باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 151 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نظام اطلاعاتي سايه در امريکا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین

   ● نويسنده: جوليان - برگر

مترجم: علي اکبر - جعفري

 
 

اين روزها دولت جورج بوش در 2مورد گرفتار بحران صداقت و درستکاري است ؛ مورد اول مربوط به فعاليت هاي سازمانهاي اطلاعاتي در روزها و ماههاي پيش از حوادث 11سپتامبر است و مورد دوم به اطلاعاتي مربوط مي شود که مقامات اطلاعاتي دولت امريکا از نظام تسليحاتي عراق ارائه دادند تا جنگ عليه اين کشور را توجيه کنند. مقاله پيش رو که در روزنامه گاردين ، مورخ 17جولاي 2003 منتشر شده ، بحران دوم را مورد بررسي قرار مي دهد. در حالي که جرج تنت ، رئيس سازمان سيا، به منظور دادن شهادت محرمانه درباره موضوع اورانيوم نيجر، وارد مجلس سنا شد، اين مساله بيش از پيش براي مقامات واشنگتن آشکار شد که اين رسوايي تنها يک علامت کوچک از فروپاشي کامل سازمان اطلاعات امريکا به حساب مي آيد؛ سازماني که در جهت ورود امريکا به جنگ کمک کرد. اين رسوايي نمايانگر دومين شکست اطلاعاتي فاجعه آميز دولت بوش پس از حوادث سال 2001 است ؛ گرچه ناتواني CIA و FBI در جلوگيري از وقوع حملات 11سپتامبر عمدتا به علت ضعف سازماني داخلي بود ، اين بار تبعات موضوع براي کاخ سفيد به مراتب زيانبارترند ، چرا که کاخ سفيد به تحريف اسناد اطلاعاتي خود متهم شده است.

طبق اظهارات منابع دفاعي و اطلاعاتي ، مقامات ارشد دولت بوش به تاسيس «آژانس سايه» که عمدتا در آن ايدئولوگ هاي تازه کار به کار گمارده شده بودند، دست زدند تا با CIA و همتاي نظامي آن ، آژانس اطلاعات وزارت دفاع ، رقابت کند. اين آژانس که نام آن دفتر برنامه ريزي هاي ويژه است توسط دونالد رامسفلد، وزير دفاع و به منظور نقد و ارزيابي اطلاعات CIA تاسيس شد. اين دفتر تحت حمايت محافظه کاران تندرو در سطوح بالاي دولت ، پنتاگون و کاخ سفيد از جمله ديک چني ، معاون رئيس جمهور فعاليت مي کند. اين شبکه ايدئولوژيک همچون يک دولت سايه عمل نموده و اکثر مقامات آن رسما خارج از فهرست رسمي حقوق بگيران و از محدوده نظارت کنگره خارج بوده اند اما با يافتن توجيهي براي جنگ ، اين شبکه ثابت کرد که قدرت کافي براي مقابله با وزارت خارجه و سيا را داشته و در مبارزه با آنها فاتح ميدان است.

آقاي تنت به طور رسمي ، مسووليت اظهارات بي اساس رئيس جمهور در ماه ژانويه مبني بر تلاش رژيم صدام حسين براي خريد اورانيوم در آفريقا را پذيرفت ، اما اضافه کرد که او براي توجيه جنگي که پيش از آن دولت درباره آن تصميم گرفته بود، تحت فشار بوده است.

بديهي است افشاگري تنت در مورد منشاء اعمال فشار مي تواند تاثير ناگواري بر جريان انتخابات و انتخاب مجدد آقاي بوش داشته باشد. با تلفات رو به افزايش سربازان امريکايي در عراق و برملا شدن انگيزه هاي جنگ ، پيروزي او در انتخابات سال 2004 ، ديگر يک نتيجه قطعي و از پيش تضمين شده نيست.

در حالي که اسکات مک کللان ، سخنگوي جديد، منتقدين را به سياسي کردن جنگ و سعي در بازنويسي تاريخ متهم ساخت ، کاخ سفيد به ضد حمله دست زد؛ با اين حال رهبري دموکرات ها به سوالات خود درباره نقش کاخ سفيد در سوق دادن کشور به سوي جنگ ، ادامه داد. ديک چني ، قابل اعتمادترين مشاور رئيس جمهور، در راس شبکه سايه قرار دارد. او چندين ديدار کوتاه از دفتر سيا در لنگلي ويرجينيا ترتيب داد و خواستار تفسيرهاي آينده نگرانه تري از تهديدهاي ايجاد شده از سوي صدام شد. آقاي چني ، لوييس اسکوتر ليبي را به عنوان رئيس ستاد خود تعيين نمود تا در غياب وي اهداف او را در سازمان دنبال کند. چنين پيگيري فعالي در بررسي ها و پردازش اطلاعات از جانب معاون رئيس جمهور بي سابقه بوده است و همين امر مقامات سيا را براي دستيابي به نتايج مطلوب تحت فشار قرار مي داد. نيوت گينگريج ، رهبر سابق حزب جمهموري خواه ، شخص ديگري بود که رفت و آمد زيادي به مقر سازمان سيا داشت ؛ او که عنوان افتخاري مشاور پنتاگون و عضو هيات مشاوره دفاع پنتاگون را يدک مي کشيد، پس از 11سپتامبر با نفوذ و تاثيري به مراتب فراتر از عنوان رسمي اش ، مجددا ظاهر شد. يک مقام رسمي اطلاعاتي با اظهار اين مطلب که درباره بازديد او چيزي غيرعادي وجود ندارد، دوبار بازديد آقاي گينگريج از سازمان سيا را تاييد کرد و ريک تايلر، سخنگوي آقاي گينگريج گفت : «حضور وي در مقر سازمان سيا به منظور شنيدن و فرا گرفتن بود نه متقاعد کردن و نفوذ در امور.» پيش از جنگ ، آقاي گينگريج سه بار از لنگلي (مقر سازمان سيا) ديدار کرد و براساس گزارشهايي که موجود است ، اين سياستمدار کهنه کار و با سابقه ، در صدد آن بود تحليلگران را با تهديد وادار کند تا به ارزيابي هاي خود از خطر صدام ، وجهه قانوني و معتبرتري دهند. آقاي گينگريج به مرکز فرماندهي سيا راه يافت و از آنجايي که او را به عنوان فرستاده خصوصي پنتاگون و مخصوصا عضو دفتر برنامه ريزي هاي ويژه مي شناختند با تقاضاهاي او موافقت شد. در روزهاي بعد از 11سپتامبر، آقاي رامسفلد و پل ولفوويتز معاون وي ، تمام سعي و تلاش خود را به کار بردند تا عراق را در فهرست کشورهايي که ايالات متحده تحت عنوان «جنگ عليه تروريسم» قصد حمله به آنان را داشت ، قرار دهند. ويليام لوتي ، افسر سابق نيروي دريايي و معاون سابق ديک چني ، هدايت عمليات هاي روزانه را بر عهده داشته و به داگلاس فيث معاون وزير دفاع و مقام رسمي سابق ريگان پاسخ مي داد؛ دفتر برنامه ريزي هاي ويژه به مقدار قابل توجهي از اطلاعات خام دسترسي داشت.

اين مطالب از افسران مخصوص گزارش هيات مديره عمليات هاي سيا به دست مي آمد. وظيفه اين هيات بررسي تک تک گزارش هاي ماموران اطلاعاتي از ديگر نقاط جهان و جداسازي اطلاعات ناموثق يا غيرقابل قبول بود. دفتر برنامه ريزي هاي ويژه همچنين اخبار محرمانه بي شماري را از کنگره ملي عراق و ديگر گروه هاي مخالف به دست مي آورد که با شک و ناباوري بسيار زياد از جانب سيا و وزارت خارجه روبه رو مي شد. انبوهي از اسناد و مدارکي که زمان زيادي براي مرور مطالب و بررسي آنها نبود، وجود داشت ؛ دولت خواستار استفاده از فضاي رواني حاصل از پيروزي در افغانستان بود تا براي هميشه مشکل عراق را حل کند. دفتر برنامه ريزي هاي ويژه حدود 10کارمند تمام وقت در اختيار داشت ، از اين رو به منظور انجام حجم زياد کارها، تعداد زيادي از مشاوران را به طور موقت به استخدام خود درآورد. اين افراد شامل وکلا، اعضائ کنگره و سياستمداران و متفکرين بي شمار جناح راست در واشنگتن بودند اماتنها تعداد کمي از آنها در سازمان اطلاعات ، تجربه و سابقه داشتند. به گفته يکي از منابع اطلاعاتي : «اسامي بيشتر افرادي که در آن دفتر مشغول به کار بودند به بهانه مشغول بودن با قراردادهاي شخصي در جايي ثبت نشده بود. در آن زمان تعداد اين افراد به بيش از 100نفر مي رسيد. قراردادها، سازمان ها را مجاز به استخدام افراد بدون توصيف شغل مي کرد. همانطور که جان پيک ، تحليلگر و يکي از متفکرين سازمان دفاع در سازمان امنيت جهاني اظهار داشت ، اين قراردادها در واقع راهي بود تا آنها بتوانند دوستان جوان خود را در آنجا به کار بگمارند. طبق اظهارات گريگوري تيلمن ، مامور عالي رتبه سازمان اطلاعات وزارت خارجه که تا زمان بازنشستگي خود در ماه سپتامبر، در آنجا مشغول به کار بود، آنها اطلاعات را بررسي کرده و هر آنچه را که دوست داشتند، جدا مي کردند. در کل همه چيز عجيب و غريب مي نمود. وزير دفاع ، اين سازمان عظيم اطلاعات وزارت دفاع را در کنار خود داشت و با اين حال آن را دور مي زد. در حقيقت تمامي فعاليت هاي دفتر برنامه ريزي هاي ويژه ، براي سازمان اطلاعات وزارت دفاع و پنتاگون کاملا سري و ابهام آميز بود. يکي از افسران ارشد که پنتاگون را در زمان برنامه ريزي هاي جنگ عراق ترک کرد، گفت : «ما فقط قله کوه يخ را مي ديديم و ديگر هيچ چيز ديده نمي شد. هيچ يک از اعضاي پرسنل نظامي چيزي از آنها نديده و نشنيده و درباره آنها صحبتي نيز نکردند.» سازمانهاي خصوصي نيز چنين تعبيري از عوامل مخفي دفتر برنامه ريزي هاي ويژه داشتند. آقاي تيلمن گفت : «حضور آنها بسيار مرموز و مخفيانه بود. معمولا زماني که مدارک اطلاعاتي جمع آوري مي شوند، همه سازمانهاي اطلاعاتي براي بحث پيرامون آنها جلسه اي تشکيل مي دادند. دفتر برنامه ريزي هاي ويژه در هيچ يک از جلساتي که من حضور داشتم ، شرکت نداشت.

» ديويد ابي ، عضو دموکراتيک کنگره ، که درباره دفتر برنامه ريزي هاي ويژه در حال انجام تحقيقات است ، گفت : «اين دفتر مسووليت جمع آوري ، تحقيق و بررسي و ابلاغ اطلاعات به شيوه اي کاملا خارج از ساختار رايج در سازمان اطلاعات را بر عهده داشت.

در حقيقت چنين به نظر مي رسد که از اطلاعاتي که توسط آنها جمع آوري مي شد، حتي سازمان هاي اطلاعاتي تاسيس شده ديگر باخبر نمي شدند و در موارد بي شمار ديگر نيز اين اطلاعات بدون اين که شخصي روي آنها بررسي انجام داده باشد، به شوراي امنيت ملي و رئيس جمهور فرستاده مي شد. دفتر برنامه ريزي هاي ويژه يک رابط باز به کاخ سفيد بود که فعاليت آن تنها محدود به مخالفان عراق نمي شد، آنها همچنين رابطه نزديکي را با يک تيم عمليات اطلاعاتي ويژه در درون دفتر آريل شارون در اسرائيل ايجاد کردند. هدف از اين کار، تامين گزارش هاي هشداردهنده از عراق بود که در نهايت دراختيار دولت بوش قرار مي گرفت.

يک منبع آشنا با ديدارها گفت : «هيچ کدام از اسراييلي ها از راه هاي متعارف به پنتاگون وارد نمي شدند، آنها با اشاره دست آقاي فيث و بدون پر کردن فرم هاي رايج به آنجا راه مي يافتند.» تبادل اطلاعات ، رابطه ديرينه اي که آقاي فيث و ديگر محافظه کاران نو با حزب ليکود اسرائيل داشتند را تداوم بخشيد. در سال 1996 ، او و ريچارد پرل که امروز يکي از اعضاي بانفوذ پنتاگون است به عنوان مشاورين بنيامين نتانياهو ، رهبر وقت ليکود خدمت مي کردند ؛ اين دو مقاله اي سياسي (با عنوان A Clean BreaK) به چاپ رساندند که درآن يک استراتژي جديد براي امنيت کشور ارائه شده بود. آنها معتقد بودند که صدام بايد از ميان برداشته شود و کشورهاي سوريه ، لبنان ، عربستان سعودي و ايران بايد سرنگون يا بي ثبات گردند تا اسرائيل به امنيت واقعي دست يابد. نفوذ اسرائيلي ها با منتشر شدن گزارش مقامات عالي رتبه آمريکا در مطبوعات امريکايي به آشکارترين صورت نشان داده شد. اين اشخاص که نامشان فاش نشد، معتقد بودند تنها دليل اين امر که هيچ سلاح ممنوعه اي در عراق يافت نشده اين است که آنها به طور مخفيانه به کشور سوريه منتقل شده اند. منابع اطلاعاتي مي گويند که اين گزارش ها از دفتر نخست وزير اسرائيل ارسال شده است.

دفتر برنامه ريزي هاي ويژه ، اين اطلاعات خام را باور کرد و با استفاده از شايعات و اخبار کاملا نادرست به نتايجي رسيد که محصول آن جرياني حيرت انگيز از گزارش هايي بود که وجود گوش هاي آماده شنيدن آن در کاخ سفيد، تضمين شده بود. مشتريان اصلي اين محصول ، ديک چني ، آقاي ليبي و نزديکترين متحدين همفکر در شوراي امنيت ملي يعني استفان هدلي و کاندوليزا رايس بودند. با حضور آقاي تنت در جلسه محرمانه کنگره ، اين پرسش مهم مطرح مي شود که آيا اين عمليات اطلاعاتي سايه از دست شوراي امنيت ، جان سالم به در خواهد برد يا خير؟ چه کسي مسوول سوق دادن امريکا به سوي جنگ با استفاده از اين اطلاعات است؟ در حالي که آقاي بوش خود را براي انتخابات مجدد آماده مي کند، ممکن است به جاي اذعان به وخامت اين مشکل و با اخراج تحريفگران اطلاعات ، بر ايستادن در موضع خويش ، پافشاري کند؛ اما درآن صورت ، اعتماد مجدد به سازمان اطلاعات ، جايي که در آن ، کاخ سفيد تصميمات خود را پايه ريزي مي کند به طور اجتناب ناپذيري سخت تر خواهد بود و تنها ابرقدرت جهان به مانند آدمي مست ، با چشماني نيمه باز و لنگ لنگان به جلو خواهد رفت در حالي که قادر به تشخيص خطرات واقعي از توهمات نيست.

 

    198 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ عراق (560)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (347)

افراد مرتبط
●  بوش   جورج(193)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:20/05/1382

تاريخ شمسی نشر:20/05/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب