باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 260 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هسته هاي متفکر و مساله دولت سازي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نعمت الله - مظفرپور

منبع: سایت های خبری - شبکه خبر دانشجو

 
 

تعامل و نسبت دانش و قدرت يكي از مباحث جنجالي و موثر عرصه روشنفكري دنياست. اينكه قدرت، دانش را توليد مي كند و يا بالعكس و يا اينكه با يكديگر تعامل و تبادل متقابل دارند، مي تواند مبين بسياري از موضوعات فرهنگي، سياسي و مدني باشد. ما فعلا در پي بحث حول اين موضوع نيستيم بلكه مي خواهيم اشاره اي به نقش دانش و نقادي آن بر قدرت داشته باشيم.

اگر قدرت، سياست و حكومتي در قلمرو سرزميني شكل گرفت جز با اصلاح روزانه، ماهانه و سالانه، نمي تواند مانايي خود را رقم بزند چرا كه علي القاعده هر قدرتي از برخي ضعفها، عيوب و كاستيها رنج مي برد كه در صورت عدم اصلاح ، گسترش يافته و احيانا قادر است يك نظام سياسي را از پاي درآورد. نقد دانش تنها عنصري است كه مي تواند مسير زوال قدرت را سد نمايد. دولتمردان به دليل تعصب و تعلق خاطر چه آرمان خواهانه و چه نفع طلبانه معمولا كمتر قادرند اولا مشكلات را ديده و دوم اينكه راه چاره اي صائب بيابند.

تمدن مدرن غرب شكوفايي خود را مديون نقد دانشمندان و اهل انديشه است. با حاكميت مشي افراط گرايانه آزادي خواهانه و زير سوال رفتن سنتها، محافظه كاري در غرب شكل گرفت كه مبين نقش سنت در حفظ يكپارچگي اجتماع غرب بود. اين انديشه هنوز هم نقش ايفا مي كند.

نقد ژان ژاك روسو بعنوان حامي رمانيتيسم و طبيعت گرايي در مسير حفاظت از كيان فردي و اجتماعي شكل گرفت. متعاقب انقلاب صنعتي و شكل گيري فاصله طبقاتي و پديداري طبقه كارگر معترض به وضعيت موجود، اين نقاديهاي انقلابي ماركس بود كه دولتهاي اروپايي را به خود آورد تا بعنوان سوپاپ اطمينان، يك سري حقوق براي كارگران قايل شوند تا جلو حركتهاي انقلابي و براندازانه را سد نمايند و اين يكي از عواملي بود كه باعث شد، انقلاب كارگري در روسيه اتفاق بيفتد نه در اروپاي صنعتي.

اكنون هم انديشه هاي پست مدرن و سنت گرايانه منشا الهام براي غربيهاست.

تفاوتي نمي كند. حكومتهاي ديني هم نيازمند دانشمنداني هستند كه در عين تعلق خاطر ايدئولوژيك به دين و خطوط قرمز ايدئولوژيك، به نقادي نظام سياسي مي پردازند. از اين منظر است كه امام صادق (ع) مي فرمايند: زمامداران بر مردم حكومت مي كنند و دانشمندان بر زمامداران. يعني مشي عقلي قضيه ناظر بر جايگاه ارشادي دانشمندان است و بايد باشد.

حكومت مغول مانايي خود را مديون ارشادات خواجه نصير طوسي بود و گرنه نمي توانست در مقام كنترل بزرگترين امپراطوري مسلمان باشد.

در امريكا، هسته هاي مطالعاتي در عين تقيد به چارچوب نظام سياسي و قانون اساسي، يكي از رموز قدرت يابي امريكا هستند كه بحث مفصل آن در اين مقال نمي گنجد. گرچه آنها شديدا وابسته به نظام سياسي هستند و به تعبير ادوارد سعيد اساسا امريكا فاقد روشنفكر است اما روي ديگر سكه اين است كه هسته هاي متفكر بدليل استقلال مالي و… به نقد سياست داخلي و خارجي مي پردازند و خيلي از نقايص را رفع مي كنند.

از اين رو نظام اسلامي هم بايد به شكل گيري هسته هاي مطالعاتي مستقل دامن بزند. عليرغم اينكه مطابق قانون اساسي موجوديتهاي بي اعتقاد به نظام اسلامي هم در صورت عدم ارتكاب جرم سياسي مي توانند حيات داشته باشند اما فعلا بحث ما سر هسته هاي مقيد به ايدئولوژي سياسي اسلام است. دولت نمي تواند خود به نقد خود بپردازد اما اهل انديشه بدليل عدم وابستگي مستقيم به قدرت و تعلق خاطر ايدئولوژيك و ملي به نظام سياسي در تذكر حدود مصالح و منافع ملي، موثرتر هستند. اين هسته ها بدليل عدم وابستگي مالي، و سلسله مراتبي به دولتمردان، خطاهاي آنها را به راحتي متذكر مي شوند. ما از عدم نقد عالمانه و سازنده دوران سازندگي و اصلاحات آسيب ديديم. بويژه اينكه وقتي كسي و يا گروهي در گردونه عمل است ، خيلي از نقايص را نمي تواند ببيند و نيازمند تذكر و ارشاد علمي است. انديشه خيلي از مشكلات را قبل از پديدار شدن شناسايي مي كند. اكنون هم كه ظاهرا نيروهاي اصول گرا تعيين كنندگي بيشتري در عرصه سياست دارند، بايد مواظب حركتهاي انحرافي بود. بويژه اينكه ممكن است كساني بدليل قدرت طلبي در جبهه دفاع از انقلاب سكني گزينند.

يكي از چالشهاي اساسي ما بعد از انقلاب اسلامي ، مساله روشنفكري و نيروهاي مدرن و غرب گرا بوده اند. اتفاقا هسته هاي مطالعاتي مستقل و نه بعنوان مثال مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري بدليل اينكه نهادهايي حساس و امنيتي نيستند، جاي خوبي براي تخليه فكري و عقده هاي رواني و احيانا جذب دگر انديشان هستند. به شرط اينكه ما قدرت استفاده و جهت دهي نظرات آنها را داشته باشيم. اعتقاد راسخ دارم كه مراكز مطالعاتي از عناصر تامين كننده منافع، مصالح و امنيت ملي ما هستند.

اين ويژگي بوروكراسي است كه مجريان و كنش گران را به خود مشغول مي كند. آنها حتي در صورت تمايل هم نمي توانند اولا به مسايل انديشگي هم بپردازند و دوم اينكه بدليل مشغوليت زياد، انديشه و نقش آنرا فراموش مي كنند. بوروكراسي با تمام توان شيره فكر آنها را مي مكد. لذا اين هسته ها هستند كه مدام بايد تلنگر بزنند.

گرچه قوه مجريه جاي بحثهاي روشنفكري نيست ولي عمل با عطف توجه به انديشه صورت مي پذيرد. مقام معظم رهبري فرمودند كه ما در مرحله دولت سازي هستيم. دولت سازي اساسا بحث روشنفكري است و در تمام دنيا هم همينطور بوده است. حتما فقط يك پاي قوه مجريه درگير بااين مباحث است.

 

    108 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اندیشه (127)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/02/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب