بیشک، عصر موعود ژنتيک و يا حداقل عصر وعدههای علم ژنتيک تحقق يافته است. هفتهای نيست که در آن خبر ادعايي جديد در اين باره طرح نشود. شبيهسازی، رحمهای مصنوعی، استفاده از تخمک و اسپرم مردهها در توليد فرزند، احيای جنينهای سقط شده و ... همه و همه حکايت از آن دارد که نسل جديد تکنولوژيستهای فعال در عرصه زاد و ولد، به آستانه خدايي کردن رسيدهاند. اگرچه بسياری از ادعاهای اين طبقه در مرحله نظری باقی مانده است، اما بسياری از زيستشناسان در اين مرحله نيز نسبت به مخاطرات آن همچون اختلالات ژنتيکی و يا نقصهای مادرزادی نگرانند.
يقيناً تحقق احتمالات و ادعاهايي از اين دست، میتواند با چنان مخاطراتی عظيم همراه شود که همين مخاطرات میتواند خود به عنوان مهمترين عامل محدودکننده چنين شيوههايي به کار گرفته شود. يکی از پيامدهای غيرقابل پيشبينی انقلاب ژنتيک، سؤالاتی از اين دست خواهد بود: به راستی من کيستم؟ والدين واقعی من چه کسانی هستند؟ و...
بیشک در عصر ژنتيک، هويت ژنتيکی به مسألهای بسيار جدی و با اهميت تبديل میشود. به عنوان نمونه، تصور مشکلات پيش روی کودکی که دريابد، محصول تخمک بارور شده جنين مرده و يا اسپرم منجمدی ناشناس است، چه خواهد بود. بیشک، چنين مشکلات و پيامدهايي، به بحثهايي انتزاعی خلاصه نمیشود.
از ديگر پيامدهای اخلاقی اين پديده آن است که اين امکانات جديد میتواند گشاينده تکنولوژیهای جديد به عرصه حيات و تطبيق بشر با آنها گردد. اما جدای از آن، مشکلات رشدی و روانی اين تکنولوژیها هم بیشک جدی خواهد بود. به عنوان مثال، اگرچه در کشوری چون انگلستان محدوديتهايي در مورد تعداد جنينهای پيوندی وجود دارد، اما در آمريکا که حداقل میتواند به عنوان پيشرفتهترين کشور در عرصه تکنولوژی شناخته شود، هيچ مقرراتی در اينباره وجود ندارد. اين تفاوت قوانين است که میتواند به پديدهای با عنوان «توريسم توليدمثل» يا همان روی آوردن مردم مرفه ساکن کشورهاي با قوانين سفت و سخت، به کشورهايي که در اين زمينه قوانين و محدوديتهايي ندارند، بينجامد.
مسلماً ژنتيک و پيامدهای آن فراتر از عناوين رسانهای خواهد بود و روز به روز هم در سايه کمکهای مالی دولت و شرکتهای فعال در عرصه بيوتکنولوژی، بر دامنه نفوذ آنها بر حيات ما افزوده میشود. تنها در انگلستان، ميزان سرمايهگذاری در انجمن پزشکی برای تأسيس يک بانک زيستی - ژنتيکی، شش ميليون پوند بوده است.
هم اينک نظارهگر روندی هستيم که در آن يک کودک به نحوی فزاينده در حال تبديل به يک کالاست؛ کالايي با مشخصههای توليد و کنترل کيفی که عدم رعايت برخی استانداردها، آن را به جنين بد و يا ژن نامطلوب مبدل میسازد. چنين روندی بیشک فعاليت پزشکانی را که به جای ملاحظات بازار، به کار حرفهای خود میپردازند، با مشکلاتی همراه میسازد.
خلاصه اين که، توريسم زاد و ولد و پوشش خبری رسانهها بر اين فنآوریها، درسهايي متعدد به ما خواهد داد. ژنتيک و بيوتکنولوژی گزينههايي را برای نسل بشر خلق خواهد نمود که مشکلات بیشمار پيش روی آدمی، محصول آآآآآآآن خواهد بود. هم اينک تعداد زيادی از نشريات برجسته، خود را وقف چنين تکنولوژیهايي نمودهاند و خود را سخت طرفدار فعاليت ژنتيکی بر نسل بشر نمودهاند؛ فعاليتهايي که به يکی از بزرگترين چالشهای قرن بيست و يکم مبدل خواهد شد.
منبع: www.guardian.co.uk
* Hilary and Steven Rose ، هيلاری جامعهشناس و استيون يک زيستشناس است. اين زوج بريتانيايي هم اکنون عمده فعاليت خود را معطوف به مسايل و پيامدهای زيستی، اجتماعی و روانی بيوتکنولوژی نمودهاند.