باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 21 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جهان رسانه و جهانى شدن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اشاره:

globalization واژه بحث‏انگيزى است كه اين روزها زنان و مردان غربى را نيز با پرچم‏هاى رنگارنگ به خيابان‏هاى شهرهاى كوچك و بزرگ اروپا كشانده و آنان را به اعتراض به آمريكايى شدن اقتصاد و فرهنگ جهان وا داشته است. واقعيت اين است كه جهان‏گيرى دموكراسى ليبرال غربى كه نه فقط غربى شدن، بلكه آمريكايى شدن همه جهان را تجويز مى‏كند، از ظهور پديده خطرناكى به نام جهان‏خوارى خبر مى‏دهد تا اقتصاد مسلط غربى و فرهنگ هاليوودى به راحتى بتواند همه را فرو بَلعد و به اسطوره حاكميت ملى براى هميشه پايان دهد.

«جهان رسانه و جهانى شدن»، درنگى در پديده جهان‏گسترى است كه ما را به گفت‏وگوى دوباره با جناب آقاى دكتر صادق طباطبايى كشاند.

 
   ● نام گفت و گو شونده: صادق - طباطبايي

منبع: ماه نامه - پرسمان - 1382 - مرداد

 
 

رسانه‏ها به طور بسيار پيشرفته‏اى جهان را به سمت يك فرهنگ يكپارچه كه فرهنگ غربى و به تعبير بهتر فرهنگ امريكايى است، سوق مى‏دهند. با توجه به حساسيت اين موضوع و علاقه‏اى كه دانشجويان به مصاحبه شما در پيش شماره 9 نشان دادند، در اين گفت‏وگو مى‏خواهيم مجدداً سؤالاتى را در خصوص نقش فرهنگى رسانه‏ها از حضرت عالى پرسيده، درباره ابعاد اقتصادى جهانى شدن به گفت‏وگو پردازيم. به نظر شما، رسانه‏هاى جمعى به خصوص رسانه‏هاى تصويرى در عصر حاضر چه نقشى بازى مى‏كنند؟

در خصوص نقش فرهنگى رسانه‏ها چند موضوع اساسى وجود دارد كه شايسته است جداگانه به هر يك اشاره كنم:

رسانه‏ها، در تبليغ دموكراسى و فرهنگ غربى، سازنده افكار عمومى‏اند. ببينيد، در جهان سرمايه‏دارى، حكومت مدعى دموكراسى است. اداره دموكراتيك يك كشور يعنى اين كه زمامداران موظفند هر چه مردم مى‏خواهند، انجام دهند. براى كشف نظر مردم بايد نظرهاى آن‏ها را در قالب سؤالاتى جويا شد. در همين جا، حيله بزرگ نگرش سرمايه‏دارى ظاهر مى‏گردد. آن‏ها سؤالات خود را به گونه‏اى مطرح مى‏كند كه جواب مورد نظر خود را دريافت كنند. در كتاب تكنوپولى آورده‏ام دو كشيش در اين موضوع بحث مى‏كردند كه آيا مى‏توان همزمان هم عبادت كرد و هم سيگار كشيد؟ چون اختلاف نظر آن‏ها با بحث حل نشد، قرار گذاشتند طى سؤالى پاسخ خود را از پاپ دريافت كنند. اولى پرسيد: آيا زمانى كه در حال عبادتم، مى‏توانم سيگار بكشم؟ پاپ جواب داد: خير، هنگام عبادت ذهن بايد كاملاً متوجه خالق و معبود باشد. دومى پرسيد: آيا هنگامى كه مشغول سيگار كشيدن هستم، مى‏توانم عبادت كنم؟ پاپ جواب داد: بله، در هر حال مى‏توان عبادت كرد. ملاحظه مى‏كنيد با كمى تغيير در فرم سؤال نتيجه مطلوب خود را اخذ خواهيد كرد. حال فرض كنيد نظام سرمايه‏دارى نوعى فيلتر خاص براى دودكش كارخانجات ساخته است و مى‏خواهد از طريق فروش اين محصول در سطح وسيع به درآمد كلانى برسد. اين سيستم دو كار مى‏تواند انجام دهد. يا از طريق آيين‏نامه‏اى حكومتى همه توليد كنندگان را مجبور كند از اين فيلتر مخصوص خريدارى كنند كه اين راه خيلى مؤثر نيست. راه ديگرى كه وجود دارد اين است كه از پشتوانه مردمى براى اين كار استفاده كند. بر اين اساس، ابتدا از مردم مى‏پرسند: در شرايطى كه سلامتى انسان در خطر باشد يا محيط زيست ناسالم باشد، چه چيزى بايد در اولويت سياست‏هاى دولت قرار گيرد؟ پاسخ روشن است: «دولت موظف است با آلاينده‏هاى محيط زيست مبارزه كند». خوب حالا طبق نظر مردم كارخانجات موظف هستند دودكش كارخانه‏هاى خود را اصلاح كنند. پس از تمهيد اين مقدمات ناگهان فيلتر مخصوص در رسانه‏ها به طور وسيعى تبليغ مى‏شود و در مدت كمى به فروش مى‏رسد و اگر كارخانه‏اى از خريد و نصب آن فيلتر امتناع كرد، با قانونى كه خواست مردمى است، با او برخورد مى‏شود.

 

در حوزه سياسى و اجتماعى هم رسانه‏ها نقش مؤثرى در سازمان دهى افكار عمومى بازى مى‏كنند؛ براى مثال رسانه‏ها با بهره‏گيرى از نظرهاى كارشناسانه مجرب‏ترين روان‏شناسان و جامعه شناسان به نوعى تبليغ مى‏كنند كه گويا تنها نظام سرمايه دارى غربى مروج، مدافع و حافظ آزادى و حقوق و كرامت انسانى است. اين رسانه‏ها محتواى برنامه‏هاى خود را بر پايه سه عنصر اصلى آزادى، زيبايى و نشاط مى‏سازند كه بدون ترديد هر جوانى شيفته آن مى‏شود. در اين شرايط، شما چگونه انتظار داريد جوانان و نوجوانان در كشورهاى مختلف و از جمله در خود امريكا، با تاريخ سراسر فريب و پر از ظلم و استثمار غرب آشنا شوند و بدانند كه مثلاً همين امريكاى مدعى دموكراسى و كرامت انسانى در طى چند دهه با مردم ويتنام چه كرد؟ يا آن كه دفاع يك جانبه او از اسرائيل چه جناياتى در فلسطين به همراه داشته است؟

- نكته ديگر در مورد رسانه‏هاى غربى، خبرسازى و آماده ساختن افكار عمومى براى رويارويى با حوادث است. فرض كنيد، اسرائيل در نظر دارد دست به كشتارى وحشيانه در سرزمين‏هاى اشغالى بزند. اگر اين كار بدون مقدمه انجام شود، افكار مردم در غرب آن را نمى‏پذيرد؛ ولى اگر به مدت يك هفته جنازه چند اسرائيلى را كه در اثر عمليات استشهادى يا به اصطلاح آن‏ها تروريستى كشته شده‏اند، نشان دهند و جوانان مسلمان را چهره‏هايى تروريست معرفى كنند، حمله اشغالگرانه، با عنوان عمليات ضد تروريستى، براى مردم توجيه مى‏شود. از اين قبيل مسائل به اندازه‏اى فراوان است كه به توضيح بيشتر نياز ندارد. خلاصه اين كه در جهت توجيه برنامه‏هاى استكبارى، رسانه‏هاى خبرى كار توجيه افكار عمومى و مشروع جلوه دادن اعمال سياستمداران غربى را عهده دار مى‏شوند.

 

فكر مى‏كنيد قابليت‏هاى برجسته رسانه‏هاى غربى كه به برخى از آن‏ها اشاره كرديد، چه آثار سوء اجتماعى به دنبال خواهد داشت؟

يكى از آثار و پيامدهاى سوء رسانه‏هاى جمعى رواج مصرف گرايى و جعل نيازهاى كاذب و... براى رسيدن به سود بيش‏تر است. جالب است بدانيد كه گسترش فرهنگ مصرف گرايى حتى به حوزه‏هايى راه يافته كه با سلامت انسان به طور مستقيم سر و كار دارد؛ مثلاً در مورد دستگاه عكس بردارى M.I.Rكه براى سلامت انسان خطرهايى دارد - و خود از عوامل ايجاد سرطان است و تنها در مرحله‏اى كه امتياز استفاده از اين دستگاه بر مضرات احتمالى آن بچربد بايد از آن استفاده كرد - طورى تبليغ شده كه بيماران انتظار دارند براى يك دل درد ساده حتماً يك آزمايش M.I.Rبرايشان تجويز شود و اگر پزشكى اين كار را نكرد، در ذهن بسيارى از مردم يك پزشك حاذق به حساب نخواهد آمد. علت اين فرهنگ در حال شيوع، تبليغات وسيعى است كه در مورد آن شده و علت اين تبليغات، سود سرشارى است كه كارخانجات بزرگ از آن مى‏برند. جالب است به مطلب ديگرى نيز در اين زمينه اشاره كنم. بر اساس آمارى كه كنگره امريكا منتشر كرده، تعداد كسانى كه در اثر انژيوگرافى غيرضرورى دچار مرگ ناگهانى شده‏اند، به مراتب از كسانى كه به علت گرفتگى عروق خونى جان سپرده‏اند بيش‏تر است؛ اما با وجود اين گرايش به استفاده از اين ابزارها حتى در مواقع غير ضرورى در حال افزايش است. خلاصه اين كه رواج مصرف‏گرايى در عرصه‏هاى مختلف زندگى اجتماعى در خدمت سود بيش‏تر سرمايه‏داران غربى قرار دارد و اين نكته‏اى است كه ما عمدتاً از آن غافل هستيم.

نكته مهم ديگر در مورد پيامدهاى منفى رسانه‏هاى غربى، زوال نظام انديشه و ساختار قضاوت در انسان‏هاى جهان سوم و حتى در خود جهان غرب است. امروزه، در اثر بمباران شديد اطلاعاتى، انسان‏ها به جايى رسيده‏اند كه ديگر قدرت تفكر و تشخيص صحت و سقم اخبار را از دست داده‏اند؛ به طورى كه هر چه به انسان امروزى بگوييد باور مى‏كند؛ چرا كه دليلى براى باور نكردن ندارد؛ مثلاً اگر من به شما بگويم، همين كاغذى كه پيش روى شما است پوست نوعى ماهى است كه طى يك فرآيند شيميايى و با استفاده از ماده‏اى به نام دى‏اكسين ساخته شده چه دليلى مى‏توانيد ارائه كنيد كه حرف من درست نيست؟ به خصوص اگر شما بدانيد كه رشته تحصيلى من شيمى بوده است. جالب است كه پنجاه سال پيش جرج برنارد شاو گفته بود: در آينده هر ايده‏اى هر قدر هم كه احمقانه باشد، بالاخره يك پروفسورى پيدا مى‏شود كه از آن دفاع كند، خصوصاً اين كه تكنولوژى ارتباطى و تبليغاتى هم از آن پشتيبانى كند. البته اين حرف زياد هم عجيب نيست. وقتى انسان با پديده‏اى پر رمز و راز و پيچيده مثل كامپيوتر مواجه مى‏شود و توجيهى براى عملكرد گسترده آن ندارد، همه چيز را باور مى‏كند. پس به طور خلاصه مى‏توان گفت انسان‏هاى امروزى قدرت دفاعى فكر خود را در مقابل امواج داده‏هاى اطلاعاتى از دست داده‏اند و به اصطلاح به «ايدز فرهنگى» مبتلا شده‏اند!

بالاخره زوال فرهنگ‏هاى بومى و آداب و سنن اقوام و ملل يكى ديگر از آثار منفى رسانه‏هاى تصويرى غرب است؛ براى مثال شما ببينيد چقدر ذائقه مردم ايران با پيتزا، ساندويچ و غذاهاى فرنگى عادت كرده است. همين طور در لباس پوشيدن و مصرف لوازم آرايشى، نوع آداب و رسوم اجتماعى و... چقدر خود آگاه يا ناخود آگاه تحت تأثير فرهنگ غربى قرار گرفته‏ايم. در مسائل فرهنگى نظير موسيقى هم كار به جايى رسيده است كه رسانه ملى ايران موسيقى پاپ را بيش‏تر از موسيقى اصيل ايرانى پخش مى‏كند؛ چرا كه مخاطبان بيش‏تر به اين موسيقى گرايش دارند. شكاف نسل‏ها و فاصله ميان والدين و فرزندان و حتى ميان دو برادر كه 10 سال با هم اختلاف سنى دارند، از آثار همين رسانه‏هاى خبرى و تكنولوژى ارتباطى است.

 

خوب با توجه به نقش بسيار رسانه‏ها در ايجاد تغييرات فرهنگى در جامعه و با توجه به گسترش روز افزون بهره‏گيرى از اين رسانه‏ها و تكنولوژى ارتباطى چه آينده‏اى را براى فرهنگ ايران پيش بينى مى‏كنيد؟ به نظر شما، آيا اقدامات انجام شده در اين زمينه مى‏تواند تأثير قابل توجهى در روند اين تغييرات فرهنگى داشته باشد؟ در غير اين صورت، آيا فكر نمى‏كنيد تصويرى كه شما از آينده جهانى شدن ترسيم كرديد، تنها نوعى وحشت و دلهره براى خانواده‏ها و جوانان ما فراهم مى‏كند؟

آينده نگرى در مورد فرهنگ ايران در صورتى كه هم ما و هم غرب و امريكا با همين وضع حركت كنيم، به هيچ وجه به نتيجه مطلوب و مطابق ميل ما نخواهد انجاميد و از اين بابت بايد احساس نگرانى كرد. متأسفانه بايد بگويم كه به رغم انذار به موقع و روشنگرانه مقام معظم رهبرى در سال 1372 در خصوص تهاجم فرهنگى و همچنين طرح مسأله شبيخون فرهنگى از ناحيه ايشان، تا امروز نتوانسته‏ايم كار شايسته‏اى در زمينه مقابله با اين تهاجم انجام دهيم؛ چرا كه هنوز واقعيت مسأله را به درستى نشناخته‏ايم و برنامه مدون و علمى هم در اين زمينه تدوين نكرده‏ايم. به نظر من، راه مقابله با امواج اين تهاجم، مخالفت با بهره‏گيرى از رسانه‏هاى تصويرى نيست. جريانى را كه در پيش است نمى‏توان صرفاً با استفاده از سيم خاردار و ساير موانع فيزيكى مسدود كرد. بد نيست بدانيد كه يك شركت آلمانى بنام NRWبا همكارى يك شركت الكترونيك در سوئيس به تكنولوژى جديدى دست يافته‏اند كه قادر است كليه سيگنال‏هاى اطلاعاتى، اعم از مخابراتى، راديويى، تصويرى، ديجيتالى و... را از طريق سيم برق انتقال دهد. زمينه‏اى كه پايه اين تكنولوژى را تشكيل مى‏دهد اين فكر بوده كه گسترده‏ترين شبكه ارتباطى در جهان شبكه برق رسانى است و اگر بتوان با روشى خاص كليه سيگنال‏ها را وارد شبكه برق كرد، مى‏توان بدون نياز به وسائل ديگر، كليه امواج و اطلاعات را نقل و انتقال داد. خوب شما فكر مى‏كنيد نتيجه عملى اين تكنيك چيست؟ به نظر من، نتيجه عملى اين تكنولوژى آن است كه شما در آينده قادر خواهيد بود از پريز برق منزلتان يا دفتر كارتان به طور همزمان براى مكالمات تلفنى، دريافت كليه امواج تلويزيونى(حداقل‏300 كانال) فاكس، اينترنت و... استفاده كنيد. در اين جا مجدداً تكرار كنم با اتخاذ سياست‏هاى سلبى صرف كارى از پيش نمى‏رود. بايد صورت مسأله را به درستى شناخت و سپس با يك فكر و تشكيلات جمعى به مطالعه در اين زمينه نشست؛ راهكارهاى مناسب را براى برخورد با اين مسأله پيدا كرد و به طور ايجابى وارد مرحله عمل شد. به نظر من، كارى را كه تاكنون انجام نداده‏ايم، بايد از امروز شروع كنيم كه فردا ديگر خيلى دير است.

 

به طور خلاصه، راهكارهاى پيشنهادى شما براى برخورد ايجابى با مسأله تهاجم فرهنگى چيست؟

پاسخ به اين سؤال را به طور كامل و مبسوط در فصل «چه بايد كرد» از كتاب «طلوع ماهواره و افول فرهنگ» آورده‏ام و دانشجويان عزيز را به آن كتاب ارجاع مى‏دهم. اجمالاً عرض كنم كه در آن كتاب من راهكارهاى برخورد با مسأله تهاجم فرهنگى را به سه دسته تقسيم كرده‏ام: يكى در اين رابطه است كه مردم و خانواده‏ها - بدون توجه به اين كه دولت و سازمان‏هاى متولى امور فرهنگى چه مى‏كنند - در مقابل اين تهاجم فرهنگى چه بايد بكنند؟ در بخش دوم راه‏هايى را كه دست‏اندركاران و طراحان و مديران و متوليان فرهنگ و اخلاق و ارشاد جامعه بايد بدان روى آورند، ذكر كرده‏ام؛ مستقل از اين كه مردم و خانوادها چه مى‏كنند. بالاخره در فصل سوم زمينه‏هايى را كه مشتركاً مردم و مسئولان بايد انجام دهند، تشريح كرده‏ام.

خوشبختانه استقبالى كه از اين كتاب به عمل آمد، هم مرا شگفت زده كرد و هم نشان داد كه مردم ما واقعاً دغدغه فرهنگ و آينده جوانان و فرزندان خود را در سر دارند.

 

اگر بخواهيم يك علت را به عنوان علت اصلى مشكلات مسؤولان در برخورد با مسأله تهاجم فرهنگى معرفى كنيم، شما از كدامين علت نام خواهيد برد؟

به نظر من، مشكل اصلى اين است كه ما در مسائل مهم مملكتى از افراد كاردان به درستى استفاده نمى‏كنيم. در مقولات فرهنگى و عقيدتى، كارها و برنامه‏ها بايد خيلى حساب شده باشد. خصوصاً كه ما داعيه تفكر جهان شمولى داريم و مدعى هستيم كه اسلام جوابگوى همه مسائل در همه عصرها و براى همه نسل‏ها است؛ ولى با وجود اين ادعا كه به نظر من ادعاى درستى هم هست، در مقام عمل به گونه‏اى برخورد مى‏كنيم كه با هر اتفاق كوچكى به تعبير برخى «اسلام را در خطر مى‏بينيم». شما اين موضوع را بررسى كنيد كه چطور شد در سال‏هاى آغاز انقلاب حتى تا چند سال پس از انقلاب، به تعبير امام، دين اسلام و مكتب تشيع ماركسيسم را به عقب راند و حركت عظيم روشنفكران مذهبى را در ايران به وجود آورد و رژيم شاه و جهان استكبار را به وحشت انداخت.

 

خوب با تمهيد اين مقدمات مى‏خواهيم وارد بحث جهانى شدن از منظر اقتصادى آن بشويم و در خصوص روند جهانى شدن در عرصه اقتصاد و تبعات آن مطالبى را از حضرت عالى بشنويم. خوب است بحث را از اين جا آغاز كنيم كه چه روندى كشورهاى در حال توسعه را به بحث جهانى شدن اقتصاد راهنمايى كرد؟ و سرمايه داران با طرح اين ايده چه سياستى را دنبال مى‏كنند؟

در زمينه جهانى سازى Globalizationابعاد مختلفى قابل بررسى است كه به نظر من مهم‏ترين آن جنبه فرهنگى جهانى شدن است كه اشاره شد. در خصوص جهانى شدن از بعد اقتصادى آن نيز به اختصار نكاتى را با هم بررسى مى‏كنيم.

ببينيد نظام سرمايه دارى ذاتاً افزون طلب است. اين سود طلبى نيروى محركه‏اى است كه دامان هر انسان و هر صاحب سرمايه‏اى را مى‏گيرد. در چرخه«سرمايه، كار، ابزار توليد» محصول توليدى است كه بايد به فروش برسد و ارزش افزوده را به صاحبان سرمايه بازگرداند. توليد انبوه براى رسيدن به سود انبوه نيازمند بازار مصرف است. بديهى است كه بازار مصرف اشباع ناشدنى نيست؛ خصوصاً اگر رقبايى در كار باشند. لذا بايد براى تحصيل سود بيش‏تر به راهكارهايى جديدى روى آورد. يكى از اين راهكارها كاهش هزينه توليد است. عواملى كه در هزينه توليد دخالت دارند، عبارتند از:

1- حقوق و مزد كارگر و ماده اوليه يا به اصطلاح ماده خام‏

2- مقررات و ضوابط قانونى، ضوابط و مقررات دولتى‏

3- ماليات‏ها و ديگر كسورات قانونى‏

4- ضوابط و معياهاى زيست محيطى و تدابير قانونى براى جلوگيرى از آلوده شدن محيط زيست‏

5- طى كردن مسير كار از خط توليد به بازار مصرف و هزينه نقل و حمل و بيمه و...

6- هزينه‏هاى بازاريابى و خلع سلاح رقيب يا از ميدان برون كردن او

بر همين اساس، بررسى عوامل ياد شده در دستور كارى سرمايه‏گذار قرار مى‏گيرد؛ مثلاً اگر تشخيص داده شد با ادغام مديريت‏ها در يك سازمان هزينه توليد كاهش و سود بيش‏ترى عايد خواهد شد، چند كارخانه رقيب طى توافقنامه‏اى در هم ادغام مى‏شوند.

گام بعدى يافتن نيروى كار ارزان است. وقتى نيروى كار در جنوب اندونزى يا هندوستان با حقوقى برابر با صد دلار در ماه وجود دارد - در مقابل ماهى 10 - 15 هزار دلار مزد كارگر فنى در اروپا - سرمايه داران به فكر انتقال كارخانجات خود به چنين مكان‏هايى مى‏افتند. در اين مناطق، علاوه بر نيروى كار ارزان، مقررات كارگرى، ضوابط هزينه ساز زيست محيطى و نظارت دولتى هم وجود ندارد. فاصله كارگاه توليد تا بازار مصرف نيز كم‏تر است. نتيجه اين امر كاهش شديد قيمت محصول توليدى خواهد بود. واضح است در اين شرايط ديگر دولت‏ها نقشى جدى در نظارت بر سرمايه‏گذارى‏ها نخواهند داشت و به قول معروف اين سرمايه «جهانى شده» از هفت دولت آزاد است. در طى اين روند ضرورتى احساس شد كه سازمان تجارت جهانى )WTO(به وجود آيد و ضوابط خاصى براى اين قبيل سرمايه گذارى‏ها اعلام كند. به نظر من، زمانى كه همه كشورهاى جهان ناچار به عضويت آن سازمان درآمدند و صادرات و واردات كالا اعم از كالاى كشاورزى و توليدى و صنعتى از هر گونه عوارض بازرگانى و گمركى معاف شد و واردات و صادرات در يك نظام آزاد و بدون مرز و بدون نظارت دولت‏ها صورت گرفت، به طور كامل وارد دنياى جهانى شده گشته‏ايم.

 

به نظر شما، اين سياست چه تبعاتى براى كشورهاى صنعتى در بر خواهد داشت؟

در مرحله اول موج فزاينده بيكارى از نتايج سياست جهانى سازى است كه در حال حاضر كشورهاى اروپايى را در برگرفته و روند آن نيز روزافزون است. اين موج روز افزون بيكارى تبعات اجتماعى بحران‏زايى را هم به دنبال خواهد داشت. فرهيختگان و انديشمندان كشورهاى مختلف هم اكنون مشغول بررسى آثار سوء و پيامدهاى عظيم اجتماعى جهانى شدن هستند و مرتب اين آثار و پيامدها را به جوامع گوشزد مى‏كنند؛ براى مثال خوب است به يك نمونه از پيش بينى اين متفكران اشاره كنم. به عقيده اين گروه، تا سال 2010 كشورهايى مانند آلمان با جامعه «20 - 80» مواجه خواهند شد. «جامعه 20 - 80» يعنى جامعه‏اى كه در آن فقط 20 درصد انسان‏ها و نيروهاى لايق، كار دارند و 80 درصد بقيه بيكارند. حال اين نيروى 80 درصد بيكار چه بايد بكند؟ در جواب گفته مى‏شود "to have lunch or to be lunch"يعنى «يا دارى و مى‏خورى و يا مى‏خورندت». بديهى است انسان گرسنه چه مى‏كند؟ اولين كارى كه برايش امكان‏پذير است، دزدى و سرقت و تجاوز به حريم مردم است.

- از آثار و تبعات ديگر خروج سرمايه و توليد از كشورهاى صنعتى، كاهش درآمد دولت‏ها است. وقتى كالايى مثلاً در آلمان توليد نشد و گردش مالى در اين كشور كاهش يافت، درآمد مالياتى دولت هم كاهش مى‏يابد و بالطبع ميزان خدمات دولتى اعم از رفاهى و تعاونى هم كاهش خواهد يافت. اين امر در نهايت ضربات مهلك اقتصادى را حتى به كشورهاى صنعتى وارد خواهد كرد.

 

كشورهاى جهان سومى چه وضعيتى پيدا خواهند كرد؟ آيا انتقال صنعت به آن كشورها وضعيت اقتصادى آن‏ها را بهبود نخواهد بخشيد؟

نه، كشورهاى جهان سوم در طى اين فرايند تنها به دليل نيروى كار ارزان، به كارگاه‏هاى توليدى كشورهاى توسعه يافته تبديل مى‏شوند و هرگز خود به كشورى صنعتى تبديل نخواهند شد؛ زيرا پشتوانه علمى صنايع توليدى به هيچ وجه به اين كشورها منتقل نمى‏شود. اين كشورها هر لحظه با خطر سقوط اقتصاد ملى يا خطر انتقال سرمايه به جاى ارزان‏تر مواجه هستند.

 

آيا انتقال كارخانجات توليدى به كشورهاى جهان سوم به معناى تعطيل كار در كشورهاى توسعه يافته نيست؟

نه، در آن زمان تحقيقات آزمايشگاهى همچنان در كشورهاى توسعه يافته ادامه خواهد داشت؛ مثلاً كارگاه‏هاى طراحى يا آزمايشگاه‏هاى تحقيقاتى كه توسط نخبگان و انديشمندان اداره مى‏شوند و از محيطى سالم و هوايى پاك برخوردارند، همچنان در كشورهاى اصلى باقى خواهند ماند. در واقع مغز اصلى توليد و تهيه نقشه‏هاى نرم‏افزارى و سخت‏افزارى كه توسط مديرانى دانشمند اداره مى‏گردد، هرگز به جهان سوم انتقال نخواهد يافت. تنها ضايعات آلوده كننده زيست محيطى و... به مكان‏هاى ياد شده انتقال مى‏يابد؛ براى مثال چند كارخانه لوازم صوتى بزرگ در آلمان و هلند كه تا چند سال پيش حدود نيم ميليون كارگر و نيروى متخصص در اختيار داشتند و نيازهاى مصرفى بخش اعظمى از جهان را تأمين مى‏كردند، وقتى با توليد ارزان ژاپن و كره مواجه شدند و آن‏ها را رقيبان خود حس كردند، ناچار گرديدند در هم ادغام گشته، به جنوب شرقى آسيا روى آورند. در نتيجه دفتر مركزى اين چند شركتِ «جهانى شده» با حدود 200 نيروى كار در آلمان متمركز شد، آن نيم ميليون كارگر رها شدند و كارگاه به جنوب اندونزى انتقال يافت. با بهره‏گيرى از تكنولوژى كامپيوتر و فاكس و اينترنت، آن 200 نفر هم به 40 نفر تقليل پيدا كرد. در مرحله بعد، 30 تن از اين مديران دفتر كار خود را به منازل خود انتقال دادند؛ يعنى در حقيقت شركت مادر، از آنان خواست اتاقى در منزل خود سامان داده، با استفاده از وسائل ارتباطى مديريت خود را انجام دهند و با دفتر مركزى كه مركب از 8 مدير ارشد است و نيز با مركز توليد در جنوب اندونزى مرتبط باشند. بر اين اساس، آن ساختمان عظيم مركزى با 30 طبقه و تجهيزات جانبى، تبديل به دفترى در حد يك آپارتمان در طبقه چهلم برجى بزرگ در منطقه‏اى خوش آب و هوا در فرانكفورت شد. در گام آخر، اين مديران به سه گروه تقسيم شدند و دو نفر در كاليفرنيا، دو نفر در هنگ كنگ و دو نفر در دبى مستقر گرديدند؛ به طورى كه با احتساب اختلاف زمان، هر كدام از اين 2 نفر با يك شيفت كار در روز، 24 ساعته با مراكز توليد و تحقيق و فروش و كنترل در ارتباط هستند. تمام اين سياست‏گذارى‏ها طى چند مرحله و در عرض كم‏تر از 10 سال، از چند شركت اروپايى، يك غول عظيم جهانى ساخت كه ديگر تابع هيچ ضوابط و مقرراتى، جز اقتضائات سود و زيان و فروش جهانى، نيستند. بدين ترتيب است كه ملاحظه مى‏كنيد قيمت كالاهاى صنعتى خصوصاً صوتى و تصويرى روز به روز كاهش مى‏يابد؛ و با تنوعى كه روز به روز پيدا مى‏كنند چه به لحاظ كيفيت كار و چه به لحاظ ظاهر و... هيچ گاه دچار اشباع بازار نخواهد شد. تبعات اين جهانى سازى فقط متوجه كشورهايى نظير ما و كشوهاى جهان سومى نخواهد بود. همان طور كه گفتم كشورهاى به اصطلاح مادر هم از اين رهگذر با بحران‏هاى عظيم و روزافزونِ كاهش درآمدهاى ملى و كاهش خدمات عمومى و... مواجه خواهند بود.

 

آيا كشورهاى صنعتى براى رفع اين مشكل هيچ راه حلى ارائه نكرده‏اند؟

چرا، اما به نظر من اين راه حل‏ها مقطعى است و در نهايت مشكل را به طور كامل حل نمى‏كند. راه حلى كه كشورهاى صنعتى براى برخورد با اين مشكل يافته‏اند اين است كه قانونى وضع كنند كه بر اساس آن دولت به كارگرانى كه بيكار مى‏شوند، تا مدتى حقوق پرداخت كند. اما از آن جا كه دولت نمى‏تواند به هر كسى كه بيكار است حقوقى پرداخت كند، آمدند و تعريف جديدى از بيكارى ارائه كردند و گفتند بيكار كسى است كه قبلاً كارى داشته و بعد به هر علتى كه خارج از اراده آن كارگر بوده - از جمله همين بحث جهانى شدن اقتصاد و ادغام شركت‏ها در هم و... - بيكار شده است. تازه همين افراد هم در يك دوره محدودى تحت حمايت دولت قرار مى‏گيرند و پس از مدتى هر كارى كه دولت به او پيشنهاد كرد، بايد انجام دهد وگرنه ديگر حقوقى به او پرداخت نمى‏شود. همان‏طور كه مى‏بينيم اين راه حل نمى‏تواند در دراز مدت موفق باشد.

راه حل ديگرى كه برخى از كشورها در زمينه برخورد با مشكل بيكارى ارائه دادند، اين بود كه گفتند براى حل معضل بيكارى درِ دانشگاه‏ها را باز مى‏كنيم و دانشگاه را پاركينگ جوان‏هاى بيكار مى‏سازيم. اين جوانان تا دوران تحصيلشان در دانشگاه تمام شود، از دولت كارى نمى‏خواهند و بحران بيكارى قدرى عقب مى‏افتد؛ ولى به هر حال بحران بيكارى بحرانى است كه به نظر من از سال 2005 به بعد گريبان جوان‏هاى اروپايى را خواهد گرفت.

 

با وجود اين فكر مى‏كنيد كشورى چون ايران در قبال فرايند جهانى شدن چه اقدامى بايد انجام دهد؟ قانون تجارت جهانى را بپذيريم يا نه؟

خدا نكند كشور ما در شرايطى قرار گيرد كه مجبور به ورود در تجارت جهانى ( W.T.O) شود. خواهيد پرسيد چرا؟ چون اگر قوانين تجارت جهانى را پذيرفتيم يعنى قبول كرديم كه در عرصه اقتصاد و تجارت مرزى بين كشورها وجود ندارد، ديگر نمى‏توان روى اجناس خارجى ماليات و سود بازرگانى و عوارض گمركى و... گذاشت. اگر خواستيم سود بازرگانى و گمركى براى توليدات خارجى در نظر بگيريم، همين مقدار بازار كشمش و پسته و فرشى هم كه داريم از دست خواهيم داد. اگر مرز گمركى را برداشتيم اجناس خارجى با كيفيت بالا و قيمت پايين وارد بازار ايران مى‏شود. حالا تصور كنيد در نمايشگاه اتومبيل در تهران اتومبيل بنز 240 را به قيمت 5/1 ميليون تومان مى‏فروشند و اتومبيل پيكان را با قيمت 5/7 ميليون تومان. شما هر چقدر هم بخواهيد بگوييد كه اين جنس توليد داخل است و روى آن تبليغ كنيد، كسى از شما نخواهد پذيرفت كه بنز را با آن قيمت و كيفيت رها كند و به پيكان با اين قيمت و كيفيت تن دهد. در اين صورت، صنايع داخلى كشور به شدت و سرعت از بين خواهند رفت؛ موج بيكارى دامن كشور ما را هم خواهد گرفت و تبعات فرهنگى و اجتماعى خاص خود را به دنبال خواهد آورد.

 

خوب شما فكر نمى‏كنيد شرايط جهانى به گونه‏اى دارد پيش مى‏رود كه ما در آينده‏اى نه چندان دور مجبور به پذيرش قانون تجارت جهانى بشويم؟ اگر ايران در آينده مجبور به پذيرش اين قانون شود، با توجه به تصويرى كه شما از آينده جهانى شدن ترسيم نموديد، وحشت و دلهره شديدى جوانان ما را فرا خواهد گرفت؛ اين‏طور نيست؟

چرا، دقيقاً همان حرفى كه قبلاً در مورد تهاجم فرهنگى زدم در اين بحث هم بايد تكرار كنم. ببينيد جريانى در پيش است كه نمى‏توان جلوى آن را با سيم خار دار و ساير موانع فيزيكى گرفت، بلكه بايد سيستم را به طورى از درون قوى كنيم كه فعل و انفعالات بيرونى آن را دچار بحران نكند.

 

در مسأله تجارت جهانى هم با يك چنين وضعيتى روبه‏رو هستيم. شرايط به هر حال ما را به پذيرش اين قانون خواهد كشاند و چنان تبعاتى هم دير يا زود در جامعه ما فراگير خواهد شد. اما خوب چه بايد كرد؟ آيا بايد ساكت نشست و از آينده‏اى كه در مقابلمان قرار دارد حرفى نزد؟

به هر حال، به نظر من، اگر ما بدون يك فكر دقيق وارد جريان تجارت جهانى شويم، در آينده نزديك دچار مشكلات حادى در عرصه‏هاى مختلف سياسى و اقتصادى و از همه مهم‏تر در بعد فرهنگى و دينى خواهيم شد.

 

پيشنهاد شما براى برخورد مناسب با مسأله تجارت جهانى چيست؟

من فكر مى‏كنم تصميم‏گيرى در مورد موضوع تجارت جهانى در حال حاضر هم دير شده است؛ اما به هر حال در گام اول بايد آينده تجارت جهانى را به درستى براى جامعه ترسيم كنيم. به نظر من، در چنين شرايطى مطرح نكردن اين مسائل چندان به صلاح جامعه و به خصوص نسل جوان ما نخواهد بود.

گام بعدى اين است كه با طرح‏هايى پخته و حساب شده شتاب اين جريان را كند كنيم؛ چرا كه به نظر من به هيچ وجه نمى‏توان سرعت اين جريان را به صفر رساند. تنها كارى كه امكان انجام آن هست اين است كه ما شتاب اين جريان را كاهش دهيم تا براى تحليل بهتر و ارائه راه حل مناسب‏تر زمان پيدا كنيم.

 

به نظر شما، آيا متفكران و فرزانگان ايران، به مسأله تجارت جهانى همان طورى نگاه مى‏كنند كه شما نگاه مى‏كنيد؟ و آيا تا كنون اقدامى مناسب در اين زمينه انجام گرفته است؟

نه، بسيارى از متفكران و حتى مسؤولان رده‏هاى بالاى كشور اين مسأله را خيلى جدى نگرفته‏اند و اقداماتى كه تا كنون در اين زمينه انجام شده به هيچ وجه در مسير درست قرار نگرفته است. كاش فقط در مسير درست نبوديم؛ چرا كه در بسيارى از موارد سياست‏هاى ما كارها را بيش از پيش خراب مى‏كند. دقيقاً همان اتفاقى كه در مسأله تهاجم فرهنگى رخ داد و ما را با مسائلى روبه‏رو كرد كه امروزه در حل آن مانده‏ايم، در مسأله تجارت جهانى هم در حال وقوع است و در آينده‏اى نزديك ما را با مشكلاتى آن چنانى درگير خواهد كرد؛ به عبارت ديگر، مسأله تجارت جهانى روندى است كه دارد دنبال مى‏شود، اين ما هستيم كه بايد نسبت خودمان را با آن تشخيص دهيم و دريابيم در كجاى اين جريان قرار داريم يا مى‏خواهيم باشيم؟ حرف من در اين زمينه همان حرفى است كه در مورد مسأله تهاجم فرهنگى مطرح كردم: اگر ما زمانى كه هشدار مقام معظم رهبرى در مورد شبيخون فرهنگى داده شد، عمق اين هشدار را فهميده بوديم و درست عمل كرده بوديم، به جايى نمى‏رسيديم كه ايشان پس از گذشت چند سال از آن هشدار، از عمق وجود فرمان مبارزه با فساد، فقر و تبعيض را صادر كنند؛ فرمانى كه نشان مى‏داد كه حداقل در اين چند سال همه ما مسأله را اشتباه فهميده‏ايم و به شيوه نادرستى رفتار كرده‏ايم.

 

    582 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تجارت جهاني (30)
●   تهاجم فرهنگي (10)
●   جهانی شدن (374)
●   رسانه (365)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:20/05/1382

تاريخ شمسی نشر:01/05/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب