در نگاه اول،آمازون به هديهيي زهرآلود شبيه است . هم تحريك برانگيزاست و هم وحشتانگيز .درست مثل استخواني كه در گلوي برزيل گير كرده است. دغدغه اصلي برزيل اين است كه اجازه ندهد همسايگان ،اين ؤروت با ارزش را از آنها بربايند. تمامي دولتهاي حاكم بر اين كشور،بويژه در نيمه دوم قرن نوزدهم چنين نگرانييي داشتهاند . آنها نميخواهند آمازون،اين گنج غيرقابل پيشبيني را تسليم ديگران كنند.
كسي چه ميداند چقدر سرزمين افسانهيي،منابع طلا،آهن و مواد با ارزش در آنجا يافت ميشود?از سويي ديگر وسعت برزيل،بويژه از نظر تاريخي و فرهنگي و همچنين برتري آن در امريكاي جنوبي وابسته به آمازون است. در سال 1992 ،زماني كه اروپاييها به ويراني آن پرداختند،برزيليهاي وطنپرست تصميم گرفتند با آنها مقابله كنند. چه كسي جرات ميكند به ريه كره زمين آسيب برساند?به اين ترتيب برزيليها به طرح در حال مطالعه «سرويس حمايت از آمازون»شتاب بخشيدند تا به اين ترتيب وضعيت زيستمحيطي و توسعه اقتصادي را توسعه دهند. پيش از اجراي اين طرح،نياز به مرحلهيي مقدماتي بود كه آن نيز به عهده «سرويس مراقبت از آمازون»گذاشته شد.
طي قرنها خود آمازون نيز با مخفي نگاه داشتن گنجهايش از خود محافظت كرده است. اما گاهي يك تصادف ساده موجب كشف منابع غني طلا ميشود. در سال 1967 ،يك مهندس امريكايي كه با هليكوپتر از فراز سراپلازا ميگذشت، از مشاهده درخشش زمين زيرپايش شگفتزده شد و در نهايت كوهي از آهن را ديد كه به اندازه كشورهايي مثل فرانسه و انگليس گسترده بود. چنين تصادفهايي موجب ميشود كه اشتهاي سايرين نيز تحريك شود. اما خوشبختانه به هنگام پرواز آمازون،تنها جنگلهاي سبز بينهايت و اقيانوسي سبز و آرام كه هر از گاهي ابرها و بخار آتشهاي جنگلبانان آن را ميپوشاند،به چشم ميخورد. پيشرفت تكنولوژي نظامي در چند سال اخير اين مشكل را نيز حل كرده است. اشعه مادون قرمز ميتواند همانند چشماني تيزبين به «سرويس مراقبت از آمازون»كمك كند. اين چشمها به هيچ چيز آسيب نميرساند و هرگز خسته نميشوند. براحتي نيز از دود،مه و برگها عبور ميكنند.
هواپيمايي مجهز به اشعه مادون قرمز،براحتي قادر است از تمامي موانع طبيعي عبور كند و به بررسي سطح خاك بپردازد. به اين ترتيب حضور مخفيانه هر بشري در جنگل و تمامي حركاتش كاملاص تحت كنترل درميآيد. دوربينهايي كه با اين اشعه كار ميكنند ميتوانند تا 60 كيلومتر از فضاي اطراف خود را زير نظر بگيرند. دهدوربين هوايي كه به دور خود ميگردد و توسط رادار با گيرندههاي زميني در ارتباط است،براحتي اطلاعات جمعآوري شده را به سه مركز اصلي در بلم،پورتو و لهوومانائوس مخابره ميكند. گيرندههايي نيز براي ارسال پيام از زمين تعبيه شده است.
هدف اين است كه بدون صدمه زدن به منابع طبيعي از 5\5 ميليونكيلومتر مربع جنگل غيرقابل نفوذ مراقبت شود. آمازون درست به جعبه سياهي ميماند كه افراد به آن وارد و سپس از آن خارج ميشوند اما اتفاقي كه در داخل آن روي داده هميشه به يك معما شبيه بوده است. اما با حضور «سرويس مراقبت از آمازون»از اين پس اين معما نيز حل خواهدشد. اين مساله به يك داستان علمي تخيلي جذاب شبيه است كه حتي بزرگترين نويسندگان نيز جرات تصور آن را نداشتهاند.
قرار است اين ابزار شگفتانگيز براي ماموريتهاي ديگري نيز بهكار گرفته شوند. مثلاص براي كنترل اراضي و سوءاستفاده از آنها ، كنترل وضعيت هوا،تهيه نقشه،پيشگيري از بيماريهاي واگيردار،مراقبت از مرزها و در نهايت كنترل رفتوآمد از طريق رودخانه و يا راههاي هوايي. ماهوارههايي نيز براي كنترل آتشسوزيها در نظرگرفته شده است ،اما سرويس مراقبت از آمازون از دور همه چيز را تحت نظر دارد. به اعتقاد برخي دانشمندان ،آمازون با توجه به وضعيت جوي منحصر بفردش منابعي غني از ؤروتهاي طبيعي نامحدود را در اختيار دارد.
همانطور كه اعراب بدوي شاهد فوران طلاي سياه بودند و به ؤروتي غني دست يافتند،ساكنان فقير آمازون نيز بر روي بستري گسترده از طلاي حقيقي زندگي ميكنند. اين طرح درخشان، هزينهيي بسيار بالا معادل 4\1 ميليارد دلار دربرخواهدداشت. گروه فرانسوي تامسون (با نام جديد تيلز)نيز خود را وارد اين رقابت كرده است. پس از سقوط ديوار برلين،امريكاييها فكر ميكردند كه جنگهاي آتي همه بر سر مسائل اقتصادي خواهند بود و به همين دليل تصميم گرفتند با اطلاعات جمعآوري شده توسط سازمان سيا و سازمان امنيت ملي به رشد كارخانههايشان كمك كنند. يك شبكه جاسوسي نيز براي ديدن و شنيدن همه چيز توسط «اشلون» تشكيل شده است. همه فكسها، نامههاي الكترونيكي، مكالمات تلفني و تمامي داد و ستدهاي قابل توجه دنيا زير نظر آنها است.
در سال 1994، ادوارد بالادور براي امضاي قرارداد فروش اسلحه و هواپيما به رياض سفر كرد. در اين ميان شركت اروپايي ايرباس بينصيب ماند. يك روزنامه بالتيموري فاش كرد كه در اين جريان،امريكاييها با كمك اشلون دريافتهاند كه ايرباس قصد دارد با پرداخت رشوه به سعوديها، هواپيماهاي خود را به فروش برساند. امريكاييها براي آنكه قرارداد با بويينگ بسته شود، رقم رشوه را چند برابر كرده بودند. هنوز هم درستي يا نادرستي اين موضوع ؤابت نشده است. اما واشنگتن هرگز به وقوع پيوستن اين مساله كه عموم آن را به نام «مسائل ديپلماتيكي» ميشناسند انكار نكرده است.
سال 1994 بود كه امريكا شركت تامسون را متهم كرد در مورد طرح «سرويس مراقبت از آمازون» مسوولان برزيلي را اغوا كرده است. بيل كلينتون نامهيي به رييس جمهور ايتامار فرانكو نوشت و اعلام كرد كه اين طرح به شركت امريكايي رايتئون و ساير گروههاي امريكايي مثل اريكسون مربوط است. رايتئون نيز به نوبه خود محكوم شد. رسوايي پشت سر رسوايي و در نهايت افراد مظنون از كار بركنار شدند. هيچ تغيير مثبتي نيز در طرح ديده نشد.
رايتئون و شركايش «سرويس مراقبت از آمازون» را با 25 رادار،87 ماهواره و 200 مركز دريافت پيام،تشكيل دادند. 8 هواپيما كه منحصراص به اين منظور اختصاص داشت در برزيل ساخته شد. اين هواپيماها بسيار نوكتيزتر از هزاران هواپيماي جاسوسي امريكايي به نظر ميآمدند.
روز 25 ژوئيه سال 2002، رييس جمهور فرناندو كاردوسو مركز محلي مراقبت در مانائوس را افتتاح كرد. پيش از پايان مراسم،عكسي براي او آوردند كه در آن تصوير خودش به هنگام دست دادن با مقامات ميزبان ديده ميشد. عكسي كه درست چند لحظه پيش و همان نقطه را نشان ميداد. در واقع اين عكس توسط يك هواپيماي «سرويس مراقبت از آمازون» كه در ارتفاعي بسيار بالا پرواز ميكرد،گرفته شده بود. دو مركز ديگر نيز كه قبلاص از آنها نام برديم بزودي راهاندازي ميشوند.
در حال حاضر تنها سه چهارم اين طرح به مرحله اجرا رسيده است. هركس به بازديد اين مركز ميرود از مشاهده كيفيت تصاوير گرفته شده توسط رادارها و ماهوارهها شگفتزده ميشود. هيچ چيز از چشمان درشت سيستم نوين پنهان نميماند.
در اين ميان سوال بسيار مهمي مطرح است كه پاسخ به آن بسيار دشوار به نظر ميرسد. آيا اين هزينه سنگين و ملي فقط براي لذت تماشاي گلها و حيوانات و حشي صرف شده است? يا براي كمك به ماموران اطفاي حريق و حفظ سلامت مردم بومي? آيا سرويس مراقبت از آمازون يك مركز جذاب و تفريحي يا يك مركز اطلاعاتي است? اگر يك مركز اطلاعاتي باشد پس به عنوان يك سلاح مهم در نظر گرفته ميشود. اما سلاحي عليه كه? آيا ميتوان مطمئن بود كه امريكا از اين سيستم مخفي با ارزش كه پول آن را برزيليها پرداختهاند هيچ سوءاستفادهيي نميكند?
رييس جمهور كاردوسو معتقد است كه سرويس مراقبت از آمازون ميتواند براي دفاع از برزيل در برابر قاچاق مواد مخدر نيز مفيد واقع شود. البته بايد گفت كه اين مساله هرگز جزو نكات اصلي گفتوگوهاي رسمي دولت برازيليا نبوده است. به نظر ميرسد مقامات اين كشور بيشتر به رقابت در فضاها و راههاي هوايي اهميت ميدهند تا مبارزه با مواد مخدر. در اين شرايط قاچاقچيان كوكايين نيز با دستي باز به كار مشغولند.
آيا واقعاص ميتوان جنگلهاي جادويي آمازون را نجات داد? بايد به آينده چشم دوخت و انتظار كشيد. حمايت از جنگلها براي برزيل مسالهيي حياتي است. همه بايد به حفظ اين جنگل غني كمك كنيم. مساله فقط اكسيژن نيست. انسانهاي بيشماري در روياي آمازون بسر ميبرند. تاريخ ؤابت كرده كه طبيعت هميشه انتقام ميگيرد. پس بايد مواظب بود.