باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 27 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ليبراليسم راديكال در نبرد با اسلام
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نام گفت و گو شونده: فرانسيس - فوكوياما

منبع: سایت های خبری - آفتاب نیوز

 
 

«فرانسيس فوكوياما» استاد اقتصاد سياسى بين الملل دانشگاه «جانز هاپكينز» و نويسنده كتاب جنجال برانگيز «پايان تاريخ و آخرين مرد» است. او در اين كتاب كه تاكنون به بيش از ۲۰ زبان دنيا ترجمه شده است، پيروزى ليبرال دموكراسى را آينده محتوم بشرى خواند. نظريه پردازان بسيارى طى سالهاى اخير بخصوص بدنبال حملات تروريستى يازده سپتامبر ،۲۰۰۱ اعتبار تئورى فوكوياما را زير سؤال برده اند. اما به نظر مى رسد كه خود او با وجود اعتراف به چالش هاى جديد در دنياى امروز، همچنان معتقد است كه نظام دموكراتيك و سرمايه دارى غربى سرانجام بر سراسر جهان سايه خواهد افكند. آنچه در پى مى آيد، مصاحبه كوتاهى است كه با فوكوياما انجام شده است. ضمن آنكه مطالب گفته شده از سوى وى صرفاً جهت اطلاع خوانندگان گرامى منتشر شده است.

 

به گفته بسيارى، فاجعه يازده سپتامبر، وضعيت جهان را يك شبه تغيير داد. شما چند سال پيش در كتابى تحت عنوان «پايان تاريخ و آخرين مرد» نظام سرمايه دارى ليبرال دموكراسى را آخرين مرحله تاريخ خوانديد. آيا ليبراليسم در نبرد با اسلام راديكال است؟

- من فكر مى كنم ما اكنون در دوره دشوارى به سر مى بريم. گسترش دموكراسى و عقايد ليبرال كه در دهه ۹۰ به اوج خود رسيد، اكنون در بسيارى از مناطق دنيا مورد حمله قرار گرفته است. اسلام راديكال تنها يكى از اين موارد است. گرايش دموكراتيك كه در دهه گذشته در روسيه و آمريكاى لاتين از قوت زيادى برخوردار بودند، هم اكنون در حال عقب نشينى هستند. اما با وجود همه اين مشكلات، نظريه من همچنان پابرجاست و آن اين كه اگر شما مى خواهيد يك جامعه مدرن داشته باشيد، راهى جز اقتصاد بازار آزاد و نظام سياسى دموكراتيك نداريد. اسلام، نماينده تمدن بسيار جذابى نيست كه مردم دنياى توسعه يافته مشتاق آن باشند. هيچ كس نمى خواهد در افغانستان تحت لواى طالبان و يا عربستان سعودى زندگى كند. نه روسها، نه آمريكاييها و نه ژاپنى ها تمايلى به اين نوع زندگى دارند. به گمان من، چالش اسلام از دو جهت بايد جدى گرفته شود. به بيان ديگر، اسلام راديكال از دو جهت قدرتمند است: يكى، سلاح هاى كشتار جمعى است كه بوسيله آن حتى يك گروه سياسى نه چندان مهم مى تواند صدمات زيادى به قدرت هاى بزرگ وارد آورد. مسأله دوم، اقليت هاى مسلمان در روسيه، اروپا و آمريكا است كه دشوارى هاى زيادى در مقايسه با ساير اقليت ها براى انطباق با محيط خود دارند. اينها دو چالش جدى هستند، اما من فكر مى كنم كه درنهايت، جوامع ليبرال پابرجاترين هستند. اين روزها، ما در جوامع چند فرهنگى زندگى مى كنيم و روند جهانى شدن نيز به نوبه خود به اين خصلت چند فرهنگى دامن مى زند. به نظر نمى رسد اين گروه ها براى زندگى در صلح راه ديگرى جز ايجاد يك جامعه ليبرال مبتنى بر تساهل و مدارا داشته باشند.

 

يك تئورى بسيار رايج در برخى نقاط دنيا وجود دارد كه دموكراسى و جوامع ليبرال را غيرانسانى معرفى مى كند. طرفداران اين نظريه به نرخ پايين زاد و ولد در كشورهاى صنعتى، شيوع ايدز و مواد مخدر و نيز مسائل مربوط به همجنس بازان در دنياى توسعه يافته اشاره مى كنند. كشورهاى اسلامى ظاهراً از اين معضلات مبرى هستند و نرخ زاد و ولد در آنها معمولاً بسيار بالاست. به اين ترتيب، گفته مى شود آينده به اسلام تعلق دارد، زيرا دموكراسى با اين گونه رفتارها و اقدامات، طى ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال آينده، خود را به كشتن مى دهد. نظر شما درباره اين تئورى چيست؟

- اين تئورى حاوى يك نوع اندازه گيرى گزينشى است. شاخص توليد ناخالص داخلى كل دنياى عرب (به جز كشورهاى نفت خيز) به اندازه اسپانيا نيست. كشورهاى عرب زندگى سياسى خوشايندى براى شهروندانشان خلق نكرده اند. همه آنها ديكتاتورى هستند. اگر به جاى خلاقيت و سطح تكنولوژى و توليد، بچه زياد معيار اندازه گيرى باشد، بله شما راست مى گوييد. جوامع اسلامى از اين نظر بسيار موفقند. اما من فكر مى كنم كه اكثر مردم معتقدند كه مطابق بيشتر معيارهاى موفقيت، جوامع اسلامى از اوضاع خوبى برخوردار نيستند. نگاه كنيد چطور مردم كشورهاى اسلامى به اصطلاح با پاهايشان رأى مى دهند. نگاه كنيد به مهاجرت وسيع مردم از كشورهاى اسلامى به آمريكا و اروپا. هيچ مهاجرتى در جهت معكوس (از اروپا و آمريكا به كشورهاى اسلامى) ديده نمى شود. اين نشان مى دهد كه وقتى مردم حق انتخاب داشته باشند جوامع غربى كه نرخ زاد و ولد پايينى دارند را به جوامع اسلامى ترجيح مى دهند.

 

آيا هيچ واقعه اى طى چند سال گذشته، شما را بعنوان يك محقق و فيلسوف شگفت زده و شوكه كرده است؟

- يازده سپتامبر براى من و بيشتر مردم يك شوك بود. من به خاطر دارم كه وقتى به دفترم در اينجا (واشنگتن) مى آمدم، دودى را كه از ساختمان پنتاگون بلند مى شد، مى ديدم. من فكر مى كنم كه هيچ كس انتظار آن را نداشت. اين واقعه، سياست جهانى را به انحاء گوناگونى دستخوش تحول كرد. مسأله ديگرى كه مرا بسيار شگفت زده كرده، شكاف بين آمريكا و اروپاى غربى بر سر جنگ عراق است. عمق اين شكاف را من پيش بينى نمى كردم و گمان نمى كنم كه اين اختلاف بزودى از بين برود.

 

علت اين امر را چه مى دانيد؟

- من فكر مى كنم اختلافات ارزشى مهمى بين آمريكا و اروپا وجود دارد: اروپاييها بر خلاف آمريكا به برابرى و همبستگى اجتماعى بيش از آزادى ارزش مى نهند. آنها ديدگاه متفاوتى درباره مفهوم حاكميت دارند كه چندان مورد علاقه آمريكايى ها نيست.

تفاوت هاى ديگرى نيز در موضوعاتى نظير مجازات اعدام و نحوه بكارگيرى قدرت نظامى بين اين دو وجود دارد. آمريكاييان بر خلاف اروپاييان عمدتاً معتقدند كه مى توان از قدرت نظامى براى اهداف اخلاقى استفاده كرد. اين مسائل در گذشته نيز وجود داشتند، اما به خاطر ساختار جنگ سرد چندان هويدا نشدند. اما با پايان جنگ سرد، اين تفاوت ها به ادامه شكاف اروپا و آمريكا كمك خواهند كرد.

 

    342 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام (497)
●   دموكراسي ليبرال (48)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:18/03/1384

تاريخ شمسی نشر:18/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب