باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 157 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
كثرت گرايي سياسي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نعمت الله - مظفرپور

منبع: سایت های خبری - شبکه خبر دانشجو

 
 

 كثرت گرايي سياسي از موضوعات جنجالي روشنفكري و سياسي دردنياي امروز است. به ويژه با پيدايي اصحاب قرارداد و قرارداد اجتماعي "ژان ژاك روسو" ، مساله كثرت سياسي در راس مباحث فكري قرار گرفته و تا كنون هم ادامه دارد. اينكه با حاكميت دموكراسي، حقوق اقليت چه مي شود، از دغدغه هاي فلاسفه سياسي همچون "جان استوارت ميل" و "الكسي دوتوكويل" بود. آنها به نوعي منتقد سيطره و جباريت اكثريت بر اقليت بودند. مي توان گفت كه انديشه غرب گرايانه به صورت جريان خودجوش پديد آمد كه ملغمه‌اي از علم و عمل بود. ما نمي پذيريم كه ماده سياست صرفا انديشه هاي غربي را تراشيد و يا مدرنيسم ، صرفا انديشه محض بود، بلكه مدرنيسم يك جريان آميخته به قدرت بوده و هست. گرچه در مجموع انديشه را اقدم مي دانيم و از اين روي با "ماكس وبر"، جامعه شناس تاريخي و اثر "سرمايه داري و اخلاق پروتستانتيسم" ، سمپاتي داريم.

خلاصه اينكه مدرنيسم با سه پايه سكولاريسم، عقل گرايي و پيشرفت گرايي پيدا و تطور يافت اما از درون آن مشرب‌هاي عمده سه گانه: 1. ليبراليسم 2. كمونيسم 3. فاشيسم نموار شدند.

در مجموع همه آنها مبتني بر مختصات كلان مدرنيسم بودند. جدايي دين از سياست، عقل گرايي و اعتقاد به پيشرفت تاريخ از مولفه هاي مشترك آنهاست. گرچه ليبراليسم به عقل خرد و فاشيسم به عقل تاريخي قايل است، عقل تاريخي كه يا از طبيعت (نظر پاره تو) و يا از طريق سازمان ، به نخبگان منتقل مي گردد. با اين حال نقطه ثقل عقل گرايي باقي است و گرنه نمي توان هر كسي را مدرنيست ناميد.

در درون ليبراليسم نيز احزاب متعددي در كشور هاي غربي شكل گرفته اند كه همگان به نقاط ثقل ايدئولوژي ليبرال پايبند هستند. آنها البته نسبتا خودجوش و طي دعواهاي فلسفي – روشنفكري و سياسي از قبيل دعواي شهر – روستا ، دين - دولت و حاشيه پيرامون ، پا به عرصه هستي گذاشته اند. لكن همه تكثرها در درون نوعي وحدت متصور است. هيچ حزبي نه محافظه كار و نه كارگر ، در بريتانيا ، نظام محافظه كاري را نمي تواند زير سوال ببرد. احزاب فرانسه هم ليبرال هستند و نمي توانند به عنوان مثال دين گرا باشند. ايدئولوژي‌ها اساسا داراي تصلب بوده و دافع اغيار هستند. يعني همه با شرايط نقاط قرمز ايدئولوژي ، مي توانند در حوزه ايدئولوژي‌هاي خرد اختلاف داشته باشند اما نمي‌توانند بعنوان مثال دين گرا باشند. شرط عقل هم اين هست چرا كه در غير اينصورت مدرنيستي پردازش نمي گردد. قدم اول در نيل به تمدن ، اجماع ايدئولوژيك دولت – ملت است. اينكه فرانسوي‌ها اجازه رعايت حجاب اسلامي را نمي دهند اين چيزي شبيه مواجهه با ارتداد است. افراد حق دارند و آزاد هستند، ليبرال باشند اما آزاد نيستند ديندار باشند. بدين دليل "برنارد لوئيس" به فرانسوي‌ها توصيه مي كرد كه از رعايت هر گونه مظاهر اسلامي ممانعت نمايند. لذا خود ليبراليسم گرچه به زعم لاك و روسو به تبع عنصر رضايت شكل گرفته اما اكنون به يك سنت نسبتا كليشه اي تبديل شده كه هيچكس ياراي تغيير و تحول در آن را ندارد.

حتما "آيزايابرلين" و "پوپر" كه منادي كثرت گرايي هستند مي گويند نبايد ليبراليسم اجازه حيات ضد خودش را بدهد.

اما در ايالات متحده تمام اختلافات بين دو حزب در رگه هاي خرد ايدئولوژي و احيانا روشي است. يك ايدئولوژي و يك نظام معاني، سياست داخلي و سياست خارجي كاخ سفيد را شكل داده است و در طول زمان فقط جلوه ها و نمودهاي آن نظام معاني، تغيير يافته و جوهره آن ثابت مانده است. سياست خارجي امريكا در طول 200 سال اخير ثابت مانده است كه بحث مفصل آن در اين مقال نمي گنجد. آرمان گرايي وواقع گرايي، انزوا گرايي و بين الملل گرايي، نومحافظه كاري و مشرب كلينتوني هيچكدام تنازعي ايدئولوژيك نبوده و نيست. آنها هم هرگونه خروج از ايدئولوژي و تخطي برون ايدئولوژيك را بر نمي تابند. اگر تسامح نشان مي دهند ، به دليل تهديد نشدن است و گرنه در صورت تهديد، عكس العمل آنها كهكشاني خواهد بود.

مانند مواجهه آنها با كمونيست‌ها در دهه 50 . اما در دهه 70 چون مردم امريكا رويكري به كمونيسم نداشتند، لذا امريكا تهديد نمي شد. و آنها نيازي به سختگيري نداشتند دهه 70 بنابراين تسامح در صورت تهديد نشدن، كه تسامح نيست. معمولا مستشرقين در اين حوزه دچار خلط مبحث مي شوند.

در امريكا اختلاف دو حزب به قدري جزيي است كه عده اي مي گويند كه در امريكا دموكراسي وجود ندارد چرا كه تنوع و تكثر وجود ندارد. هيچگونه اختلاف ايدئولوژيك بين دموكرات‌ها و جمهوري‌خواهان وجود ندارد. امريكا به شدت ايدئولوژيك فكر و عمل مي كند اما چون اين نظام معاني جا افتاده است، ناپيدا است. «رابرت دال» بر اين امر صحه مي‌گذارد. اگر تلنگري بزنيم، آن وقت سطح تسامح مشخص مي گردد.

اما جمهوري اسلامي ايران مانند ساير نظام‌ها با تكثر درون ايدئولوژيك مشكلي ندارد. اگر همگان اسلام گرايي و اصول گرايي را به عنوان ايدئولوژي كلان پذيرفتند، آن وقت مي‌توانند اختلافات جزيي در رگه هاي اصول گرايي و افتراقات متدلوژيك داشته باشند. نظريه « ام القري» ، دو نگره « سازندگي» و « دوم خردادي» را نمي توان خروج از ايدئولوژي كلان ارزيابي كرد ، گرچه عده اي اين تفكر را داشتند اما فضاي غالب كه توسط روساي جمهوري ترسيم مي شد را نمي توان سكولار ارزيابي كرد. همچنين در عرصه سياست داخلي . اما مشكل اين است كه اولا نظام سياسي ما خيلي جا نيفتاده است و عمر آن كوتاه بوده و دوم اينكه مدرنيته چه به صورت پروسه و چه پروژه ، تكثر درون ايدئولوژيك را منحرف كرده و به نفع روندهاي برون ايدئولوژيك حمل مي كند. آنگاه طبعا نظام عكس‌العمل نشان مي دهد . پس خشونت برخاسته از نه جوهره نظام معاني ، بلكه از بيرون بر آن تحميل مي گردد. كما اينكه خشونت – البته در نظام معاني امريكا خشونت هست - و از سوي ماركسيسم بر امريكائيسم در دهه 50 وارد مي شد.

پس جمهوري اسلامي از آنجا كه بر محور دانش فقه و اجتهاد اداره مي شود، حالتي ارشادي دارد. اين يكي از مباحث عمده روشنفكري دنيا است. حركت ايدئولوژي ما مانند جريان آب رواني است كه صخره هاي بين المللي ، جلوي آن‌را سد كرده و مجبور به خشونت مي كنند. آب در صورت بودن مانع سنگي، قاعدتا موج مي زند. هرچه نظام جا افتاده تر شود، با آرامش بيشتري تطور خواهد يافت.

 

1. درباره رابرت دال ر.ك:robert dahl, pluralist democracy in the united states

2. درباره ايدئولوژي و سياست خارجي امريكا ر.ك: michael hunt, ideology in the states

3. درباره امريكا و كمونيستها ر.ك : احمد نقيب زاده ، تاريخ روابط بين الملل

 

    248 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سیاست (241)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/04/1384

تاريخ شمسی نشر:07/04/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب