باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 19 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
روندسكولاريسم در ايران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد - جوادي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

در رهگذر تاريخي، سكولاريسم در ايران، سه مرحله را طي كرده است. در اين سه مقطع، سكولاريسم خط مشي ها و روش هاي ثابتي را در جهت معارضه با دين اسلام و حاكميت بخشي به فرهنگ غرب، طراحي كرد و در جهت دست يابي بدان  تاكتيك هاي متنوعي را به اجرا گذاشت و در مواجه با اشاعة آن ها، در هر برهه، انديشمنداني ظهور يافتند و به همراهي مسلمانان اين سرزمين، به صيانت از دين پرداختند، اين سه مرحله عبارتند از:

 

۱. مرحلة تكوين و شكل گيري سكولاريسم

شكل گيري سكولاريسم در ايران به عصر قاجاريه بازمي گردد. شكست ايران از روسيه، در خلال دو جنگ جهاني،  موجب خودباختگي برخي مجريان و افراد جامعه شد و به تدريج، منتهي به شكل گيري غربزدگي در ايران شد. بررسي فراز و نشيب سكولاريسم، از آغاز تا پايان، حاكي از آن است كه در هر مقطع،  جلوه اي و بخشي از فرهنگ غرب در جامعة ما خودنمايي كرده است. شعار ستيز با دين، آزادي گرايي، الحاد، ماده گرايي، انسان مداري، ملي گرايي، اشاعة انديشه هاي التقاطي، مطالعة اسلام از دريچة علوم تجربي و به اصطلاح علم زدگي و فن گرايي ، اما تدريجاً رنگ باخته و اسلام به عنوان آييني زنده و جاويد، در مواجهه با اين حملات مقاومت كرد: ( ضرب الله مثلآ كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها في السماء)

از سوي ديگر، ملاحظة اين فراز و فرود نشان مي دهد كه غربزدگان، در عصر شكل گيري سكولاريسم، مفاهيم و آموزه هاي فكري غرب را آشكارا و به صراحت طرح مي كردند؛ اما به تدريج دريافتند كه لازمة توفيق آنها در جامة ديني، عرضة مفاهيم در قالبي اسلامي است. غربزدگان، در روند شكل گيري سكولاريسم، با هدف ستيز با دين، بر ترويج اباحيت و بي بند و باري تأكيد مي كردند. آنان لازمة توسعه و پيشرفت را تمسك به عقل و تعبد به علوم تجربي دانستند و با آن چه ريشه در دين و ماوراي طبيعت داشت، بي مهري مي كردند.

 

۲. عصر حاكميت سكولاريسم در ايران

نهضت مشروطيت، حركتي از جانب مسلمانان و با رهبري عالمان ديني، براي مقابله با استبداد و اجراي احكام شريعت بود. مشروطه را بايد كانون تلاقي سه جريان استبداد، انديشة اسلامي و سكولار دانست كه متأسفانه منتهي به حاكميت غربزدگان بر جامعه شد و در نهايت، با كودتاي رضاخان و كمك انگليسي ها منجر به حاكميت كامل سكولاريسم در ايران گشت. از اين رو، بانيان سكولاريسم، در جهت حاكميت خود، از سويي به مبارزه با اسلام پرداختند و از سوي ديگر، تلاش كردند كه با احياي تاريخ قبل از اسلام، ترويج ظواهر فرهنگ غرب و شاه محوري، ايدئولوژي جديدي را بنيان نهند. شاخص هاي مهم سكولاريسم در اين برهه عبارتند از:

الف) تجددگرايي و ستيز با اسلام، از طريق ايجاد تشكيك در مباني ديني، حمايت از جريانات انحرافي،  مبارزه با نفوذ رهبران ديني، تلاش در جهت گسترش فساد و فحشا و تبليغ و اشاعة فرهنگ غرب در جامعه.

ب) حاكميت نظام آموزشي بر مبناي سكولاريسم برآمده از غرب.

ج) تدوين و اجراي نظام قضايي نوين بر مبناي حقوق بشر غربي.

د) ايجاد فرهنگستان به منظور حذف فرهنگ اسلامي و تلاش براي تغيير الفبا.

هـ) كشف حجاب و متحدالشكل كردن پوشاك.

 

۳. افول سكولاريسم در ايران

انقلاب اسلامي را بايد نقطة آغاز افول سكولاريسم برشمرد؛ چرا كه انقلاب اسلامي بر پاية دين و به رهبري فقيهي اسلام شناس و با مشاركت مردم مسلمان تحقق يافت. انقلاب اسلامي معلول برخورد تفكر اسلامي و سكولاريسم بود. كه نتيجة آن،  غلبة تفكر ديني و عقب نشيني و انفعال سكولاريسم بود. پس از انقلاب اسلامي، تا مدتي سكولارها انزوا برگزيدند، اما با پايان گرفتن جنگ و فضاي آزادي كه فراهم آمد، مجدداً به ميدان آمدند و از طريق مطبوعات، مصاحبه و نشر كتب، در صدد معارضه با دين و حكومت برآمدند.

در پايان اين چند نكته را به عنوان نتايج بحث مي توان برشمرد:

 

۲. روند سكولاريسم پس از انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي، معلول رويارويي انديشة اسلامي با انديشة غرب است كه در قالب روشنفكر غربزده در ايران تجلي يافته بود. در رويارويي اين دو جريان، افت و خيزهايي مشاهده مي شود. انقلاب اسلامي، نقطة افول جريان غربزدگي و اعتلاي فكر و فرهنگ اسلامي در ايران است. اينك پس از گذشت دو دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، شاهد چالش جريان روشنفكري غربزده در لايه هاي مختلف هستيم. منحني تحول روند جريان سكولار پس از انقلاب، حاكي از آن است كه در دهة نخست پيروزي انقلاب، به خاطر مسأله جنگ تحميلي و فضاي جهاد و شهادت، حضور و هدايت مقتدرانة حضرت امام عليه السلام، شور و التهاب ناشي از پيروزي انقلاب، معجزه، انقلاب اسلامي و شكست هاي مكرر دشمنان اسلام و انقلاب در عرصه هاي مختلف، نظير مداخلة نظامي، جنگ داخلي، كودتا و تحميل جنگ، اين جريان در افول كامل قرار داشت؛ اما پس از پايان جنگ و فضاي آزادي كه مرهون انقلاب اسلامي بود، جريان مذبور در عرصة مطبوعات كشور و سپس در عرصه هاي ديگر فرهنگ حضور يافت و كوشيد مرموزانه اصول تفكر اسلام و انقلاب را مورد چالش قرار دهد. در حقيقت، با پايان جنگ تحميلي، مركز ثقل عرصة بيكار، از عرصة نظامي به عرصة فرهنگ كشيده شد. اين همان «شبيخون فرهنگي» است كه بارها از سوي رهبري امت، درباره آن هشدار داده شده است حركتي كه به صورت نامرئي در فكر و احساس فرزندان امت اسلامي رخنه كرده و از درون، انقلاب اسلامي را در مخاطره قرار مي دهد.

بطور كلي آن چه مسلم است ملكم خان، طالبوف، آخوندزاده و كسروي به جدايي دين از سياست معتقد بودند و در مقابل ، مهندس مهدي بازرگان، عبدالكريم سروش و حتي سيدجواد طباطبايي معتقدند اسلام سكولار است و بايد تلاش شود تا اين د?ن قداست خود را باز يافته و به آسمان فرستاده شود. .

عبدالكريم سروش و مجتهد شبستري تاكيد دارند كه اسلام برخلاف مسيحيت ديني دنيوي است و براي سكولار شدن جامعه بايد اسلام را به جايگاه واقعي آن يعني به معنويت بازگرداند. مهندس مهدي بازرگان در آخرين نوشته خود ميگويد اصل حكومت كردن جزء وظايف ديني نيست. عبدالكريم سروش بيشتر و بيشتر به سوي محدود كردن دين به عرفان حركت كرده است. محمد مجتهد شبستري ميگويد: دولت يك امر برون ديني است و فقه انديشه سياسي نيست او همچنين اضافه ميكند كه قرآن بر ارزش هاي حكومت و نه فرم حكومت تاكيد دارد. البته سروش معتقد استـ« با داشتن قانون از اخلاق بي ژنياز نيستيم، جايي كه قانوني به پايان مي ژرسد، نقش اخلاق پديدار مي شود و معني دقيق سكولاريزم هم همين است». به زعم سروش جدايي دين از سياست از معاني سكولاريزم است اما معناي دقيق آن تعيين حدود دنياست.

شايد بتوان گفت پس از دوم خرداد.رسانه ها و به طور ويژه مطبوعات انعكاسي از مسائل مطرح در سطح و عمق جامعه ايران بود. در عرصه ي وسيعتر اگر فرهنگ و ادبيات را مد نظر قرار دهيم و مثلا به كتابها و فيلمهاي توليد شده در دوره اخير نظر افكنيم، پيشرفت به سمت جامعه عرفي بيشتر عيان ميشود.

صداي سكولار شدن جامعه پس از دوم خرداد. همان است كه در كتابها، فيلم ها و روزنامه ها انعكاس مي يافت. مثال واضح اين فرايند كتاب « از شاهد قدسي تا شاهد بازاري» بود. ناكارآمدي دوم خرداد نشان از اين داشت كه فرايند سكولاريزه كردن دين، ره به جايي نخواهد برد.ترويج كنندگان فرهنگ غربي علم تجربي را مبناي معرفت خود قرار داده و نتيجه گرفته اند كه چون علم، همواره در حال رشد و نقض و ابطال است، آدمي از رسيدن به معرفت يقيني در مورد شناخت عالم مادي و ماوراي طبيعي و فهم يقيني دين محروم خواهد ماند و رهاورد آن در عرصه اعتقادي نسبيت، شكاكيت و حاكميت روحيه تساهل و تسامح و در عرصة سياسي و اجتماعي، دمكراسي تفكيك قبا و در نهايت، طرد معنويت از جامعه است. ماية تأسف، آن است كه اين امور، به نام اسلام شناسي، عرضه مي شود و كساني كه اطلاع كافي از آراي هيوم، بيكن، راسل و پوپر ندارند، گمان مي كنند كه ناشران اين توهمات، مبدع نظريه هاي اسلامي هستند.

 

    240 بازديد     4 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ معاصر ایران (239)
●   سكولاريسم (111)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (788)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:02/03/1384

تاريخ شمسی نشر:02/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب