در مورد خروج نيروهاي متخصص از كشور مطالب زيادي گفته شده است. گزارشي كه از پي ميآيد، يكي از تازهترين مقالات درباره اين پديده است كه در شماره 47 نشريه آموزش عالي بينالمللي درج شده است.
نويسنده شهرزاد كامياب استاد دانشگاه چپمن در آمريكاست. وي با توجه به شماري از عوامل تصميم تحصيلكردگان براي سكني گزيدن در كشوري ديگر، در پايان به اقدامات اخير دولت براي جلب مشاركت جامعه تحصيلكردگان ايراني خارج از كشور ميپردازد و نسبت به موفقيت آن ابراز خوشبيني ميكند.
طبعاً درج اين مطلب به معناي تأييد تمام نكات عنوان شده بهخصوص برخي از عوامل مهاجرت نيست. هدف ارائه نگاهي كلي به اين پديده و يافتن راهحلي براي آن است.در حال حاضر، شمار قابل توجهي از تحصيلكردگان، دانشمندان، پزشكان و نخبگان دانشگاهي ايراني در خارج از اين كشور بهسر ميبرند و عده ديگري نيز هر ساله ترك وطن ميكنند.
بر اساس آمار صندوق بينالمللي پول كه از مطالعه 91 كشور استخراج شده است، ايران بيشترين ميزان خروج مغزها را دارد. هر سال حدود 150 هزار نفر از تحصيلكردگان ايران در جستوجوي فرصتهاي بهتر ترك وطن ميكنند. كارشناسان ايران لطمه اقتصادي اين پديده را حدود 50 ميليارد دلار در سال برآورد ميكنند. آنان خروج هر مخترع يا دانشمند را با نابودي 10 چاه نفت مقايسه ميكنند.
سابقه تمايل نخبگان ايراني براي كسب مدرك تحصيلات عالي به اوايل قرن نوزدهم برميگردد، اما فرار مغزها پديده تازهاي است. منظور اصلي از ترك وطن در آن روزها حضور در دانشگاههاي خارجي در اروپا بهخصوص فرانسه و آلمان، جهت كسب دانش در زمينههاي مهندسي، پزشكي و علوم نظامي و كاربرد آن در وطن بود.
حتي آن زمان، شيفتگي نسبت به فرهنگ غربي يا ازدواج با خارجيان باعث ميشد برخي دانشجويان ايراني در خارج از كشور بمانند، اما اكثريت دانشجويان بهخصوص كساني كه بورسيه دولت بودند- كه مستلزم بازگشت و كاربرد علوم فراگرفته در وطن بود- پس از پايان تحصيلات به وطن بازميگشتند.
بيكاري يا اشتغال غير مولد
عوامل بيشماري به خروج سرمايه انساني از ايران در حال حاضر كمك ميكند. به گفته اقتصاددانان، ايران بايد ساليانه بيش از يك ميليون شغل ايجاد كند تا فقط بتواند با رشد جمعيت مقابله كند. در واقع، فقط حدود 300 هزار شغل در سال اضافه ميشود و در نتيجه، نرخ بيكاري در ميان تحصيلكردگان بالاست (از هر 10 نفر بيكار، يك نفر مدرك دانشگاهي دارد).
آمار رسمي بيكاري 15 درصد اعلام شده است. از 270 هزار فارغالتحصيلي كه هر سال وارد بازار كار ميشوند، فقط 75 هزار نفر كار پيدا ميكنند. در نتيجه، فارغالتحصيلان دانشگاهي در كنار مردم عادي در جستوجوي منبع درآمد هستند. مشاغلي كه پيدا ميكنند، اغلب ارتباطي با تحصيلشان ندارد. برخي از جوانان تحصيلكرده از ايران رفتهاند يا فعالانه درصدد شغليابي در امارات متحده عربي، هند، تركيه و استراليا يا هر جايي هستند كه بتوان رواديد آن را گرفت.
فضاي فكري دانشگاهها
علاوه بر مشكلات اقتصادي، فضاي فكري دانشگاهها، استادان متبحر را به ماندن تشويق نميكند. كارشناسان و دانشمندان احساس ميكنند از فرايند تصميمگيري كه رشته علميشان صلاحيت فعاليت در آن را ميدهد، كنار گذاشته شدهاند. يكي از مقامات وزارت علوم خاطرنشان ميكند شماري از استاداني كه به فرصت تحقيقاتي ميروند، تقاضاي مرخصي بدون حقوق ميكنند.اين امر نشاندهنده تمايل آنان به ماندن در خارج است. مقامات اين امر را به نبود امكانات از جمله كمبود تجهيزات و آزمايشگاههاي تحقيقاتي، فقدان كتب جديد و دسترسي به سايتهاي آموزشي و نيز پايين بودن حقوق نسبت ميدهند.
كنكور
يك عامل ديگر فرار مغزها كه اغلب كمتر به آن توجه ميشود، امتحان سختگيرانهاي است كه براي راه يافتن به دانشگاه لازم است. اين امتحان كه به كنكور موسوم است، بهقدري پر رقابت است كه دانشآموزان اغلب يك سال براي آن آماده ميشوند. در ايران، بهطور تاريخي و فرهنگي، پذيرش در دانشگاهها بهخصوص دانشگاههاي معتبر راهي براي تحرك اجتماعي بهشمار ميرود و به شخص اين امكان را ميدهد با دستيابي به حرفهاي معتبر مانند پزشكي يا مهندسي، جايگاه خود را ارتقا دهند.
كنكور بهقدري سختگيرانه و صندليهاي دانشگاهها بهقدري محدود است كه بهطور عادي فقط 10 درصد متقاضيان پذيرفته ميشوند. با وجودي كه در سالهاي اخير تأسيس شماري از نهادهاي آموزش عالي جديد بهخصوص دانشگاه آزاد اسلامي در برآوردن تقاضاي فزاينده براي آموزش عالي در ايران مؤثر بوده است. با اين حال، هنوز بسياري از دانشآموزاني كه در كنكور رد ميشوند، براي رفتن به دانشگاههاي خارجي ترك وطن ميكنند. تحقيقات نشان ميدهد برخي از اين دانشآموزان به ميهن برنميگردند.
بهرغم جاذبه ايالات متحده به عنوان يك مقصد ادامه تحصيل در خارج، بسياري از دانشآموزان ايراني ترجيح ميدهند به كانادا، استراليا، انگليس و ساير كشورهاي اروپايي بروند، چون بين ايران و آمريكا روابط ديپلماتيك وجود ندارد و دانشآموزان ايراني بايد براي دريافت رواديد آمريكا به كشور سومي بروند.
جذابيت فرصتها
بسياري از كارشناسان و دانشمندان مستعد ايراني كه موانع بزرگ موفقيت حرفهاي را پشت سر گذاشتهاند، جذب دانشگاههاي معتبر در سراسر جهان ميشوند- بهخصوص دانشگاههاي آمريكا- تا به تحقيق، تدريس يا ادامه تحصيل بپردازند. دستمزد بالاتر و دسترسي به تجهيزات پژوهشي در نهادهاي خارجي مشوقهاي عمدهاي براي محققان ايراني است.
فراتر از اين مشوقهاي مادي، مطالعات انجام شده در مورد فرار مغزها در ايران مؤيد آن است كه گاه محدوديتهاي اجتماعي نيز در خروج تحصيلكردگان نقش دارد.
گزينههاي اصلاح سياست
كارشناسان در مورد نياز جدي به برنامهريزي اصولي براي بازداشتن نخبگان از ترك كشور متفقالقول هستند. آنان پيشنهاد ميكنند سياستها و اقداماتي اجرا شود كه به نخبگان نقش چشمگيرتري در اداره كشور بدهد، آزادي اجتماعي و شخصي بيشتري به آنان بدهد، امنيت شغلي آنان را بهبود بخشد و دستمزد بالاتري براي آنان در نظر بگيرد.
برنامه پيشنهادي اصلاحي ديگر استفاده از دانش و توان فني متخصصان ايراني با دعوت از آنان براي برگزاري كارگاه، سمينار و كنفرانس در ايران است. دولت با ارائه فرصتهايي براي بازگشت كوتاه مدت به كشور، اين افراد را از نياز جدي كشور به خدمات آنان مطلع ميكند.
در سالهاي اخير، بازگشت دانشمندان، پزشكان و كارشناسان آموزشي به كشور در نتيجه برگزاري كنفرانسها، تشريك مساعي با همكاران داخل كشور و حضور به عنوان استاد مدعو در دانشگاههاي داخلي افزايش يافته است. اشتياق ايرانيان خارج از كشور براي پذيرفتن دعوتهايي از اين دست نشان ميدهد دولت ايران بايد نقش فعالتري در جذب نيروهاي دانشمندان ايراني در خارج از كشور ايفا كند و با تدوين سياست درست، مبادله علمي را بين ايرانيان داخل و خارج كشور افزايش دهد.