انقلاب اسلامی که با رهبری امام خمینی در بهمن ماه سال 57 و با قیام مردم ایران به پیروزی رسید، جامعهی ایران را از تکصدائی به چند صدائی سوق داد و احزاب و گروههای سیاسی آن زمان، جامعه را از نظر سیاسی تا مرز انفجار پیش بردند. مردم در کوچه و بازار و در خانههای خود به بحث سیاسی پرداختند که گاهی این بحثها به جدال لفظی تبدیل میشد و به علت تقابل دیدگاهها و عدم تحمل آرا و نظرات، برادریها به کینهتوزی و دشمنی کشیده میشد.
پس از گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع تجاوز نظامی عراق به خاک کشورمان، ملت غیور ایران و مسئولین کشور به دفاع از تمامیت ارضی کشور همت گماشته و فعالیت گروهها و احزاب سیاسی محدود و آزادیهای سیاسی کمرنگ شد. دفع تجاوز دشمن، سرلوحهی برنامههای دولت قرار گرفت و به امور فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور کمتر پرداخته شد.
در طول 8 سال دفاع مقدس، انتخابات مختلفی در کشور برگزار شد. مردم با توصیهی شخصیتهای مذهبی و سیاسی، در پای صندوقهای راًی حاضر شده و به نامزدهای معرفی شده رأی دادند و وحدت ملی را در مقابل دشمن حفظ و به نمایش گذاشتند.
با پذیرش قطعنامهی 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی و برقراری آتشبس، برنامههای دولت برای سازندگی ویرانیهای جنگ و عقبماندگیهای کشور تنظیم شد و مردم نیز به امور داخلی کشور علاقهی بیشتری نشان دادند.
اکنون رزمندگان داوطلب به خانه و کاشانهی خود بازگشته و زندگی عادی را شروع کرده بودند؛ اما حال و هوای جبهههای جنگ هنوز در میان مردم و به خصوص در بین رزمندگان، به خوبی احساس میشد. شعارهای ارزشی مطرح در زمان دفاع مقدس از یک سو و پذیرش قطعنامهی 598 سازمان ملل از سویی دیگر، مغایر اهداف جنگ جلوه مینمود، اما ملت فهیم ایران به تصمیم درست و صحیح رهبر خود در قبول قطعنامهی 598 لبیک گفته بودند.
دشمن که در اهداف خود در تجاوز نظامی به کشورمان ناکام مانده بود، با استفاده از فرصت به دست آمده، تهاجم فرهنگی را آغاز و با فعال نمودن عوامل خود در داخل و پخش برنامههای ماهوارهای، فرهنگ مردم ایران را نشانه رفته و سعی نمود اعتقادات مردم را زیر سؤال برده و بین مردم و حکومت فاصله ایجاد کند. نوارهای ویدیوئی از مرزها به سوی داخل کشور سرازیر شد و برخی افراد سودجو و ناآگاه، با تکثیر و توزیع آنها، ارزشهای دینی و اخلاقی مردم را مورد هجمه قراردادند که این هجوم فرهنگی با بیداری مسئولین و مردم و عکسالعمل به موقع آنان تا حدودی دفع شد. در امور اقتصادی، دولت به اصلاحات روی آورده و دخالت خود را در اقصاد کشور کمرنگ نمود؛ اما فرصتطلبان در انتظار نشسته بودند. ضعف دولت و مجلس در تدوین و تصویب قوانین جامع و مانع برای سازندگی ویرانیهای جنگ و ساماندادن به وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور، برای فرصتطلبان دوران طلائی به وجود آورد. بودجههای کلان در اختیار مدیران اجرائی قرارگرفت و مدیران هم چون از اختیارات کافی برخوردار بودند، بیتالمال را به هر نحو که صلاح میدانستند برای اجرای طرحها و پروژهها هزینه میکردند. چون نظارت کافی بر هزینهکردها و کیفیت طرحها و پروژهها نبود، سوءاستفادههائی صورت گرفت و خائنان به ملت و کشور، از نفوذ خود استفاده و شروع به رانتخواری کردند. جیبهایشان را پر کرده و با این پولها به سرمایهگذاری و ایجاد شرکتهای مختلف پرداختند. پس از آن، افرادی مشهور به آقازاده سر برآوردند و هر جا بوی پول و سرمایه و یا قدرت به مشامشان میرسید، فرصت را از دست نمیدادند. هر روز که میگذشت اجناس و کالاها گرانتر از روز قبل به مردم عرضه میشد و اقشار آسیبپذیر، ضعیفتر و پولدارها چاقتر شدند. دولت در پاسخ به اعتراض مردم و برای جلوگیری از نارضایتی، سازمان تعزیرات حکومتی را فعال نمود که هدف از آن، کنترل و نظارت بر قیمتها بود که نه تنها در هدف خود موفق نشد و راه به جائی نبرد، بلکه با تأسیس این سازمان، عائلهی دولت بیشتر شده و بر آمار حقوقبگیران افزوده شد. اعتماد مردم به سیاستهای دولت در امر کنترل قیمتها سلب شد. اما مسئولین ذیربط با تبلیغ موفقیتهای به دست آمده و بزرگنمائی آنها، مدعی درست بودن برنامههای خود شدند و گفته شد که دولت نرخ تورم را پائین آورده و اقتصاد کشور رو به رشد است ...
اصلاح طلبان که به جامعه القاء نموده بودند، محافظه کاران نمی گذارند دولت اصلاح طلب برنامه اصلاحات خود را اجرا کند در بین مردم چنین وانمود می شد که کشور دچار حاکمیت دوگانه است و غیر از دولت قانونی، دولت سایه ای نیز وجود دارد و آشکار و نهان اعمال قدرت می نماید. چه بسا افرادی تندرو با انتقاد از دولت به این مسئله دامن می زدند.
کسانی بودند که از رئیس جمهور می خواستند از خود واکنش نشان دهد و جلوی کارشکنان را بگیرد و یا اگر توان آن را ندارد بعنوان اعتراض از سمت ریاست جمهوری استعفا دهد. گروه ها و یا افرادی که به این مسئله دامن می زدند غافل از آن بودندکه طرح موضوع حاکمیت دوگانه به وحدت ملی لطمه می زند.
این همان خواست دشمن است که بین مردم ایران اختلاف و تفرقه بوجود آورد. موفقیتهای دولتهای پیشین بویژه دولت اصلاحات در امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بخصوص در تنش زدائی با دیگر کشورها غیر قابل انکار است و می تواند راهگشای دولتهای بعدی باشد و عدم موفقیت ها نیز محرکی برای برنامه ریزی بهتر باشد. اکنون که انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری فرا می رسد بهتر است نامزدها شعار و وعده ای ندهند که پس از اتنخاب شدن نتوانند به آنها عمل کنند. اختیارات ریاست جمهوری را که قانون اساسی به وی داده است به دقت مطالعه کنند و در چهار چوب این اختیارات برنامه های خود را به مردم عرضه بدارند. آنگاه اگر ملت به نامزدی رای مثبت داد و آن نامزد رئیس جمهور شد مردم از او کاری فراتر از قانون و اختیارات نخواهند داشت بلکه انتظارات و یا خواسته های دیگر را ازقوای مقننه و یا قضائیه و یا دیگر بخش های نظام پیگیری و مطالبه خواهند نمود.
تماس با نويسنده:
j_razligi@noavar.com