باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 28 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جايگاه ابن عربي در تفكر اسلامي(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
انتقادهايي كه بر ابن عربي وارد شده است و پاسخ آنها


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از كتاب ابن عربي نوشته سليمان اولوداغ ، ترجمه ي داوود وفايي

   ● نويسنده: سليمان - اولوداغ

مترجم: داوود - وفايي

 
 
افكار ابن عربي در زمان حياتش با مناقشات و انتقادهايي روبرو بود. اين انتقادها پس از وفات او و با گسترش تاثير انديشه هايش شدت و افزايش بيشتري يافت. در بين صوفيان بيشترين انتقادها و اعتراض ها به ابن عربي شده است. با اين كه شمار فتواهايي كه عليه او صادر شده و رديه هايي كه بر كتاب هايش نوشته شده بسيار زياد است، اما مطالبي كه در طرفداري او نوشته شده است نيز قابل توجه و بيشتر است. در كتابي كه شيخ مكي (1518/294) به درخواست سلطان ياوز سليم به نام الجانب الغربي في حل مشكلاه ابن عربي (تهران، 1347) نوشت از او دفاع كرد. بعدها اسماعيل فني ارطغرل از اين اثر بهره برد و به رد نظر مخالفان ابن عربي در دوره معاصر پرداخت. حال انتقادها يي را كه متوجه ابن عربي بوده، و پاسخ هاي داده شده را مطرح مي كنيم.
 
1- اين كه ابن عربي وجود را عبارت از خدا مي داند، خلاف دين است.
پاسخ: ابن عربي با اين كه وجود را واحد مي داند اما براي آن دو جنبه حقي و خلقي قائل است، و احكام اين دو را از يكديگر جدا مي كند. عالم شدن (مكونات) از نظر عقل و حواس فعلا و حقيقتا موجود است. خيال و يا سراب ناميدن اين جهان به دليل تغيير مدام و عدم استقلال آن است. رعايت احكام عالم خلق كه مرتبه اي از وجود است ضروري مي باشد. يعني وحدت وجود مانع مسئوليت هاي اخلاقي وتعهدات شرعي نيست.
 
2- همه علماي اسلام قبول دارند كه موجودات دو نوعند: خالق و مخلوق. آنها با استناد به مخلوق، وجود خالق را اثبات مي كنند. آنها معتقدند اين دو موجود دو چيز مجزا هستند و به همين جهت ديدگاه سوفيست هايي را كه معتقدند اشياء داراي وجود حقيقي نيستند رد مي كنند. وحدت وجود را از اين نظر هم نمي توان قبول داشت.
پاسخ: معتقدان نظريه وحدت وجود كثرت وجود اشياء را قبول دارند. اما مي گويند حقيقت يك موجود عبارت از ميزان تعيني است كه در حضرت علميه حق دارد. به سخن ديگر حقيقت آن موجود، عين ثابته آن موجود است. اساسا وجود، صفت اشياء نيست اما به لحاظ ظاهري اين امكان هست كه عقل آن را صفت اشياء قرار دهد و بر صحت اين قضيه حكم كند كه «اشياء موجودند». اشياء در مرتبه عقل موجود، ثابت و حقيقتند. در اين مرتبه مي توان از اثر به مؤثر، از هنر به هنرمند پي برد. سوفيست ها تنها به انكار اشيا و عالم خارج اكتفا نمي كنند. آنها خدا را هم انكار مي كنند. بين اينان و معتقدان نظرية وحدت وجود تفاوت چشمگيري وجود دارد. عرفا و اهل حقيقت در ساية معرفت و مكاشفه از وجود مؤثر به وجود اثر مي رسند نه از وجود اثر به وجود موثر.
 
3- اين كه معتقدان وحدت وجود، وجود مطلق را واحد شخصي مي دانند كه در عالم خارج موجود است با اصول عقلي ناسازگار است. زيرا وجود مطلق چيزي اعتباري است كه در عالم خارج موجود نيست.
پاسخ: منظور معتقدان وحدت وجود از «وجود» معنايي عام و مجرد نيست، بلكه حق است كه همه اشياء در ساية او موجود شده اند. آنها مي گويند اساسا در خارج جز اين وجودي نيست. اعتباري دانستن آن، نشان دهندة عدم درك صحيح وحدت وجود است.
 
4- وحدت وجوديان مي گويند وجود مطلق واحد است، و در عين حال از كثرت آن وجود مطلق هم بحث مي كنند. كثير بودن واحد، و واحد بودن كثير غير ممكن است. در اينجا تناقض وجود دارد.
پاسخ: وجود واحد حقيقي است اما وجود كثير نسبي و خيالي است. يكي از آنها (واحد) اصل و اساس و ديگري (كثير) ظواهر مختلف آن است ، لذا در اينجا تناقض مطرح نيست. اگر واحد و كثير، هر دو حقيقي مي بودند با تناقض مواجه مي شديم، و حال آن كه اينطور نيست.
 
5- معتقدان وحدت وجود در موضوع وجود از دلايل فيلسوفان ملحد استفاده مي كنند.
پاسخ: وحدت وجود يك نظريه فلسفي نيست. مبتني بر قرآن و حديث است. وحدت وجود را با كشف و مشاهده در مي يابند نه با عقل. لذا در اين مبحث از دلايل عقلي و فلسفي استفاده نمي شود.
 
6- وحدت وجوديان، اهل جهنم و عذاب اخروي را با تعبير عذوبت (شيرين كامي) توجيه مي كنند و تفسيري مخالف شريعت و ويران كنندة آن ارائه مي دهند.
پاسخ: بله ابن عربي معتقد است عذاب جهنم تا ابد ادامه نخواهد يافت و پس از آن كه به ميزان حقوق پايمال شدة حق و خلق مجازات صورت گرفت و عذاب اعمال گرديد، در جايي متوقف شده و از آن پس به نوعي لذت تبديل مي شود. اما او از طريق مكاشفه به اين نتيجه رسيده است. آنان كه به آن مرتبه نرسيده اند مي توانند به تداوم و هميشگي بودن عذاب اعتقاد داشته باشند. به عبارت ديگر ملاحظه ابن عربي دراين خصوص نظري است مانند بسياري از نظرهاي ديگر و اعتقاد به كيفيت عذاب به شكلي كه در كتاب هاي كلام و عقايد آمده است ضديتي با آن دسته از افكار ابن عربي كه در حد ادارك مردم گفته است ندارد.
 
7- اين كه وحدت وجوديان مي گويند بت پرستان در واقع خدا را عبادت مي كنند، با آموزه هاي ديني مخالف است.
پاسخ: خداوند فرموده است كه عبادت غير او امكان پذير نيست. او معبود بالحق است. پس عبادت غير حق باطل است و به خداوند باز مي گردد. البته عبادت بت از اين جهت كه در ارتباط با تصاوير غيرمشروعي از حق صورت گرفته است نمي تواند صاحبش را از مسئوليت معاف كند. زيرا حق عبادت تصوير خويش در بت را مشروع ندانسته و آن را ممنوع كرده است.
 
8- ابن عربي از ديواري سخن مي گويد كه تنها دو خشت آن ناقص است. دو خشتي كه يكي از طلا و ديگري از نقره است. آنگاه خشت نقره اي را به پيامبر (ص) و خشت زرين را به خود تشبيه مي كند و به اين ترتيب خود را برتر از پيامبر مي داند.
پاسخ: اسماعيل حقي گلنبوي در رساله اي كه پيرامون موضوع وحدت وجود نگاشته است درخصوص مسأله فوق، مي گويد منظور ابن عربي قيمت طلا و نقره نبوده است درخصوص مسأله فوق، مي گويد منظور ابن عربي نيست طلا و نقره نبوده است بلكه درخشندگي و ميزان نزديكي آنها به رنگ سپيدمراد بوده است. تشبيه مذكور بنا به اين نظر انجام گرفته است. برخي معتقدند منظور از خشت طلا علم باطن، و خشت نقره علم ظاهر است. يعني او خواسته است بگويد علم باطن كه پيامبر به دليل برخورداري از ولايت، آن را مستقيماً از خدا دريافت كرده است، از علم ظاهر كه بواسطه فرشته بود برتر است و باز مي خواسته است بگويد درحالي كه رسالت و نبوت پيامبر به اتمام رسيده، ولايت ادامه دارد؛ و به اين لحاظ يعني به اعتبار ولايت او وارث پيامبر است.
 
9- اين كه ابن عربي مي گويد اولياء از پيامبران برترند، خطاي بزرگي است.
پاسخ: ابن عربي بعد از ذكر اين نكته كه پيامبران هم نبي هستند و هم ولي، توجه خواننده را به خود جلب مي كند كه ولايت يكي از صفات خداوند است. او آنگاه مي گويد جنبه ولايتي پيامبران از جنبه رسالتي آنان افضل است. اين به معناي برتري ولي غيرنبي، از نبي ولي نيست.
 
10- اين كه ابن عربي مي گويد فرعون پاك و مومن از دنيا رفت، كفر است.
پاسخ: فرعون پيش از مرگ گفته بود: «به پروردگار موسي ايمان آوردم. يونس/90» علما اين ايمان را در حال يأس دانسته اند و براي آن اعتباري قائل نيستند يعني مي گويند او زماني ايمان آورد كه از زندگي قطع اميد كرده بود، اما ابن عربي ايمان فرعون را ايمان فردي مأيوس از زندگي نمي داند و آن را معتبر شمرده است. البته تعبير ابن عربي به نحوي است كه احتمال معتبر بودن ايمان فرعون را مي دهد. وانگهي مؤمن از دنيا رفتن فرعون مانع عذاب او در آخرت نخواهد بود.(1)
اسماعيل فني همه انتقادات وارد شده بر ابن عربي را در قالب 36 ماده تنظيم كرده و به هريك از آنها به طور جداگانه پاسخ داده است. محمود الغراب نيز به بررسي اعتراضات علي طهطاوي پرداخته و آنها را يك به يك رد كرده است. ما در اينجا تنها به ذكر چند انتقاد و پاسخ داده شده به آنها اكتفا كرديم. براي توضيحات بيشتر مي توان به آثار نويسندگاني كه نامشان ذكر شد مراجعه كرد. اما در اينجا اشاره مختصر به جنبه ديگري از مسأله را مفيد مي دانيم. ابن عربي و همفكرانش مي گويند وحدت موجود با كشف و ذوق دانسته مي شود نه با عقل و نقل. آنها مي گويند اگر مسأله اي فراتر از عقل (به قول مخالفانشان غيرعقلي) موضوع فعاليت عقلاني قرار گيرد، خطا و اشتباه است. به اعتقاد آنها دلايل عقلي و منطقي مطرح شده براي رد نظريه وحدت وجود به رغم فراوان و مستدل بودنشان به دستگاه فكري ابن عربي كه فعاليت هاي عقلي در آن تأثيري ندارد، نمي تواند خدشه اي وارد كند. آنها مي گويند خارج از منزل عقل اقامت دارند. با اين حال اگر بنا شود ابن عربي و دستگاه فكري او در مواجه با عقل و نقل به چالش گرفته و نقد شود بايد گفت نظام فكري ابن عربي و مسايل بحث برانگيز آن اساساً متكي بر مكاشفه است. هنگام نقد انديشه هاي ابن عربي و پايه هاي آن، نحوه زندگي معتقدان اين دستگاه فكري بيش از دلايلي كه مطرح مي كنند اهميت مي يابند. اگر اعتقاد آنها به وحدت وجود موجب نمي شود كه در عمل اهمال كار شوند، به عبادت توجه كافي نكنند، طاعت الهي را جدي نگيرند، در برابر شعاير ديني لاقيد نباشند، موازين عقلاني را رعايت نكنند، در مراقبت از حق و حقوق دقت نداشته باشند، به هيچ تعهدي پايبند نگردند و مسئوليت پذيري نداشته باشند بلكه كاملاً برعكس، اعتقاد مذكور موجب شود در اين زمينه ها جدي تر، فعال تر و حساس تر گردند، حداقل بايد از محكوم كردن و اتهام وارد كردن به آنها اجتناب كرد و موضوع را به كفر و انحراف مرتبط ندانست، و در مواجه با پيروان اين نظريه خوشبينانه رفتار نمود. لازمه اهميت دادن به انديشه و استقبال از برداشت هاي مختلف همين است. به نظر ما معيار درست يا نادرست دانستن وحدت وجود در بعدي وسيع، نتايج عملي و تظاهر فعلي آن است. اين است كه مطالعه كنندگان نظريه وحدت وجود يا مسايل مرتبط با آن، بايستي به نمود خارجي سخناني كه بيان مي شود بنگرند و به جاي وارد كردن هر اتهامي، به نتايج مثبت آن توجه كنند و سكوت را ترجيح دهند. بررسي موضوع در عرصه عقل و فلسفه نيز مسأله ديگري است.
 
ادامه دارد ...
 

    442 بازديد     4 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عرفان اسلامی (135)

افراد مرتبط
●  ابن عربي   محی الدین(40)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:03/06/1386

تاريخ شمسی نشر:03/06/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب