اگر دولت امريكا كمك به اسرائيل در تجاوز و تخريب فلسطين را رد كرده بود، حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق نميافتاد. تعدادي از آگاهان سياسي، اين نتيجه را آشكارا بيان ميكنند؛ اما تعداد زيادي معتقدند كه كمكي كه انجام شده، درست است. من معتقدم در طول 35 سال گذشته، اگر هر يك از رئيس جمهوريهاي امريكا شجاعت و تدبير اين را داشت كه همه حمايتهاي امريكا از اسرائيل را (تا زماني كه اسرائيل از سرزمينهاي اشغال شده در جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1976 عقب نشيني كند) معلق ميكرد، از اين فاجعه جلوگيري ميشد.
يهوديهاي الترا ارتدوكس كه نقش قدرتمندي را در سياستهاي اسرائيلي ايفا ميكنند، معتقدند كه مسيح موعد يهودي نخواهد آمد تا وقتي كه اسرائيل بزرگ به واقعيت بپيوندد. با وجود اينكه آنها اقليتي بيش نيستند، متحد، مقتدر و داراي نفوذ هستند. به خاطر اعتقاد محكم و عميق مذهبي، آنها مصمم هستند تا از استقلال فلسطينيها در كرانه باختري جلوگيري كنند.
در حمايت شديد عليه فلسطينيها، اسرائيل از بهانههاي ريشه كن كردن تروريسم استفاده ميكند؛ اما در حقيقت نيروهايش به پيشروي در منطقه بيطرف سفارش شدهاند. در زير اين ظاهر ضد تروريستي، نيروهاي اسرائيل با فلسطينيها بدتر از آنچه با حيوانات رفتار ميشود، رفتار ميكنند. براساس روندي كه هيچ پايه و اساسي ندارد، صدها نفر براي مدتهاي طولاني بازداشت و بيشتر آنها شكنجه ميشوند و بعضي نيز از لبه تيغ ميگذرند. خانهها، باغستانها و مكانهاي كسب و كار خراب ميشوند. تمام شهرها به صورت نوبتي تحت مقررات حكومت نظامي قرار ميگيرند. بازداشت بعضي از افراد تا چند هفته طول ميكشد. فلسطينيها مجروح يا مريض نيازمند به مراقبتهاي پزشكي اورژانسي، معمولا تا يك ساعت يا بيشتر در محل بازرسي نگه داشته ميشوند.
خيلي از بچهها دچار سوء تغذيه هستند. كرانه باختري و غزه به اردوگاههاي بسيار بزرگ و متمركز نظامي تبديل شدهاند، بدون حمايت آمريكا، هيچ كدام از اينها اتفاق نميافتاد. شايد مقامات اسرائيلي به اين باورند كه زندگي به قدري بر فلسطينيها غير قابل تحمل خواهد شد كه بيشتر آنها سرانجام خانههاي اجداديشان را ترك ميكنند.
پس از يك دوره محبوبيت در دنيا، دولت امريكا به دليل حمايتهاي بيقيد و شرط از تجاوزهاي اسرائيل نسبت به منشور ملل متحد و قوانين بين المللي و دستورات همه اديان مذهبي، در اكثر كشورها مورد سرزنش و دشنام قرار گرفته است.
خاستگاه اصلي يازدهم سپتامبر،35 سال پيش بود؛ وقتي لابي اسرائيل فعاليت موفقيت آميز خود را در مذاكرات سنگين درباره نقش مناسب امريكا در منازعه عربي- اسراييلي شروع كرد و توانست اين حقيقت را از آگاهي عمومي پنهان كند كه دولت آمريكا كمك بلاعوض عظيمي را به اسرائيل داده است.
اين روزها، به دليل تاثير لابي خفه كننده اسرائيل در آمريكا، در دولت بحثي از نزاع عربي - اسرائيلي نشده است. مطمئن باشيد، اطلاعات من دست اول است؛ زيرا من عضو خانه نمايندگان كميته كار خارجيان هستم و از ژوئن 1967، وقتي ارتش اسرائيل، كنترل بلندهاي جولان را كه قسمتي از سوريه است، مثل كرانه باختري و غزه در دست گرفت، من عضو آن خانه بودهام. من از 16 سال پيش تاكنون نظارت نزديكي بر مجلس سنا داشتهام.
در 35 سال گذشته، در كميته يا سالن سنا كلمهاي به ميان نيامده كه دعوت به مذاكره در مسائل خاورميانه كند. هيچ طرح يا لايحهاي به منظور كم يا محدود كردن كمك به اسرائيل در 20 سال گذشته ارائه نشده است و تعداد كمي از لوايح و طرحها به اين منظور در چند سال گذشته ارائه شدهاند، آنها هم فقط تعداد اندكي راي كسب كردهاند. در ساختمان مجلس سنا، نقادي نسبت به اسرائيل، حتي در گفتوگوهاي خصوصي، ممنوع است و با متخلف مثل يك وطن فروش يا ضد يهود رفتار ميشود. زماني كه من و بعضي از نمايندگان ديگر به مخالفت پرداختيم، انتقاد ما به راي گيري، در جمع نمايندگاني كه از طرف نيروهاي طرفدار اسرائيل تامين مالي شده بودند، رايي نياورد و شكست خورد. نتيجه اينكه، سالهاي متمادي در موضوعات مرتبط با خاورميانه، به طور جدي به نفع اسرائيل و بر ضد فلسطينيان و اعراب قانون گذاري شده است. تمامي حوزههاي انتخابي رايگيري، به وسيله پوشش خبري خفه كننده به نفع اسرائيل پر شده است و مردم را به گمراهي كشيدهاند. عموم مردم از اين مسئله ناآگاه هستند كه مجلس سنا، مثل كميسيون فرعي مجلس اسرائيل عمل ميكند. كسي كه روزنامههاي خارجي را بخواند يا بي بي سي گوش دهد، از اتفاق 11 سپتامبر هيجان زده نميشود. مدتها پيش از يازدهم سپتامبر، در چندين نشست تلويزيوني، مسئولين اعتقاد داشتند؛ بن لادن فكري نظير آنچه در يازدهم سپتامبر اتفاق افتاد را در سر دارد. آنها آن فكر را به دادخواهي اصولي از تجاوز اسرائيل به جامعه فلسطينان مستند ميكردند. صاحبنظران خارجي در داخل يا بيرون از دولت، متناوبا و شديدا مخالفت خود را با سياستهاي امريكا اظهار ميداشتند؛ به ويژه از وقتي كه بوش قصد خود براي جنگ با عراق را اعلام كرد. ارعاب لابي اسرائيل هنوز پا بر جاست. به نظر ميرسد دامنه آن تا تمام مراكز دولتي و حتي مكانهاي عبادي و موسسات آموزش عالي كشيده شده است. نقش آن در ساكت كردن بسياري از يهوديان آمريكايي كه مخالف تاكتيكها و وحشيگيريهاي اسرائيل هستند، بسيار موثر ميباشد.
هيچ كس در نظام قدرت امريكا، حقيقت مصيبت واري را كه ماهرانه از مردم آمريكا مخفي نگاه داشته شده، ولي به طور واضح براي مردم دنيا قابل تشخيص است، نميپذيرد: خسارتهاي 11 سپتامبر و پس لرزههاي بعدي و پس لرزههايي كه ممكن است به خاطر جنگ با عراق در امريكا ايجاد شود، عمدتا به خاطر سياست آمريكا در خاورميانه است كه در اسرائيل طراحي شده، نه در واشنگتن.
اسرائيليها ملتي قانون شكن هستند. رئيس جمهور ما بايد به جاي كمك به اسرائيل در فشار آوردن به فلسطينيها، تمام كمكهاي خود را به تعليق در آورد تا اسرائيل اشغال سرزمينهاي اعراب را رها كرده و به سرزمين خود، در سال 1967 باز گردد.
اگر بوش كمكهاي امريكا به اسرائيل را به تعليق در آورد، همه امريكاييها را از بدبختي به دوش كشيدن اشتباهات اسرائيل نجات ميدهد.
منبع: مجله Institute for Historical Revie