باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 259 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آمريكا در عراق: تأمين منابع يا تهديد منافع؟
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ابوذر - گوهري مقدم

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

منطقه خاورميانه همواره در طول تاريخ موردتوجه قدرتهای بزرگ بوده است. يكی از دلايل عمده اين امر وجود منابع سرشار انرژی می باشد كه با كيفيت و قيمتی ارزان در دسترس می باشد. با توجه به وابستگی گسترده منابع غرب به نفت و منابع انرژی منطقه، طبيعی است اين كشورها به دنبال سياست های خاصی در اين نقطه از كره خاكی باشند. كشور ايالات متحده كه در پی كسب وجهه يك هژمونی جهانی است نيز از اين قاعده مستثنی نيست. حضور اين ابرقدرت در منطقه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بيانگر اهميت و ويژگی خاص اين منطقه است. هرچند نمی توان علت العلل حضور ايالات متحده در خاورميانه را مسئله نفت و انرژی ناميد ولی می بايست به اهميت آن در محاسبات اين كشور اذعان نمود. مسئله انرژی در استراتژی امنيت ملی ايالات متحده بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر دچار تغييراتی شده است. به عبارت ديگر فرصت ها و چالش هايی ناشی از حضور مستقيم آمريكا در منطقه بوجود آمده است كه در ادامه به آن می پردازيم.

سياست انرژی ملی آمريكا كه در ۱۷ می ۲۰۰۱ اعلام شد تضمين حداكثر ذخيره انرژی را برای آمريكا درنظر می گرفت كه بدون آن آمريكا دچار تهديد اساسی در امنيت ملی و اقتصادی می گرديد. اين كشور در حال حاضر ۵۳ درصد نفت موردنياز خود را از خارج وارد می كند. اين رقم در سال ۲۰۲۰ به ۶۲ درصد می رسد كه بدون اين افزايش رشد اقتصادی اين كشور متوقف می شود. اين تهديد جدی می بايست از طريق تضمين جريان نفت به ايالات متحده برطرف گردد. آمريكا برای بدست آوردن اين مقدار انرژی با جمعيت كنونی می بايست ۵/۲ تريليون دلار هزينه كند و اين امر معمولاً از مناطقی صورت می گيرد كه دچار بحران هستند. خليج فارس از مهمترين اين منابع است. نفت خليج فارس حدود ۶۷۵ ميليارد بشكه يا حدود دو سوم ذخاير شناخته شده جهانی است. به عبارت ديگر ۳۰ درصد توليد نفت روزانه جهانی از اين منطقه تأمين می گردد.

هرچند آمريكا تنها ۱۸ درصد نفت موردنياز خود را از اين منطقه وارد می كند ولی به دليل نياز متحدان اصلی اين كشور يعنی اروپا و ژاپن و نيز برخی رقبا مانند چين به نفت خاورميانه، اين منطقه اهميت دوچندان يافته است. ايالات متحده همواره سعی كرده است جريان نفت از خليج فارس تداوم داشته باشد و برای اين منظور از هيچ اقدامی فروگذار نكرده است. سه بحران نفتی عمده در خاورميانه رخ داده است: ۱- تحريم نفتی ۱۹۷۳ اعراب ۲- جنگ ايران و عراق ۱۹۸۰ ۳ _ بحران نفتی حاصل از حمله عراق به كويت ۱۹۹۰

در اين بحرانها آمريكا سعی كرده است به طرق مختلف به مديريت بحران دست زده و نياز خود و متحدان خود را تأمين نمايد. نياز شديد نفتی به اين منطقه سبب شده است آمريكا در استراتژی انرژی ملی خود صراحتاً نياز به متنوع ساختن منابع انرژی خود را قيد نمايد. از اين رو دولت آمريكا رو به سوی مناطق جايگزين برای نفت خليج فارس آورده است. مهمترين اين مناطق حوزه نفتی دريای خزر می باشد. اين حوزه نفتی بين ۵/۱۷ تا ۳۴ ميليارد بشكه منابع شناخته شده و حدود ۲۳۵ ميليارد بشكه ذخاير احتمالی دارد كه اگر بتوان به اين منابع احتمالی استناد نمود اين منطقه دومين حوزه نفتی جهان خواهد بود. مهمترين بحث نفتی دريای خزر بسته بودن اين درياست كه ضرورت انتقال منابع انرژی را مطرح می سازد. در دوران رياست جمهوری كلينتون تلاش زيادی از سوی دولت آمريكا صورت گرفت تا به ذخاير نفتی دريای خزر دست پيدا كند. اين عامل به علاوه خواست دولتهای تازه استقلال يافته سبب سرمايه گذاری گسترده آمريكا در منطقه شد. از آنجا كه آمريكا تمايلی برای عبور خط لوله از روسيه به اروپا نداشت و از سوی ديگر مخالف عبور خط لوله از ايران بود، لذا دولت كلينتون سعی كرد انرژی را از طريق خط لوله باكو _ جيحان منتقل نمايد. دولت بوش نيز اين روند را ادامه داد. به هر تقدير تلاش گسترده ای از سوی آمريكا برای جايگزين كردن منابع و مناطق جديد برای تأمين انرژی صورت گرفت حتی اين كشور سعی كرد نفت كشورهای آفريقايی همانند الجزاير را به نحوی خريداری كند و يا دست به استخراج نفت موجود در آلاسكا بزند. اين روند با رخ دادن حوادث ۱۱ سپتامبر حداقل از اولويت خارج گشت و مبارزه عليه تروريسم و تعقيب القاعده در اولويت سياست خارجی آمريكا قرار گرفت. براساس دكترين جديد بوش مبنی بر حمله پيشدستانه دو كشور عراق و افغانستان مورد اشغال و تهاجم نظامی اين كشور قرار گرفت. اينك با توجه به اين كه عراق يكی از اعضای برجسته جامعه نفتی دنياست و دارای ذخاير سرشاری از اين منبع سرنوشت ساز است معادلات سابق اندكی تغيير يافته است به نحوی كه استراتژی جديدی از جانب آمريكا در زمينه تأمين انرژی را می طلبد. حضور نظامی آمريكا در عراق در رابطه با منابع انرژی فرصت ها و چالش های عمده را پيش روی اين كشور قرار داده است كه برخی از آنها آثار مستقيم و غيرمستقيم بر ساير كشورها از جمله ايران نيز خواهد داشت.

فرصت های ناشی از اين حضور نظامی را می توان به اختصار چنين برشمرد:

۱- تأمين نفت موردنياز خود از منابع عراق: البته می بايست توجه داشت كه اين فرصت ها همگی بسته به ميزان نفوذ آمريكا در حكومت آتی عراق دارد. طبيعتاً نوع رابطه و ميزان نفوذ ايالات متحده بر عراقيان می تواند بسياری از مسايل را تحت الشعاع قرار دهد. رابطه خوب و مؤثر با دولت آتی عراق به نحوی كه اين دولت خود را مديون آمريكا بداند سبب خواهد شد اين كشور به راحتی كليه نيازهای نفتی آمريكا از منطقه را به تنهايی تأمين نمايد.

۲- نظارت بر صادرات نفت: در پی اين نفوذ (در وضعی خوش بينانه) آمريكا می تواند صادرات نفت از عراق را كنترل و نظارت نمايد و در اين راستا متحدان و رقبای خود را تحت فشار قرار دهد. امروز اروپا و ژاپن وابستگی شديدی به نفت منطقه دارند، كنترل صادرات نفت از عراق به اين كشورها می تواند اهرم فشاری جهت پيشبرد سياست های هژمون باشد. همچنين رقبای ايالات متحده نيز از اين قاعده مستثنی نيستند.

۳- سرمايه گذاری در بخش نفت عراق: با توجه به نياز سرمايه گذاری در بخش نفت در عراق شركت های نفتی آمريكايی می توانند با حضور و عقد قراردادهای متعدد سود قابل توجهی از اين بين ببرند. اين مسئله با توجه به نفوذ سياسی ايالت متحده سبب خواهد شد رقبای اروپايی دچار خسارت فراوان گردند.

۴- محدود ساختن عربستان و اعمال فشار بر اين كشور: در پی حوادث ۱۱ سپتامبر كه تعداد قابل توجهی از عاملان اعلامی آن اعراب تبعه سعودی بودند روابط آمريكا و عربستان به سردی گراييد كه تاكنون نيز نمونه های آن ديده می شود. در اين راستا ايالات متحده سعی نموده با اعمال فشار بر عربستان، اين كشور را در راستای اصلاحات موردنظر آمريكا به پيش ببرد. يافتن منابع سرشار نفتی عراق می تواند جايگزينی مناسب جهت تنبيه عربستان باشد.

۵- تأثيرگذاری بر قيمت نفت از طريق نفوذ عراق در اوپك: آمريكا می تواند از عراق برای تأثيرگذاری بر قيمت نفت در بازار جهانی استفاده نمايد و در واقع عراق را جايگزين عربستان برای تثبيت قيمت نمايد. البته اين امر مستلزم سرمايه گذاری در صنعت نفت عراق به ميزان قابل توجهی است.

۶- فشار بر دوستان عرب آمريكا: همچنين ايالات متحده می تواند با ارائه الگوی عراق و اهرم منابع نفتی اين كشور، اين دولت های دوست را در جهت پيشبرد اصلاحات موردنظر در چارچوب طرح خاورميانه وادار نمايد.

۷- محدود ساختن ايران: با توجه به اين كه آمريكا مهمترين رقيب خود در منطقه را ايران می داند علاوه بر همسايگی با اين كشور از طريق تأثيرگذاری قيمت نفت و تعريف نوع رابطه عراق با ايران از طريق اعمال نفوذ سياسی می تواند دست به محدود ساختن ايران بزند.

۸- نفوذ درازمدت در عراق: آمريكا از طريق سرمايه گذاری درازمدت و بازسازی عراق می تواند حضور خود را در صنايع نفت اين كشور نهادينه سازد به نحوی كه بتواند سالها اين صنعت مهم را دراختيار خود بگيرد.

در مقابل اين فرصت ها كه در مواردی خوش بينانه به نظر می رسد می توان چالش های زير را در مورد تأمين منابع انرژی و استفاده از اين عامل در تغيير رفتار ساير بازيگران در نظر گرفت:

۱- روی كار آمدن حكومت شيعی يا غيرشيعی مخالف ايالات متحده و يا حداقل دولتی كه خواهان خروج سريع آمريكا از اين كشور باشد، سبب می شود با نگاهی بدبينانه به اين اشغالگر مانع نفوذ آن در زيرساخت های مربوط به صنايع انرژی و نفتی عراق شود. اين مسئله سبب می شود آمريكا نتواند به اهداف خود در زمينه تأمين انرژی از اين كشور برسد.

۲- ناآرامی های عراق می تواند دليلی بسيار محكم در ناتوانی آمريكا در بهره برداری از منابع انرژی اين كشور شود. عدم ثبات سياسی و اجتماعی در عراق سبب می شود انرژی ايالات متحده مصروف اين حوزه گردد و تبعاً در چنين شرايطی نمی توان با حداكثر توان صنايع نفتی و پالايشگاه های اين كشور را بازسازی و به بهره برداری رساند. از سوی ديگر مخالفت مردمی در برابر حضور آمريكا می تواند اصرار اين كشور برای حضور در اين بخش را تبديل به تهديد جدی برای آمريكا نمايد.

۳- عدم وجود زيرساخت های كافی و نابودی تأسيسات مربوط به استخراج نفت و گاز سبب می شود وقت زيادی صرف بازسازی اين صنايع و تأسيسات گردد. بسياری از اين تأسيسات يا در جنگ نابود شده و يا آسيب ديده اند و برخی از آنها نيز نيازمند تعمير می باشند. طبيعتاً رسيدن به وضعيتی كه در آن بتوان نفت عراق را به بهره برداری رساند و آن را برای صادرات آماده كرد زمان زيادی خواهد برد ضمن آن كه نفت اين كشور با تأسيسات فعلی پاسخگوی مصرف داخلی نيست.

۴- سرمايه گذاری در صنايع و تأسيسات انرژی عراق اقدامی بسيار پرهزينه است كه سود آن درازمدت خواهد بود و در كوتاه مدت حاصل نخواهد شد. اين اقدام پرهزينه در شرايط بی ثباتی سياسی و اجتماعی اين كشور سبب می شود، سرمايه گذاران و شركت های نفتی آمريكا دچار ترديد گردند.

۵- اقدامات يكجانبه گرايانه آمريكا در بازسازی عراق، باعث نارضايتی بسياری از متحدان اروپايی آن شده است. سهيم نساختن اروپا در اين امر سبب می شود كارشكنی هايی علی رغم قولهای مساعد از جانب اين كشورها صورت بگيرد و حداقل در پيشبرد امور دچار مشكل گردد. از سوی ديگر نزديكی شيعيان حاكم در عراق با ايران می تواند عاملی در جهت محدود ساختن نفوذ آمريكا در درازمدت در صنايع نفتی عراق گردد به اين عامل می توان مخالفت احتمالی برخی از دولتهای عرب متحد آمريكا از جمله عربستان را اضافه نمود. به هر تقدير آمريكا در اين راستا با اقدامی سهل و ساده روبه رو نيست و همه اين مسايل بستگی به نوع و نحوه رابطه دولت جديد عراق با ايالات متحده دارد.

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر در دستيابی به منابع انرژی عراق، مسئله نفت حوزه دريای خزر اندكی مورد غفلت ايالات متحده قرار گرفت و اوضاع به گونه ای ديگر گرديد. اشغال نظامی افغانستان گزينه انتقال منابع نفتی اين دريا را از اين كشور را دراختيار دولتمردان آمريكايی قرار داد ولی بايد توجه كرد افغانستان علی رغم برگزاری انتخابات هنوز از اوضاع ثابت و مستحكم سياسی _ اجتماعی برخوردار نيست كه بتواند امنيت اين خط لوله را تأمين نمايد. از سوی ديگر آمريكا در راستای اثبات موقعيت هژمونيك خود نيازمند نفوذ بيشتر در حوزه آسيای مركزی است تا از اين طريق روسيه را مهار نمايد و ايران را نيز به نحوی تحت فشار قرار دهد. علاوه بر اين مطلب، وارد كردن كشورهای تازه استقلال يافته به بازارهای جهانی نفت می تواند در جهت كاهش نقش اوپك در تعيين قيمت نفت مؤثر است.

در مجموع می توان استراتژی تأمين منابع انرژی ايالات متحده را چنين خلاصه كرد: ۱- يافتن بديل های جديد منابع نفتی ۲ _ استفاده بهينه از منابع درون ايالت متحده ۳ _ گسترش ذخيره استراتژيك انرژی اين كشور ۴ _ ايجاد ثبات در عراق جهت استفاده از منابع نفتی آن ۵ _ ايجاد نيروی نظامی كافی جهت مقابله با تهديدات عليه جريان نفت از خليج فارس ۶ _ تضمين تداوم همكاری با اعراب متحد آمريكا در منطقه.

 

    320 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژی (90)
●   جنگ عراق (560)
●   نفت (164)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (755)
●   خاورميانه (225)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:25/02/1384

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب