نمايندگان 188 کشور عضو NPT پس از 35سال هفتمين جلسه خود را پس از پنج سال از آخرين نشست خود اين بار براي بازنگري و بررسي عملکرد اين معاهده در نيويورک گرد هم آمدند.
گرچه از زمان اجراي NPT از سال 1970 تاکنون اين قرارداد در استراتژي خود با هدف جلوگيري از توليد و گسترش تسليحات هسته اي در کشورهاي در حال توسعه و نابودي و کاهش تسليحات هسته اي در کشورهاي داراي تسليحات هسته اي ناکام مانده است ؛ شايد بي اعتمادي به NPT و برخورد آژانس بين المللي براساس معيارهاي دوگانه با آن اين سير براي اين قرارداد مهم محقق شده باشد.
به هر حال ايران ضمن شرکت در اين نشست ، بر روي خواسته هاي خود تاکيد ورزيد و عنوان کرد که براساس بند چهارم NPTو بند 2و 3اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي حق مسلم ايران است که به غني سازي بپردازد.
ضمن آن که بيش از دو سال است که با استقبال از اين کار اروپا براي خنثي سازي تبليغات مخفي امريکا و براي اعتمادسازي بيشتر به صورت داوطلبانه و موقت عمليات غني سازي اورانيوم را متوقف کرده ، اما اين توقف دايمي نيست.
اظهارات برخي مقامات اروپايي حکايتگر آن است که روند مذاکرات اروپايي ها با مقامات ايراني به خوبي پيش نمي رود و مقامات وزارت خارجه ايران نيز از عدم تعهد اروپايي ها به وعده هاي خود مبني بر حل و فصل مساله فعاليت هاي هسته اي ايران اظهار نارضايتي دارند.
روند مذاکرات نشان مي دهد همزمان با اعتمادسازي ايران ،اروپايي ها به سوي بي اعتمادي پيش رفته اند و دوگانگي پيشه خود کرده اند.
اين درحالي است که فضاي سياست جهاني نيز نسبت به وضعيت پيمان NPTبه خاطر تبعيض آميز شدن اجراي آن نامناسب شده است.
از سوي ديگر سه قدرت هسته اي هند، پاکستان و اسرائيل همچنان خارج از مفاد NPTباقي مانده اند و در مقابل درخواست هاي مکرر براي پيوستن به اين پيمان مقاومت مي کنند.
علاوه بر اين 3کشور به تازگي جمهوري خلق کره نيز به اين کشورها اضافه و همين امر نحوه مديريت سازمان بين المللي انرژي هسته اي را مورد پرسش قرار داده است.
دو چالش در زمينه پايبندي به وظايف و تعهدات NPTوجود دارد؛ يکي مشارکت بعضي کشورهاي غير مسلح به سلاح هسته اي در فعاليت هاي اعلام نشده هسته اي و ديگري عدم اقدام کشورهاي مسلح به سلاح هسته اي براي از ميان برداشتن زرادخانه هاي هسته اي خود.
قابل ذکر است که چند عامل باعث شده است که تاکنون مفاد NPTمورد بازبيني قرار نگيرد و تلاشهاي جهاني براي مقابله با تکثير تسليحات هسته اي به جايي نرسد:
الف. تغيير سياست چند جانبه گرايي امريکا و تضعيف اراده سياسي کشورهاي هسته اي براي رسيدن به اهداف خلع سلاح.
ب. ترديدهاي جدي درباره کارايي NPTبراي تضمين پايبندي کشورهاي عضو از يک سو و تامين خواسته هاي مشروع آنها در عرصه توسعه فناوري صلح آميز هسته اي.
گذشته از موارد مذکور 3موضوع خروج کره شمالي از NPT، حمله عراق و افزايش توجهات به جمهوري اسلامي ايران ، چالشهاي عمده ديگري براي اين معاهده به شمار مي آيد.
اين در حالي است که در نشست هاي گذشته نيز توافق بهتري به دست نيامده بود. به هر حال از دست رفتن اعتماد به توانايي NPTدر تامين منافع کشورهاي عضو و نبود ساز و کارهاي موثر که به وسيله آن کشورها بتوانند هنگام مشاهده نقض تعهدات از سوي کشورهاي عضو، بويژه کشورهاي مسلح به سلاح هسته اي ضعفهاي اصلي NPTاست.
افزون بر اين ،کشورهايي نظير پاکستان ، هند و رژيم صهيونيستي که به سرعت در جهت توليد تسليحات و زرادخانه هاي هسته اي گام برمي دارند به روند تضعيف پيمان مذکور کمک کرده است.
در شرايطي که کشورهايي چون جمهوري اسلامي خود را کاملا پايبند به NPTمي دانند، کشورهايي مانند مصر يا کره جنوبي مخفيانه به توسعه فعاليت هاي غيرصلح آميز روي آورده اند.
امريکا و خارج شدن از معاهده NPT
امريکا با اختصاص بخش قابل ملاحظه اي از بودجه دفاعي خود براي تحقيق در مورد تسليحات هسته اي مينياتوري و کسب رکورد بالاترين هزينه تسليحات هسته اي ، اين معاهده را به بازي گرفته است و با توليد اين تسليحات گامي در جهت انقلاب نانوتکنولوژي گذاشته است.
پس از تجربه جنگ خليج فارس در سال 1991طراحان نظامي امريکا به طور فزاينده از توسعه استحکامات و انبارهاي زيرزميني نگران شدند. امريکا با بهانه قرار دادن انبارهاي زيرزميني رژيم سابق عراق ، کار را بر روي تسليحات مينياتوري آغاز کرد، پروژه اي که هزينه هاي تحقيق در مورد آنها تنها 45ميليون دلار بوده است.
امريکا در حال حاضر بيشترين ميزان تخلف از NPT را در سالهاي گذشته به نام خود ثبت کرده است.
علاوه بر حوادث ناکازاکي و هيروشيما که بزرگترين رسوايي فعاليت هاي هسته اي امريکا به شمار مي رود، اين کشور سال گذشته و در پي به سرقت رفتن 2 دستگاه اطلاعاتي در آزمايشگاه «لوس آلاموس» در نيومکزيکو و مفقود شدن بخشي از مواد و اطلاعات مربوط به فعاليت هاي هسته اي منطقه «البکر» در عراق اشغال شده توسط نيروهاي امريکا ترس و وحشت جهاني را از دستيابي گروههاي تروريستي به تسليحات هسته اي چند برابر کرد:
در حالي که مسووليت مستقيم ايجاد اين ترس و وحشت مستقيما بر عهده امريکايي هاست ، مقامات امريکايي يکي از دلايل اصلي مخالفت خود با برنامه صلح آميز هسته اي ايران را احتمال دستيابي گروههاي تروريستي به تکنولوژي ساخت تسليحات هسته اي معرفي مي کنند.
قابل ذکر است که ريچارد لورينه متخصص امنيت هسته اي وزارت انرژي امريکا در مورد امنيت تسليحات و اطلاعات هسته اي اين کشور مي گويد: «امنيت اين برنامه ها نه تنها کافي نيست بلکه برخي تاسيسات هسته اي امريکا بزرگترين تهديد و خطر براي جهانيان به شمار مي آيد.
در شرايطي که برخي فعالان سياسي در ايران تهديد به خروج از NPT کرده اند و براي اين تهديد هم دلايل قابل توجهي ارائه مي کنند، اروپايي ها بر مشکلات فراروي حل مساله مي افزايند.
به نظر مي رسد واشنگتن درباره موضوعات مورد بحث در اين مذاکرات به 3کشور اروپايي فشار مي آورد و مانع حل مساله مي شود.
در توافقنامه پاريس که ميان جمهوري اسلامي و کشورهاي اروپايي به امضائ رسيد، آمده است که بدون توجه به پيشرفت در زمينه هسته اي ، اتحاديه اروپا و 3کشور اروپايي و ايران به عزم خود براي مبارزه با تروريسم از جمله فعاليت هاي القاعده و ديگر گروههاي تروريستي چون منافقين تاکيد مي کنند، اما واشنگتن حاضر نيست در اين زمينه با اروپايي ها همکاري داشته باشد.
فرانسه پيشنهاد کرده است که همه کشورها ملزم به توقف صدور فناوري هسته اي شوند، مگر اين که کشور دريافت کننده بتواند بعضي شرايط را محقق کند؛ شرايطي چون تعهدات محکم درباره جلوگيري از تکثير هسته اي ، ارائه توجيه قابل قبول اقتصادي و تحليل درباره وضعيت ثبات آن کشور و نگراني هاي داخلي و منطقه اي.
دولت امريکا که همواره مخالف فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران است ، نمي تواند بپذيرد که در رابطه با ايران بسيار خطا رفته است ؛ برنامه هسته اي ايران دو آزمون حساس براي امريکا و اروپا پديد آورد، درست مثل شکافي که بين دو سوي آتلانتيک بر سر عراق به وجود آمد.
مناقشه تلخي که بين دو سوي آتلانتيک در قبال عراق پديد آمد تا حدود زيادي از اختلاف نظر بين دو طرف درباره بهترين شيوه خلع سلاح عراق از سلاحهاي کشتار جمعي سرچشمه مي گرفت ؛ اين که براي خلع سلاح عراق از چنين جنگ افزارهايي بايد صدام را با توسل به قدرت نظامي سرنگون يا براي تحقق اين هدف به بازرسي فشرده بين المللي اکتفا کرد.
گرچه تاکنون اختلاف بين دو سوي آتلانتيک در مورد ايران شباهت چنداني به اختلاف ديدگاه هاي آنان در مورد عراق ندارد؛ هيچ يک از دوطرف به طور جدي گزينه نظامي را مورد توجه قرار نداده اند و همگي بر بهره گيري از نهادهاي بين المللي به ويژه آژانس بين المللي انرژي اتمي تاکيد مي ورزند؛ گرچه امريکا بيشتر بر ارجاع مساله به شوراي امنيت تمرکز دارد.
در کنار مواضع مذکور، کمکهاي روسيه به برنامه هسته اي ايران نشان مي دهد که اروپا و امريکا در فشار وارد کردن به ايران نتوانسته اند ميان کشورهاي قدرتمند، اجماعي به وجود بياورند.
امريکا مدعي است که براي کاهش تهديدات هسته اي در جهان به عنوان نخستين گام کشورها بايد از حق داشتن چرخه سوخت هسته اي صرف نظر کنند، اما کشورهاي ديگر جهان نظر متفاوتي دارند.
از همين رو بود که در نشست پيشين بازنگري NPT از همه کشورهاي دارنده سلاحهاي هسته اي خواسته شد که به تعهدات خود در پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي پايبند باشند و به سوي خلع سلاح عمومي و کامل حرکت کنند و از کوفي عنان دبيرکل سازمان ملل متحد نيز خواسته شد که پاسخهاي خود را براساس قانون و مقررات و پيمان هاي مربوط به منع گسترش سلاحهاي هسته اي مطرح کند و به جاي اين که از کشورها بخواهد که بر خلاف بند چهارم NPT از ايجاد تاسيسات چرخه سوخت هسته اي صرف نظر کنند، خواستار اجراي بندهاي فراموش شده NPT و مصوبات پيشين نشستهاي بازنگري NPT باشد که در بند 6صراحتا از کشورهاي دارنده سلاحهاي اتمي خواسته است که زرادخانه هاي هسته اي خود را نابود کنند؛ امري که پس از گذشت 35سال هنوز محقق نشده است.
واقعيت آن است که ايران و 3 کشور اروپايي فرانسه ، انگليس و آلمان در پاريس به توافقي در مورد برنامه هسته اي ايران دست يافتند و اين جمهوري اسلامي ايران بوده است که تاکنون به توافق هاي به عمل آمده پايبند بوده است.
براي صاحبنظران سياسي کاملا روشن است که جمهوري اسلامي ايران از حق قانوني خود براي دستيابي به تکنولوژي هاي برتر نخواهد گذشت و بدون در نظر گرفتن تهديدات امريکا، در زمينه غني سازي اورانيوم اقدام خواهد نمود و اين امر را حق قانوني خود مي داند که مطابق با بند 4و بند 2و 3اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي به رسميت شناخته شده است.
3کشور اروپايي ضمن ابراز ناخرسندي از موضعي که ايران اتخاذ کرده و در عين حال عدم آمادگي براي پذيرش توصيه هاي امريکا براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد، از ايران خواسته اند به تعهدات خود عمل و در تصميم خود براي از سرگيري برخي از فعاليت هاي غني سازي تجديدنظر کند، اما در عين حال براي اجراي تعهدات خود گام موثري برنداشته اند.
در توافق هاي قبلي 3کشور اروپا از سوي امريکا به ايران قول داده بودند که به تلاشهاي خود براي حل و فصل دايمي پرونده هسته اي ايران ادامه دهند و دامنه همکاري هاي خود را با ايران افزايش دهند، اما اکنون مشخص گرديده است که بر خلاف وعده هايي که به ايران داده اند رفتار مي کنند.
به هرحال امريکا وهم کشورهاي اروپايي به اين نتيجه رسيده اند که ايران بخش بزرگي از مسير دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي را با برخورداري از توانمندي غني سازي اورانيوم طي کرده و از اين توانايي برخوردار است که سوخت مورد نياز خود را تامين کند.
به نظر مي رسد که اروپايي ها بايد بپذيرند که فشار بر ايران براي دست کشيدن از برنامه هاي صلح آميز هسته اي کار بي فايده اي است و تنها راه معقول همکاري با ايران براي توسعه فناوري صلح آميز هسته اي و حضور در يک فضاي شفاف بين المللي براي پرهيز از توسعه سلاحهاي هسته اي خواهد بود.