"كانونهاي تفكر"[1] كه در هر كشور قلب جامعهي مدني و گرانيگاه فكري به شمار ميآيند، در مقاطع حساسي چون انتخابات رياستجمهوري كه "گزينش هوشمندانه"[2] را ميطلبد، بايد به عنوان چشم باز مردم در خطوط مقدم عمليات حضور يابند و ضمن گرمابخشي فكري به فضاي انتخاباتي و اطلاعرساني بايسته، مشاركت حداكثري مردم و انتخاب كانديداي شايسته را تضمين نمايند.
فرض جامعهي مدني اين است كه كانونهاي تفكر با در دست داشتن "جام جادويي جهاننما"، تلقيهاي روشني نسبت به ارزشها، منافع و مصالح ملي از يك سو، و روندها و شرايط جهاني و منطقهاي از سوي ديگر دارند، و ميتوانند در مقاطعي كه جامعه با انتخابهاي بزرگ و حساس سر و كار دارد، "صداي پاي آينده" را از پس هياهوي امروز بشنوند، و از هر راه ممكن به گوش مردم و دولتمردان برسانند تا اين انتخابها از كيفيت لازم برخوردار شده، و قطعاً معطوف به تضمين آيندهي كشور باشد.
در شرايط كنوني، تضمين آيندهي كشور به "چهار عامل حياتي" بستگي دارد:
1. يافتن راههاي ميانبر و همگرا در جهت پيشبرد چشمانداز بيستسالهي كشور؛
2. تدوين، تصويب و اجراي سند ملي توسعهي صنعتي؛
3. تدوين، تصويب، و پيادهسازي سند ملي علم و تكنولوژي؛ و
4. تدوين، تصويب، و پيادهسازي سند ملي جنبش نرمافزاري و توليد علم، كه هر چند با دو سند ملي ديگر ارتباط دارد، اما ذيل آنها قرار نميگيرد.
در اين راستا سري به پايگاههاي اطلاعرساني نامزدهاي محترم رياستجمهوري و پايگاههاي اطلاعرساني ستادهاي انتخاباتي آنها بزنيد و ببينيد كه چطور اين عاملهاي كليدي نزد همهي نامزدها مغفول است. دپارتمان مديريت تكنولوژي انديشكده، از اين وضعيت با عنوان "غفلت استراتژيك" ياد كرده است.
ارزيابي ما از گفتههاي نامزدهاي محترم رياستجمهوري اين است كه قريب به اتفاق آنها ـ صرفنظر از گرايشهاي سياسي ـ بر "فوريتها" تاكيد ميكنند؛ انبوهي از مسايل تاكتيكي كه به امروز تعلق دارند و به نظر ميرسد كه دركوتاهمدت قابل حل باشند. آنها نوعاً نسبت به مسايل استراتژيك كه ميتوانند آينده را بسازند، سكوت كردهاند. با توجه به اين كه رييسجمهور تنها براي يك دروهي كوتاه چهارساله انتخاب ميشود، گرايش همهي نامزدها به نزديكبيني تا حدي طبيعي به نظر ميرسد. اما تضمين آيندهي كشور، كه نگاه استراتژيك را ايجاب ميكند، چه ميشود؟
در اين شرايط از كانونهاي تفكر انتظار ميرود كه به صحنه بيايند، و
اولاً: چارچوب شفافتري از مطالبات فوري جامعه را تصوير نمايند؛ و
ثانياً: با تاكيد بر ضرورت هر آنچه كه ميتواند از ديدگاه آيندهي كشور، استراتژيك باشد، اجازه ندهند كه عاملهاي حياتي در كوران هيجانهاي انتخاباتي به فراموشي سپرده شوند.
دانيل يانكلويچ، تحليلگر مسايل اجتماعي معتقد است كه مردم بايد از "انتخاب عمومي"[3] به سمت "قضاوت عمومي"[4] گام بردارند [5]. در بحث رياستجمهوري، انتخاب عمومي به اين معناست كه مردم به هر دليل فرد خاصي را به عنوان رييسجمهور برميگزينند، و با ورود او به كاخ سعدآباد (!) وظيفهي خود را پايانيافته تلقي ميكنند. اما "قضاوت عمومي"، كه مرتبهاي فراتر از انتخاب عمومي است، به شرطي تحقق مييابد كه مردم با شناخت همهجانبه از پيامدها و عواقب انتخاب يك رييسجمهور، او را برگزينند و در مدتي كه او زمام امور را به دست دارد، به تدابيرش احترام بگذارند و با تمام توان در جهت اجراييشدن آنها بكوشند. كانونهاي تفكر، به ويژه ميتوانند نقش موثري در شكلگيري "قضاوت عمومي" داشته باشند.
كانونهاي تفكر بايد براي مردم توضيح دهند كه جهتگيري رييسجمهور آينده به سمت مسايل تاكتيكي و غفلت از مسايل استراتژيك چه پيامدهاي زيانباري براي كشور و نسلهاي آينده در بردارد. در همين سالهاي اخير، بخش قابل توجهي از پساندازهاي ارزي ملي كه در صندوق ذخيرهي ملي و براي روز مبادا نگهداري ميشد، براي حل مسايل فوري (تامين كسري بودجهي دولت، تامين اعتبار براي واردات بنزين و ...) به سادگي برداشت شد و صداي كسي هم در نيامد. شايد نامزدهاي محترم رياستجمهوري كه تا حد افراطي بر حل مسايل فوري مردم تاكيد ميكنند، اين نكته را به صرافت تشخيص دادهاند كه رايدهندگان كشور، از ديدگاه بلوغ سياسي هنوز در مرحلهي انتخاب عمومي به سر ميبرند، و فاصلهي زيادي تا "قضاوت عمومي" دارند. اين رو، در عواقب تصميمهايي كه توسط دولتمردان اتخاذ ميشوند (مثل برداشتهاي مكرر از صندوق ذخيرهي ارزي) كنكاش زيادي نميكنند.
در حالي كه ملت ما به سوي يك انتخاب سرنوشتساز در 27 خردادماه ميرود، غيبت كانونهاي تفكر در خط مقدم اين انتخابات بايد پرسشبرانگيز باشد. شايد هنوز در كشور ما چيزي به نام كانون تفكر وجود ندارد؛ و اگر وجود دارد، آن قدر بالغ نشدهاند كه بتوانند در چنين برههي حساسي به وظايف خطير خود عمل كنند. اما نگراني آنجاست كه كانونهاي تفكر، با اسامي دهنپركن، در نوعي خوابآلودگي بسر ميبرند. در اين صورت بايد ديد كه قرص خواب را چه كسي به آنها خورانده است.
پينوشت:
1. Think Tanks
2. Smart Choice
3. Public Opinion
4. Public Judgment
5. عقيل ملكيفر و همكاران، "دولت، تكنولوژي و آينده"، تهران: دفتر همكاريهاي فناوري رياستجمهوري، 1379، ص 99.