برهه ای زمانی که در آن به سر میبریم مرحله رشد نا بسامانی ها و طی مسیر نابودی ارزش های معنوی و زادگاه صدها انحراف، مشکلات و مخاطرات برای افغانستان آینده خواهد بود چون قیدی وجود ندارد که بواسطه آن ازتولید وپرورش همچنان خطرات جلوگیری کرد، دولتمردان متشکل از افرادی اند که نیمی از آنها مهمان نا خواسته و نیمی دیگر دزدان درون خانه اند که بجز ویرانی میهن و آبادانی زندگی خودشان (با اعمار منازل بلند بالا و سوار شدن موتر های مدل سال) به چیزی دیگری نمی اندیشند.. واما رهبران جهاد که تا دیروز صدای تکبیر شان به منظور نجات جامعه وحاکمیت اسلامی گوش هارا کر ساخته بود:
اولا :ً با یکجا شدن با جنایت کاران کمونیست نیمی از کشور را خراب کردند و از هیچ گونه ظلم و ستم إبا نه ورزیدند وجالب اینکه همه اینها بنام اسلام انجام یافت.
ثانیا ً: اسلام آنها تازمانی بودکه جیب هایشان پُرشود، وحالا که این مأمول برآورده شده است دیگر نه اسلامِ وجود دارد ونه جهادی بلکه همه کفار دنیا دوست ایشان وهمه اعمال کفر آمیزوحرام وهمه فساد وبی بندو باری برای آنها حیثیت عمل خوب را گرفته است.. که جامعه ازاین نوع مشکلات ودرد ها به صدها گونه آن مواجه است.
در بُعد اقتصادی تمام دارایی ها درانحصارچند فرد وچند شرکت خصوصی قرار گرفته که آنها آهسته آهسته با خورد ساختن همه سرمایه های کوچک به تعداد فقراء ونیازمندان یابه اصطلاح مجهول سرمایه داری به تولید برده های انسانی در گونه مدرن آن می افزایند وماشاهدیم که هرروزبه تعداد فقراءافزوده میگردد.
در بُعد سیاسی کسانی میتوانند در قدرت ونهاد های سیاسی سهم داشته باشند که ایدیولوژی شخص در رأس قدرت را و یا رابطه همخونی با وی داشته باشند وبه نحوی از اَنحا غلام حلقه بگوش کاخ سفید نیز باشند خوبتر و قابل قدر هستند و دیگر افرادیکه در این وطن سالها برای حفاظت از آن از دست هر زور مند متجاوز صدمه دیده اند نمی توانند هیچگونه حقی مبنی براشتراک در نظام سیاسی داشته باشند! چرا؟ برای اینکه آنها نه پول دارند و نه واسطه بیرونی، دوچیزی که معیار برتری در نظام سیاسی فعلی کشور به شمار میرود.
در بُعد اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی- نابسامانی های چون رشد محدود کسانیکه کار شان به جز توهین به اعتقادات اسلامی واشاعه ای فکر لادینی و خداستیزی چیزی دیگری نیست توسط سفارت خانه ها؛ سازمان های بین المللی و نهاد های فرهنگی کشور های دوست، شیوع بد اخلاقی ها چون کثرت اماکن فحاشی، کثرت زنا، کثرت شراب نوشی (هوتل های چینایی، مهمانخانه هاودیگراماکن معروف) نه تنها اینکه ممنوع نیستند بلکه به عنوان مُد پسندیده ای مدرن برای انسان های مدرن مورد قبول قرار گرفته اند و حتی عاملین آنها به انجام آن اعمال مباهات می ورزند ودولت خاموش نشسته ونظاره میکند! وحتی دراین اواخر به تلویزیون های اجازه ووظیفه داده شده است تااین رسالت پلید (ترویج عیاشی وفساد) رابه انجام برسانند که نمونه خوب آن تلویزیون های(طلوع وافغان) است که حتی در ماه مبارک رمضان هم بد ترین برنامه هارا پخش می نمودند..
و در اجتماع، دولت به انسانهای ارزش قایل میشود که بدترین انسان از لحا ظ اعتقاد واخلاق باشند وانسان های مؤمن وپرهیزگار یا باید ساکت باشند یا به زندان بروند! ولی به هر صورت آنچه از همه برای ما مهمتر است سیستم تربیتی وآموزشی است که با تأسف در حالت بس دشواری بسر میبرد ونوجوانان کشور در تحت تأ ثیر این سیستم آموزشی نه تنها اینکه هیچ بهره ای از اخلاق ودیانت نمی داشته باشند بلکه در آینده جوانان بار می آیند که بجز (شهوت وشکم خود) به هیچ امری دیگری چون درد های ملت، خدمت برای میهن وحل مشاکل آن نمی اندیشند پس طبیعی است که اگر آینده سازان کشور ما اینگونه باشند بایداز همین اکنون منتظر فاجعه ای دیگری باشیم! چون جوان که در(24) ساعت از روز، کاری بجز خوردن، عیاشی کردن، فیلم های مبتذل دیدن وخوابیدن چیزی دیگری نداشته باشد کجا فرصت برای فکرکردن واندیشه حل مشکلات وطن ومردم خود میداشته باشد؟ بادر نظرداشت مشکلات فوق نسلی که از آن توقع حل مشکلات میرود همانانسل جوان مسلمان کنونی است، چون دیگر نه دولتمردان ونه هم رهبران به این فاجعه می اندیشند ...!
پس بر جوانان مسلمان لازم است تا با عهده دار شدن وبرخورداری ازتخصص ویژه ای امور مختلف وباخود سازی معنوی وبادر نظر داشت اصول اسلامی با بریدن از "جهان بینی جاهلی" وپذیرفتن "جهان بینی اسلامی" وبریدن از محیط جاهلی وایده ها وعرف وعادات وروابط آن، دلها ی خودرا ازاثرات فشار "جامعه جاهلی" کنونی وایده وتقالید ورهبری آن، رها سازند وباید همیشه در قبال "جامعه جاهلی" وارزش ها وایده های آن، احساس برتری داشته باشند وهیچگاه باوضع جاهلی موجود نباید سازشی که منتج به پذیرفتن ولایت آن شود، کرد! چون اگر یک قدم با برنامه جاهلی (درفوق یاد شده) همراه شویم تمام برنامه اسلامی خودرااز دست میدهیم وراه را اشتباه میرویم .. بافهم این رسالت که باید وضعیت موجود جامعه رامتحول ساخت وآنرا از رفتن به شتاب به سوی نیستی باز داشت، ما:
اولا: ً مسئولیت داریم تا دل های خودرا متحول سازیم وبا دگرگون ساختن دلهای خودمیتوانیم جامعه را نیز متحول گردانیم که این تحول دلها از دو چیز آغاز میابد ..
اول: اینکه ما برای پیشبرد رسالت خودمان از یک منبع واحد که آنهم قرآن است پیروی نمائیم نه از فلسفه خاصی، شخص ویا گروه وکتابی وآئین دیگری "انحصاری بودن منبع مورد استفاده"
دومً: باید ما هرآنچه راکه از کتاب خدا می آموزیم برای عمل کردن باشد نه آموختن ومعلومات محض "آموختن برای کار بستن" که هردو اصل فوق از جمله رمزهای پیروزی صحابه کرام "رض" بشمار میرفت..
ثانیاً: بعد از مرحله خود سازی مادر مرحله انجام رسالت اجتماعی خودقرارمیگیریم که در این مرحله با تفهیم حکومت به رفع مشکلات و واردساختن فشار سیاسی برای قضایا وهمچنان نهادینه سازی ارزش ها در جامعه وبا اتفاق واتحاد با یکدیگرازطریق روش های مسالمت آمیز به نتیجه خواهیم رسید، پس فرا خوان کنونی ما از دانشجویان وجوانان مسلمان اینست که با اندک وجه مشترک هم که با یکدیگر دارند باید در یکپارچگی صفوف شان تلاش بخرچ دهند چون از تنها روی در این راه پُر مخاطره هیچ سودی حاصل شان نمی آید.