا و جوارح مختلفی دارد؛ گوش وچشمي، دست و پایی و.... با یک مقایسه آسان، می توان سیستم های اقتصادی و اداری و غیره در هر کشوری را نظیر دست و پای یک انسان انگاشت؛ و قطعا در چنین مقایسه ای، چشم و گوش جوامع بشری را سیستم های اطلاعاتی تشکیل خواهند داد.
متاسفانه مدت زیادی است که پای جامعه، در چاله عمیق مفاسد اقتصادی، که در گوشه و کنار و سطوح مختلف سیستم اداره کشور دیده می شود، گرفتار شده و اعضای محرک جامعه را بر زمین کوبیده است. تورم ناشی از این ضربه و جراحات آن، آنقدر نمایان و در متن زندگی اقشار آسیب پذیر جامعه ملموس است که چندان احتیاجی به شاهد مثال ندارد.
طبیعی است که در مواجه شدن با این عارضه، پیش از هر عضوی، باید گوش و چشم را در موضع پاسخگویی نشاند که چرا پرتگاهها را ندیده و هشدارها را نشنیده اند. البته اکنون که نزدیک به 8 سال از هشدارهای صریح رهبر انقلاب در این زمینه می گذرد، جای آن نیست که مانند روزهای نخست کشف چنین اتفاقاتی برخورد شود. اما شایسته است که یک دستگاه اطلاعاتی هوشمند، اتفاقاتی را که در این بازه زمانی رخ داده، باز خوانی کند تا قدری به کشف حقایق نهفته درپرونده مفاسد اقتصادی و سرنخهای آن نزدیکتر شود.
- در سال 1376 که رهبرمان دستور صریح مبارزه با "ثروتهای باد آورده" را صادر کردند، واکنشها و اتفاقاتی رخ داد که بسیار تامل برانگیز است و سرانگشت ذهنهای حساس را تحریک می کند. اگر بعنوان یک ناظر خارجی و بدور از هیاهوهای متن حوادث، آن روزها را مرور کنی، نکاتی روشن را می بینی که قطعات کلیدی يك پازل را كامل مي كند.
آنچه هدف رهبر انقلاب از طرح بحث مبارزه با ثروتهاي بادآورده بود، جلوگيري از شكل گيري طبقه ”مترفين“ در جامعه بود كه وجود آنها، جامعه را به سمت هلاكت سوق مي داد. مانند وقايع ديگري كه اهميت فوق العاده اي داشته اند (نظير تاكيد رهبر انقلاب بر سياسي بودن دانشجويان در سالهاي 73، 74 و طي شدن يك پروسه چند ساله تا رسيدن به فاجعه كوي دانشگاه و ايجاد يك نفرت عمومي از سياست و بي توجهي به مسايل جاري كشور در قشر دانشگاهي)، اين پرونده نيز مسيري را طي كرد كه با اسم دفاع از ولايت و تلاش براي تحقق فرامين مقام معظم رهبري، محصولي داد كه درست در خواستگاه دشمنان انقلاب و مخالف فرامين رهبر انقلاب بود.
چرا كه با اسم محقق فرمان رهبري، پرونده اي تشكيل شد كه تنازعهاي ايجاد شده پيرامون آن بسياري از مديران و مسئولين رده بالاي نظام را درگير خود كرده و علاوه بر اتلاف زمان و ايجاد وقفه در كار مسئولان، تنها سريالهايي چند ساعته براي تلويزيون فراهم كرد و ديگر هيچ. بوضوح مشخص بود كه فرامين رهبر انقلاب، به سمتي سوق داده شد كه مساله را بكلي دگرگون و تدبير ايشان را ازمدار اصلي خود خارج كرده است. شاهد مدعا هم اين است كه ايشان پس از چند سال، مجددا همان محتوا را در غالب جديد ”فرمان هشت، ماده اي مبارزه با مفاسد اقتصادي“ مطرح كردند و مشخص است كه نظر ايشان در زمينه مبارزه با شكل گيري طبقه ”مترفين“،در جريان پرونده مبارزه با ثروتهاي بادآورده تامين نشده است.
- در سالهاي 77، 78 و 79 پروژه هاي قتلهاي زنجيره اي، حمله به كوي دانشگاه،فعاليت مخرب مطبوعات زنجيره اي جناح چپ سازمان و درگيريهاي ريز و درشت ديگر كه در سطح وسيعي،فضاي عمومي كشور را ملتهب و آشفته كرده بود،بشدت دستگاه اطلاعاتي كشور را مشغول كرده و ضربات سنگيني به آن وارد كرد كه اوج آنها، در پرونده قتلهاي زنجيره اي بود كه شجاعت مسئولان ارشد نظام، از شكل گيري انحرافي عميق در دستگاه اطلاعاتي كشور جلوگيري كرد.
در داخل پرانتز عرض شود كه شيوه دشمنان اصلي انقلاب اسلامي به اين صورتست كه فضا را در بخشي ملتهب مي كنند و اذهان عمومي را به آن سمت سوق مي دهند تا در جايي ديگر، بدور از نظارت مردم و بسياري از خواص، براحتي اهداف خود را محقق كنند. زنده ترين نمونه آنهم فجايع ايجاد شده توسط نيروهاي آمريكايي در جنوب عراق بود كه اذهان همه مردم جهان را متوجه خود كرد و احساسات مردم سراسر جهان را جريحه دار كرد، در حاليكه تمركز فعاليت اصلي آنها در شمال عراق بود كه مشغول خارج كردن نفت و مستقر كردن سرويسهاي اطلاعاتي اسرائيل در آنجا بوده اند.
حال با توجه به آنچه ذكر شد و دقت به اين نكته كه دنباله هاي آمريكا در داخل كشورمان با واسطه هاي متعددي به سرويسهاي جاسوسي نظام استعماري متصل اند، نمي توان از لزوم باز خواني اتفاقات آن دوره بحراني، چشمپوشي كرد. چرا كه ممكن است دستگاه اطلاعاتي كشور به سبب شدت هجمه هاي دشمنان اسلام،انقلاب وايران، بسياري از رخنه هاي ايجاد شده را نديده باشد وبعضا هشدارهاي دلسوزان و آگاهان را نشنيده باشد كه همان رخنه ها، شاهراههاي امروز بعضي از مفاسد اقتصادي شده است.
لذا ضروريست كه يك بررسي مجدد اطلاعاتي بر روي روابط و مناسبات اقتصادي آن دوره انجام گيرد تا سرشاخه هاي اصلي بسياري از مفاسد فعلي، يافته شود.
در كنار دو نكته مذكور، نبايد از سيره حضرت علي عليه السلام در مبارزه با مفاسد اقتصادي چشم پوشيد. چرا كه ايشان در مدت كوتاه حكومت خود، نمونه اي بسيار موفق را در جلوگيري از ايجاد فساد مالي در بين مسئولان حكومت به نمايش گذاشتند و كارآمدي سيستم اطلاعاتي خود را در اين زمينه، بروز داده اند.
در سال چهلم هجري، يكي از فرمانداران خود را اينگونه در مورد مفاسد اقتصادي مواخذه مي كنند كه:”از تو خبري رسيده است كه اگر چنان كرده باشي...“ (1). و بوضوح نشان مي دهند كه از وضعيت او آگاهي و خبر كامل دارند و حتي ريز مفاسد او را،به رخش مي كشند و اين نشاندهنده تسلط دستگاه اطلاعاتي حضرت علي عليه السلام، بر قلمرو گسترده حكومت اسلامي است. تسلطي كه شما مي توانيد در نامه هاي 43 نهج البلاغه كه خطاب به هبيره شيباني، فرماندار فيروز آباد، كه از شهرهاي ايران است، و نامه 45 كه خطاب به عثمان بن حنيف انصاري، فرماندار بصره است، ملاحظه كنيد و بوضوح گستردگي حوزه فعاليت دستگاه اطلاعاتي ايشان را در يابيد.
ضمن اينكه ايشان به صراحت در نامه خود خطاب به مالك اشتر نخعي، مي فرمايند:”رفتار كار گزارانت را بررسي كن و جاسوساني راستگو و وفا پيشه بر آنان بگمار كه مراقبت و بازرسي پنهان تو از كار آنان، سبب امانت داري و مهرباني با رعيت خواهد بود. و ازهمكاران نزديك سخت مراقبت كن. اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو نيز آن خيانت را تاييد كرد، به همين مقدار گواهي قناعت كرده، او را با تازيانه كيفر كن و آنچه از اموال را كه در اختيار دارد، از او بازپس گير. سپس او را خوار دار و خيانتكار بشمار و طوق بدنامي به گردنش بيفكن“ (2) و به اين وسيله،سياستهاي اصولي اسلام را در مبارزه با مفاسد اقتصادي و شيوه عملكرد سيستم هاي اطلاعاتي در اين زمينه را تبيين مي فرمايند.
حال به اين نكته توجه كنيد كه اينهمه اقتدار دستگاه اطلاعاتي ايشان كه جزئي ترين خطاها را از فيروز آباد ايران تا بصره،مورد پوشش قرار مي دهد، در شرايطي حاصل شده است كه امير المومنين عليه السلام، ظاهرا 25 سال خانه نشين بوده اند و 25 سال پيش از آغاز حكومتشان، در غربت كامل بسر مي بردند و تمام كادرهاي مورد نياز براي اداره امور جامعه را،باتقيه اي شديد در اين دوره پرورش داده اند.
در كنار اين نكته و نكاتي از اين دست كه در تاريخ زندگاني ائمه هدي عليهم السلام مشهود است، تكليفي بر دوش سيستم اطلاعاتي كشور گذارده مي شود؛ اگر هدف گذاري ما در انقلاب اسلامي به سمت تحقق آرمانهاي اسلام براي اداره بخشهاي مختلف جامعه است، دستگاه اطلاعاتي ما موظف است كه مباني و شيوه هاي مورد نياز يك دستگاه اطلاعاتي كارآمد اسلامي را از تاريخ ائمه اطهار عليهم السلام استخراج كند و در اين راه، چاره اي ندارد جز اينكه بخشهاي مختلف حوزه هاي علميه و پژوهشگران در مباني اسلامي و مسايل تاريخي را در اين زمينه فعال كند تا شيوه هاي اطلاعاتي نوين بر مبناي حقايق اين عالم را، از لابلاي صفحات غبار گرفته تاريخ اسلام استخراج كند.
پي نوشتها:
1- نهج البلاغه، نامه 40
2- نهج البلاغه، نامه 53، بخش 75
تماس با نويسنده:
ehsani57@gmail.com