مرحوم دكتر بهشتى از جمله روحانيون نوانديش بودكه در كنار برخى ديگر از روحانيان، گروه خاصى را در حوزه شكل مى دادند. نگاه ايشان به طور مشخص به پروژه روشنفكرى چه بود؟ آيا ايشان را مى توان يك روشنفكر دينى دانست؟
محمدرضا بهشتى: اگر واژه روشنفكرى دينى را اساساً واژه اى رسا بدانيم شايد اطلاق اين واژه به شهيد آيت الله بهشتى، اطلاق نابجايى نباشد. اما اين سخن نياز به توجه به دو نكته مقدماتى دارد. نكته اول اينكه همه مفاهيم، از جلمه مفهوم روشنفكرى دينى، تبار و سير تاريخى دارد و بايد منظور خود را از اين مفهوم دقيقاً مشخص كنيم. نكته ديگر اينكه به نظر مى رسد مفهوم روشنفكرى دينى مفهومى است كه صاحب درجات و سطوح و زمينه هاى متفاوت است. به اعتبار اين دو نكته گنجاندن شهيد بهشتى در ذيل اين مفهوم، با رعايت دقت و احتياط، بى وجه نيست. مفهوم روشنفكرى، سرنوشت شگفتى در جامعه ما داشته است و توجه به اين سرگذشت و سرنوشت، بسيار ضرورى است.
خودشما فكر مى كنيد مهم ترين مؤلفه هاى روشنفكرى درايران چيست؟
محمدرضا بهشتى: تصور مى كنم دست كم به چند ويژگى بايد اشاره كرد. نخست اينكه روشنفكران، على الاصول آمادگى رويارويى، طرح و حتى پذيرش انديشه ها و افكار نو را دارند. ديگر اينكه ايشان در طرح و عرضه اين مبانى، الزاماً دغدغه رعايت مجموعه اى از مبانى تثبيت شده را ندارند. البته منظورم اين نيست كه قطعاً اين دغدغه را ندارند و همگى به مبانى بى توجه هستند. مراد من اين است كه شأن روشنفكرانه ايشان الزاماً ايجاب و اقتضا نمى كند كه حتماً آن مبانى را رعايت كنند. با التزام به چنين تعريف و مشخصاتى از مفهوم روشنفكر، در اطلاق اين مفهوم به مرحوم بهشتى دچار مشكل خواهيم شد. ايشان آنگونه كه از خلقيات شخصى و نيز از مجموعه آثار و افكار شان بر مى آيد كسى است كه اگر چه مجال طرح و عرضه انديشه هاى نو را در ذهن مى دهد و آنها را جدى مى گيرد و برخورد سلبى يا تدافعى در برابر شان ندارد، اما مى كوشد براساس مجموعه اى از مبانى كه به عنوان «حداقل هاى روشن» به آن رسيده است، جايگاه اين مفاهيم نو را در ذهن خود در چارچوب دستگاه مختصات فكرى- اعتقادى اش تعيين كند. در واقع، ايشان در مقام ارزيابى، مفاهيم نو را از زاويه ديد و چشم انداز مبانى فكرى- اعتقادى اش مورد بررسى قرار مى دهد.
به هر تقدير، شما فكر مى كنيد كه مرحوم بهشتى در مجموع در حلقه روشنفكران دينى مى نشينند يا نه؟
محمدرضا بهشتى: مرحوم شهيد بهشتى به اعتبار اينكه مجال ورود انديشه هاى نو را در ذهن خود مى دهد روشنفكر است. بعضاً اين اقبال به انديشه هاى نو آنقدر عميق و وسيع است كه جاى شگفتى است. اما از طرف ديگر به اعتبار اينكه ايشان همواره بر حسب مبانى تثبيت شده و مشخصى حركت مى كردند، قضاوت ديگرى بايد در مورد ايشان داشت. ويژگى مرحوم شهيد بهشتى، اين بود كه انديشه اى جهت دار داشتند. نوع مسائلى كه ايشان به آن مى پرداخت به گونه اى بود كه با زندگى معمولى وعينى پيوند داشت. برخلاف برخى منتقدين كه گرايش عملى در عرصه انديشه را نقطه ضعف شهيد بهشتى مى دانند من معتقدم اتفاقاً اين نقطه قوت شخصيت ايشان است. ايشان در عرصه نظر محصور و محدود نبود. گنجاندن مباحث نظرى در چارچوب آكادميك محض، شايد سود چندانى نصيب يك نظريه پرداز نكند. به گمان ايشان، اينگونه نيست كه هر شاخه اى از دانش، فقط به اعتبار دانش بودن، مطلوب باشد. از ايشان نقل است كه گفته اند از ابتدا به سمت دانشى حركت كنيد كه هر چه در مسير آن پيش مى رويد گويى به سمت روشنايى حركت مى كنيد. بر اين اساس مرحوم بهشتى صاحب انديشه اى جهت دار بود.
مى خواهيد بگوييد ايشان يك عملگرا بود تا يك نظريه پرداز؟
محمدرضا بهشتى: مرحوم شهيد بهشتى تا آنجا كه خود را به مرحله نظر رسانده بود، هميشه به ثمره عملى و محصول عينى توجه داشت. همان طور كه گفتم ايشان صاحب يك دستگاه فكرى جهت دار بود. به اين اعتبار مى توان گفت كه كار نظرى براى ايشان فقط يك تفنن نبود. خود من شخصاً هيچ كجا نديدم كه مرحوم شهيد بهشتى در مقام انجام كار نظرى اهل تفنن باشد و لذا همواره متكى به اصول روشن و متعهد به نوعى الزام و التزام به مبانى تثبيت شده بود. هر چند اين آمادگى را همواره در ايشان سراغ داشتيم كه پرسش و نقد نسبت به اين مبانى را هم جدى بگيرند. يعنى موضع ايشان موضع جدلى نبود.
با اين اوصاف، ايشان را مى توان همچنان يك روشنفكر و روشنفكر دينى دانست؟
محمدرضا بهشتى: به نظر من اين نوع روشنفكرى كه آميخته به تعهد والتزام به مبانى است، به شهيد بهشتى قابل اطلاق است. اما مفاهيم ديگرى از روشنفكرى به معناى عام و روشنفكرى دينى به طور خاص كه ظاهراً ويژگى هاى ديگرى دارد، برايشان قابل اطلاق نيست.
عليرضا بهشتى: اگر روشنفكر را كسى بدانيم كه منتقد اجتماعى است و نگاه نقدى به جامعه پيرامونى خود دارد، طبيعتاً گام بعدى چنين فردى آن خواهد بود كه به سمت اصلاح وضع موجود حركت كند و به دنبال ايجاد تغيير در ساختارها و تفكر و نظام ارزشى جامعه باشد. چنين فردى براى انجام چنين پروژه اى ارزش هاى جارى در زمان خود رامورد سؤال و نقد قرار مى دهد. پس از اين سؤال، مى كوشد تفسير جايگزينى را به جاى خوانش رايج قرار دهد. اگر وجه امتياز روشنفكران را اين ويژگى بدانيم بايد به گونه شناسى روشنفكران بپردازيم. روشنفكران دينى، تفسير و خوانش جديد خود را براساس دين انجام مى دهند. طبيعى است كه روشنفكران دينى متفاوت از روشنفكران ديندار هستند. روشنفكر دينى معتقد است كه مى توان از دين خواست كه به پرسش هاى جامعه پاسخ دهد. در واقع در دين، چنين توانايى را مى بيند، اما معتقد است كه اين توانايى، به شرط تفسير تازه اى كه البته مقيد به مبانى صحيح است، ظهور پيدا مى كند. به اين معنى مى توان مرحوم دكتر بهشتى را جزو روشنفكران دينى به شمار آورد.
يعنى شما معتقديد كه در مرحوم بهشتى هم اصلاحگرى، هم روحيه انتقادى و هم عزم تفسير تازه از دين وجود داشته است؟
عليرضا بهشتى: همين طور است. دكتربهشتى در وهله نخست با مشاهده پاره اى ناهنجارى ها به انتقاد از وضع موجود و عزم اصلاح روى مى آورد. براى اصلاحگرى به دين مراجعه مى كند چرا كه دين را براى اصلاحگرى توانا مى داند.
مرحوم بهشتى براى تحقق اصلاحگرى دينى، راهكار و رويكرد خاصى هم پيشنهاد مى كنند؟
عليرضا بهشتى: به نظر مى رسد كه در كار ايشان دو ركن وجود دارد.
ركن اول اينكه براى انجام اصلاح بايد يك پروژه فكرى تعريف كرد و يك منظومه انديشه اى شكل داد تا پروژه اصلاح حول محور اين منظومه پيش برود. ركن دوم اينكه براساس آن انديشه، بايد افراد و نيروهايى را تربيت كرد و پرورش داد تا حاملان آن انديشه باشند. به نظر من كل فعاليت سياسى و فرهنگى دكتر بهشتى در مسير اين دو ركن بود. از طرف ديگر اين دوركن، دقيقاً به دو حوزه عمل و نظر بر مى گردد و لذا به خوبى مى بينيم كه تعامل اين دو حوزه در نظر ايشان ضرورى جلوه مى كند.
مرحوم بهشتى آيا توانستند آن منظومه فكرى و انديشه اى را سامان بدهند؟
عليرضا بهشتى: شايد يكى از وجوه امتياز دكتر بهشتى بر معاصرين او- حتى بر برخى روحانيون نوگرايى كه سعى داشتند تفسير متفاوتى از دين ارائه كنند- اين بود كه ايشان توانست به يك منظومه منسجم فكرى دست يابد. ايشان فقط در پى آن نبود كه در مقابل پرسشهايى كه در برابرشان قرار داده مى شود، با يك نگاه تدافعى محض، به شكل پراكنده نكاتى را مطرح كند.
در منظومه فكرى ايشان هم درك تازه اى از نظام ارزشها وجود دارد، هم انسان شناسى وجود دارد، هم تلقى ويژه و تازه اى از خدا دارد و هم از همه اركان نظرى تفسيرى تازه و هماهنگ دارد. نكته جالب در مورد ايشان اينست كه شهيد بهشتى نظرشان به خلاف برخى آثار متفكرين دينى ما فقط واكنش به پرسشهاى برآمده از مكاتبى مثل ماركسيسم نبود، بلكه اساساً يك دغدغه ايجابى و مستقل است و نهايتاً به بازبينى در زمينه شيوه برخورد با منابع دينى منجر مى شود. اين طرح در مركز تحقيقات علوم اسلامى مطرح شد و پروژه اى بزرگ بود كه پس از انقلاب و پس از شهادت مرحوم دكتر بهشتى متأسفانه متوقف شد.
ايشان علاوه بر اين ويژگى ها، از يك ويژگى اخلاقى هم برخوردار بود كه بسيار مهم است. اين ويژگى، شجاعت در سياست و فرهنگ است. در عرصه فرهنگ، دكتر بهشتى بسيار شجاعانه به نقد مستدل آرا مى پرداخت و متقابلاً با شجاعت تمام، انديشه هاى خود را در معرض نقد ديگران قرار مى داد.
مصداق هايى از اين ويژگى اخلاقى علمى را به خاطر داريد؟
عليرضا بهشتى: مثلاً در اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ در عرصه انديشه هاى اجتماعى نوعى تفكر ظهور پيدا مى كند و غلبه مى يابد كه برداشت تازه اى از دين عرضه مى كند، اما در نهايت به ورطه التقاط در مى غلتد. مرحوم بهشتى ضمن اينكه با اين جريان به لحاظ مبارزه با شاه همدلى دارد، اما با صراحت از دورى روشهاى فهم دينى و قرآنى اين جريان از مبانى دينى سخن مى گويد. از طرف ديگر ايشان به همان اندازه نگاههاى آميخته به تحجر را كه در برخى نهادهاى دينى ترويج مى شد، مورد انتقاد قرار مى داد. جايى كه به نقد جريان التقاط مى پرداخت، متهم به محافظه كارى مى شد و جايى كه به نقد تحجر دينى مى پرداخت، حتى به خروج از تشيع متهم مى شد.
منظورم مصداقهايى مشخص تر از اينها بود.
عليرضا بهشتى: شاخص ترين نمونه اين روحيه نوآورى شجاعانه، در گفتار بسيار مهم ايشان تحت عنوان «بهداشت و تنظيم خانواده» آمده است. اين گفتار ها كه به صورت كتاب در آمد به خودى خود مهم است، اما مهم تر از همه چيز روش شناسى اين كتاب است. اين كتاب حاصل چهار سخنرانى در انجمن اسلامى پزشكان است. پزشكان در بحث حضور و مشاركت دارند. در دو جلسه اول مرحوم بهشتى سخنرانى مى كند، در جلسه سوم مرحوم مطهرى و در جلسه چهارم مرحوم استاد جعفرى. مرحوم بهشتى در اين سخنرانى با نهايت وسواس و دقت علمى در خصوص سقط جنين و جواز آن در مراحل خاص صحبت مى كنند. البته ايشان در همانجا ضمن آنكه از بحث خود دفاع مى كند، اما مى گويد هنوز به مرحله فتوا نرسيده ام.
محمدرضا بهشتى: يكى از مهم ترين ويژگيهاى فكرى مرحوم شهيد بهشتى آن است كه انديشه ايشان از نوعى سازگارى درونى برخوردار است. معناى اين سخن آن است كه ايشان پس از طرح و عرضه يك فكر، لوازم و ملزومات آن فكر را تا انتها مورد بررسى قرار مى داد و همخوانى آن فكر با ساير بخش هاى انديشه اش را هميشه مراعات مى كرد. ايشان لزوم سازگارى در انديشه را در گفتارى تحت عنوان «برداشت يك بعدى از اسلام» مورد بررسى قرار مى دهد و لزوم همه سونگرى و جامعيت را متذكر مى شود. ايشان برخلاف برخى روحانيون نوگرا فقط در پى آن نبود كه ايده و انديشه نويى را مطرح كند و به سازگارى منظومه فكرى اش بى توجه باشد. اين ويژگى شهيد بهشتى بعدها در فرايند تدوين قانون اساسى اول قبل از بازنگرى به خوبى منعكس شد. اگر به قانون اساسى اول كه مرحوم شهيد بهشتى نقش مؤثرى در تدوين آن داشت، نگاه كنيم، پيوند انداموار همه اصول آن كاملاً مشهود است.
عليرضا بهشتى: البته در تأثير انديشه هاى شهيد بهشتى در تدوين قانون اساسى اول بايد به برخى محدوديتهاى ايشان هم توجه داشت. به هرحال ايشان با يك مجموعه همكار بودند كه هر يك ديدگاه خاص خود را داشتند. مثلاً در خلال تدوين قانون اساسى، ايشان در حسينيه ارشاد سخنرانى كردند. در آن سخنرانى از ايشان درباره رياست جمهورى زنان سؤال مى شود مرحوم بهشتى در پاسخ مى گويند ما با گنجاندن واژه «رجال سياسى» قصدمان اين بود كه از صراحت بر مرد و مذكر بودن رئيس جمهور جلوگيرى شود. به عبارت ديگر، ايشان معتقد بودند براى آنكه در قانون اساسى رئيس جمهورى به مردان منحصر نشود، از كلمه رجال استفاده كرده است. مرحوم بهشتى در همان سخنرانى مى گويند اجازه بدهيد فعلاً وضع به همين شكل باشد تا بعدها اين واژه هم اصلاح شود. كاملاً پيداست كه مرحوم بهشتى به دليل آنكه در يك مجموعه كار مى كرد كه طيفى از روحانيون، مجتهدين، حقوقدانان و روشنفكران در آن مجموعه بودند، به اعتبار محدوديتهاى آن جمع تلاش مى كردند تا نزديك ترين موضع يا مخرج مشترك ديدگاهها را مطرح كنند. البته من نمى خواهم مدعى شوم كه هرآنچه حسن در قانون اساسى است، ابداع مرحوم بهشتى بوده است و هرآنچه عيب در آن است، دامان مرحوم بهشتى از آن مبراست، ولى به هر تقدير ايشان مى كوشيد در ميانه همه محدوديتهايى كه داشت، ديدگاههاى نو، همه جانبه و مبتنى بر مبانى روشن دينى را عرضه كند.