باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 شهريور 1387 كاربران برخط 41 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
زيرسقفي به نام خانواده
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تصوير پدر و مادر در کنار فرزندان خويش، تصويري ساده از يک الگوي کوچک زندگي اجتماعي است. در اين تصوير پدر و مادر لبخند مي زنند. کودک يا کودکان به دوربين خيره شده اند تا همه چيز از خوشبختي نهادينه در بطن اين زندگي خبر دهد. آن که از دور به تحليل مي پردازد با ديدن تصوير مورد نظر به خانواده اي فکر مي کند که همه چيز آن در جاي خود قرار گرفته است.پدر مي خندد، مادر مي خندد،فرزندان مي خندند؛پس خوشبختي تکميل است. اما در پس اين ظاهر آرام و چهره هاي شاد چه واقعيتي نهفته است.باز کردن رمز نشانه هاي مورد نظر در پس اين تصوير چه تصويري عيان مي شود؟ خانواده و رابطه والدين و فرزندان در اين وضعيت چگونه ارزش همديگر را تعيين مي کنند؟

 
   ● نويسنده: داوود - پنهاني

منبع: روزنامه - جام جم

 
 

نهاد خانواده به عنوان يکي از کهن ترين نهادهاي اجتماعي در آستانه آزمون هاي دشواري قرار گرفته است. دشوارترين آزمون، آن بخش از حيات دروني اين نهاد پويا مربوط مي شود که در آن ميزان درک متقابل اعضاي خانواده از همديگر مدنظر قرار مي گيرد.

اعضاي مذکور در چارچوب روابط فرزند والدين به بررسي ميزان تمايلات و رابطه هم مي پردازند. نحوه ارزشگذاري فرزندان در خانواده ايراني از اين زاويه اهميت پيدا مي کند.

اين که والدين بر چه اساسي کودکان خود را دوست دارند و چگونه به آنها احترام مي گذارند؟ ساخت جامعه، خانواده و ويژگي هاي رواني اجتماعي زوجين تا چه اندازه در اين ارزشگذاري تاثير مي گذارد.

حميد پورنگ، کارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعي در بررسي اين موضوع مي گويد:«بررسي ها، تئوري هاي موجود در دوره خانواده و وضعيت دروني اين نهاد، نشاندهنده آن است که ارزش فرزند بر حسب خصوصيات جامعه و نهادهاي موجود در آن توضيح داده مي شود. اين نهادها، شيوه زندگي و مقررات و ضوابط حاکم بر رفتار انسان را در نماي زمينه هاي حياتي و ازجمله در مورد ارزش فرزند مشخص مي کنند

به زعم کارشناسان مسائل اجتماعي نگرش و رفتار انسان با معيارهايي که در جامعه مشاهده مي شود، همنوايي دارد. از اين رو ساختار اقتصادي اجتماعي و فرهنگي جامعه تاحدود بسياري مي تواند در نوع نگاه به فرزند در خانواده تاثير بگذارد و به بيان بهتر تعيين کننده ارزش فرزند باشد.

«پورنگ » با بررسي تئوري هاي اقتصادي در اين مورد مي افزايد: «تئوري هاي اقتصادي در بررسي اين وضعيت نشان مي دهند که رفتار باروري خانواده ها چگونه متاثر از رفتار اقتصادي آنها تغيير مي کند.

به عبارتي همان گونه که خانواده ها در حوزه اقتصادي درباره گزينش يک کالا تصميم مي گيرند، به همان صورت نيز با توجه به ميزان درآمد و هزينه هاي فرزند و درباره بود و نبود آن تصميم مي گيرند

در اين وضعيت به اعتقاداين کارشناس مسائل اجتماعي، فرزندان در مقام کالايي شدن به تدريج به عنوان يک منبع لذت در نزد والدين تفسير مي شوند».

پورنگ مي گويد: «به عنوان نيروي کار به چشم والدين مي آيند و به وسيله اي براي نگهداري از آنها در سنين پيري تبديل مي شوند

در هر کدام از اين موقعيت ها نوع نگاه والدين و ميزان و شکل هزينه هاي در نظر گرفته شده نيز به شکلي مستقيم و غيرمستقيم عرضه مي شود.

محمد کريمي اصل، ديگر کارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعي اين 2بعد عرضه مستقيم و غيرمستقيم را اين گونه تشريح مي کند: «در بخش مستقيم پدر و مادر هزينه هايي براي رسيدن به مرحله منفعت اقتصادي فرزند خويش پرداخت مي کنند.

هزينه هاي غيرمستقيم نيز شامل فرصتهايي است که به دليل پرورش فرزند از دست مي رود. در اين 2وضعيت منابع اقتصادي ناشي از وجود فرزند در جوامع سنتي با جوامع توسعه يافته نيز متفاوت ارزيابي مي شود. در جوامع سنتي جريان ثروت از فرزند به والدين است.

به عبارت ديگر، اين فرزندان هستند که به والدين خود منفعت مي رسانند به همين دليل در اين جوامع وجود فرزند اهميت پيدا مي کند. در صورتي که در جوامع توسعه يافته به سبب عموميت يافتن آموزش، ممنوعيت استفاده از کار فرزندان خردسال، عدم وابستگي والدين در سنين پيري به فرزند به دليل وجود مقررات تامين اجتماعي، بيمه و... منافع کمتري از سوي فرزندان به والدين انتقال مي يابد.

در نتيجه فرزندان به عنوان عنصر اقتصادي در چنين جوامعي اهميت خود را از دست مي دهند و از آن طرف هزينه هاي نگهداري فرزند نيز براي خانواده ها افزايش پيدا مي کند

مطالعات صورت گرفته بر روي اين موضوع نشان مي دهد که علاوه بر عوامل اقتصادي، عوامل ديگري نيز در خانواده ارزش فرزند را براي والدين تعيين مي کنند. در بررسي اين عوامل مي توان آنها را در دو حوزه اجتماعي و روانشناختي خلاصه و دسته بندي کرد.

به تعبيري بهتر منافع اجتماعي، سليقه ها، علايق و تقاضاي خانواده را براي داشتن فرزند تحت تاثير قرار مي دهد و آنجا که ارزش فرزند موجب ارتقاي منزلت اجتماعي والدين مي شود؛ ميل به داشتن آن افزايش مي يابد. پورنگ در اين باره خاطر نشان مي کند: از اين زاويه فرزند با حضور خود در چارچوب خانواده وضعيت بزرگسالان و به خصوص زنان را تاييد مي کند، به آنان هويت اجتماعي مي بخشد و پيوندشان را با جامعه مستحکم مي کند.

در اين حالت کودک علاوه بر کسب اعتبار براي والدين موجب نجات آنها از تنهايي، ايجاد سرور و نشاط در زندگي، رشد شايستگي و صلاحيت و کسب شخصيت آنها مي شود. از اين نظر داشتن فرزند در يک خانواده به انگيزه اي براي موفقيت ساير اعضا تبديل مي شود.

اگر از زاويه اي ديگر به موضوع بنگريم، مي توان گفت به دليل ساختار جامعه ايران که امکان گذران فراغت براي زنان در بيرون از منزل کمتر وجود دارد و آنها بيشتر اوقات خود را در منزل مي گذرانند؛ براي رهايي از تنهايي و پر کردن اوقات خويش بيش از مردان به فوايد عاطفي ناشي از دارا بودن فرزند اهميت مي دهند.

کريمي، کارشناس مسائل اجتماعي مي افزايد: «در اين مواقع فرزند محور شادي و سرگرمي به عنوان ياور تنهايي و پرکننده اوقات فراغت مطرح مي شود

مطالعات انجام گرفته نشان مي دهد که زنان محدوديتها و فرصتهاي از دست رفته ناشي از حضور فرزند را بيش از مردان ارزيابي مي کنند، اين امر مي تواند ناشي از ارزشها و باورهاي اجتماعي حاکم بر جامعه درباره نقش مادر در تربيت و نگهداري فرزند باشد.

از اين زاويه چنين تفسير مي شود که در چارچوب خانواده زنان بيش از مردان فرصتهاي زندگي خويش را در اختيار فرزندان قرار مي دهند و همين مساله موجب مي شود که آنان فرصت کمتري براي کسب تحصيلات بالاتر، تفريحات و... داشته باشند.

در نتيجه محدوديت ها و فرصتهاي از دست رفته در اين زمينه براي زنان به مراتب بيش از مردان است. با افزايش سن ازدواج اين احتمال وجود دارد که افراد به خاطر رسيدن به موقعيتهاي شغلي مناسب، کمتر به فوائد اقتصادي ناشي از وجود فرزند توجه کنند.

در اين مواقع افراد احساس لياقت و شايستگي و پذيرفته شدن به عنوان عضو کامل اجتماع را نه از طريق فرزند بلکه از طريق موقعيتهاي اقتصادي، اجتماعي خود کسب مي کنند.

بنابراين به اعتقاد کارشناسان مسائل اجتماعي با افزايش سن ازدواج افراد تجربيات لازم در چگونگي گذران زندگي را به دست مي آورند. در نتيجه آن دسته از هزينه هاي ناشي از داشتن فرزند که احتياج به تجربه زندگي دارد با افزايش سن در افراد کاهش پيدا مي کند.

به گفته کارشناسان، درآمد يک خانواده مي تواند در ارزشگذاري فرزندان آن خانواده از سوي والدين تاثير بگذارد. هزينه هاي عاطفي، خانوادگي و جسماني و... نيز هر يک به فراخور حال خود در اين مورد تاثير مي گذارند. اين موضوعات در کنار هم والدين را به فرزند و ارزش فرزند را در ذهن و دنياي آنان مي سازد.

به عبارت بهتر براي شناخت ارزش يک فرزند از ديدگاه والدين نمي توان با تکيه بر تئوريهاي روانشناختي و ربط آن با عاطفه و علاقه به پدر و مادر بودن از سوي افراد نگاه کرد. ارزشگذاري يک فرزند از سوي اعضاي يک خانواده خود يک موضوع چند علتي است که در کنار عوامل روانشناختي از اقتصاد، فرهنگ اجتماع و سياست نيز تاثير مي پذيرد.

 

    229 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خانواده (54)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1384

   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب