سه ابتكار اخير ايالات متحده در عراق شامل برگزارى انتخابات آزاد، تعهد جورج دبليو بوش? رئيس جمهور آمريكا مبنى بر لزوم گسترش دموكراسى در عراق و بالاخره تحويل مسئوليت هاى بيشتر به خود عراقى ها تماماً ابتكاراتى بودند كه قابليت تغيير معادلات جارى را در اين كشور بحران زده در خود نهفته داشتند. هر چند، ربط كلى آنها به يكديگر نكته اى است كه بعيد به نظر مى رسد كسى از آن آگاه نباشد. اكنون، به مدد كنار رفتن تدريجى ابرهاى سياه ترديد، وقت آن فرا رسيده است كه پيش بينى دقيقى از تبعات احتمالى سه ابتكار اخير واشينگتن در عراق ارائه شود.نخست، با توجه به اينكه دولت ?بوش? طى ايام گذشته استراتژى ?تحويل تدريجى امور به مردم عراق? را سرلوحه كارهاى خويش قرار داده است، لذا اكنون به نظر مى رسد كه بالاخره نوعى توازن و هماهنگى بين اهداف نظامى آمريكا در عراق و سطح نيروهاى اعزامى آن به اين كشور برقرار شده است. اما همين نيرو وقتى پس از چانه زنى هاى فراوان توانست حمايت بزرگترين فرقه جمعيتى در عراق يعنى شيعيان و نيز آبديده ترين فرقه به لحاظ آشنايى با اصول نظامى يعنى كردها را كسب كند، آنگاه چشم انداز سركوب مقاومت خونين سومين و ضعيف ترين فرقه يعنى سنى ها بيش از هر زمان ديگرى روشن جلوه كرد.
با اين حال، موفقيت استراتژى نظامى جديد آمريكا در گرو پيروزى در يك قمار سياسى است. به موازات آنكه دموكراتيزاسيون يا به عبارتى ترويج دموكراسى به نقطه مركزى سياست آمريكا در عراق تبديل شده است، ساير اهداف مطلوب در اين حوزه از قبيل چگونگى تقسيم قدرت بين گروه هاى مدعى در داخل، تقويت ثبات در منطقه (خاورميانه) و بالاخره حفظ تماميت ارضى عراق به اهدافى تبديل شده اند كه كمتر در بيانات مقامات بلندپايه آمريكايى مورد اشاره قرار داده مى شوند. تاثير برگزارى انتخابات سراسرى در عراق بيش از هر چيز در تسريع فرايند تبديل مقاومت هاى ناسيوناليستى (ملى گرايانه) در برابر اشغالگرى نظاميان آمريكايى به مقاومت هاى محدودتر در قالب اقليت سنى مذهب در برابر حاكميت شيعى نمايان بوده است. ترديدى نيست كه هرگونه شورش احتمالى برخاسته از جانب سنى ها بالاخره روزى تحت تاثير قواى برتر شيعيان و كردها در هم شكسته خواهد شد، به ويژه در شرايطى كه اين دو فرقه مى توانند هم روى حمايت ايالات متحده آمريكا و هم روى حمايت جمهورى اسلامى ايران توأمان حساب باز كنند. چيزى كه در اين ميان تا حدى مبهم باقى مى ماند اين است كه آيا شيعيان و كردها به راستى قادر خواهند بود تا در آينده قواى خويش را به منظور مقابله با دشمن مشترك تركيب كنند؟
پاسخ به اين پرسش هنوز تا اندازه اى در سايه ابهام قرار دارد.اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم، بايد اعتراف كنيم كه عراق هم اينك در ميانه نوعى جنگ داخلى گرفتار آمده است، هرچند به طور قطعى مى توان ادعا كرد كه اين جنگ از نوع ?نامتعارف? است. درست همان طورى كه هيچ خطرى از جانب اقليت سنى براى تحقق يك حاكميت اكثريتى از جنس شيعى/ كرد در عراق احساس نمى شود، هيچ خطرى نيز از جانب تبديل قيام كمرنگ فعلى در دايره تنگ سنى ها به يك ?جنگ متعارف? به مشام نمى رسد. تنها خطر احتمالى وقوع يك جنگ داخلى تمام عيار بين رهبران كرد و شيعه براى تصاحب حوزه هاى نفتى و مراكز جمعيتى شمال عراق يا وقوع ?درگيرى هاى مهار ناپذير? بين سهامداران قدرت در داخل جامعه شيعيان است.
از سوى ديگر همان طورى كه پيشتر نيز توضيح داده شد، اگرچه تمايل دولت ?بوش? براى جلب توجه همگان به موضوع اصلاحات دموكراتيك در عراق عملاً زمامداران كاخ سفيد را از پرداختن به برخى موضوعات مهم ديگر غافل ساخته است، اما نبايد فراموش كرد كه امروزه اين انديشه يعنى همان ?ترويج دموكراسى? به عنوان تنها توجيه باقى مانده براى درگير ساختن ايالات متحده در يك جنگ خانمان سوز كه هر لحظه بر تلفات حاصل از آن و نفرت افكار عمومى از پيامدهاى آن افزوده مى شود اهميت فوق العاده اى يافته است.
دموكراتيزاسيون? همچنين به عنوان پايه و اساس سياست آمريكا در قبال خاورميانه چنان جايگاه اخلاقى ويژه اى را در متن سياست هاى كلى ايالات متحده به خود اختصاص داده است كه كمتر منتقدى در داخل و خارج آمريكا حاضر مى شود تا لب به گلايه از آن بگشايد.در اين برهه از زمان، سه گزينه مختلف براى آينده عراق قابل تصور است. نخستين گزينه كه محتمل ترين آنها نيز به شمار مى رود خاموش شدن تدريجى آتش بلواهاى كنونى به موازات افزايش كارايى ماموران پليس حكومتى و نيروهاى نظامى و در نتيجه جلب همكارى مردم با آنها و جذب تعداد فزاينده اى از اهل تسنن براى پيوستن به فرآيندهاى دموكراتيك است.دومين گزينه در سركوب قهر آميز و در عين حال موفقيت آميز شورشيان اهل تسنن توسط نيروهاى شيعه و كرد به حمايت آمريكا و ايران خلاصه مى شود. در حالت سوم نيز كه احتمال وقوع آن كمتر از دو گزينه ديگر ارزيابى مى شود جنگ داخلى بين كردها از يك سو و اعراب اهل تسنن از سوى ديگر شعله ور خواهد شد.
* جيمز دابينز : دستيار پيشين وزير امور خارجه آمريكا