باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 155 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
همبودي اسطوره، آيين و هنر درجامعه کهن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حکمت الله - ملاصالحي

منبع: روزنامه - جام جم

 
 

از جمله تناقض هاي آشکار تاريخ ، مدنيت و معرفت اين عصر اين است که با دستي ، آتش در بيشه زارهاي مواريث مدني و معنوي ملت ها و زيستگاه هاي آييني و فرهنگ ها و آشيانه هاي خاطره هاي قومي جامعه ها و جمعيت ها افکنده و با دستي ديگر مدعي بي رقيب و بلامنازعه شناخت ، معرفي و حفاظت از آنهاست. پارادوکس عجيبي است!

همان تحولات تاريخي و نظام معرفتي اي که زمينه هاي گسست ، آشوب و تزلزل را در بنيان هاي معنوي سنت ها و نظام هاي ارزشي فرهنگ ها و آيين هاي باستاني تاريخ ها فراهم آورد و توفان ترديد، تحريف ، تحقير، تخريب و انکار را در ضمير ملت ها دميد، اينک در ترازوي همان انديشه ، دانش و خرد، هستي و چيستي مواريث مدني و معنوي تاريخ و فرهنگ جهاني ، سنجيده و داوري مي شود.

اکنون جامعه و تاريخ جهاني ، نظاره گر سنت ها و مواريث تحريف و تخريب شده و بي روح و رمقي است که آثار و اثقالشان در موزه هاي عالم مدرن دوره به دوره کنار هم نهاده و به گواهي فراخوانده شده اند. گمان مي رود بازيگري هاي عهد شباب فرهنگ ها و سنت ها پايان گرفته است و ما اکنون نظاره گري دوران کهولت را آزموده و پشت سر مي نهيم.

به تعبير ميشل فوکو آنچه در نظام دانايي کلاسيک ، عرصه بازيگري و نقش آفريني در پرده نمايش تاريخ بوده ، اين که در نظام دانايي مدرن ، ميدان فراخ تماشاگري است. پرسش هاي ما نيز از سابقه سنت ها و پيشينه فرهنگ ها و منشا هنرها و مبدا آيين ها ريشه و رستنگاه معنويت ها و باستان شناسي جامعه ها و تبارشناسي ارزش ها و انسان شناسي جامعه ها و لايه نگاري رابطه ها و «همبودي» تجربه ها و همزيستي ذائقه ها و تقابل و تزاحم باورها و تهاجم و رويارويي فکرها و فرهنگ ها همه و همه در کوره وجدان همين عصر آتشناک ، منقلب ، متحول و ناپايدار، مطرح ، نقد، داوري و محک زده مي شود.

منظرها و آگاهي تاريخي ما نيز عميقا از واقعيت ها، رخدادها، تجربه ها، تحولات ، نظام معرفتي ، روح خردمندانگي و بي خردي و ذائقه فکري زمانه اي که در آن بسر مي بريم ، تاثير پذيرفته و در سيلاب جهاني آن ره مي سپارد. البته مساله ريشه ها و بنيان هاي تاريخي يا فراتاريخي فکرها، فلسفه ها، فرهنگ ها، آيين ها، ارزش ها و باورها به فلسفه تاريخ و حوزه هاي ديگر فکري و معرفتي مربوط مي شود.

همه انديشمندان و پژوهشگران تيزبيني که در منطقه هاي درشتناک ، دشوار و صعب العبور اسطوره ها، آيين ها، تجربه هاي آييني ، ذوقي و شهودي لايه هاي کهن تر حيات مدني و معنوي جامعه ها و جمعيت هاي منقرض و متروک و مفقود گذشته ، گام نهاده اند اذعان کرده اند که با چه ناکامي هاي معرفتي ، موانع نظري ، مشکلات عملي و دشواري هاي روش شناختي مواجه بوده اند.

ناپيوستگي ، پراکندگي ، نقص ، صمت يا لکنت و خاموشي دلگير و مايوس کننده شواهد باستان شناختي به آساني تن به عبور و ورود به منطقه ذهنيات و تجربيات معنوي و کنشهاي ذوقي و رفتارهاي آييني و مناظر اسطوره اي فرهنگ ها، جامعه ها و جمعيت هاي مفقود و باستاني تر نمي دهند.

اسطوره و آيين شناسي ، خود دانش پيچيده و دشواري است و باستان شناسي اسطوره ها و آيين ها و رمزگشايي نمادها و تقرير و تفسير نظامهاي نمادين به شيوه باستان شناسانه ، حتي با اتکا به منابع و متون تاريخي و شواهد زنده ، بسيار پيچيده و دشوارتر است.

مفصل بندي و چفت و بست حجم عظيمي از اجساد ناپيوسته و پراکنده و رمزگشايي و معناکاوي شواهد گنگ و الکن باستان شناختي ، هم ذهني مشاهده گر و چشمي تيزبين و ذائقه اي مانوس به آثار را مي طلبد و هم خردي تحليلگر و معناکاو و ذوقي معرفت ورز و انديشه اي جستجوگر را در شکار نايافته ها.

باستان شناسان براي آن که بتوانند از ناکامي هاي معرفتي که در ورود به مناطق نامريي تر شواهد مورد مطالعه خود با آن مواجه بوده اند عبور کرده و فرابگذارند، به دامان رشته ها و دانشها و حوزه هاي معرفتي ديگر پناه برده اند.

باستان شناسي اسطوره ها و آيين ها و هنرها، با وجود کاستي ها و ناکامي هاي معرفتيش ، به دليل توجه عميقي که به لايه نگاري و پيگرد مراحل ابتدايي تر تجربيات آييني و مناظر و معارف اسطوره اي و کنشهاي ذوقي بشر دارد و با توجه به حجم عظيم شواهدي که از دوره ها و منطقه هاي طولاني و فراخ تر آدمي کشف و گردآوري کرده و در اختيار ما مي نهد مي تواند به مثابه منابع و شواهدي مکمل براي همه رشته ها و دانشها و حوزه هاي معرفتي ، حايز اهميت بسيار باشد.

مفهوم «همبودي» را نيز به اين دليل بر پيشاني مباحث خود حک کرده ايم که هر اندازه به لايه هاي زيرين و باستاني تر تجربه هاي آييني و اسطوره اي فرهنگ ها و جامعه ها و جمعيت ها نزديک تر شده ايم «همبودي» و هم سرشتي و همنشيني تجربه ها و ارزشها و ذائقه ها را ملموس تر احساس کرده ايم.

اساس اسطوره ها، آيين ها و هنرها در لايه هاي باستاني تر فرهنگ ها حوزه هاي به هم پيوسته اي از رفتارها، کنشها و فعاليت هاي روحي و ذهني و ذوقي انسان را آشکار مي کنند.

همان طور که در عرصه خلاقيت هاي ذوقي ، همه نيروهاي انسان ، اعم از حسي و عاطفي و قابليت هاي ذهني او اعم از انديشه و خرد و خيال همه به حرکت آمده و در آفرينش اثر هنري دخالت کرده و سهيم مي شوند.

در اسطوره پردازي نيز با چنين کنشهاي به هم پيوسته مواجه هستيم. فرآيند بيداري نشئه به نشئه روح با اسطوره ، آيين و هنر و توانايي نمادورزي و مراحل پيدايش گويش و گفتار و کنشهاي زباني فرهنگها و جامعه ها چنان در تنيده که تفکيک و تمايز مرزها و منطقه هاي يکي از ديگري در لايه هاي باستاني و ابتدايي تر تجربه و تقدير تاريخي بشر ممکن نيست.

شواهد باستان شناختي نيز بر وجود چنين همبودي مهر تاييد مي نهد. بدون ترديد بازآفريني آيين ها و اسطوره هاي مفقود و منقرض گذشته و ورود به منطقه هاي نامرئي تر شواهد باستان شناختي و همچنين طراحي و پي افکندن راهکارها و قاعده ها و قالبهاي مطمئن نظري و عملي به منظور رمزگشايي و بازخواني و تقدير و تفسير و تاويل داده هاي الکن و خاموش باستان شناختي کار دشوار و پيچيده اي است.

باستان شناسان اکنون با تلي از مساله هاي ريز و درشت نظري و عملي در ورود به لايه ها و منطقه هاي نامرئي تر موضوعات مورد مطالعه خود که طي دهه هاي اخير اصطلاحا آن را باستان شناسي ادراکات و انديشه هاي کهن اطلاق کرده اند، روياروي اند.

پيدايش صور ابتدايي تر منظر و معرفت آييني اسطوره اي از جهان و واقعيت هاي آن ، همبودي و خويشاوندي و نسبت اسطوره ها و آيين ها و نمادها و کنشهاي ذوقي فرهنگها و جامعه هاي منقرض و نظامهاي ارزشي و اعتقادي مفقود گذشته ، عيارها و سنجه هايي که مي بايد در تشخيص شواهد آييني و نمادين از ديگر شواهد و منابع گزيده شود، رويه ها و راهکارها و الگوهاي پژوهشي که در رمزگشايي و معناکاوي و تقرير و تفسير و بازآفريني نظام هاي نمادين و آييني فرهنگهاي گذشته مي بايست به خدمت گرفته شود، تاثيري که چنين نظام هاي نمادين و کنشهاي آييني و مناظر اسطوره اي بر روان و وجدان و فرهنگ و زندگي مردمان مي نهاده اند و ديگر مساله ها و موضوعات کلان مشابه از اين دست ، همه مربوط مي شوند به حوزه باستان شناسي بوده هاي مفقود و منطقه هاي نامرئي و جغرافياي نامشهود و نايافته هاي باستان شناسي.

طي سده هاي اخير به موازات پشت سر نهادن لشکري از اسطوره شناسان ، دين پژوهان ، مورخان هنر و فيلسوفان ذوق و زيبايي ، حوزه ها، مشرب ها، منظرهاي علمي و سنتهاي فلسفي بسياري را تجربه کرده و به حجم عظيمي از منابع و شواهد تاريخي و باستان شناختي و انسان شناختي نيز دست يافته ايم.

باستان شناسي اسطوره و آيين کنشهاي ذوقي و جستار در نظام هاي نمادين و حرکات و سکنات روحي ، ذهني ، ادراکي و فکري فرهنگها و جامعه ها و جمعيت هاي مفقود و منقرض گذشته ، درشتناک ، دشوار، عمرخوار و پرهزينه ترين راه در گام نهادن در کوره پيچها و لايه ها و دوره هاي نامرئي و ظلماني تر تاريخ است.

 

    197 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسطوره (45)
●   دين (281)
●   هنر (154)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/03/1384

تاريخ شمسی نشر:07/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب