فلسفه براي كودكان و نوجوانان ترجمة Philosophy for childre است، از آنجا كه طبق تعريف يونسكو childre به افرادي اطلاق ميشود كه زير 18 سال اند، ازينرو سعي كرده ام درنوشته هايم آنرا فلسفه براي كودكان و نوجوانان ترجمه كنم. اين برنامه در دانشگاه ايالتي مونتكليردر نيوجرسي توسط پروفسور متيو ليپمن شكل گرفت. البته با توجه به اين طيف سني ميتوان حتي براي جوانان نيز مناسب دانست. شاخه هاي فرعي ديگري از اين برنامه در كشورهاي ديگر اروپايي و استراليا بوجود آمده كه با عنوان Philosophy With Childre يا فلسفيدن به همراه كودكان و نوجوانان مشخص مي شود و فعاليت ها و تمريناتي كه براي دانش آموزان در نظر مي گيرد اندكي متفاوت است. استراليا، دانمارك، فرانسه، نروژ، و چند كشور ديگر نسخه هاي مستقلي از اين برنامه ارائه داده اند.
هم اكنون حدود 100 كشور در حال اجراي اين برنامه هستند كه حدود 30 كشور از كشورهاي پيشرفته بطورجدي آنرا وارد نظام آموزش و پرورش ساخته اند و در حدود 70 كشور نيز بطور آزمايشي اين برنامه را تجربه مي كنند. دكتري اين رشته در انگلستان، امريكا و چند كشور ديگر ارائه ميشود. حتي در كشور همسايه اكراين رشتة P4C در مقطع كارشناسي ارشد ارايه ميشود. كنفرانسهاي بين المللي متعددي در اين زمينه در كشورهاي مختلف برگزار شده و در حال برگزاري است كه موجب هماهنگي و انسجام آراي انديشمندان در اين زمينه شده است.
كمترين كاري كه غالب كشورها در اين زمينه انجام داده اند، شروع به پژوهش دراين زمينه است. بعنوان مثال در كشورهاي عربي كتابهاي اين برنامه (به زبان عربي) ترجمه شده اند.
طرح هاي اين برنامه
اين برنامه طرحي براي آموزش تفكر در مدارس ارائه مي كند. طرحي كه شامل كتابها، برنامه هاي خاصي براي هدايت كلاس است. هر كتاب درسي داراي يك كتاب راهنما براي معلم است. معلمان بعد از تعليم ديدن در مراكز ويژه تربيت معلم، آمادگي لازم را براي اجراي اين طرح در كلاس ها به دست مي آورند. در اينجا نقش معلم به كلي با سيستم آموزشي رايج متفاوت است و معلم ديگر نقش حاكم مطلق كلاس را ندارد.
شكل كلاسها نيز به كلي با توجه به هدف اين برنامه تغيير مي كند و به صورت حلقه كندوكاو(۱) يا انجمن تحقيق درمي آيد كه در آن كودكان به دنبال كشف حقايق مناسب با خودشان، هميشه در حال كندوكاو مشترك هستند. P4C به عنوان آخرين دستاورد پارادايم تأملي كه ريشه اش در آثار جان ديويي، ليو ويگوتسكي و برخي از فلاسفة ديگر است شامل چند عنصر جديد يا تغيير يافته است كه عبارتند از حلقه كندوكاو ، كتاب هاي درسي داستان و معلمانِ تغيير نقش داده .
اهداف اين برنامه
هدف آن اصلاح وضعيت آموزش تفكر در تعليم وتربيت است. تقويت تفكر انتقادي، تفكر خلاق ، تفكر مراقبتي/مسؤلانه(۲) و تفكر جمعي از ابتداي دوران كودكي، يكي از اهداف اصلي اين برنامه است. متناظراً داوري خوب، ابداعات خلاقانه، توجه مسوولانه به محيط و اطرافيان و نيز توانايي انجام فعاليت و تفكر جمعي ويژگي هايي هستند كه اين برنامه در پي تقويت اين ويژگي ها در افراد است و چون بر آنست كه دوران بالاتر از كودكي براي آموزش اين مهارت ها دير است اين آموزش را از كودكي شروع مي كند. آموزش مهارت هاي فكري اعم از استدلال، داوري نهايتاً، تربيت شهرونداني معقول، خودآگاه، دقيق، مسووليت پذير اخلاقي، اجتماعي، منتقد، خود_ انتقاد، محقق در اين برنامه پي گيري مي شود.
چگونگي آغاز اين برنامه
در اواخر سالهاي 1960، زمانيكه پروفسور متيو ليپمن در دانشگاه كلمبيا (واقع در نيويورك) در رشته فلسفه مشغول تدريس بود متوجه شد كه دانشجويانش فاقد قدرت استدلال و قدرت تميز و قدرت داوري هستند. او براي بالا بردن اين توانايي هاي دانشجويان خود تلاش هاي زيادي كرد ولي پس از مدتي متوجه شد كه براي اينكه قدرت تفكر اين دانشجويان بطور قابل ملاحظه اي تقويت شود، ديگر بسيار دير شده است. با اين وضعيت شايد اكثر اساتيد فلسفه و منطق ما مواجه شده باشند. او به اين فكر افتاد كه تقويت اين توانايي ها مي بايست در دوران كودكيِ اين دانشجويان انجام مي گرفت. به عبارت ديگر وقتي افراد در سن كودكي و نوجواني يعني در سن يازده يا دوازده سالگي بودند، بايد شروع به گذراندن يكسري دوره هاي درسي ويژه در زمينة تفكر مي كردند، تفكر انتقادي يا حل مساله و يا هر مهارت ديگري كه به منطق صوري و غير صوري مربوط است.
اين دوران هم مناسب اين آموزش هاست و هم تنها فرصت آموزش. حتي محقق بار آمدن افراد هم ريشه در اين دوران دارد. اگر در اين دوران به سؤالات آنها پاسخ داده نشود، قدرت پرسشگري آنها با تشويق، تقويت نشود و نحوة پردازش داده ها براي حل مسائل و مواجهه با مشكلات به آنها آموخته نشود، ديگر در آينده نميتوان اين كار را انجام داد. اگر هم امكانش باشد مصداق سخن سعدي و چون گردكان بر گنبد خواهد بود.
تفكر يا تفلسف؟
اگر چه عنوان رايج اين برنامه، فلسفه براي كودكان و نوجوانان است، اماهدف اين برنامه آموزش فلسفه به معناي رايج كلمه به كودكان و نوجوانان نيست. اين برنامه نمي خواهد به كودكان فلسفة هگل يا كانت ياد دهد. آنچه اين برنامه مي خواهد به افراد ياد دهد تقريباً اين است كه به سخنان و نظرات ديگران خوب گوش فرا دهند، در شنيده هايشان دقت كنند، آنها را ارزيابي و سبك سنگين كنند، بهترينِ انديشه ها را انتخاب كنند، نه اينكه كوركورانه تابع بي چون وچراي هيجانات ، مدها ، رسوم و عقايد جوامعه يا مثلاً خانوادة خود باشند. اين، همان چيزي است كه در فرهنگ ودين ما هم بسيار ارج نهاده شده است و حتي در كتاب مقدس ما ، قرآن كريم براي مردمي كه اينگونه عمل ميكنند بشارت داده شده است.
ساختار اصلي اين برنامه
يكي از مؤلفه هاي اصلي اين برنامه كتابهاي آن است. براي انجام اين برنامه كتابهاي داستاني ويژه اي تاليف شد. اين كتابها در سرتاسر جهان به فرهنگ ها و زبانهاي مختلف ترجمه مي شوند. برخي از كشور ها همچون دانمارك نيز، با استفاده از اين كتابها از داستانهايي از فرهنگ بومي خود استخراج كرده و جايگزين آنها كرده است.
اين داستان ها به گونه اي نوشته مي شوند كه در آن برخي ايده هاي فلسفي كاملاً متفاوت ، بدون ترتيب خاص در صفحات پخش مي شود. كودكان با كنجكاوي ذاتي شان نمي توانند از برانگيخته شدن توسط آنها خودداري كنند و حتي دلشان مي خواهد ساير اعضاي كلاس نيز آنها را بيازمايند و مورد بحث قرار دهند.
براي هر يك از اين داستانها مجموعه اي معين از عناصر تشكيل دهنده وجود ندارد، اما براي مجموعه اي از چنين داستان هايي (همچون داستان هاي فلسفه براي كودكان ، كه تقريباً شامل 12 داستان است ).
مولفة دوم، شكل كلاس و نحوة پيشرفت آن يعني كلاسداري است. اين شيوه به حلقة كندوكاو مشهور است. براي اين كه محور آموزش و پرورش تحقيق و كندوكاو باشد لازم است كه كلاس هاي درس تبديل به حلقه يا انجمن شوند كه در آن از رابطه دوستي و همكاري جهت مشاركت مثبت در فضاي آموزشي استقبال مي شود. اين فضاي مشاركت مثبت جايگزين فضاي رقابتي و نيمه خصمانه (نيمه مبارزه جويانه)اي كه در بسياري از كلاس هاي دوران كودكي گذشته رواج داشت، مي شود. ويژگي خاص حلقه هاي كندوكاو عبارتند از تامل و تعمق غيرخصمانه، شناخت هاي مشترك، ايجاد و بالابردن سواد، فرهنگ و تخيل فلسفي، تقويت توانايي مطالعه و درك عميق متون براي اساس ديالوگ و گفت وگو و لذت بردن از آن ها. و حلقة كندوكاو براي تأمين همين اهداف طراحي شده است.
آنچه درP4C براي آموزش و پرورش توصيه مي شود حلقه كندوكاو است كه در آن به جهت حاكم بودن فضاي تحقيق يا كندوكاو، هميشه سوالي وجود دارد كه به صورت اعم كار اين حلقه را به جستجوي حقيقت تبديل مي كند و به صورت كلي تر آن را به جستجوي معنا مبدل مي سازد.
براي اين كه آموزش در مدارس تبديل به كند وكاو شود بايد ابتدا ترديد و شكي در اين فرض به وجود بيايد كه همه چيز [در كتاب هاي درسي به دقت] ثبت شده اند و جاي هيچ گونه تحقيقي وجود ندارد، ترديد در اين كه همه چيز مرتب اند و در سرجاي خودشان قرار دارند يعني گامي به سوي پذيرفتن اين كه قبول يك امري با مشكل همراه است و مساله اي در پذيرش آن وجود دارد. برخي ديگر از ويژگي هاي حلقة كندوكاو عبارتند از:
-1 مشاركت: حلقه هاي كندوكاو دلگرم كننده اند، اما نيازي نيست كه شركت كنندگان همه به يك ميزان در مباحثات شفاهي شركت كنند. به معنايي، يك حلقة كندوكاو - همانند يك كتاب - يك شاكله يا طرح كليِ معرفت آموز محسوب مي شود. اين شاكله ها، ساختارهاي شبه گشتالتي از نسبت هايي هستند كه اعضاي حلقه را به مشاركت و صحبت ترغيب مي كنند، همانگونه كه يك كتاب جالب به خواننده اش اجازه نمي دهد، تا زمان تمام كردن آن، آنرا به زمين گذارد. اگر كتاب مورد قرائت كودكان يك كتاب داستان جذاب باشد، دانش آموزان به خواندن صفحات بعدي و بعدي تحريك خواهند شد تا به آنچه در ادامة داستان اتفاق مي افتد، پي ببرند.
-2معرفت مشترك: در يك نشست طولانيِ تأمل در تنهايي و خلوت، فرد به رشته اي از فعاليت هاي ذهني، جهت تحليل موضوع تشويق خواهد شد.
بنابراين فرد در اين مدت درگير حيرت، پرسش، استنباط، تعريف، فرض كردن، حدس زدن، تخيل، تمييز و غيره خواهد بود. كسب معرفت مشترك هم (كه اغلب تفكر توزيعي ناميده مي شود) فرد را درگير همان فعاليت ها مي كند، با اين فرق كه اينبار، اين كار به واسطة اعضاي ديگر حلقه صورت مي پذيرد: يكي پرسش مي كند، ديگري به يك فرض نهفته ايراد مي گيرد، يكي ديگر مثال نقيض ارائه مي دهد. فاصله فكري و ذهني طي شده در هر دو نوع تأمل يكي است اما شكل دوم، به وضوح اين را نشان مي دهد كه چگونه يك اشتراك فكري مي تواند وجود داشته باشد.
-3 رابطة چشم در چشم: قيافه ها، گنجينه هايي از اطلاعات و متون پيچيده اي از معاني اند كه ما بطور مداوم سعي مي كنيم مورد مطالعه و تفسيرشان قرار دهيم. اين معاني به واسطة قيافه هاي بسيار پرشورِ صورت هايي فراهم مي شود كه در مجاورت بسيار نزديك هم قرار دارند.
۴ - جستجوي معنا: كودكان مشتاق دانستن هستند و در نتيجه تلاش مي كنند معانيِ هر جمله، هر موضوع وهر تجربه اي را بيرون بكشند. بنابراين حلقه هاي كندوكاو به نحوي در حال جستجوي معاني اند كه واحدهاي مراقبت ويژه بيمارستان ها به نجات جان انسانها مي پردازند.
۵ - تأمل و تعمق: اين ويژگي شامل بررسي نظرات بديل بواسطة ارزيابي دلايل و پشتوانه هاي فكري اين نظرات بديل اند. از آنجا كه تأمل و تعمق معمولا براي مهيا شدن و بدست آوردن آمادگي براي داوري و قضاوت به عمل مي آيد، دربارة اين فرايند به عنوان ارزيابي دلايل و آراي بديل سخن مي گوييم.
مهارت هاي مد نظر اين برنامه
برخي از مهارت ها و استعدادهايي كه در حلقه كندوكاو فلسفه براي كودكان و نوجوانان رشد پيدا مي كندعبارتند از: 1- صورتبندي سوالات۲،- اجتناب از تعميم هاي عاري از دقت ، 3- خواستن دلايل وشواهد ديگران براي ادعاهاي شان، 4-پردازش و بسط فرضيه هاي تبيين كننده، 5- به رسميت شناختن تفاوت هاي مربوط به شرايط موجود 6- بهره بردن از ايده هاي سايرين۷-پذيرش انتقادهاي موجه و بسيار موارد ديگر است.
نحوة اجراي اين برنامه
در اين برنامه دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشي از داستان با صداي بلند , كلاس را آغاز مي كنند. به اين نحو كه، بچه هاي يك كلاس، بهمراه معلمشان حلقه وار دور هم مي نشينند و رودر روي هم با يكديگر به مباحثه مي پردازند(كه اين حلقه حلقة كندوكاو ناميده ميشود). شاگردان، قسمت تعيين شدة كتاب را با صداي بلند مي خوانند، البته نه بيشتر از يك پاراگراف در هر بار. توزيع يكسان وقت هم در ميان كودكان فراموش نمي شود براي اينكه پيامدها و استلزامات دموكراتيكي بهمراه دارد. وقتي قرائت يك پاراگراف تمام شد، معلم با اين پرسشها شروع مي كند:
آيا در اين متن چيز مبهمي براي شما وجود دارد؟ آيا مي توانيد احساس خودتان را در قالب يك پرسش بيان كنيد؟ سپس معلم پرسش هر دانش آموز را بر روي تخته سياه مي نويسد و نام دانش آموز را بهمراه شمارة صفحه و شمارة سطرِ مورد بحث در كنار آن يادداشت مي كند. پس از آن مي پرسد چه كسي مي خواهد بحث را آغاز كند. دست ها بالا مي رود و معلم يكي از دانش آموزان را انتخاب مي كند تا در بارة پرسشهاي نوشته شده بر روي تخته بحث را شروع كند. در لحظة مناسب، معلم ممكن است تمريني را در خصوص آن موضوع خاص از كتاب كمك آموزشي مطرح كند. فرض كنيد كه پرسش چيزي شبيه به اين است: آيا هري و بيل دوست هم هستند؟ با ادامة كار، بزودي كودكان شروع به درك اين نكته خواهند كرد كه مفهوم دوستي، مبهم يا دو پهلو است يا اينكه هر دو ايراد را دارد و بدين ترتيب معلم مي تواند بحثي را در زمينه ماهيت دوستي مطرح كند. (به طور حتم، استلزامات اخلاقيِ رابطة دوستي توسط دانش آموزان مورد توجه قرار مي گيرد). بدين طريق، كودكان با مفهوم دوستي آشنا و درگير مي شوند و پيشرفت اين كار مي تواند آنها را نه تنها در فلسفه بلكه در تمامي حوزه هاي مطالعاتي كه در آنها با مفاهيمي از ايندست سرو كار دارند كمك كند. اين روشي است كه فكر آنها را برمي انگيزد و تا زمانيكه قابليت نقادي و خود-انتقادي را در آنها پديد نياورد، آرام نمي گيرد و اين فرايند نيز به نوبة خود آنها را به خود-اصلاحي سوق مي دهد.
فرهنگ سازي
بله. مطمئناً اگر دانش آموزان ما معقول و محقق بار بيايند، در آينده اي نه چندان دور ما داراي شهرونداني معقول و خردمند خواهيم بود. اين برنامه هم ميتواند زندگي شخصي فرد را منقلب سازد و هم زندگي اجتمايي او را. اگر وقت دانش آموزان در مدارس به هدر نرود، اگر نظام آموزشي ما بتواند از انفعال درآيد و از عهدة تربيت واقعي دانش آموزان برآيد، و به آنها تصوير روشني از خود و واقعيتهاي افراد خود بدهد، نيز نحوة انتقاد درست و سالم را به آنها بياموزد، آنها وقتي وارد جامعه شدند به تدريج خواهند توانست به يك خود انتقادي جمعي برسند و به تصحيح رفتار يكديگر بپردازند. اين مي تواند جامعة نسبتاً سالم تري از لحاظ نظم اجتمايي، آرامش رواني نويد دهد جامعه اي كه در آن مشكلات عديده كه ما هم اكنون مواجه هستيم، ( مثلاً دود وترافيك و رعايت حق وحقوق و...) تقليل ميابد و راه را براي ارتقاي معنوي فرد باز ميكند. بنابراين بطور كلي اگر اين برنامه اگر با فرهنگ مقصد متناسب وهماهنگ شود، ميتواند نتايج فرهنگي بسياري داشته باشد.
نياز به اين برنامه در كشور
برنامه اي شبيه اين برنامه كه مناسب فرهنگ غني اسلامي ايراني كشورمان است، هم به شدت مورد نياز است تا كشور را از اين بحران پنهان نجات دهد و هم اينكه اين برنامه بسيارنزديك به انديشه هاي ديني ما ومبتني بر تفكر است. اين برنامه كه تمام دغدغه اش اين است كه افراد و شهروندان را به تأمل وا دارد و به زندگي آنها عمق و غنا ببخشد از نظر بنده بيش از همه مذاهب با دين مبين اسلام سازگار است. شما فقط كافي است تكرار واژه تفكر و تأمل را در قرآن كريم در نظر بگيريد، خواهيد ديد كه اين موضوع چقدر ميتواند مفيد باشد.
پي نوشت:
1. commuity of Iquiry
Carig. 2