باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مسيح، ضد مسيح
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مرتضي - شيرودي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

مسيحيان صهيونيست‌، از خواسته‌ها و ويژگي‌هاي‌ خاصي‌ برخوردارند، مثلاً تشويق‌ گفت‌وگوهاي‌ يهودي‌ و مسيحي‌، مقابله‌ با افكار ضد يهودي‌، آموزش‌ با نگرش‌ به‌ ريشه‌هاي‌ يهودي‌ دين‌ مسيح‌، مخالفت‌ با مقامات‌ يهودي ‌ميانه‌روي‌ اسرائيلي‌ خواهان‌ روش‌ مصالحه‌­جويانه­ی‌ حل بحران‌ خاورميانه‌، به‌ويژه‌، آخرالزمان‌شناسي‌ از كتاب‌ مقدس‌. پيروان‌ اين‌ نظريه‌ و مكتب‌، خود را از مبلغان‌ انجيلي‌ مي‌دانند و اعتقاد دارند، هواداران مذهب‌ مسيحيت ‌صهيونيستي‌، مسيحيان‌ دوباره‌ متولد شده‌اي‌اند كه‌ آن‌ها فقط‌ اهل‌ نجات‌اند و ديگران‌ هلاك‌ خواهند شد. آن‌ها، تعصب‌ ويژه‌اي‌ به‌ صهيونيسم‌ نشان‌ مي‌دهند. تعصب‌ اين‌ مسيحيان‌، بيش‌ از صهيونيست‌هاي‌ مقيم‌ اسرائيل‌ و آمريكاست‌. به‌ هر روي‌، كنكاش‌ بيش‌تر در انديشه‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌، جنبه‌هاي‌ ديگري‌ از عقايد آنان‌ را به‌ اين‌ شرح‌ روشن‌ مي‌سازد.

 

دوره­ی‌ سرخوشي‌:

مسيحيان‌ صهيونيست‌، معتقد به‌ هفت‌ مرحله‌ يا هفت ‌مشيّت‌ الهي‌اند كه‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ در آخرالزمان‌ به‌ وقوع‌ مي‌پيوند:

1ـ بازگشت‌ يهوديان‌ به‌ فلسطين‌

2ـ ايجاد دولت‌ يهود در آن

3ـ موعظه‌ شدن‌ بني‌اسرائيل‌ و ديگر مردم‌ دنيا به‌ وسيله‌ انجيل‌

4ـ دوره‌ وجد يا سرخوشي، ‌يعني‌: به‌ بهشت‌ رفتن‌ كليه‌ كساني‌ كه‌ به‌ كليسا‌ ايمان‌ آورده‌اند

5ـ دوره‌ی هفت‌ ساله‌ حكومت دجال‌ يا آنتي‌كراست ‌(ضد مسيح‌) و فلاكت‌ يهوديان‌ و سايرين‌

6ـ وقوع‌ جنگ‌ آرماگدون‌ يا جنگ‌ همه‌گير كه‌ در آن‌، همه‌ زمين‌ به ‌سختي‌ نابود خواهد شد

7ـ شكست‌ لشكريان‌ دجال‌ و ايجاد حكومت‌ مسيح‌ به‌ پايتختي‌ قدس‌ (اورشليم‌)، در اين‌ دوره‌، يهوديان‌ به‌ مسيح‌ ايمان ‌مي‌آورند.

اعتقاد بر آن‌ است‌ كه‌ مرحله‌ اول ‌(تا سال‌ 1948) و دوم ‌(در سال ‌1948) تحقق‌ يافته‌ و اينك‌، دنيا در مرحله‌ سوم‌ (كليساي‌ تلويزيوني‌) به‌ سرمي‌برد و بقيه‌­ی مراحل‌ تا سال‌ 2007 و به‌ اعتقاد برخي‌ تا سال‌ 2026 تحقق‌ خواهد يافت‌. در مرحله‌ی چهارم‌ اين‌ نظريه‌، گرچه‌ اختلاف‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد، ولي‌ يكي‌ از روايت‌ها از اين‌ مرحله‌ آن‌ است‌ كه‌ دوره‌اي‌ است‌ كه‌ مسيح ‌مي‌آيد و در برابر مسيحيان‌ صهيونيست‌ ظاهر مي‌شود و عده‌اي‌ ـ به‌ روايتي‌144 نفر ـ را با سفينه‌ به‌ بهشت‌ مي‌برد و در آن‌، به‌ مشاهده‌ی نابودي‌ جهان ‌طي‌ جنگ‌ آرماگدون‌ مي‌نشيند، ولي‌ مسيح‌ در گيرودار نابودي‌ جهان‌، به‌زمين‌ برمي‌ گردد و در جنگ‌ آرماگدون‌، بر سپاه‌ شر پيروز مي‌شود.

 

هفت‌ ساله‌ فلاكت‌:

نويسنده‌اي‌ ديگر، مراحل‌ هفت‌گانه‌ی انديشه‌ی مسيحيت ‌صهيونيستي‌ كه‌ به‌ اعتقاد آنان‌ در كتاب‌هاي‌ مقدس‌ (عهد عتيق‌ و جديد) آمده ‌و يا پيش‌بيني‌ شده‌، را با كمي‌ تفاوت‌، اين‌ گونه‌ برمي‌شمارد:

1ـ بازگشت‌ يهوديان‌ به‌ ارض‌ موعود (فلسطين‌)

2ـ ايجاد دولت‌ يهودي‌ در ارض‌ موعود

3ـ موعظه‌ شدن‌ بني‌اسرائيل‌ و ديگر مردم‌ دنيا به‌ انجيل‌

4ـ به‌ بهشت‌ رفتن‌كليه‌ كساني‌ كه‌ به‌ كليسا ايمان‌ آورده‌اند

5ـ دوران‌ هفت‌ ساله‌ فلاكت‌. در اين ‌مرحله‌ يهوديان‌ و ديگر مؤمنان‌ از سوي‌ دجال‌، ظلم‌ خواهند ديد

6 ـ وقوع‌ جنگ‌ آرماگدون‌، جنگي‌ كه‌ در صحراي‌ مگيدو يا هارمجدو و در اسرائيل‌ به‌وقوع‌ مي‌پيوند

7ـ شكست‌ لشكريان‌ دجال‌ و استقرار هزار ساله‌ مسيح‌ در اورشليم‌

اين‌ پادشاهي‌ به‌ وسيله‌ی يهوديان‌ مسيحي‌ شده‌ اداره‌ مي‌شود. در دوره‌ هفت‌ ساله‌ فلاكت‌، دجال‌ در نيمه‌ اول‌ هفت‌ ساله‌، صلح‌ ظاهري‌ ايجاد مي‌كند و در نيمه‌ی دوم‌ آن‌ به‌ اسرائيل‌ حمله‌ مي‌نمايد، بيت‌المقدس‌ را بر محاصره‌ در مي‌آورد و صحنه‌ را براي‌ نبرد نهايي‌ يا جنگ‌ آرماگدون‌  فراهم ‌مي‌سازد. در اين‌ زمان‌، عيسي‌ سوار بر اسبي‌ سفيد به‌ زمين‌ مي‌آيد و در پي ‌او، مؤمنان‌ از ابرها سرازير مي‌شوند و جنگ‌ را به‌ نفع‌ خود پايان‌ مي‌دهند و حكومت‌ هزار ساله‌ خود را شروع‌ مي‌كند. برخي‌ هم‌ وقوع‌ هفت‌ سالة‌ رنج‌ و محنت‌ را هم‌زمان‌ با آغاز آرماگدون‌ مي‌دانند، يعني‌ اين‌ جنگ‌ هفت‌ سال‌ طول‌ مي‌كشد. پس‌ از هفت‌ سال‌، مسيح‌ وارد عرصه‌ی كارزار شده‌ و به‌ پيروزي‌ نهايي‌ دست‌ مي‌يابد.

 

جنگ‌ آرماگدون‌:

مطابق‌ اعتقادات‌ مسيحيان‌ صهيونيست‌، حوادث‌ زير بايد به‌وقوع‌ بپيوندد تا مسيح‌ دوباره‌ ظهور كند و البته‌ پيروان‌ نظريه‌ و انديشه‌ی مسيحيت‌ صهيونيستي‌، وظيفه‌ دارند براي‌ تسريع‌ در عملي‌ شدن‌ اين ‌حوادث‌، كوشش‌ نمايند:

1- يهوديان‌ از سراسر جهان‌، بايد به‌ فلسطين‌ آورده‌ شوند و كشور اسرائيل‌ در گستره‌اي‌ از رودخانة‌ نيل‌ تا فرات‌ به‌ وجود آيد. يهودياني‌ كه‌ دست‌ به‌ اين‌ مهاجرت‌ مي‌زنند، اهل‌ نجات‌ خواهند بود

2- يهوديان‌ بايد دو مسجدالاقصي‌ و صخره‌ در بيت‌المقدس‌ را منهدم‌ كنند و بر جاي‌ آن‌، معبد بزرگ‌ يهوديان‌ را بنا نهند

3- روزي‌ كه‌ يهوديان‌ مسجدالاقصي‌ و صخره‌ را منهدم‌ نمايند، جنگ‌ نهايي‌ مقدس‌ يا آرماگدون‌ به ‌رهبري‌ آمريكا و انگليس‌ آغاز شده‌ و در اين‌ جنگ‌ تمام‌ جهان‌ نابود خواهد شد

4- روزي‌ كه‌ جنگ‌ آرماگدون‌ آغاز مي‌شود، تمامي‌ مسيحيان‌، توسط‌ يك‌ سفينه‌ از دنيا به‌ بهشت‌ منتقل‌ مي‌شوند و از آن‌ جا همراه‌ مسيح‌، نظاره‌گر نابودي‌ جهان‌ و عذاب‌ سخت‌ خواهند بود

5- در جنگ‌ آرماگدون‌، زماني‌ كه‌ ضد مسيح‌ يا دجال‌، در حال‌ دست‌يابي‌ به‌ پيروزي‌ است‌، مسيح‌ همراه ‌مسيحيان‌ به‌ بهشت‌ رفته‌، ظهور مي‌كند، ضد مسيح‌ را شكست‌ مي‌دهد و حكومت‌ جهاني‌ خود به‌ مركزيت‌ بيت‌المقدس‌ را برپا خواهد كرد.

از وجوه‌ مشترك‌ِ برجسته­ی‌ همه‌ كساني‌ كه‌ مراحل‌ چندگانه‌ی انديشه‌ی مسيحيت ‌صهيونيستي‌ را برشمرده‌اند، جنگ‌ آرماگدون‌ يا جنگ‌ فرات‌ است‌. جنگ‌ آرماگدون‌ در دره‌ی مجدو در دشت‌ خزرال‌ واقع‌ در شمال‌ اسرائيل‌ و در كرانه‌ی اسرائيل‌ و در ساحل‌ غربي‌ رود اردن‌ روي‌ مي‌دهد. گفته‌ مي‌شود كه‌ آيه‌ی زير در صحيفه‌ی خزيقال‌ و زكرياي‌ نبي‌ درباره‌ی اين‌ جنگ‌ است‌:

الف‌- «باران‌هاي‌ سيل‌آسا و تگرگ‌هاي‌ سخت‌ آتش‌ و گوگرد، تكان‌هاي‌ سختي‌ در زمين‌ پديد خواهد آورد. كوه‌ها سرنگون‌ خواهند شد، صخره‌ها خواهند افتاد و جميع ‌حصارهاي‌ زمين‌ منهدم‌ خواهد شد.»

ب‌ـ «گوشت‌ ايشان‌ در حالي‌ كه‌ بر پاهاي‌ خويش‌ ايستاده‌اند، كاهيده‌ خواهد شد و چشمان‌ ايشان‌ در جاي ‌خود گداخته‌ خواهد شد و زبان‌هاي‌شان‌ در دهان‌شان‌ كاهيده‌ خواهد شد.»

مسيحيان‌ صهيونيست‌ از كنار هم‌ قرار دادن‌ اين‌ دو آيه‌ نتيجه‌ مي‌گيرند، اين‌جنگ‌، اتمي‌ و نوتروني‌ خواهد بود.

 

هزاره‌گرايي‌:

گريس هال‌سل‌ در جريان‌ دومين‌ گشت‌ سياحتي‌ خود به ‌اسرائيل‌، از براد يك‌ مسيحي‌ صهيونيست‌ پروپا قرص‌، خواست ‌رويدادهايي‌ را كه‌ پيش‌ از دوران‌ هفتم‌ روي‌ مي‌دهد بشمارد. براد چنين‌آغاز كرد:

اول‌، بازگشت‌ يهوديان‌ به‌ سرزمين‌ فلسطين

دوم تأسيس‌ دولت‌ يهود، استقرار دوباره‌ی يهوديان‌ در ارض‌ موعود و تشكيل‌ اسرائيل. نشانه‌ی آن‌ است‌ كه‌ نقشه‌ی الهي‌ در حال‌ اجرا شدن‌ است‌ و دومين‌ ظهور نجات‌ دهنده‌ی مسيحيان‌ قطعي‌ است‌. براد مي‌افزايد: ايجاد دولت‌ اسرائيل‌، خطيرترين‌ و مهم‌ترين‌ رويداد تاريخ‌ معاصر است‌. اين‌ رويداد، معرف‌ نخستين‌ گام‌، يعني‌ آغاز آخرالزمان‌ است‌.

سوم‌، تبليغ‌ كلام‌ خدا براي‌ همه­ی‌ ملت‌ها از جمله ‌اسرائيل‌.

چهارم‌، ربودگي‌ يا عروج‌ به‌ ملكوت‌ كليسا.

پنجم‌، آزمايش‌ سخت‌ كه‌ دوران‌ رنج‌ و محنت‌ عظيمي‌ خواهد بود. در عرض‌ هفت‌ سال‌، همه‌ی كساني‌ كه‌ ربوده نشده‌اند، گرفتار زجر و آزار بزرگي‌ از سوي‌ دجال‌ خواهند شد.

ششم‌، نبرد هارمجدون‌. در اين‌ نبرد، يهوديان‌، همه‌ی سرزميني‌ را كه ‌خداوند به‌ عبرانيان‌ داده‌ است‌ آزاد مي‌سازند، يعني‌ قبل‌ از آن‌كه‌ مسيح ‌بتواند باز گردد (مرحله‌ی هفتم‌)، يهوديان‌ بايد مالك‌ تمام‌ سرزمين‌هايي‌ بشوند كه‌ خداوند به‌ آنان‌ وعده‌ داده‌ است‌.

در حقيقت‌، عرب‌ها بايد از اين ‌سرزمين‌ها بروند، زيرا كه‌ اين‌ زمين‌ها، تنها به‌ يهوديان‌ تعلق‌ دارد. خداوند همه­ی‌ اين‌ سرزمين‌ها را به‌ يهوديان‌ داده‌ است‌. به‌ هر روي‌، همه‌ی اين‌ حوادث‌ بايد در آغاز هزاره‌ی سوم‌ ميلادي‌ روي‌ دهد. به‌ همين‌ رو، نظريه‌ی مسيحيت ‌صهيونيستي‌ را هزاره‌گرايي‌ هم‌ ناميده‌اند؛ چرا كه‌ در كتاب‌ مقدس‌ (تورات‌) بر وقوع‌ جنگ‌ آرماگدون‌ در هزاره‌ی سوم‌ اشاره‌ شده‌ يا اينكه‌ چنين‌ تفسيري‌ از آن‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌. البته‌، گاه‌ هزاره‌گرايي‌ به‌ آن‌ مفهوم‌ است‌: زماني‌ كه ‌عيسي‌ مسيح‌، از آسمان‌ به‌ زمين‌ مي‌آيد، دجال‌ را مي­كشد و هزار سال‌ حكومت‌ مي‌كند و گاه‌ نيز هزاره‌گرايي‌ مسيحي‌ بر اين‌ تفكر استوار است‌ كه ‌در ابتداي‌ هر هزاره‌، اتفاق مهمي‌ روي‌ مي‌دهد.

نتيجه‌ اين‌كه‌، علي‌ رغم‌ تناقص‌ شكلي‌ و محتوايي‌ مراحل‌ ظهور مسيح‌ (نظريه‌ی مسيحيت‌ صهيونيستي‌) و نيز با صرف‌­نظر از ترديدهاي‌ جدي‌ كه‌ درباره‌ی انطباق آن‌ با آموزه‌هاي‌ توراتي‌ و انجيلي‌ وجود دارد و... از چند ويژگي ‌مشترك‌ برخوردار است‌ كه‌  مهم‌ترين‌ آن‌، به‌ دليل‌ وقوع‌ و تحقق‌ عيني‌، مرحله‌ی اول‌ و دوم‌، يعني‌ گرد آوردن‌ يا آمدن‌ يهوديان‌ در ارض‌ موعود يا فلسطين‌ و تأسيس‌ يك‌ دولت‌ يهودي‌ به‌ مركزيت‌ بيت‌المقدس‌ و در گستره‌اي‌ از نيل‌ تا فرات‌ است‌. علت‌ توجة‌ مسيحيان‌ صهيونيست‌ به‌ مهاجرت‌ يهود و دولت‌ يهود آن‌ است‌ كه‌:

«1ـ يهوديان‌ امت‌ برگزيده‌ی خدا هستند، لذا همه‌ی كساني‌ كه‌ به‌ يهوديان‌ دعا مي‌كنند، خدا به‌ آن‌ها بركت‌ مي‌دهد،

2 ـ خدا در طرح‌ كلي‌ خود درباره‌ی هستي‌، جايي‌ براي‌ اعراب‌ فلسطيني‌ در نظر نگرفته‌، توجه‌ خدا تنها معطوف‌ به‌ يهوديان‌ است‌،

3 ـ خدا در همه‌ی كارهايي‌ كه‌ اسرائيل‌ انجام‌ مي‌دهد، دستي‌دارد، يعني‌ خداوند هميشه‌ در طرف‌ اسرائيل‌ است‌،

4 ـ اسرائيل‌، تو را دوست‌ مي‌داريم‌، چون‌ خدا تو را دوست‌ دارد و اگر عرب‌ها دشمن ‌اسرائيل‌اند، پس‌ دشمن‌ خدايند،

5 ـ خداوند به‌ اين‌ دليل‌ با آمريكا مهربان‌است‌ كه‌ آمريكا نسبت‌ به‌ يهوديان‌ مهربان‌ است‌ و

6ـ اگر ما پشتيباني‌ از اسرائيل‌ را رها كنيم‌، اهميت‌ خود را در نزد خداوند از دست‌ مي‌دهيم‌.»

 

    335 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آرماگدون (14)
●   صهيونيسم مسيحي. (44)
●   صهيونيسم (242)
●   ضد مسيح (3)
●   مسيحيت (176)
●   هزاره گرايي (8)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:11/03/1384

تاريخ شمسی نشر:11/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب