باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فمينيست در آمريكا؛ بهترين زمان، بدترين زمان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


نهم و دهم مارس 2001 ميلادي، ‏كنفرانس دو روزه‏اي با عنوان «جنبش‏هاي اجتماعي جهان در شرايط جهاني سازي» در آتن برگزار گرديد. ليديا سارجنت، ‏نويسنده، ‏بازيگر و بنيان گذار مجله «z» و عضو مؤسسه ساوث‏اند پرس،[ 1 ] مهمان آمريكايي اين كنفرانس بود. وي كه عنوان سخنراني خود را از كتاب «زنان و سياست‏هاي طبقه» نوشته جوانا برنز[ 2 ] گرفته است، ‏در سخنانش نكات قابل توجهي را درباره وضعيت فمينيسم بيان مي‏كند. خوانش مجدّد گفته‏هاي وي كه در سايت z.net قرار دارد، ‏از آنجا كه فمينيسم را از منظري فمينيستي نقد مي‏كند، ‏جالب خواهد بود.

 

منبع: ماه نامه - حورا - 1383 - شماره 11

   ● نويسنده: ليديا - سارجنت

مترجم: مريم - رفيعي

 
 

اگر فمينيسم را جنبشي براي پايان دادن به جنبش گرايي و استثمار جنسي تعريف كنيم، ‏به نظر مي‏رسد اين جنبش رو به افول باشد. اگر فمينيسم انقلابي بر آن است تا آگاهي عموم را درباره جنس گرايي كه به وسيله قوانين، ‏فرهنگ، ‏سلب صفات انساني، ‏ترس، ‏خشونت، ‏و كنترل بدن‏هاي ما از طريق: توليد مثل، ‏سكس، ‏شيوه‏هاي علمي كه كمتري ژن و مغز زن را مسلّم فرض مي‏كنند، ‏و تقسيم كار پدر سالارانه، ‏نژاد گرا و سلسله مراتبي ارتقا دهد، ‏بايد گفت كه فمينيست در حال اضمحلال تدريجي است؛‏اما آگاهي همگان رشد چشمگيري يافته است.

اگر جنبش فمينيست در رؤياي جامعه‏اي با نهادها و ساختارهايي است كه ارزش‏هاي هم بستگي، ‏خود مديريتي، ‏دموكراسي مشاركتي، ‏تنوع و برابري را‏ اشاعه دهد، ‏پس اين سفر هنوز آغاز نگرديده است. با وجود اين، ‏مي‏توان زمان كنوني را بهترين و بدترين دوره فمينيسم دانست.

بهترين زمان براي زنان است، ‏زيرا از آخرين دوره فعاليت آنان در دهه شصت و هفتاد ميلادي تا كنون، ‏حقوق بسياري به دست آورده‏اند. تعداد بيشتري از زنان - نسبت به گذشته - براي كسب در آمد كار مي‏كنند، طرز تلقي و آگاهي درباره نقش‏هاي زنان تغيير يافته است، ‏قوانيني عليه تبعيض آموزشي و شغلي تصويب گرديده، ‏و سازمان‏هايي براي دفاع از علايق زنان تشكيل شده است.‏امروزه كلينيك‏ها و مراكز مشاوره بهداشتي زنان، ‏كتاب فروشي‏ها و شركت‏هاي انتشاراتي زنان، ‏برنامه‏هاي مطالعاتي و سازمان‏هاي آموزش زنان، ‏انجمن‏هاي قانوني ياري و اصلاح زندانيان زن، ‏سازماندهي ايدز، ‏جنبش‏هاي زيست محيطي، ‏سازمان‏هايي براي زنان كارگر، ‏گروه‏هاي مدافع حقوق جنسي و تشكّل‏هاي فعال، ‏در زمينه خشونت عليه زنان وجود دارد.

‏اما از جهتي مي‏توان شرايط كنوني را نيز بدترين دوره‏ها دانست، ‏زيرا فعاليت و آگاهي فمينيستي به نحو پيوسته‏اي از نيمه دهه هفتاد به حاشيه رانده شده است، ‏هيچ تحولي در ميان عامه مردم براي بيداري و دگرگوني فيمينست گرا وجود ندارد، ‏اكثر فعالان و نظريه پردازان راديكال، ‏در برنامه‏هاي آكادميك يا فعاليت‏هاي اصلاح اجتماعي، ‏غرق شده‏اند. آنها كارهاي ارزشمندي انجام مي‏دهند، ‏اما اغلب وقت خود را صرف سازگاري با رفتار حرفه‏اي جريان اصلي مي‏كنند و چالش‏طلبي نهادهاي غالب كنوني را در اولويت قرار نمي‏دهند.

سازمان‏هاي زنان كه قبلاً متعهد به ساختار غير سلسله مراتبي بودند، ‏اكنون در موارد بسياري از مؤسسات سلسله مراتبي موجود كپي برداري مي‏كنند. اصلاح طلبان براي «حقوق برابر» درون سيستم اقتصادي مبارزه مي‏كنند كه ذاتاً ناعادلانه است و بنابراين موفقيت آنان را محدود مي‏سازد. زنان در شرايطي رو به تباهي به سر مي‏برند. تسلط مردانه در خانه و بيرون از آن ادامه دارد. خشونت عليه زنان در حدي است كه آنها براي رفت و آمد در جهان، ‏آزاد نيستند. زندگي زنان به اتكاي خودشان و بدون پشتيباني يك مرد، ‏روز به روز تضعيف مي‏شود. جدا سازي جنسي در محل كار وجود دارد. زنان به ويژه رنگين پوستان، ‏هنوز هم جايگاه پست‏تري در هرم شغلي دارند و در زندگي حرفه‏اي معلق هستند.‏امتيازات جنسي در زمينه حقوق جنسي و فعاليت‏هاي مثبت دائماً مورد حمله قرار مي‏گيرد.

بهترين زمان و بدترين زمان است، ‏زيرا دستمزد خانواده براي مردان، ‏به نحوي با حق رقابت زنان جايگزين شده است كه اين حق به وسيله تقسيم پدر سالارانه كار، ‏كه زنان را در مشاغل خدماتي و پرداخت‏هاي پايين قرار مي‏دهد، ‏محدود مي‏گردد. كسب آزادي بيشتر براي زنان، ‏به عدم‏امنيت مالي منجر شده است. استقلال اقتصادي زنان به بهاي يك روز مضاعف كاري حاصل مي‏شود. آزادي‏هاي فردي و حقوق جنسي، ‏به آسيب پذيري در استثمار و تجاوز منتهي مي‏گردد.

نتيجه اين است: مادامي كه زنان مي‏توانند پيرامون تبعيض يا تعدي از حقوق فردي تجهيز شوند، ‏هيچ رشد سازمان يافته‏اي مرتبط با آگاهي انقلابي وجود ندارد. زنان مجبور به گسترش «شراكت‏هاي» خانوادگي بر پايه تقسيمات جنسي كار هستند كه در آن، ‏وظيفه ويژه مردان، ‏كسب در آمد «كمك» در خانه است، ‏و وظيفه مخصوص زنان، ‏خانه داري و كمك به كسب در آمد است.

بنابراين، ‏زنان اغلب بايد آموزش را محدود كنند، ‏وارد موقعيت‏هاي كاري كم رقابت شوند و يا كارهاي نيم وقتِ انعطاف‏پذير داشته باشند. آنها معمولاً مشاركت خود را در اين نظمِ جنسي جديد، ‏بيش از آنكه فراخوان عملِ جمعي براي تغيير ساختار پدرسالاري و ستم جنسي در نظر بگيرند، ‏ناشي از ضعف شخصي خود مي‏دانند. بنابراين، ‏زنان درگير وظيفه مضاعف و خسته كننده‏اي مي‏شوند و مي‏كوشند تا مشاركت خود را در انزوا ادامه داده و زندگي‏هاي كاري ارزشمندي پيدا كنند، ‏در حالي كه از همه سو زير بمباران پيام‏هاي جنس گرايانه رسانه‏ها قرار دارند.

جريان اصلي رسانه‏ها (از طريق كتاب، ‏مجلات، ‏آگهي‏هاي تلويزيوني و فيلم‏ها) زنان را با تصاوير تخريب شده، ‏منفعل و بي‏تفاوت، ‏درهم مي‏كوبند. زنان جوان‏تر اظهار مي‏دارند كه اين مسئله نمي‏تواند كمكي به آنها باشد، ‏اما احساس مي‏كنند اهميّتشان در دنيا بسته به ظاهر و دسترس پذيري جنسي شان است. زنان مسن‏تر حس مي‏كنند مثل كارگران خدماتِ خانگي، ‏بدون دستمزد، ‏در خدمت مردان درون گروه‏هاي خانوادگي هستند.

تصاوير ديگر، ‏زنان را در نگراني دائم در مورد وزن، ‏پوست، ‏رنگ مو، ‏سايز، ‏و ويژگي‏هاي صورت، ‏سينه‏ها، ‏ران‏ها، ‏و... نگه مي‏دارند. ايدئولوژي، ‏دست راست فمينيست‏ها را مرد گريزاني معرفي مي‏كند كه مسئول همه فقرهاي اجتماعي، ‏افزايش جنايات، ‏زنان خيابانگرد، ‏خانواده‏هاي ناپايدار، ‏افزايش الكليسم و بچه‏هاي لاابالي هستند.

 

روانشناسي عمومي، ‏جنس گرايي را تنها فقدان ارتباطاتي مي‏داند كه مي‏توان آن را به وسيله فهم بهتر از همديگر حل كرد. هيچ ستمي از يك جنس نسبت به جنس ديگر، ‏يا پدرسالاري در تئوري «مردان مريخي، ‏زنان ونوسي» وجود ندارد. بيشتر مردان و زنان به عنوان موجوداتي از دو فرهنگ متفاوت توصيف مي‏شوند و «مشكلات» مي‏تواند با ارتباطات بهتر، ‏خريد كتاب‏ها و پول دادن براي سخنراني متخصصاني كه هيچ دانش يا علاقه‏اي به فمينيسم ندارند، ‏حل شود. روانشناسان معروف از مطالعات مشكوك «علمي» براي پيشبرد اين ديدگاه استفاده مي‏كنند كه نقش‏هاي رايج مردانه و زنانه در ميليون‏ها سال تكامل يافته و اكنون تفاوت‏هاي جنسيتي در ژن‏ها و مغزهاي ما جاي گرفته‏اند. در اين ديدگاه، ‏خصايص بسيار زنانه‏اي كه مردان از آنها براي توجيه فرودستي زنان استفاده مي‏كردند، ‏اكنون به شكلي جادويي، ‏پايه برابري محسوب مي‏شود.

بنابراين، ‏انتخاب‏هاي زنان محدود مي‏گردد. آنها مي‏توانند عصيان كنند، ‏دوستان و خانواده را ترك نمايند و قسمتي از مناطق كوچك فرهنگ فمينيستي و‏اميدوار به يافتن شغلي باشند. يا مي‏توانند نقش‏هاي «خداداد» ما در و همسرِ وابسته در خانواده‏هاي تحت رهبري مردان را بپذيرند. و يا مي‏توانند آزادي مشكوك كار و خريد در يك جريان اصلي اجتماعي را دنبال كنند؛ جايي كه فمينيسم، ‏انتخاب يك سبك زندگي، ‏و تهي از همه سياست‏هاي راديكال گرديده است. در اين سبك، ‏مجلات مد، ‏آزادي و تصاوير زنان را تعريف مي‏كنند و اين تصاوير لحظه به لحظه تغيير مي‏يابند. آزادي فمينيستي هر چيزي است كه بتواند محصولي را به‏فروش برساند. يك زن مي‏تواند رقابتي باشد، ‏اما شيرين مثل كلوچه؛ ماجراجو، ‏اما يك موجود درمانده؛ باهوش، ‏اما كاملاً بدون راهنما؛ قوي، ‏اما قحطي زده مثل اسلكت؛ مهاجم، ‏اما ترسيده از سايه خودش؛ مستقل، ‏اما فرومانده؛ برابر، ‏اما كمتر؛ مهم، ‏اما بي‏ربط؛ فاشيست در خط مشي‏اش، ‏و انقلابي درباره آرايشش اهميتي ندارد. اگر او يك زن است و حق دارد خريد كند، ‏پس فمينيست است.

در اين سبك از زندگي فمينيستي، ‏انقلاب، ‏آرايش با محصولات رولون[ 3 ] است كه «دنياي صورت شما را در يك لحظه تغيير مي‏دهد»، ‏فمينيسم، ‏سيگار خودتان است كه «باريك‏تر از سيگارهاي چاقِ مردان دود مي‏كند»؛ يعني كه «عزيزم، ‏ما راه درازي آمده‏ايم»؛ كنترل بدن خودتان به معناي جراحي سينه است «براي شكلي كه مي‏گويد شما خودتان را دوست داريد.» با اين همه، ‏امروز بهترين و بدترين زمان براي فمينيست است. بدترين زمان است، ‏زيرا فمينيست كشف نكرده چگونه ترجمان آگاهيِ سياسي به تحول اجتماعي - انقلابيِ واقعي باشد. ما جنس گرايي نهادينه را نقد مي‏كنيم، ‏اما نهادهاي اين جنس گرايي را در جاي خودشان قرار مي‏دهيم.

بدترين زمان است، ‏زيرا هيچ تصوير روشن يا منسجمي بين چپ‏گرايان آمريكا وجود ندارد؛ در عوض ميراثي از بدگماني به جاي مانده است؛ مقداري ناشي از تجربيات كار با يكديگر، ‏و مقداري به دليل اختلافات سياسي ناشي از عدم توافق چپ‏گرايان در مورد تمركز ماركسيسم و محدوديت‏هاي آن با توجه به فمينيسم، ‏نژادگرايي، ‏سلسه مراتب و حتي طبقه.

فمينيست‏هاي ماركسيست معتقدند كه آزادي زنان، ‏به مشاركت آنان در جنبش كاربستگي دارد. فمينيسم‏هاي راديكال، ‏تقسيم اوليه طبقاتي را بين جنس‏ها هم مي‏بينند و معتقدند: آزادي، ‏از حذف سكسواليته‏هاي مفروض و نقش‏هاي جنسيتي ناشي خواهد شد. فمينيست‏هاي اجتماعي، ‏برخورد طبقه و جنسيت را ضرورت نابودي سرمايه داري و پدرسالاري مي‏بينند. فمينيست‏هاي ليبرال، ‏مسئله را همانند يكي از حقوق مدني تلقي مي‏كنند. بعضي از فمينيست‏هاي سياه‏پوست با پدرسالاريِ تفوق طلبِ سرمايه داريِ سفيدپوستان مخالفند. ديگران، ‏نژاد را به عنوان موضوعي تعيين كننده در نظر مي‏گيرند. بنابراين، ‏فمينيست‏هاي سفيد نسبت به چپ‏گرايان سفيدپوست، ‏بد گمانند. فمينيست‏هاي سياه به فمينيست‏هاي سفيد بدگمانند. راديكال‏هاي طبقه كارگر به چپ گراياني بي‏اعتماند كه به نظر مي‏رسد از محيطهاي نخبگان مي‏آيند. آنارشيست‏ها به سازمان‏هاي چپي مشكوك هستند كه ساختاري مانند بنگاه‏هاي مشاركتي دارند. متعصبان و سازمان‏هاي با خطوط حزبي از پيش طرح شده و بنيان‏هاي غير دموكراتيك، ‏در حركت جمعي به سوي جلو اخلال ايجاد مي‏كنند. و همين طور...

بدترين زمان است، ‏زيرا يكي از اصول بنيادين جنس گرايي، ‏بدون تغيير و چالش باقي مانده است؛ يعني حفظ عميق اين باور كه مرد، ‏ضرورت و جوهره وجود انساني است. بنابراين، ‏زن در ارتباط با مرد تعريف مي‏شود. او هرگز نمي‏تواند با مرد مساوي باشد؛ زن فقط مي‏تواند چيزي باشد مثل مرد، ‏نه يك مرد.

بدترين زمان است، ‏اما بهترين زمان هم مي‏تواند باشد. بهترين زمان است، ‏زيرا عليرغم مشكلات غلبه‏ناپذير، ‏تحولاتي ايجاد شده است. تعداد بي‏شماري از ما، ‏در ايلات متحده و در سراسر جهان سال‏هاست كه براي دگرگوني اجتماعي تلاش مي‏كنيم. همچنين مكان‏هاي كاري ما به مثابه مدل‏هايي از يك گزينه دموكراتيك پي‏ريزي مي‏شوند تا سلسله مراتب را يكسان كنند.

بهترين زمان است، ‏زيرا اكنون‏امكان دگرگوني اجتماعي، ‏بيش از هميشه در تاريخ بشر وجود دارد. بهترين زمان است، ‏زيرا روح مقاومت نه فقط در ايالات متحده، ‏بلكه در سراسر جهان زنده است. 3

 

پي‏نوشت‏ها:

1. ‏south end press

2. joanna brenner.

3. نام يك مارك مشهور لوازم آرايشي در آمريكا Revlon.

 

    263 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آزادي (177)
●   زنان (253)
●   فمينيسم (102)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (785)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/03/1384

تاريخ شمسی نشر:00/00/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب